پنجشنبه 20 دی 1397 09:00 ق.ظ نظرات ()



بازوکا و سیر تکامل آن

در سال
۱۹۴۲ ،استفاده از تانکها به علت زره غیر قابل نفوذ و تسلیحات مرگبارشان تهدیدی برای سربازان پیاده به حساب می آمد و این باعث ابراز نیاز به سلاحی به اندازه کافی قدرتمند برای از کار انداختن تانکها شد که منجر به گسترش نارنجکهای ضد تانک با پرتاب دست شد که قادر به تاثیر بر زره هایی به ضخامت ۲.۴ اینچ بودند.
با این حال وزن ۳.۵ پوندی آنها، آنها را برای پرتاب با دست بسیار سنگین کرده بود. در نتیجه ایده دیگری مطرح شد. وسیله ای که بتواند نارنجک را از فاصله مناسب با سرعت کافی و با دقت بالا پرتاب کند و برد آن بیشتر از پرتاب دست باشد.

ستوان ادوارد اول از ارتش آمریکا مامور ساخت این وسیله برای پرتاب نارنجکهای ضد تانک ام-۱۰ که قادر به متوقف کردن تانکهای آلمانی باشد گردید.. برای انجام این کار ، ستوان یه راکت کوچک ساخت اما هنوز به دنبال راهی بود تا بتواند کاربر را از خروجی پشت راکت در حال نشانه روی محافظت کند. او برای این کار این راکت و نارنجک را درون یک تیوب(لوله) که به اندازه خود نارنجک بود قرار داد و و این زمانی بود که او این ایده برای یک پرتابگر نارنجک راکتی را داشت.



نمونه اولیه یک نارنجک ضد تانک دستی آر پی جی-40

در طی آزمایش این پرتابگر کارایی خوبی در نشانه روی و پرتاب موثر از خود نشان داد به طوری که تمام افسران عالی رتبه حاضر تحت تاثیر قرار گرفتند. ژنرال بارنز، رئیس تحقیق و مهندسی بخش مهمات آمریکا به شوخی آن را بازوکا نامید. بازوکا آلت موسیقی بود که توسط باب بارنز کمدین و آهنگ ساز معروف آن دوره ساخته شده بود و شبیه به این پرتابگر بود.

بازوکا به زودی تبدیل به یک نام معروف برای پرتابگر نارنجک شد. انواع مختلفی از آن توسعه پیدا کرد که عبارت بودند از ام۱ و ام۱آ۱ بازوکا که دارای طول ۴.۵ فیت بوده و قادر به نفوذ در ۳ اینچ ضخامت زره بودند. مدلهای ام۹ و ام۹آ۱ نیز دارای طول ۵ فیت بوده و قادر به نفوذ بالاتر از ۴ اینچ در زره بودند. و نمونه ام۲۰ و ام۶۵ که توانایی نفوذ بالاتر از ۱۱ اینچ را داشتند.

بازوکا به همراه راکتهای M6A1 و M6A3

نمونه های ابتدایی پرتابگر ام۱ و راکت ام۶ برای اولین بار در نوامبر ۱۹۴۲ در شمال آفریقا مورد استفاده قرار گرفتند اما نقشی اساسی در نبرد بازی نکردند. علت آن بیشتر به فراهم نشدن اطلاعات لازم و آموزشهای مربوطه به نیروهای نظامی برای استفاده از آن و همین طور درصد بالای غیرقابل اطمینان بودن راکت ام۶ آن بر می گشت.

تا می ۱۹۴۳ هیچ گزارش از اینکه این سلاح توانسته است یک تانک آلمانی را متوقف کند دریافت نشده است. در نتیجه استفاده از آن متوقف شد. سپس مدل پرتابگر ام۱آ۱ با راکت ام۶آ۱ معرفی شده و توسط نیروهای نظامی آمریکا در نبرد مورد استفاده قرار گرفت.



نیروهای آمریکایی در حال شلیک با بازوکا ام9 به سنگر یک تیربار آلمانی در ایتالیا. 1944


ام۱آ۱ توانست ۴ تانک متوسط و یک تانک سنگین تایگر۱ آلمانی را متوقف کند اما به علت آتش بزرگ عقبی پرتابگر هنگام شلیک، مکان پرتاب کننده را مشخص می کرد.
در اواخر ۱۹۴۳، بازوکا ام۹ به همراه راکت به روز شده ی ام۶آ۳ معرفی شدند. اما تاثیر آنها به علت افزایش زره و به روزرسانی تانکهای آلمانی زیاد دوام نیاورد و نفوذ به زره این تانکها وظیفه ای بسیار سخت بود.


اشتوگ 3 آلمانی مجهز به صفحات زرهی

با پایان جنگ دوم جهانی طراحی بازوکا تغییر کرده و شبیه به نمونه مشابه آلمانها در آمد و منجر به توسعه ام۲۰ سوپر بازوکا شد. این بازوکا دارای برد بیشتر و توانایی نفوذ بیشتری بود. همچنین نیاز به دو خدمه داشت و می توانست تا شش شلیک در دقیقه داشته باشد. با قطع بودجه لازم. تولید انبوه این مدل بازوکا غیرممکن گردید و سربازان آمریکایی در نبرد کره تنها مجهز به نمونه های ام۹ و ام۹آ‍۱ بازوکا بودند که نشان دادند در مقابل تانکهای شوروی بسیار موثر هستند.



راکتهای ضدتانک آلمانی


در طی جنگ ویتنام در دهه ی ۶۰ میلادی بازوکا مدل ام۲۰ به تدریج با توپ موثرتر بدون لگد تهاجمی ام۶۷ و راکت ال ای دبیلیو ام۷۲ جایگزین گردیدند.




توپ M67



راکت ضدتانک ام72 در دهه ی 60 میلادی


ام20 سوپر بازوکا



نیروهای آمریکایی در حال شلیک بازوکا به مکان نیروهای کمونیست در جنگ کره



سربازان آمریکایی در طی جنگ کره