شنبه 3 شهریور 1397 07:04 ب.ظ نظرات ()
اینترنت که وارد ایران زمین شد یه چیزی بود زپرتی.... به لعنت خدا هم نمی ارزید.... آقایی که شوما باشید محیط ش متنی بود، بهش می گفتیم بی.بی.اس .... نه میشد عکس نامربوط توش دید و نه فیلم نامشروع... یه چیزی بود تو مایه های تله تکس تلویزیون.... 
به هر حال.... وب که وارد بازار شد اول بی.بی. اس رو از میدون به در کرد... بعدش به ملت فهیم ما فهموند که با وب میشه یه سری رکوردها رو جابجا کرد... تا قبل از ورود وب به ایران ما ایرونیا فک می کردیم که رکورد باهوشترین مخلوقات روی کره زمین رو داریم.... یاهومسنجر که اومد دیگه ملت ترکوندن... شدیم سومین کشوری که مردمش از نظر اماری مشتری یاهومسنجرن... عقده های جنسی که یه کم تشفی پیدا کرد رفتیم سراغ وبلاگ نویسی تا عقده ی روشنفکری مون هم فروکش کنه.... وبلاگ در اصل یه جور دفترچه یادداشت روزانه بود که کفار اختراع کرده بودند... منتها این قابلیت رو داشت که اگر کامنت دونی ش رو (مثل اینجا نبندی) بقیه ی مردم بیان و زیر یادداشتهای روزانه ت یه چیزکی بنویسند..... اما ما ایرونیا فکی می کردیم که کافرا وبلاگ رو درست کردن برای شکستن بیضتین غول... فلذا همه شدیم کارشناس اقتصاد، کارشناسی سیاسی، کارشناس هنری و الی اخر.... دوباره رکوردهای جهانی جابجا شد و ایرونیا شدند دومین ملت وبلاگ نویس جهان.... اون موقع دو تا جمله بیشترین تواتر رو در تمام دنیای مجازی و در تمام زبانهای زنده/مرده ی دنیا داشت. اولی اینکهک وب خوبی داری به من سر بزن.... و دومی اینکه: آپم (جمله ی دوم کوتاه ترین جمله ی تاریخ هم هست)
اما چون سر و کار داشتن با کی برد ملت رو خسته می کرد اورکات اومد و ایرونیها رو نجات داد.... اورکات یه جورایی همون بابا بزرگ فیس بوق بودش..... اولش مردم برداشتن یه رکورد دیگه رو جابجا کردن و شدن اول ملت عضو اورکات.... بعد همون رو ایرانیزه ش کردن و شد کلوب دات کام... بعد هم فیس بوق اومد و با قابلیتهاش اورکات و کلوب رو روونه زباله دون تاریخ کرد... فلذا ملت همه کوچ کردن به فیس بوق.... بعدش رو هم که خودت بهتر از من میدونی....
امروزه روز وبلاگ نوشتن کار عجیبیه.... تقریبا تمام وبلاگهایی که من حدود 16 سال پیش باهاشون اشنا شدم(سالی که فهمیدم چه طور با مودم و یه خط تلفن می شه به دنیا وصل شد) الان مدتهاست که دیگه دارن خاک می خورن یا منفجر شدن..... چند تا وبلاگ به درد بخوری هم که موندن عموما دارن هلک و هلک می کنن(مثل همینجا اگر به درد بخور باشه اصلا).... تا اینکه ..... دهَ دَه دَه یه روز که داشتم دنبال یه موضوع بیربط می گشتم برخورد کردم به یه وبلاگ نویس از نسل وبلاگ نویسان راستین به این ادرس
http://sepehrdad.blog.ir/
نویسنده ی سپهرداد ادعایی نداره... خودشه و نوشته هاش.... اصولا با نوشتن حال می کنه.... لذت می بره که بنویسه.... تعداد اندکی هم بازدید کننده داره و تعداد اندک تری هم کامنت گذار اما غم ش نیست... در پس حل کردن مشکلات انسان و جهان و کائنات هم نیست.... به کسی هم پز روشن فکری و تاریک فکری نمی ده..... خلاصه که می نویسه و چه خوب هم می نویسه.... 
خواستم بگم اگه دنبال یه نویسنده ی بالفطره می گردید بد نیست یه سری بشه بزنید.... اگه اون طرفها گذارتون افتاد سلام ما رو هم برسونید.
عزت زیاد