منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • یکشنبه 1 اردیبهشت 1398 10:37 ق.ظ نظرات ()


    فیلمی که میبینید توسط فضانوردان ماه نشین آپولو13 در سطح ماه گرفته شده است. بدون هیچ توضیحی شما را به دیدن آن دعوت می کنم و قضاوت درباره اش را بر عهده شما می گذارم.
    آخرین ویرایش: یکشنبه 1 اردیبهشت 1398 10:42 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 3 اردیبهشت 1398 05:28 ب.ظ نظرات ()
    2-3 هفته قبل رسول جعفریان بحث زیر را در کانال تلگرامی خود مطرح کرد:

    بعثت یا برانگیختگی راهی است که خداوند از آن مسیر، پیامش را توسط رسولانش برای مردم می فرستد. پیامی که هدف آن تهذیب بندگان [یزَكِّیهِم‏]، آموختن آیات الهی و حکمت به ایشان [یعَلِّمُهُمُ] ، برداشتن زنجیرها [یضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ]، و ارائه تصویری از یک زندگی اخلاقی بر اساس اسوه بودن رسول الله است [لَقَدْ كانَ لَكُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة].
    اساس این دعوت، بندگی خداوند [لِیعْبُدُون‏] و به عبارت رساتر، رواج توحید و یکتاپرستی [قولوا لا اله الا الله تفلحوا] و گذشتن از منیّت‌های فردی و قومی است. آدمی که اسماء الهی را تعلیم یافته [وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماء]، و در نهاد فطرتش تعهد بر بندگی خالقش نقش بسته [أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى‏]، بار دیگر در این عالم، با بعثت، پیام الهی و هدایتگرانه رسول را می شنود تا با پرهیز از شرک، راه توحید و بندگی را بپیماید [وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَیئا].
    این دعوت اساسش شناخت خداوند و پرستش اوست، و حاصل آن داشتن یک زندگی اخلاقی ـ الهی است که چهارچوب اصلی آن اخلاق نبوی، فقه اسلامی، شعور انسانی و باور به قیامت با امید به لقاء پروردگار و بهره مندی از عفو و بخشش و مغفرت اوست.
    رسولان الهی، تلاش کرده‌اند تا در این دعوت، در مقام یک مبشر و منذر، هادی  و معلم و  مرشد و یک اسوه عملی، راه را به بشر بنمایانند. راهی که از دالان اخلاق و فقه می گذرد و بنیادش بر معرفت الهی و درک این است که فقط اوست که هست و ما بقی تنها نشانی از اویند و در سمت و سوی او بهره ای از وجود دارند.
    پیامبر که به دعوت مبعوث گشت، سیاه و سفید را برابر شمرد، عرب را با عجم به یک چشم نگریست، فقیر و غنی را برابر خداوند و در صف نماز در کنار هم نشاند، و از قول خداوند گفت که برترین شما متقی ترین شماست و بس [إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُم‏]. در قرآن هیچ نشانی از منیت های فردی و جمعی، عربی و عجمی، قومی و قبیله ای دیده نمی شود. 
    در این دعوت الهی و بعثت، ماهیت دعوت انبیاء یکی است و آنچه خداوند به موسی و عیسی و محمد داده، پیام واحد دارد، چنان که خود تأکید کرده است که: لا نُفَرِّقُ بَینَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِه‏. این انبیاء هر کدام در میان قوم و قبیله‌ای بودند اما ماهیت دعوت آنان یکسان و یکی بود. خداوند با تأکید بر این مطلب و در ادامه آن از آدمیان می خواهد که: أَنْ أَقیمُوا الدِّینَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فیه‏ دین را اقامه کنند و میان آن به عنوان این که این دین از این طایفه و آن یکی از دیگری است، تفرقه ایجاد نکنند.
    افتخار اسلام بر این اساس بوده و هست که بعثت الهی رسول الله، برای همه بشر بوده و این دعوت فارغ از هر نوع نگاه تبعیضانه میان همه اقوام به پیش رفته است. همین شعار بوده است که بربرها و ایرانیان و هندیان و رومیان همه بر آن اساس، به اسلام گرویدند و اسلامشان نه از ترس شمشیر امویان و عباسیان، بلکه به عشق نگاه برابراندیشانه اسلام بود که برای آدمی حرمت می نهاد و هر کسی را از هر قوم و قبیله ای می پذیرفت و تفرقه میان مردمان ایجاد نمی کرد. این باعث تأسف است که اساس اسلام، احترام به انسان و کرامت انسانی باشد، اما امروز بیشترین اختلاف بین کشورهای اسلامی و اقوام مسلمان به عنوان عرب و عجم باشد. این نشان از آن است که ما در ادعای اسلام، صادق نیستیم. باید گفت غالب جماعات سیاسی، کسانی هستند که نعمت خدا را می شناسند و به اسم آن بر سریر قدرت می نشینند و سپس آن نعمت ها را با این قبیل رفتارهای قوم گرایانه انکار می کنند. [یعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ ینْكِرُونَها].
    اگر آسمان به زمین بیاید، و یا زمین به آسمان، دعوت انبیاء همان است که در قرآن آمده است که: قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ یوحى‏ إِلَی أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ یرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدا رسول هم که اشرف آدمیان است، بشری است مانند شما، فقط به او وحی می شود بر این که خدا یکی است. هر کسی که امید دیدار پروردگار را می برد، باید عمل صالح انجام دهد و در حین عمل صالح در عبادت پروردگارش شرک نورزد. 
    رسولان آمده‌اند که آدمی را به دو چیز، استفاده از نعمات زندگی و عمل صالح  دعوت کنند. (یا أَیهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّیباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّی بِما تَعْمَلُونَ عَلیم‏). ای رسولان! از پاکیزه ها بخورید و عمل صالح انجام دهید. من به آنچه می کنید آگاهم. برای من این قشنگ ترین و زیباترین آیت قرآنی است. اول دعوت به بهره مندی از یک زندگی خوب، و دیگر  انجام عمل صالح. اینها دو رکن اصلی دعوت و بعثت انبیاء هستند. بهتر است حکومت های مدعی اسلام و توده های مسلمان و همه ما، بر پایه این دو اصل، برنامه ریزی کنیم.
    اما بخوانید در جواب ایشان چه نوشته است  دکتر رضا منصوری:
    جناب جعفریان دوست عزیز سحر شما به خیر. متن شما را به مناسبت بعثت خواندم. ما انسان ها پس از بیش از هزار سال از آخرین بعثت پیامبران الهی و پس از تجربهء چندین حکومت و اقتدار دینی و اقتدارهای طریقتی دیگر باید یاد گرفته باشیم که اجرای گفتارهای زیبا اصلا آن گونه که در گذشته تصور می شدبدیهی نیست. اگر بگویم تنها در زمینهء بروز اشکال در اجرای سیاست ها که امری ثانویه است چند صدهزار مقاله از نتایج بررسی های علمی منتشر شده اغراق نکرده ام و این مستند است.  امیدوارم متعهدین به دین و مذهب هم هر چه زودتر یاد بگیرند که تحقق شعارهای لطیف از این سبک در اجرا خرد و ابزاری می طلبد که انسان ها در این چند صد سال گذشته ابداع کرده اند که در شعار «مدیریت جهادی» نمی گنجد. باید یاد گرفت از انسان هایی که آن را ابداع کرده اند و  می شناسند. دعا می کنم مدعیان جکمرانی مبتنی بر اسلام هم آمادگی پیدا کنند برای یاد گیری. کم ندیده ام مدیرانی جهادی را که در این سیل اخیر هم در رسانه زیاد دیده شده اند که کمترین تصور را دارند از آن چه می گویند و در خیال اجرا می کنند. هنوز زلزلهء سرپل ذهاب و نتایج ادعاهای این مدیران مثلا جهادی بی دانش را از یاد نبرده ام که خود را مجریان همان گزاره های زیبایی می دانند که شما مطرح کرده اید. خداوند همه ما را به راه یاد گیری و خردورزی هدایت کند.
    خلاصه اینکه فرموده اند این شعار های قشنگ قشنگ را باید گذاشت در کوزه و جامعه را با عقل و علم جدید اداره کرد نه با آرزو و رویا.
    آخرین ویرایش: یکشنبه 1 اردیبهشت 1398 10:49 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 30 فروردین 1398 11:08 ب.ظ نظرات ()
    والاترین قطع تعلّق آن است که آدمی خدای را، از بهر خدا، ترک گوید
     مایستر اِکهارت
    آخرین ویرایش: جمعه 23 فروردین 1398 11:09 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 29 فروردین 1398 03:04 ق.ظ نظرات ()
    چند روستا نابود شوند بهتر است یا یک شهر؟ یک تصمیم اخلاقی سخت است. تصمیمی که در این چند روز پیش روی استاندار خوزستان قرار گرفته. احتمالا متغیرهای هزینه ی زیرساخت ها و تعداد افراد صدمه دیده بود که باعث شد تا او تصمیم بگیرد که سیل بندهای چند روستا از بین بروند. سیل بندها شکسته شوند تا آب برود توی زمین های کشاورزی و خانه های آن روستاییان و به شهرها آسیب نرساند. عقلانی به نظر می رسد. اما اتفاقی که در واقع افتاده این بوده: روستاییان تا پای جان و کشت و کشتار  با ماموران قضایی و کشاورزی درگیر شده اند. آن ها یک تجربه ی تلخ داشته اند و حاضر نیستند که آن تجربه برایشان تکرار شود. سال 1395 سیل آمده و تمام محصولات و خانه های آن ها را نابود کرده. ولی هیچ جبرانی از سوی دولت در کار نبوده. استاندار وعده داده که تا آخر ماه خسارت های سال 95 تمام و کمال به آن ها پرداخت می شود. اما نوشدارو بعد از مرگ سهراب؟ راستش حقیقت ماجرا همین جاست: دولت جبران نخواهد کرد. دروغ می گویند. مثل چی دروغ می گویند. دولتی ها دروغ می گویند. حتی سپاه هم دروغ می گوید. جبران نخواهند کرد. نه این که نخواهند. اتفاقا خیلی هم دوست دارند. ولی نمی توانند. دولت نمی تواند. سپاه هم به طرز گول زنکی چند تا ساختمان را بازسازی می کند و توی بوق و کرنا می کند. آن هم چون حساب کتاب پس نمی دهند و پولی که در اختیارشان است برنامه ریزی شده نیست. ولی آن ها هم نمی توانند. پول همیشه محدود است. خسارت ها را نه دولت و نه سپاه و نه هیچ نهادی جبران نخواهند کرد و همه ی این حرف های امیدوارکننده وعده ی سر خرمن است. نه... اصلا نمی خواهم بگویم دولت ناتوان است. سپاه فلان است. بسیج بهمان است. کمیته امداد این جور. بهزیستی آن جور. نه... حتی می خواهم کمی گستاخ باشم و بگویم نباید هم جبران کنند. مگر آن خانه ها را دولت ساخته که با خراب شدنشان بخواهد بازسازی کند؟ دولت تنها یک وظیفه دارد: اسکان موقت و امدادرسانی اولیه به حادثه دیدگان در اسرع وقت و با کیفیت ترین حالت ممکن. همین و همین. اگر دولت آن خسارت ها را جبران کند مطمئنا از جیب کسان دیگری بریده و تزریق کرده به حادثه دیدگان. حق کسان دیگری را نابود کرده و شاید اگر بگوییم از حق آیندگان (فرزندان ما،‌ آموزش و پرورش،‌ تحقیق و پژوهش و...)‌ می زند هیچ دروغ نگفته باشیم. دنیا ساز و کار دیگری برای جبران خسارت ها دارد. اسمش هم بیمه است. در مورد سیل و حوادث طبیعی بیمه های آتش سوزی دهه هاست که در جهان انسان های بسیاری را از ورطه ی نابودی نجات داده اند. بیمه ها در زمان ساخت خانه ها وارد بازی می شوند. بیمه ها قبل از حادثه وارد بازی می شوند. چشم بسته جبران خسارت را بر عهده نمی گیرند. توصیه می کنند. اگر خطری در آینده احتمال داشته باشد خودشان را به آب و آتش می زنند تا جلوی آن احتمال را بگیرند. اگر خانه ای در بستر رود باشد بیمه اش نمی کنند. اگر خانه ای سست بنیاد باشد گیر می دهند که باید اصولی ساخته شود. بیمه ها قبل از وظیفه ی جبران خسارت، وظیفه ی پیشگیری را به عهده می گیرند. ذینفع اند و تا جای ممکن گیر می دهند تا کارها اصولی انجام بگیرد. وقتی هم حادثه ای رخ می دهد تمام و کمال می ایستند و جبران می کنند. رقابت دارند. شرکت ها می شتابند تا هر چه زودتر و بهتر خسارت ها را پرداخت کنند. نیازی به هزار تبلیغ برای جذب کمک های مردمی ندارند. بی این که از حق کس دیگری بزنند. بی این که دروغ بگویند. چون کارشان همین است. کار دولت بیمه گری نیست... ما بیمه ای داریم به اسم مسئولیت مدنی دارندگان وسائط نقلیه موتوری موسوم به بیمه ی شخص ثالث. بیمه ای که مستقیما درگیر مرگ و میرها و تصادف های جاده ای است. اما از بس دولت دخالت کرده و مجلس قوانین آن را انگولک کرده،‌ این نوع از بیمه نتوانسته نقش کلیدی در جاده های ایران داشته باشد.  راستش یک جایی باید دولت و مجموعه ی دولت دست از دروغ گفتن بردارد. خودش می داند که جبران نمی کند. هزاران سیگنال هم نشان می دهد که جبران نخواهد کرد. چرا دروغ می گوید؟ یک جایی جسارت به خرج بدهد و بگوید وظیفه ی من نیست. یک جایی برگردد بگوید این وظیفه ی بیمه هاست. برگردد بگوید ملت از این به بعد بروید بیمه ی آتش سوزی و سیل کنید. بیمه ها را دخالت بدهد. به آن ها قدرت مانور و نظارت بدهد. هزار تا سازمان برای نظارت کارهای مهندسی در ایران با هزار گونه رشوه و حرام لقمگی شکل گرفته. نیازی نیست. کار را بده به کسی که برایش خوب بودن فایده است... چرند دارم می گویم. می دانم. آرزوهای محالی دارم. فقط خواستم بگویم دارند دروغ می گویند... 
     برگرفته شده از 
    https://www.namasha.com/myVideos
    آخرین ویرایش: یکشنبه 25 فروردین 1398 10:18 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 26 فروردین 1398 05:25 ب.ظ نظرات ()
     مصطفی ملکیان

    1️⃣ در دوران مدرن سخن گفتن علامت برتری است 

    نخست اینکه در تمدن مدرن سخن گفتن، علامت برتری است. یکی از ویژگی‌های ماهوی فرهنگی مدرنیته این است که برای سخن ارزش قائل است، نه برای سکوت. بنابراین مدرنیته بی‌معنایی (non sense) را رواج داده است، زیرا برای نفس سخن گفتن ارزش قائل است. در حالی سکوت یکی از ویژگی‌های فرزانگان در دوران گذشته بود. 

    2️⃣دموکراسی باعث رواج حرف مفت می شود

    دومین عامل اجتماعی دموکراسی است. در دموکراسی از شهروندان خواسته می‌شود که در مسائل مختلف اظهارنظر کنند و این سبب رواج حرف مفت‌گویی می‌شود. البته دموکراسی به ضرورت عملی چاره‌ای جز رجوع به نظر همگان ندارد و به لحاظ حقوقی برای همه حق سخن قائل است، اما این بدان معنا نیست که افراد به لحاظ اخلاقی نیز می‌توانند راجع به هر چیز حرف بزنند. در حالی که باید میان حقوق و اخلاق تمایز گذاشت.

    3️⃣وجود نداشتن «حکمت به من چه»
    سومین عامل اجتماعی این است که در مدرنیته «حکمت به من چه» وجود ندارد. در مقام علم، جواب هر سوالی را دانستن به درد نمی‌خورد. «حکمت به من چه» فرزانگان باستان می‌گوید سوالاتی را باید پرسید که وضع انسان قبل از طرح آنها در ذهن با بعد از طرح آنها فرق کند. در مدرنیته به نام کنجکاوی علمی هر پرسیدنی مستحسن شمرده می‌شود. هایدگر در «هستی و زمان» در این زمینه بهترین نکته را خاطرنشان می‌شود و می‌گوید زمانی که کسی کنجکاوی بی‌ارزش داشته باشد، مخاطب یاوه‌گویی بی‌ارزش می‌کند و مخاطب و گوینده هر دو سرگشته می‌شوند. او می‌گفت باید اولین مرحله یعنی کنجکاوی بی‌جا را متوقف کرد وگرنه دو پدید بعدی یعنی یاوه گویی بی‌ارزش و سرگشتگی نیز رخ می‌دهد. هیچ تحلیلگری به خوبی هایدگر این پدیده را تحلیل نکرده است.

    4️⃣سیطره کمیت بر کیفیت 
    چهارمین پدیده اجتماعی که سبب رواج یاوه‌گویی می‌شود، سیطره کمیت بر کیفیت در دوران ما است. در چنین روزگاری افراد به جای حرف درست (توجه به کیفیت)، زیاد حرف می‌زنند (توجه به کمیت) . قرآن می‌گوید: «لیبْلُوکُمْ أیُّکُمْ أحْسنُ عملًا» (سوره ملک، آیه ٢) یعنی خدا می‌آزماید که کدام کار بهتر می‌کنید، نه اینکه کدام یک کار بیشتری می‌کند یعنی نگفته است«ایکم اکثر عملا» یعنی قرآن برای کیفیت عمل ارزش قائل است نه کمیت آن.

    5️⃣تقدم آداب معاشرت بر اخلاق

    پنجمین عامل اجتماعی رواج حرف مفت، تقدم اتیکت (آداب معاشرت) بر اتیکس (ethics، اخلاق) است. میان آداب معاشرت و اخلاق تمایز هست و هر دو ضرورت دارد. اما هنگام تعارض این دو باید اخلاق را بر آداب معاشرت ترجیح داد. متاسفانه امروز آداب معاشرت بر اخلاق تقدم یافته و به همین خاطر افراد برای رعایت ادب و احترام، به حرف مفت گوش می‌کنند.

    ☘️سخنرانی در معرفی از کتاب در باب حرف مفت هری فرانکفورت 

    آخرین ویرایش: سه شنبه 20 فروردین 1398 10:24 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 24 فروردین 1398 11:01 ب.ظ نظرات ()
    کفر، اندر خود، قاعدۀ ایمان است آسان آسان به کافری نتوان رفت.
     عین‌القضات همدانی
    آخرین ویرایش: جمعه 23 فروردین 1398 11:12 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 246 1 2 3 4 5 6 7 ...