جمعه 26 تیر 1394 12:32 ق.ظ نظرات ()

سو چین و نخستین اتحاد عمودی ( 334 تا 300 پ . م )

سو چین از سال 334 پ . م  سفرهایش به دربارهای یان ، ژائو ، هان ، وی ، چی و چو را آغاز کرد و موفق شد آنان را ترغیب کند یک جبهه متحد علیه چین تشکیل دهند .  در سال 318 پ . م  پنج امارت ( فقط امارت چی غایب بود ) یک حمله همه جانبه علیه چین را آغاز کردند ، اما این حمله چندان موفقیت آمیز نبود .

هوئی ، شاه امارت چین ، در سال 311 پ . م درگذشت و نخست وزیرش ژانگ یی جای او را در سال بعد گرفت . حکمران جدید با عنوان (شاه وو ) تنها چهار سال حکومت کرد . وو بدون داشتن وارث قانونی درگذشت . تا سال 307 پ . م که یکی از پسران شاه هوئی توانست با عنوان ( شاه ژائو ) بر تخت امارت چین تکیه زند در چین جنگ داخلی برقرار بود .  حاکم جدید اما ، دوره حکومتی طولانی پیش رو داشت : ژائو برای 53 سال پادشاه امارت چین ماند .

پس از شکست نخستین اتحاد عمودی ،  سو چین برای زندگی به امارت چی رفت . در آنجا شاه خوان او را به گرمی پذیرفت و وزرایش را به همین سبب به حاشیه راند .  یک سوءقصد در سال 300 پ . م سو چین را به شدت مجروح کرد . سو چین که مرگ خود را نزدیک می دید به شاه تازه بر تخت نشسته ، مین ، توصیه کرد برای شناسایی سوءقصدکنندگان ، او را علنا اعدام کند . شاه مین توصیه سو چین را پذیرفت و او را اعدام کرد تا قاتلان شناسایی شوند . به این صورت نسل اول متفکران مکتب اتحاد عمودی به پایان خط رسید .

نخستین اتحاد افقی ( 300 تا 287 پ . م )

پادشاه مین از امارت چی به شدت تحت تاثیر  لرد منگچانگ ، نوه پادشاه وی از همان امارت بود . منگچانگ اتحاد با امارت های هان و وی در غرب را مطرح کرد . امارت چین که بر اثر جنگ داخلی سال های قبل تضعیف شده بود نیز به این اتحاد پیوست و لرد منگچانگ را به عنوان وزیر اعظم خود پذیرفت .  اتحاد بین چین و چی با ازدواج یک شاهزاده خانم از امارت چی با شاه مین استحکام بیشتری یافت . این اتحاد افقی ( شرقی – غربی ) ممکن بود صلح را تضمین کند ،  اما در آن امارت ژائو به حاشیه رانده شده بود .

در حدود سال 299 پ . م حکمران ژائو نیز به عنوان آخرین امارت بزرگ ، خود را شاه اعلام کرد .

در سال 298 پ . م ژائو به چین پیشنهاد اتحاد داد و لرد منگچانگ از چین اخراج شد .  سه امارت متحد چی ، هان و وی به امارت چین حمله کردند و از دره رود زرد تا در شانسی تا گذرگاه هانگو را گرفتند .  پس از سه سال جنگ و تصرف این گذرگاه ، چین مجبور شد بخشی از قلمروش را به هان و وی واگذار کند . متحدان سپس به یان و چو یورش برده و شکست های سختی بر آنان وارد کردند .  در دوره5 ساله وزارت لرد منگچانگ در چی ، این امارت قدرت عمده به شمار می رفت .

در سال 294 پ . م دولت لرد منگچانگ با یک کودتا ساقط شد و او به امارت وی گریخت . نظام اتحادی مورد نظر او از هم گسسته بود . چی و چین با هم پیمان صلح بستند و هر کدام منافع خاص خود را در پیش گرفتند . چی به سوی جنوب و امارت کوچک سونگ لشکر کشید و در همان حال بای چی ، سردار مشهور امارت چین ،  به سوی شرق و بر ضد اتحاد هان / وی وارد عمل شد و در نبرد تعیین کننده ییچوئه به پیروزی دست یافت .

در سال 288 پادشاه ژائو از امارت چین و پادشاه مین از امارت چی بر خود لقب ( امپراتور ) نهادند . آنان سوگند همکاری با یک دیگر خوردند و طرحی برای حمله به امارت ژائو را مورد نظر قرار دادند .

سو دای و دومین اتحاد عمودی

در سال 287 پ . م سو دای ، برادر جوان تر  سو چین ، و یک عنصر اطلاعاتی احتمالی فرستاده شده از طرف امارت یان ،  پادشاه مین از امارت چی را قانع کرد که جنگ با ژائو تنها به مصلحت امارت چین خواهد بود . شاه مین پذیرفت و یک اتحاد عمودی علیه امارت چین را شکل داد .  چین عقب نشست و عنوان ( امپراتور ) برای شاهش را کنار نهاد . قلمروهای تصرف شده ژائو و وی نیز به آن ها پس داده شد .  در سال 286 پ . م امارت چی قلمرو امارت کوچک سونگ را به خاکش ضمیمه کرد .

دومین اتحاد افقی

در سال 285 پ . م ، موفقیت امارت چی سبب هراس دیگر امارت ها شده بود . لرد منگچانگ که در امارت وی در تبعید به سر می برد ، توانست امارت های چین ، ژائو ، وی و یان را بر ضد چی متحد کند . یان پیشتر و به طرز معمول یک متحد برای امارت چی بود . این تغییر موضع یان برای امارت چی یک غافلگیری فاجعه بار بود . یوئه یی ، سردار امارت یان به دشمن چی تبدیل شده بود . با شروع حمله دشمنان چی ، امارت چو به چی پیشنهاد کمک داد اما در ازای آن واگذاری بخشی از قلمرو چی را طلب کرد . ارتش های چی منهدم شدند و قلمرو چی به دو شهر جو و جیمو محدود شد . پادشاه مین نیز توسط رعایای خودش دستگیر و کشته شد .

پادشاه خیانگ در سال 283 پ . م جای مین را گرفت . سردار او ، تیان دان توانست بخش اعظم قلمرو سابق چی را بازگرداند . اما نفوذ و قدرت امارت چی هیچ گاه به حدی که در دوران سابق بود بازنگشت .

چین در برابر ژائو ( 278 تا 260 پ . م )

بای چی ، سردار امارت چین از سال 316 پ . م حمله به امارت چو را از راه سیچوان شروع کرد . شهر یینگ که پایتخت امارت چو بود تصرف شد و زمین های چو در غرب رودخانه هان به دست امارت چین افتاد .  جمعیت چو در اثر این اتفاق به سوی شرق منتقل شد .

پس از شکست چو در سال 278 پ . م ، اکنون قدرت های عمده امارت چین در غرب و امارت ژائو در بخش مرکزی شمال چین باستان بودند .  این مساله برای راه حل های دیپلماتیک چندان قدرت مانوری باقی نمی گذاشت و مسائل طی سال های 265 تا 260 پ . م از راه جنگ حل شدند . ژائو در دوره حکومت شاه وولینگ  ( 325 تا 299 پ . م ) قدرت فراوانی یافته بود . شاه وولینگ در سال 307 پ. م سواره نظامی نیرومند به سبک بیابانگردان شمالی تشکیل داد . در سال 306 پ . م زمین های بیشتری در فلات شانسی تحت کنترل ژائو درآمد .  سال بعد شاه وولینگ امارت کوچک ژونگشان را در مرز شمال شرقی تصرف کرد . در سال 304 پ . م قوای ژائو به ماورای شمال غرب تاخت و بخشی از دره رود زرد را در شمال منطقه اوردوس لوپ گرفت . جانشین شاه وولینگ ،  شاه هوئی ون ( 298 تا 266 پ.م ) بود که مقامات دولتی توانمندی برگزید و قلمروش را به ضرر امارت های چی و  وی گسترش داد . در سال 296 پ . م ، لیان پو که سردار ارتش شاه هوئی ون بود دو بار ارتش های امارت چین را شکست داد .

در سال 269 پ . م فان سویی به مقام مشاور اعظم امارت چین رسید . او اصلاحات استبدادگرایانه شدیدتری پیشنهاد داد و سعی کرد برای شکست دادن امارت های نزدیک به قلمرو چین با امارت های دورتر متحد شود ( استراتژی 26 ام از مجموع استراتژی های 36 گانه ) . اصل ( حمله نه تنها به قلمرو ، بلکه به مردم ساکن قلمروها ) مورد نظر فان سویی سبب شد دور جدید جنگ های امارت چین با دیگر امارت ها تلفات انسانی شدید در بر داشته باشد و قتل عام های مکرری صورت بگیرد .

شاه ژائو خیانگ از امارت چین در سال 265 پ . م با حمله به امارت ضعیف هان در طول رود زرد نخستین حرکت جدی از این نوع را آغاز کرد . قوای چین از راه شمال شرق و از راه قلمرو وی سعی کردند منطقه شانگدانگ در شمال لوئویانگ و جنوب ژائو را از سایر مناطق قلمرو هان جدا کنند .  پادشاه هان پذیرفت شانگدانگ را تحول چین بدهد ، اما فرماندار محلی شانگدانگ این  امر را قبول نکرد و شهر را به شاه خیائوچنگ از امارت ژائو تقدیم کرد .

امارت ژائو سردارش لیان پو را به همراه نیروهایش به چانگ پینگ اعزام کرد و چین هم ژنرال وانگ هه را مامور مقابله با او قرار داد .  لیان پو زیرک تر از آن بود که در یک نبرد تمام عیار با ارتش چین مواجه شود و در استحکاماتش ماند .  نیروهای امارت چین قادر به نفوذ به این استحکامات نبودند و سه سال پشت دیوارهای چانگ پینگ ماندند . پادشاه امارت ژائو گمان می کرد لیان پو چندان روحیه تهاجمی ندارد و به همین سبب یک سردار دیگر ،  ژائو کو را برای یک نبرد تمام عیار با چین اعزام کرد . در همان زمان امارت چین هم به صورت مخفیانه وانگ هه را با بای چی که به درنده خویی و روحیه تهاجمی مشهور بود عوض کرد .  وقتی ژائو کو استحکاماتش را ترک کرد ، بای چی از همان مانوری استفاده کرد که هانیبال در نبرد کانای در چند دهه بعد از آن بهره برد . قوای بای چی یک آرایش نیم حلقه ای شکل دادند که سرانجام به محاصره نیروهای ژائو منجر شد . پس از 46 روز محاصره ، نیروهای ژائو که از فرط گرسنگی توان مقاومت  نداشتند در سپتامبر 260 پ . م تسلیم شدند . روایت است که بای چی بر اسرای ژائو رحم روا نداشت و بیش از 400 هزار اسیر را قتل عام کرد .

اما امارت چین بیش از آن فرسوده شده بود که بتواند از این پیروزی بهره بگیرد . کمی بعد ارتش چین سعی کرد پایتخت ژائو را محاصره کند اما با حمله ای از پشت کشتار شد . ژائو از نابود شدن نجات یافت ، اما اکنون هیچ امارتی وجود نداشت که به تنهایی توان مقابله با ارتش های امارت چین را داشته باشد . شاید با اتحاد می شد در برابر چین مقاومت کرد ، اما چنین اتحادی دیگر شکل نگرفت .

 

وضعیت امارت ها در اواخر دوره امارت های جنگاور