جمعه 15 دی 1391 05:48 ق.ظ نظرات ()

 

 

کوه تانگ (Koh Tang) جزیره ی کوچکی پوشیده از جنگل بود که تا روز پانزدهم می 1975 بسیاری حتی اسم آن را نشنیده بودند. این جزیره در اختیار خمرهای سرخ کامبوج بود اما ویتنام ،که تنها دو هفته قبل توانسته بود آمریکایی را سایگون بیرون کند، نسبت به آن چشم طمع دوخته بود. زمانی که 200 نفر از سربازان سپاه تفنگداران دریایی آمریکا با هلیکوپتر در کوه تانگ پیاده شدند اسم این جزیره در صدر اخبار جهان قرارگرفت.

بعد از ظهر 12 می 1975؛ خلیج تایلند- آبهای ساحلی جزیره پولو وای

بعد از ظهر روز 12 می 1975 بود برای کشتی کانتیربر اس.اس مایاگوئز روزی بد یمن بود. هوا مناسب بود و دریا آرام ولی این آرامش حادثه ای را در دل خود می پروراند. مسیری که این کشتی در پیش گرفته بود قسمتی از آبهای بین المللی بود اما خمرهای سرخ مدعی بودند که مایاگوئز در حال حرکت در آبهای ساحلی این کشور می باشد. همین ادعا بود که کار دست آمریکایی ها داد.

در ساعت 14:18 یک قایق تندروی خمرهای سرخ به مایاگوئز نزدیک شد و راه آن را بست. ناخدا میلر ،ناخدای مایاگوئز، بلافاصله پیام کمک ارسال کردد و کشتی را متوقف کرد. خمرهای سرخ بر روی عرشه مایاگوئز آمدند و فرمانده آنها ،سا مین، با اشاره به نقشه ی کشتی به ناخدا میلر فهماند که باید کشتی را به سمت جزیره ی پولو وای حرکت دهد.

مایاگوئز در حدود ساعت 16:00 به پولو وای رسید و 20 خمر دیگر نیز سوار آن شدند. سا مین اشاره کرد تا میلر مسیر خود را به سمت سواحل اصلی کامبوج ادامه دهد اما میلر به او فهماند که رادار کشتی خراب شده و در نتیجه امکان برخورد با صخره های ساحلی بوجود دارد. سا مین توسط بیسیم فرماندهانش را در جریان گذاشت و قرار شد تا مایاگوئز در همان محل لنگر بیاندازد.

مسیر مایاگوئز به سمت بانکوک ومحلی که خمرهای سرخ آن را توقیف کردند.

 

همان روز؛ واشنگتن-کاخ سفید

پیام کمک مایاگوئز توسط یکی از تفنگداران دریایی آمریکا مستقر در اندونزی دریافت شد. در ساعت 5:12 به وقت ساحل شرقی [آمریکا] خبر حادثه به واشنگتن رسید.

در ساعت 12:05 به وقت ساحل شرقی (21:05 به وقت کامبوج) شورای امنیت ملی با حضور پرزیدنت جرالد فورد تشکیل جلسه داد. همزمان، به ناوگان اقیانوس آرام فرمان داده شد تا برای کشف موقعیت مایاگوئز چند فروند هواپیمای شناسایی اعزام کند. اعضای شورای امنیت ملی اعتقاد داشتند که عقب نشینی آمریکا از ویتنام سبب شده تا وجه ی آمریکا در منطقه زیرسوال برود. آنها خواستار اقدامی قاطع بودند و علاقه ای به خویشتن داری نداشتند.

پس از اتمام جلسه، کاخ سفید اعلامیه ای منتشر کرد که در آن فورد این حادثه را یک دزدی دریایی اعلام کرد. وزیر دفاع ،جیمز آر. شلزینگر، دستور داد تا از حرکت مایاگوئز به سواحل کامبوج به هر طریقی ،حتی توسل به زور، جلوگیری شود. از آنجا که آمریکا رابطه ی دیپلماتیک مستقیم با کامبوج نداشت کیسینجر پیامی برای دفتر حافظ منافع چین در واشنگتن ارسال کرد که طی آن درخواست آزادی فوری مایاگوئز و خدمه آن را کرده بود اما چینی ها از دریافت پیام خودداری کردند. کسینجر ناچار همین پیام را به جورج بوش [پدر] ،که مسئول دفتر حافظ منافع آمریکا در چین بود، فرستاد تا تحویل وزارت امور خارجه چین شود. یک پیام شفاهی نیز به پیام کتبی اضافه شد:" اگر کشتی و کارکنانش بلافاصله آزاد نشوند پنوم پنه مسئول عواقب بعدی این حادثه خواهد بود." سناریوی فاجعه کلید خرده بود.

همان روز؛ دریای فیلیپین

با دستور شرلزینگر هواپیماهای اوریون مستقر در فیلیپین و فرودگاه نظامی یوتاپائو در تایلند برای تعیین موقعیت مایاگوئز به پرواز درآمدند. ناوهواپیمابر کورال سی دستور گرفت که به جای استرالیا به سمت کامبوج تغییر مسیر دهد. ناوشکن هارولد.ئی هولت و ناوشکن موشک انداز هنری بی.ویلسون نیز دستور گرفتند تا با حداکثر سرعت دریای فیلیپین را به سمت آخرین موقعیت شناخته شده ی مایاگوئز ترک کنند. همزمان به گردان اول از هنگ چهارم سپاه تفنگداران دریایی در فیلیپین و هنگ نهم تفنگداران دریایی در اکیناوا آماده باش داده شد.

13 می 1975؛ خلیج تایلند- شمال جزیره پولو وای

در ساعت 8:16 به وقت محلی یکی از اوریون های آمریکایی با پرواز در ارتفاع کم بر فراز پولو وای محل مایاگوئز را کشف کرد. سا مین ،که به حضور هواپیماهای آمریکایی مشکوک شده بود، به میلر دستور داد تا مایاگوئز را به حرکت در آورد. در ساعت 8:45 مایاگوئز به سمت شمال شرق به راه افتاد. اوریون به تعقیب مایاگوئز پرداخت.

با تعیین موقعیت مایاگوئز دریاسالار گایلر،فرمانده ناوگان اقیانوس آرام، به سپهبد جان جی.برنز ،فرمانده لشکر هوایی هفتم، در فرودگاه ناخون فانوم در تایلند دستور داد تا هواپیماهای رزمی خود را به منطقه اعزام کند. در ساعت 13:00 دو فروند اف-111 غیرمسلح ،که از یک پرواز آموزشی بازمی گشتند، در ارتفاع کم و با سرعت زیاد از فراز مایاگوئز گذشتند. پس از آن، سا مین به ناخدا میلر دستور داد تا در حدود 1500 متری شمال جزیره کوه تانگ لنگر بیاندازد. کمی بعد دو فروند فانتوم سررسیدند و شروع به شلیک در آبهای جلوی کشتی کردند. فانتوم ها با کورسیرها و اف-111 تعقیب شدند که به اطراف کشتی شلیک می کردند تا نشان دهند که اجازه حرکت کشتی به هیچ سمتی را نمی دهند. در ساعت 16:15 خمرها به خدمه دستور دادند تا سوار دو فروند قایق ماهیگیری شوند و به ساحل کوه تانگ بروند.

همان روز؛ تایلند- پایگاه هوایی یو تاپائو

در تایلند؛ 9 فروند هلیکوپتر اچ.اچ-53 جولی گرین و 10 فروند سی.اچ-53 نایف برای عملیات نجات آماده بودند. اچ.اچ-53 ها قابلیت سوختگیری هوایی داشتند. مخزن سوخت آنها درزگیر خودکارداشت و به سه قبضه مسلسل مسلح بودند. سی.اچ-53ها قابلیت سوختگیری هوایی نداشتند اما در عوض مخزن سوختشان بزرگتر بود. هر سی.اچ-53 دو قبضه مسلسل حمل می کرد. در مجموع اچ.اچ-53ها برای چنین عملیاتی مناسبتر به نظر می رسیدند.

در آن روز سپهبد برنز و ستادش نقشه ی عملیات نجات را طرح می کردند. قرار شد تا 75 نفر داوطلب از واحد دژبان نیروی هوایی در روز 14 می با هلیکوپتر بر روی کانتیرهای قرار گرفته بر روی عرشه کشتی توسط طناب فرود بیایند و کشتی را آزاد کنند. به 5 فروند از اچ.اچ-53 ها و 7 فروند از سی.اچ-53 ها دستور داده شد تا به فرودگاه یوتاپائو حرکت کنند. در حدود ساعت 21:30 یکی از سی.اچ-53 ها سقوط کرد و درنتیجه 18 دژبان و 5 خدمه آن کشته شدند.

سربازانی که در اثر سقوط هلیکوپتر درتایلند جان باختند.

همان روز؛ واشنگتن-کاخ سفید

در ساعت 10:22 ( به وقت ساحل شرقی) و پس از لغو عملیات نجات به خاطر سقوط هلیکوپتر، شورای امنیت ملی جلسه دیگری تشکیل داد. قرار شد تا رسیدن کشتی های نیروی دریایی و مستقر شدن تفنگداران دریایی در تایلند صبر کنند. فورد دستور داد تا نیروی هوایی از حرکت هر قایق کامبوجی در آن نواحی جلوگیری کند.

سپهبد برنز پیامی به لشکر سوم تفنگداران دریایی در اکیناوا فرستاد تا گردان اول هنگ نهم برای اعزام هوایی به منطقه آماده شود. گردان اول به تازگی از یک مانور نظامی بازگشته بودند و به جای آنها گردان دوم ،که در حال انجام یک مانور بود، به جای گردان اول آماده شد و روز بعد سوار بر یک فروند سی-141 در حال پرواز به سمت به تایلند بود.

14 می 1975؛ خلیج تایلند

در صبح روز 14 می، خمرها خدمه مایاگوئز را سوار بر یک قایق ماهیگیری کرده و به همراه دو فروند قایق تندرو کوه تانگ را به سمت کامپونگ سوم ترک کردند. هواپیماهای آمریکایی به قایقهای تندروی خمرها حمله کردند و آنها را غرق کردند.

در ساعت 10:10 قایق ماهیگیری به کامپونگ سوم رسید. فرمانده محلی خمرها از تحویل گرفتن آمریکایی ها سرباز زد و قایق ،ناچار، به مسیرش ادامه داد و در ساحل جزیره رونگ سام لم لنگر انداخت.

زمانی که خدمه مایاگوئز به رونگ سام لم رسیدند ناخدا میلر به فرمانده محلی خمرها تحویل داده شد و تحت یک بازپرسی سرسری قرار گرفت. خمرها از غرق شدن قایقهایشان و حملات بیشتر هواپیماهای آمریکایی بیمناک بودند. میلر توضیح داد که اگر خمرها آنها را به کشتی خود بازگردانند آنها می توانند از طریق دفتر شرکت خود در بانکوک با ارتش آمریکا ارتباط برقرار کنند. درخواست میلر از طریق بیسیم به مقامات بالاتر ابلاغ شد و آنها دستور دادند که میلر و خدمه همراهش به مایاگوئز بازگردانده شوند. قرار شد تا صبح فردا این دستور اجرا شود. مسئله ای که آمریکایی ها خیلی دیر از آن آگاه شدند.

همان روز؛ واشنگتن-کاخ سفید

در واشنگتن یک جلسه دیگر شورای امنیت در ساعت 22:30 (به وقت ساحل شرقی) تشکیل شد. یک خط ارتباطی بین واشنگتن و مراکز نظامی و هواپیماهای حاضر در صحنه ایجاد شد. هواپیماها ادعاکردند که می توانند با شلیک به سکان قایق ماهیگری آن را از کار بیاندازند اما پیشنهادشان رد شد.

به اطلاع شورا رسید که وزیر امور خارجه چین از رد کردن پیام آمریکایی ها به کامبوج سر باز زده است. اکنون، عملیات نجات پیچیده تر شده بود چرا که آمریکایی ها نمی دانستند چند نفر از خدمه کشتی در خود کشتی، چند نفر در قایق ماهیگیری و چند نفر هنوز در ساحل کوه تانگ هستند. قرار شد تا یک حمله همزمان به مایاگوئز و جزیره ی کوه تانگ انجام شود. این حمله باید با بمباران چند هدف در سواحل اصلی کامبوج تکمیل می شد.

در ساعت 5:45 (به وقت کامبوج) تفنگداران مستقر در فیلیپین و در ساعت 14:00 گردان دوم تفنگداران دریایی از هنگ نهم از اکیناوا به یوتاپائو رسیدند.

همان روز ؛ تایلند- پایگاه هوایی یو تاپائو

در بعد از ظهر روز 14 می به ژنرال برنز دستور داده شد تا عملیات نجات را با حمله همزمان به کوه تانگ و مایاگوئز قبل از طلوع آفتاب فردا انجام دهد. گروهان چهارم از گردان اول هنگ چهارم تفنگداران باید مایاگوئز را بازپس می گرفتند. البته آمریکایی ها فکر می کردند که بیشتر خدمه مایاگوئز در جزیره کوه تانگ نگه داری می شوند. از همین رو گردان دوم از هنگ نهم تفنگداران مأمور شد تا خدمه مایاگوئز مستقر در کوه تانگ را نجات بدهد. به دلیل اطلاعات محدودی که در دسترس بود فرمانده گردان دوم از هنگ نهم تفنگداران ،سرهنگ آستین، و اعضای ستادش برای یک شناسایی هوایی توسط یک فروند هواپیمای یو-21 به کوه تانگ رفت. آنها پس از رسیدن به جزیره برای اینکه عنصر غافلگیری را از دست ندهند سعی کردند از نزدیک شدن به آن خود داری کنند. تفنگداران متوجه شدند که این جزیره ی پوشیده از جنگل تنها دارای دو محل مناسب برای پیاده شدن در شرق و غرب ساحل شمالی خود می باشد.

در ساعت 21:00 طراحی نقشه عملیات کامل شد. قرار شد تا 600 نفر از افراد گردان دوم از هنگ نهم (گروهان های پنجم و هفتم) توسط 5 فروند سی.اچ-53 و 3 فروند اچ.اچ-53 به کوه تانگ حمله کنند. دو فروند هلیکوپتر باید یک حمله ایضایی به ساحل غربی انجام می دادند در حالیکه 6 فروند دیگر باید تهاجم اصلی را در ساحل شرقی اجرا می کردند. نیروهایی که در ساحل شرقی پیاده می شدند باید اول به محلی که گمان می کردند خدمه مایاگوئز در آنجا زندانی شده اند حمله می کردند و پس از آزادی گروگانها با نیروهای ساحل غربی الحاق می کردند. دو موج هلیکوپتر دیگر نیاز بود تا تمامی افراد گردان از تایلند به کوه تانگ حمل شوند. تخمین زده می شد که حداکثر 20 تا 30 نفر از سربازان خمر سرخ در کوه تانگ مستقر باشند.

75 نفر از گروهان چهارم گردان اول از هنگ چهارم تفنگداران به همراه دژبانهایی که داوطلب شده بودند باید به خود کشتی حمله می کردند. قرار شد این افراد ،که یک تیم تخریب چی و یک مترجم هم در میانشان بود،  توسط 3 فروند اچ.اچ-53 به ناوشکن هولت حمل شوند. بعد از آن باید ناوشکن هولت در کنار مایاگوئز پهلو می گرفت و این افراد وارد کشتی مایاگوئز می شدند و گروگانها را نجات می دادند. پس از تمام شدن عملیات نجات، ناوشکن هولت باید مسیر بین کوه تانگ تا خاک اصلی کامبوج را مسدود می کرد تا خمرها نتوانند نیروی کمکی به منطقه اعزام کنند.

دو فروند سی.اچ-53 دیگر نیز به عنوان هلیکوپترهای جستجو و نجات در نظر گرفته شده بودند و توسط  یک فروند هرکولس فرماندهی  پشتیبانی می شدند.

به ناوشکن ویلسون دستور داده شد تا از عملیات نجات در کوه تانگ پشتیبانی کند. هواپیماهای ناوهواپیمابر کورال سی برای حمله به بعضی نقاط خاک اصلی کامبوج آماده می شدند تا از کمک رساندن خمرها به جزیره جلوگیری کنند.

در ساعت 15:52 به وقت محلی (3 بامداد به وقت کامبوج) آخرین جلسه شورای امنیت ملی تشکیل شد. برنامه عملیاتی توسط ژنرال جونز تشریح شد و فورد بر آن مهر تأیید زد. اندکی بعد این دستور به کابوسی برای فورد تبدیل شد.

15 می 1975؛ خلیج تایلند- کوه تانگ

از بخت بد آمریکایی ها هیچ یک از خدمه ی مایاگوئز در کوه تانگ حضور نداشتند. بدتر آنکه خمرها منتظر حمله ای از جانب ویتنام بودند و چند روز قبل بیش از 100 مرد مسلح را ،به همراه ذخیره کافی سلاح و مهمات، در جزیره مستقر کرده بودند. ساحل جزیره سنگربندی شده بود و خمرها منتظر ورود قوای دشمن بودند اما چشم انتظار آمریکایی ها نبودند.

صبح همان روز؛ خلیج تایلند- ناوشکن هولت

در ساعت 6:13 روز 15 می اولین فاز عملیات نجات با حمل گروهان دی از گردان اول هنگ چهارم تفنگداران دریایی به ناوشکن هولت آغازشد. همان طور که هولت به آرامی حرکت می کرد کورسیر های نیروی هوایی با بمبهای حاوی گاز اشک آور به مایاگوئز حمله کردند تا خمرهای مستقر در کشتی را از پای درآورند. تفنگداران در ساعت 7:25 از ناو هولت ،که در کنار مایاگوئز پهلو گرفته بود، به داخل کشتی هجوم آوردند. پس از یک ساعت جستجو تفنگداران متوجه شدند که کسی در کشتی حضور ندارد.

تفنگداران درحال ورود به مایاگوئز

یو.اس.اس هولت در حال یدک کردن مایاگوئز

صبح همان روز؛ کوه تانگ- ساحل غربی

در ساعت 6:12 هشت فروند هلیکوپتر ( 5 فروند سی.اچ-53 نایف و 3 فروند اچ.اچ-53 جولی گرین) به دو محل تعیین شده فرود در جزیره کوه تانگ نزدیک شدند.

در ساحل غربی نایف-21 در ساعت 6:20 به زمین نشست. زمانی که نایف-21 مشغول تخلیه ی تفنگداران بود آتش شدیدی بر روی آن اجرا شد که یکی از موتورهایش را ازکار انداخت. نایف-21 ،درحالیکه توسط مسلسلهای نایف-22 پشتیبانی می شد، سعی کرد از زمین بلند شود ولی در فاصله 1600 متری ساحل سقوط کرد. نایف-22 نیز صدمه دید اما به همراه تفنگدارانی که درونش بودند بازگشت. نایف-22 تا ساحل تایلند ،که بر زمین خورد، توسط جولی گرین-11 و جولی گرین-12 اسکورت شد. تفنگداران درون نایف-22 بعدتر توسط جولی گرین-12 به یو تاپائو بازگردانده شدند.

نایف-22 پس از فرود اضطراری در تایلند

اندکی بعد سر و کله نایف-32 هم پیداشد. قرار بود که نایف-32 در ساحل شرقی فرود آید اما به محض نزدیک شدن به ساحل توسط یک آر.پی.جی هدف قرار گرفت و خلبانش از فرود آمدن در آنجا خودداری کرد. در عوض، نایف-32 به ساحل غربی و محل سقوط نایف-21 رفت. تفنگداران درون نایف-32 پیاده شدند و3 خدمه نایف-21 سوار آن شدند. 4 هلیکوپتر دیگر هم به دلیل حجم شدید آتش خمرها ،برخلاف نقشه اولیه، به ساحل غربی رفتند و بین ساعت 6:30 تا 7:00 صبح تمام تفنگداران درونشان را در آنجا پیاده کردند.

نایف-32 ، جولی گرین41، جولی گرین-42 توانستند 81 سرباز را تحت فرمان در ساحل غربی پیاده کنند و جولی گرین-43 نیز 29 نفر دیگر را ،شامل یک جوخه خمپاره انداز، در جنوب شرقی آنها در فاصله 1000 متری پیاده کرد. سرهنگ آستین در میان این عده بود.


جولی گرین-43 تفنگداران را در ساحل غربی پیاده می کند.

صبح همان روز؛ کوه تانگ- ساحل شرقی

در ساعت 6:30 نایف ها،درحالیکه با آتش شدید ضدهوایی مواجه شده بودند، به ساحل شرقی نزدیک می شدند. نایف-31 هدف دو آر.پی.جی قرار گرفت و مخزن سوخت آن منفجر شد. هلیکوپتر به توپی از آتش تبدیل شد و در نزدیکی ساحل در آب افتاد. یکی از خلبانها، 5 نفر تفنگدار و 2 نفر از افراد نیروی دریایی در اثر سقوط کشته شدند. بازماندگان سانحه تا ساحل شنا کردند و در آنجا 3 تفنگدار پس از رسیدن به ساحل توسط خمرها کشته شدند. دهمین تفنگدار در اثر جراحت در حال بازگشت به سمت بدنه هلیکوپتر کشته شد. 10 نفر از تفنگداران و 3 نفر از افراد نیروی هوایی ،که از سقوط نایف-31 جان به در بردند، مجبور شدند 2 ساعت شنا کنند تا توسط قایقی که ناو ویلسون فرستاده بود جمع آوری شوند. در میان جان به دربردگان یک کنترل کننده مقدم نیروی هوایی هم بود تا با استفاده از بیسیم حملات کورسیرها را به جزیره هدایت کند.

نایف-23 نیز توسط یک آر.پی.جی مورد اصابت قرار گرفت و در ساحل شرقی سقوط کرد اما تمام 20 تفنگدار و 5 خدمه اش به سلامت پیاده شدند. آنها یک خط دفاعی تشکیل دادند و کمک خلبان هلیکوپتر با استفاده از بیسیمش در خواست پشتیبانی هوایی کرد. آنها نمی دانستند که تا 12 ساعت دیگر نباید چشم انتظار هیچ نیروی کمکی باشند. این تفنگداران در آستانه جهنم ایستاده بودند.

ساحل شرقی؛ نایف-23 در بالا و نایف-31 در پایین تصویر دیده می شوند.

ساحل شرقی؛ نایف-23 درچپ و نایف-31 در سمت راست تصویر هستند. لاشه یکی از قایقهای خمر سرخ هم درتصویر دیده می شود.

در ساعت 7 صبح جمعا 109 تفنگدار دریایی و 5 نفر از افراد نیروی هوایی در کوه تانگ بودند اما در سه سرپل مختلف جدا از هم افتاده بودند و بر سرشان گلوله می بارید. تفنگدارانی که در شمالی ترین قسمت ساحل غربی بودند سعی کردند که به سمت جنوب بیایند و با تفنگدارانی که در آنجا بودند الحاق کنند اما با آتش سنگین خمرها به عقب رانده شدند. در ضمن درگیری ها، تفنگداران توانستند خمپاره اندازهای 81 میلیمتری خود را برای ایجاد آتش پشتیبانی بکار بیاندازند. آنها از بیسیم های شان برای گرا دادن به جنگنده های نیروی هوایی حاضر در آسمان منطقه استفاده می کردند. قرار شد که قبل از هر کار تفنگدارانی که در ساحل شرقی به دام افتاده بودند با پشتیبانی آتش یک فروند هرکولس توپدار تخلیه شوند. پس از اجرای آتشباری در ساعت 8:15 جولی گرین-13 ، درحالیکه مسلسلهایش به سمت خمرها آتش می کردند، در 100 متری موقعیت تفنگداران بر زمین نشست اما تفنگداران جرات نکردند که به سمت هلیکوپتر حرکت کنند و دست آخر جولی گرین-13 با مخازن سوخت سوراخ سوارخ شده به سمت تایلند برگشت و در آنجا فرود اضطراری کرد.

صبح همان روز ؛ تایلند- پایگاه هوایی یو تاپائو

از 8 فروند هلیکوپتری که به کوه تانگ هجوم بردند هلیکوپترهای نایف-21، نایف-23 و نایف-31 منهدم شده بودند و بقیه آنچنان آسیب دیده بودند که دیگر نمی توانستند به عملیات ادامه دهند. جولی گرین-13 هم در طی عملیات نجات تفنگداران ساحل شرقی آسیب دید و از دور خارج شد. با این حساب تنها جولی گرین-11، جولی گرین-12 و جولی گرین-43 برای حمل باقی مانده گردان دوم از تایلند به پای کار در دسترس بودند. به ناچار، نایف-51 و نایف-52 ،که قرار بود برای عملیات جستجو و نجات کنار گذاشته شوند، برای حمل تفنگداران به تایلند بازگشتند. این 5 فروند هلیکوپتر 127 تفنگدار از موج دوم حمله را بین ساعت 9 تا 10 صبح در فرودگاه یو تاپائو سوار کردند. در ساعت 11:50 نایف-52، نایف-51 و جولی گرین-43 به کوه تانگ رسیدند و سعی کردند در ساحل شرقی فرود بیایند. در زمان فرود آمدن مخزن بنزین نایف-52 هدف آتش خمرها قرار گرفت و خلبانش تصمیم گرفت که به تایلند بازگردد. نایف-51 و جولی گرین-43 نیز به دلیل آتش شدید خمرها از فرود آمدن اجتناب کردند.

صبح همان روز ؛ خلیج تایلند- ناوشکن ویلسون

در ساعت 6:07 وزیر اطلاعات و تبلیغات خمرها طی یک اطلاعیه رادیویی اعلام کرد که کشتی و خدمه آن را آزاد خواهد کرد. این اطلاعت توسط ایستگاه سیا در بانکوک دریافت شد و پس از ترجمه در ساعت 7:15 (به وقت محلی) به واشنگتن مخابره شد. واشنگتن نسبت به مقاصد خمرها مشکوک بود و در پاسخ اعلام کرد که عملیات نظامی آمریکا تا زمانی که تمام خدمه ی کشتی آزاد نشوند ادامه پیداخواهدکرد. کیسینجر دستور داد تا حمله هوایی به تاسیسات کامبوج متوقف شود.

در ساعت 6:30 به خدمه مایاگوئز گفته شد که به کشتی خود بازخواهندگشت به شرطی که رسما اعلام کنند که با آنها بدرفتاری صورت نگرفته است. کمتر از یک ساعت بعد آنها بر روی عرشه ی یک کشتی ماهیگیری بودند و با اسکورت یک قایق تندرو به سمت مایاگوئز حرکت می کردند. در ساعت 9:35 یک فروند اوریون ،که در حال گشت بود، قایق ماهیگیری را کشف کرد و به ناوشکن ویلسون دستور داده شد تا آن را رهگیری کند. قایق با پرچم سفید به ویلسون نزدیک شد و خدمه ی مایاگوئز در ساعت 9:49 به ناوشکن ویلسون تحویل داده شدند. این خبر به کاخ سفید ارسال شد و در ساعت 11:27 (به وقت کامبوج) فورد در تلویزیون اعلام کرد که خدمه ی مایاگوئز نجات پیداکرده اند اما به این حقیقت اشاره نکرد که این افراد در حقیقت توسط خود خمرها آزاد شده اند.

در ساعت 9:50 فورد فرمان بمباران هوایی کامبوج را صادرکرد و اینترودرها و کورسیر های هواپیمابر کروال سی ،در حالیکه توسط فانتومهای این ناو اسکورت می شدند، بمباران هوایی سواحل این کشور را آغاز کردند.

ظهر همان روز؛ کوه تانگ- ساحل غربی

با آزادشدن خدمه و کشتی مایاگوئز ستاد مشترک ارتش ادامه عملیات نظامی را بی نتیجه خواند و در ساعت 11:55 دستورعقب نشینی در اولین فرصت ممکن صادر شد. هرکولس فرماندهی این پیام را شنید و موج دوم حمله را به پایگاه فراخواند. هیلکوپترها به سمت تایلند تغییر مسیر دادند تا زمانی که سرهنگ آستین ژنرال برنز را متقاعد کرد که برای تأمین افرادش به نیروی کمکی نیاز دارد و در ساعت 12:10 دستور داده شد تا هلیکوپترها دوباره به سمت کوه تانگ بچرخند و افراد موج دوم حمله را هم به کوه تانگ ببرند.

موج دوم حمله ،در حالیکه تفنگداران هلیکوپتر سقوط کرده نایف-22 را نیز در بین خود داشتند، با تأخیر به منطقه ی عملیات رسیدند. به ترتیب نایف-51، جولی گرین-43، جولی گرین-11 و جولی گرین-12 100 نفر دیگر را در ساحل غربی پیاده کردند و 9 نفر زخمی را با خود بردند. حال، تعداد آمریکایی ها به 230 نفر رسیده بود که 25 نفر از آنان در ساحل شرقی به تله افتاده بودند. در همین زمان سرهنگ آستین نقشه می کشید تا واحد جدا افتاده خود را به افراد دیگر گروهان هفتم در شمال ساحل غربی برساند. با حمایت هوایی کورسیرها و آتش خمپاره آنها توانستند در ساعت 12:45 به بقیه افراد گروهان ملحق شوند. اکنون، دو گروه افرادی که در ساحل غربی بودند به هم پیوسته بودند.

در ساعت 14:00 فرمانده خمرها ،ام سون، افرادش را از ساحل عقب کشید و تنها 3 نفر از آنها را باقی گذاشت. در نتیجه این حرکت از حجم تیراندازی طرفین کاسته شد. سرهنگ آستین از هرکولس توپدار درخواست کرد تا او را پوشش دهد که بتواند به 25 نفر جدا افتاده در ساحل شرقی ملحق شود ولی قبل از آن توصیه کرد که یک عملیات تخلیه با هلیکوپتر برای افراد به دام افتاده در ساحل شرقی انجام شود. در ساعت 14:15 جولی گرین-11 و جولی گرین-43 به ساحل شرقی نزدیک شدند اما با آتش سنگینی مواجه شدند. جولی گرین-43 آسیب دید و ناچار شد تا بر روی هواپیمابر کورال سی فرود اضطراری کند. جولی گرین-43 را تعمیر کردند و در ساعت 17:00 این هلیکوپتر به صحنه ی نبرد بازگشت.

در ساعت 16:20 برای هدایت پشتیبانی هوایی یک فروند هواپیمای او.وی-10 ، با نام رمز نیل-68، نیروی هوایی وارد منطقه شد. ورود نیل-68 سبب شد تا بمباران هوایی با دقت بیشتری انجام شود. در ساعت 17:00 ام سون نیروهایش را جمع کرد و آنها را برای تأمین یک انبار مهمات ، که بین ساحل شرقی و غربی واقع شده بود، عقب کشید. او از این که می دید انبار مهمات دست نخوده است و از تفنگداران خبری نیست متعجب شد. حال، با تجدید مهمات خمرها می توانستند دوباره به جنگ تفنگداران بروند.

غروب همان روز؛ کوه تانگ- ساحل شرقی

یک ساعت بعد غروب آفتاب آغاز شد و همزمان کوشش سوم برای نیروهای در تله افتاده ساحل شرقی با استفاده از جولی گرین-11 انجام شد. قرار شد که جولی گرین-12 و نایف-51 با مسلسلهایشان از جولی گرین-11 پشتیبانی کنند. قایقی که از ناو ویلسون فرستاده شده بود هم با 4 قبضه ام-60 خود به کمک هلیکوپترها آمد. قبل از هر حرکتی نیل-68 به هرکولس توپدار، فانتوم ها و کورسیر ها گرا داد تا مواضع خمرها را در ساحل شرقی درهم بکوبند.

در این زمان 5 فروند هرکولس دیگر ،در حالیکه هر کدام یک بمب دیزی کاتر حمل می کردند، به آسمان کوه تانگ رسیدند. دیزی کاتر با وزن تقریبی 7 تن بزرگترین بمب هواپرتاب زرادخانه آمریکا به حساب می آمد. این بمب را در مناطق جنگلی ویتنام می انداختند تا با نابود کردن پوشش جنگل مکانی برای فرود موقت هلیکوپترها ایجاد شود. نیل-68 دستور داد تا بمبها در جنوب مواضع تفنگداران رها شوند. در ساعت 18:15 جولی گرین-11 به ساحل شرقی نزدیک شد ولی بر روی زمین ننشست. در عوض، خلبان آن ،ستوان یکم دونالد بکلوند، با مهارت هلیکوپتر خود را در چند قدمی سطح زمین نگه داشت. سوار شدن در هلیکوپتر در این وضعیت دشوار بود چرا که هلیکوپتر دائم بالا و پایین می رفت. جولی گرین-11 چند بار تیر خورد اما در نهایت توانست هر 25 نفر را سوار کرده و به پرواز درآید. کمی پس از حرکت جولی گرین-11 اولین بمب دیزی کاتر منفجر شد و تمام جزیره را لرزاند. سرهنگ آستین به سرعت درخواست کرد تا بمب دیگری بر روی جزیره رها نشود.

جولی گرین-11 گزارش کرد که ممکن است کسی در باقیمانده ی لاشه نایف-31 زنده مانده باشد. جولی گرین-12 بر فراز لاشه نایف-31 ایستاد تا خدمه اش درون هلیکوپتر واژگون شده را بررسی کنند. هیچ تفنگداری آنجا نبود و جولی گرین-12 در حالیکه زیر آتش مستقیم خمرها بود به سمت هواپیمابر کورال سی بازگشت.

تفنگداران سوار بر هلیکوپتر جولی گرین-11 از ساحل شرقی عقب نشینی می کنند

شب همان روز؛ کوه تانگ- ساحل غربی

زمانی که شب بدون مهتاب کوه تانگ آغاز شد نایف-51، جولی گرین-43 و جولی گرین-44 ،که همان روز تعمیر شد تا به عملیات بپیوندد، به سمت جزیره رهسپار شده بودند. تخلیه 205 سرباز باقیمانده در ساحل غربی در ساعت 18:40 به همراه آتش پشتیبانی هرکولس توپدار آغازشد. نایف-51 توانست 41 تفنگدار را سوار کرده و به سمت هواپیمابر کورال سی بازگردد. جولی گرین-43 هم 54 نفر دیگر را سوار کرد. زمانی که جولی گرین-44 44 نفر دیگر از تفنگداران را سوار کرد حمله ی خمرها شروع شد و چیزی نمانده بود که باقیمانده تفنگداران قتل عام شوند. چون نیم ساعت طول می کشید تا هلیکوپترها به کورال سی برسند خلبان جولی گرین-44 ،ستوان یکم باب بلو، تصمیم گرفت تا تفنگدران را بر روی ناوشکن هولت پیاده کند. 5 دقیقه بعد جولی گرین-44 دوباره در ساحل کوه تانگ بود و 34 نفر دیگر از تفنگداران را سوار کرد. اما هنوز 32 نفر دیگر از تفنگداران در ساحل غربی مانده بودند.

در ساعت هشت شب نایف-51 در ساحل بر زمین نشست تا در تاریکی شب باقیمانده ی افراد را از ساحل کوه تانگ تخلیه کند. ده دقیقه بعد باقیمانده تفنگداران در راه هواپیمابر کورال سی بودند اما نمی دانستند که سه نفر از همرزمانشان را در ساحل جاگذاشته اند. علاوه بر این، اجساد تفنگداران و خدمه هلیکوپترهای ساقط شده نیز در ساحل باقی ماندند.

تفنگداران درحال سوار شدن به اچ.اچ-53

شب همان روز؛ دریای فیلیپین- ناوهواپیمابر کورال سی

بر روی عرشه ی هواپیمابر کورال سی فرمانده گروه رزمی 73 ،دریادار کوگان، جلسه ای به همراه فرماندهان حاضر در صحنه گذاشت. ستوان کولتر ،از نیروهای ویژه سیل، هم در این جلسه حضور داشت. او به همراه 14 تن از افرادش آماده ی عملیات بودند. کوگان از کولتر خواست تا پس از روشن شدن هوا به وسیله قایق ناو ویلسون و با پرچم سفید به ساحل کوه تانگ برود و درخواست کند تا جنازه ی آمریکایی که بر ساحل مانده اند تحویل را بگیرد و همچنین وضعیت آن 3 تفنگدار را روشن کند. کولتر درخواست دریادار را ردکرد و در عوض پیشنهاد کرد تا شبانه با افرادش به جزیره بازگردند. درخواست کولتر توسط دریادار کوگان رد شد. کوگان دستور داد تا هیچ عملیات نجاتی انجام نشود مگر اینکه تأیید شود سه تفنگدار هنوز زنده هستند.

صبح روز16 می 1975؛ آبهای ساحلی کوه تانگ- ناوشکن ویلسون

فردا صبح ناوشکن ویلسون در فاصله کمی بین ساحل شرقی و غربی لنگر انداخت و شروع به ارسال پیامهای رادیویی به زبانهای انگلیسی، فرانسوی و کامبوجی کرد مبنی بر اینکه قصد انجام عملیات خصومت آمیزی را ندارند و فقط می خواهند آمریکایی ها باقی مانده در جزیره (زنده یا مرده) را تخلیه کنند. ویلسون قصد داشت تا در صورت موافقت خمرها یک قایق غیرمسلح به کوه تانگ بفرستد. نیمی از خدمه ی ویلسون بر روی عرشه کشتی جمع شده بودند و با دوربین ساحل کوه تانگ را به منظور یافتن همقطارانشان جستجو می کردند اما هیچ اثری از خمرها یا تفنگداران آمریکایی دیده نمی شد. ویلسون بدون هیچ نتیجه ای ازساحل کوه تانگ عقب نشست. سه تفنگدار به نامهای هارگرو، هال و مارشال مفقود اعلام شدند و در روز 21 جولای 1976 وضعیت آنها به کشته شده در عملیات (بدون بازیابی جسد) تغییر کرد.

صبح همان روز؛ خلیج تایلند- کوه تانگ

ام سون که در صبح روز شانزدهم به افرادش گفت که ساحل غربی را به دقت جستجوکنند. در حدود 100 متری ساحل یکی از خمرها بر اثر اصابت تیر بر زمین می افتد. خمرها جایی که تیراندازی از آن صورت گرفته بود محاصره کردند و یک آمریکایی مجروح را در آنجا یافتند. با توضیحاتی که ام سون بعدها به آمریکایی ها داد احتمالا این فرد گروهبان سوم هارگرو بوده است. هارگرو به مقر ام سون برده می شود و کمی بعد به دستور مقامات بالاتر اعدام می شود.

تقریبا یک هفته بعد افراد ام سون متوجه می شوند که از ذخایر غذایی آنها کم می شود. آنها شبها کمین می کنند و سه شب بعد دو نفر دیگر را دستگیر می کنند: سرجوخه گری هال و سرجوخه دانی مارشال. ام سون با رادیو کسب تکلیف می کند و دستور داده می شود که آمریکایی ها را با قایق به کامبوج بفرسند، جایی که هر دو تفنگدار پس از شکنجه کشته می شوند.

اگرچه چند نفر در طی این عملیات به مدال رسیدند اما در حقیقت عملیات نجات خدمه مایاگوئز به کابوسی برای سپاه تفنگداران دریایی و نیروی هوایی آمریکا تبدیل شد. عدم وجود اطلاعات کافی، عدم هماهنگی بین واحدهای مختلف نیروی هوایی، تفنگداران دریایی و نیروی دریایی و دست آخر برنامه ریزی ناقص سبب شد تا برای آزادی 39 نفر خدمه کشتی 18 نفر از سربازان آمریکایی کشته شوند و 3 هلیکوپتر به کلی از دست برود. علاوه بر اینها 35 نفر از تفنگداران و 6 نفر از خدمه هلیکوپترها نیز مجروح شدند.

سالها بعد برای جبران این کاستی ها واحد جدیدی با نام نیروی دلتا تأسیس شد که وظیفه داشت در موارد گروگان گیری نظیر حادثه ی مایاگوئز وارد عمل شود. هرچند که نیروی دلتا در اولین عملیات خود در کویر طبس به در بسته خورد اما امروزه یکی از واحدهای نخبه نظامی جهان محسوب می شود.

http://wars-and-history.persiangig.com/image/1101750526_400.jpg