جمعه 4 مرداد 1398 04:44 ب.ظ نظرات ()

ضعف نیروی انسانی؛ قسمت اول مشکلات کمّی

گذشته از دلایلی که ذکر شد، عملیات رمضان حتی قبل از آغاز محکوم به شکست بود به این دلیل ساده که تعداد نیروهای تک وری ایرانی خیلی کمتر از میزان لازم بودند. منطق نظامی گری می گوید که طرفی که حمله می کند باید دست کم 3 برابر نیروهای مدافع نیرو وارد میدان کند. تنها در زمانی یک ارتش کوچکتر به یک ارتش بزرگتر حمله می کند که یا از یک سلاح جدید بخواهد استفاده بکند و مطمئن باشد که این سلاح می تواند دشمن را زمینگیر بکند یا از یک تاکتیک جدید بخواهد استفاده بکند که با آن تاکتیک بتواند تعادل دشمن را کاملا به هم بریزد. اشکار است که در عملیات رمضان ما نه سلاح جدیدی را به کار گرفتیم و نه تاکتیک جدیدی را به خدمت گرفتیم. پس با توجه به اینکه در برابر ما یک سپاه کامل عراقی قرار داشت ما باید دست کم نیرویی به استعداد 3 سپاه یا یک ارتش را پای کار می آوردیم. خوب در قسمتهای ابتدایی این سری درسها که سازمان رزم دو طرف را بررسی کردیم دیدیم که سپاه سوم عراق در حدود 150 هزار نفر و نیروی تک ور ایرانی در حدود 120 هزار نفر پای کار آورده اند. یعنی ایران باید در حدود 330 هزار نفر دیگر وارد کارزار می کرد تا بتواند یک تک موفق داشته باشد. مشکل طرف ایرانی وقتی حادتر شد که پس از پایان مرحله ی دوم عملیات عملا نیروهای ارتش کنار کشیدند و تقریبا هیچگاه در مراحل بعدی در شب عملیات وارد عمل نشدند و عملا به صورت نیروی پشتیبانی یا نیرویی که پس از سقوط خطوط دفاعی دشمن باید از آن پدافند می کرد به کار گرفته می شدند. پس در نتیجه همان 120 هزار نفر هم تقریبا نصف شدند و با وارد شدن تلفات در هر مرحله به نیروهای تک ور بازهم وضعیت کمیت نیروی انسانی ایران وخیم تر و وخیم تر شد.

اما سؤال این است که با وجود اینکه ایران تقریبا دو برابر عراق جمعیت داشت چرا هیچ گاه نتوانست نه در طی این عملیات و نه در طی عملیاتهای بزرگ سالیانه ی خوب تعداد بیشتری رزمنده به کار بگیرد. علت این امر را می توان در نگاه متفاوت سیاستگذاران و برنامه ریزان عالی کشور دانست. همان طور که بسیاری از سازمانها و نهادهای متعلق به رژیم گذشته پس از انقلاب کنار گذاشته شدند بسیاری از قوانین و مقررات هم به کناری نهاده شدند. رژیم انقلابی ایران در صدد بود تا با ایجاد یک ارتش مکتبی سازمانی را برپا کند که مردم در هنگام نیاز از روی عقیده و مرام مذهبی خود به آن بپیوندند. به همین دلیل قانون سربازگیری که در زمان رضا شاه تصویب شده بود عملا کنار گذاشته شد چرا که فکر می کردند با فراخوان مقامات مذهبی و سیاسی مردم ایران فوج فوج به جبهه ها سرازیر خواهند شد. اما در عمل چنین نشد و تنها قسمت معدودی از جامعه در زمان جنگ به صورت داوطلبانه به جبهه های جنگ پیوستند. ما در تمام طول جنگ هیچگاه نتوانستیم به صورت همزمان بیش از 700 هزار نفر را در جبهه ها داشته باشیم در حالیکه یک کشور تقریبا 36 میلیون نفری می تواند ارتشی تا 4-5 میلیون نفر را هم تجهیز کند.

قبل از اینکه به بقیه ی بحث بپردازیم بد نیست به سؤال زیر پاسخ دهید؛ طول مدت خدمت نظامی در ایران برای پسران چقدر است؟

1.      2 سال

2.      4 سال

3.      8 سال

4.      هیچ کدام

سؤال بالا را با دقت بخوانید و بدون رجوع کردن به اینترنت جواب بدهید. 

بله درست است جواب صحیح گزینه ی چهارم است. طول مدت خدمت سربازی در ایران بر اساس قانون خدمت وظیفه ی عمومی 30 سال است. 

http://s9.picofile.com/file/8366707584/%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%AA_%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C.png

نات اونلی قانون فعلی نظامی ناظر به چنین موردی است بلکه قانون خدمتی که در سال 61 حاکم بود هم مدت خدمت سربازی را 30 سال می داند. یعنی وقتی کسی به خدمت فراخوانده می شود دولت می تواند علاوه بر 2 سال خدمت ضرورت 28 سال دیگر هم او را به صورت احتیاط تحت پرچم نگه دارد. این ظرفیت قانونی هیچ گاه در طی جنگ با عراق از طرف مسئولین دیده نشد و در نتیجه هیچ گاه ایران نتوانست کمیّت نیروی رزمنده ی خود را به میزانی که لازم است برساند.

مشکلات کمّی نیروی انسانی تا جایی پیش رفت که در سال 1366 دکتر/سردار محسن رضایی در یک جلسه ی داخلی سپاه به کمبود نفرات اعتراف کرده بود و گفته بود که باید سپاه به دنبال راهکاری برای رفع این معضل باشد.

اشکال عمده ی روش جذب نیروهای مردمی تنها در کمیت آنها نبود. کیفیت نیروی وارد شده به جنگ نیز کفاف نیازهای یک جنگ مدرن را نمی داد. این مورد را در آینده و در طی همین درسها پی گیری خواهیم کرد.

اما این سؤال پیش می آید که اگر این چنین است چرا در طول جنگ هیچ سربازی را بیشتر از دو سال نگه نداشتند. خوب اول اینکه فرض شما غلط است و بعضی از سربازان در طی دوران جنگ با گذراندن 2سال و 6 ماه توانستند کارت پایان دوره ی احتیاط خود را هم دریافت کنند. دوم اینکه یک اشتباه در سیاستگذاری مدیریتی جنگ سبب شد که ایران هیچ گاه از این توان بالقوه ی خود در جهت افزایش کمّی نیروی انسانی خود استفاده نکند. از زبان فرماندهان وقت سپاه بخوانید:

http://s9.picofile.com/file/8368894584/%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%AC_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%DB%8C.png

این سخنرانی متعلق است به جلسه ی توجیهی در پایان مرحله ی آخر عملیات رمضان که خود گویای همه ی مطالب است.