پنجشنبه 6 آذر 1393 02:09 ق.ظ نظرات ()


 

از شرکت کنندگان در جنگ چریکی کشورهای بالتیک

دوره فعالیت : 1941-1940  ، 1956 – 1944

منطقه فعالیت : کشورهای بالتیک

نیروی نظامی : حدود 50 هزار نفر

متحدان : دستگاه های اطلاعاتی بریتانیا ، آمریکا و سوئد ، ارتش فنلاند

دشمنان : ارتش سرخ ، کمیسیون امور داخلی اتحاد جماهیر شوروی   (NKVD)

 

برادران جنگل پارتیزان های استونیایی ، لیتوانیایی و لتونیایی بودند که طی دوره اشغال کشورهای بالتیک از سوی حاکمان شوروی به هنگام جنگ جهانی دوم و پس از آن جنگی پارتیزانی علیه حکومت کمونیستی به راه انداختند . طی همین دوره در مناطق شرقی اروپا از جمله بلغارستان ، لهستان ، رومانی و بخش غربی اوکراین نیز جنبش های ضدکمونیستی مشابهی در حال فعالیت بودند . ارتش سرخ طی سال های 1940 تا 1941  کشورهای مستقل بالتیک را اشغال کرد و پس از دوره ای از تسلط آلمان نازی ، توانست در عملیات های سال های 1944 و 1945 بازهم کنترل منطقه بالتیک را به دست بگیرد. طی سال های بعد و با شدت گرفتن سرکوب استالینیستی ، بیش از 50 هزار تن از مردم این کشورها برای سازمان دهی مقاومت مسلحانه علیه حاکمان شوروی به مناطق روستایی که در پناه پوشش متراکم جنگلی بود پناهنده شدند .

واحدهای درگیر در جنبش مقاومت ضدکمونیستی اندازه ها و ترکیب های مختلفی داشتند . از پارتیزان های با فعالیت انفرادی ، واحدهای مسلح صرفا دفاعی ، تا گروه های بزرگ و با سازمان دهی مناسبی که قادر بودند در حجم و مقیاسی بالا با ارتش عظیم شوروی درگیر شوند ، در جنبش مقاومت درگیر بودند .

پیش زمینه

ریشه های نام گذاری

اصطلاح  ( برادران جنگل ) نخستین بار طی انقلاب سال 1905 روسیه در کشورهای بالتیک بر سر زبان ها افتاد . منابع مختلف اشاره می کنند که در این دوره این اصطلاح به دهقانان شورشی یا معلمان مدرسه ای که به جنگل ها پناه می بردند اطلاق می شده است .

گیر افتادن میان دو قدرت

استونی ، لتونی و لیتوانی در سال 1918 و پس از فروپاشی امپراتوری روسیه استقلال خود را به دست آوردند . مردم استونی و لتونی که از قرن 12 میلادی تا آن زمان از داشتن کشوری مستقل محروم بودند اکنون با شوق جذب ایده هایی مانند ملی گرایی و حق تعیین سرنوشت می شدند . در همین زمان لیتوانیایی ها کشور مستقل خود را برپا ساختند . لیتوانی تاریخ غنی و پرافتخاری داشت و طی قرن چهاردهم میلادی بزرگترین کشور اروپا به شمار می رفت ، اما از سال 1795 تا پایان جنگ جهانی اول تحت اشغال نیروهای امپراتوری روسیه بود . اعلامیه های دول متفق در جنگ جهانی دوم از جمله منشور آتلانتیک به مردم کشورهای بالتیک که ابتدا اشغال گری شوروی و سپس آلمان نازی را تجربه کرده بودند نوید می داد که پس از جنگ می توانند کشورهای مستقل خود را داشته باشند . لیتوانی بر خلاف لتونی و استونی طی جنگ جهانی دوم شاهد سازمان دهی واحدهای وافن اس اس آلمان نازی از جمعیت بومی خود نبود . در سال 1944 مقامات نازی یک نیروی 20 هزار نفری با تجهیزات ضعیف را تحت عنوان ( نیروی دفاعی قلمرو لیتوانی ) به فرماندهی ژنرال پوویلاس پلشاویچیوس سازمان دهی کردند تا با پارتیزان های کمونیست تحت فرمان آنتاناس سنیچکوس بجنگد . این نیروی تازه تاسیس ملی گرا خود به زودی به تهدیدی علیه حکومت اشغالی آلمان نازی تبدیل شد . اعضای عالی رتبه این نیرو در 15 می 1944 دستگیر شدند و ژنرال پلشاویچیوس به اردوگاه کار اجباری سالاسپیلس در لتونی فرستاده شد . با این حال نیمی از نیروهای نیروی یاد شده با تشکیل واحدهای چریکی به مناطق روستایی پناه بردند تا برای جنگ چریکی علیه ارتش سرخ در جبهه شرق آماده شوند .

جنگ چریکی در استونی و لتونی تا حدی ریشه در تصمیم هیتلر برای عقب نشینی کامل از استونی در میانه سپتامبر 1944 داشت . فرمان هیتلر به سربازان استونیایی و از جمله  لشکر 20 ام وافن اس اس ( لشکر اول استونی ) اجازه می داد در صورت تمایل در کشور خود بمانند و از آن دفاع کنند . ارتش گروه کورلند متشکل از سربازان بالتیکی از آخرین نیروهای وابسته به آلمان بود که سرانجام در سال 1945 و پس از محاصره شدن در شبه جزیره کورلند تسلیم شد . بسیاری از سربازان استونیایی و لتونیایی و تعداد کمی از سربازان باقی مانده آلمانی طی سال های بعد از جنگ در مناطق روستایی به عنوان برادران جنگل به جنگ علیه شوروی ادامه دادند . برخی نیز به بریتانیا و سوئد گریختند و با همکاری سازمان های اطلاعاتی این کشورها به پشتیبانی از برادران جنگل پرداختند .

در حالی که  وافن  اس اس درباره ارتکاب جرایم جنگی و جرائم دیگر مجرم شناخته شد و پس از جنگ یک سازمان جنایتکار و ممنوعه اعلام گشت ، محاکمات نورمبرگ به روشنی سربازان وظیفه را از این قاعده مستثنی می کرد :

(( اعلان های قانونی مبنی بر مجرم بودن در چهارچوب گروه شامل کسانی می شود که رسما و به صورت اداری عضو اس اس بوده اند و با آگاهی از ارتکاب جنایت توسط آن در داخل سازمان باقی مانده اند ، یا شخصا در ارتکاب این جرائم مشارکت داشته اند . اما کسانی که توسط دولت و به اجبار وارد سازمان شده و انتخاب دیگری نداشته اند و در جرائم شرکت نداشته اند از این قاعده مستثنی هستند )) .

در سال های 1950 - 1949  ایالات متحده در مورد اعضای سابق اس اس در استونی و لتونی قانون زیر را که در 1 سپتامبر 1950 به ثبت رسید پذیرفته بود :

(( واحدهای وافن اس اس در کشورهای بالتیک در ایدئولوژی ، اهداف ، فعالیت ها و نحوه عضویت با اس اس آلمان نازی وضعیت متفاوتی داشته اند و بنابراین کمیسیون مربوط آن ها را نسبت به دولت ایالات متحده متخاصم نمی داند )) .

دولت لتونی پس از فروپاشی شوروی سابق  نیز اعلام کرد که لژیون لتونی ، شامل لشکرهای 15 و 19 لتونیایی وافن اس اس ، یک سازمان جنایتکار و همکار نازیسم نبوده است . مارت لار که طی سال های 1994-1992 و 2002-1999  نخست وزیر استونی بود در کتاب خود ،  ( جنگ در میان درختان : تقلای استونی برای بقا 1956-1944 ) ، تبلیغات شوروی مبنی بر راه اندازی مقاومت بالتیک توسط زمین داران بزرگ و افسران نازی را رد کرد و به این نکته اشاره کرد که در صفوف برادران جنگل افراد ضد نازی و پارتیزان های سابق کمونیست هم وجود داشتند .

با شروع فرایند سربازگیری از طرف ارتش سرخ در کشورهای بالتیک پس از جنگ ، صفوف برادران جنگل از لحاظ اندازه به طرز قابل ملاحظه ای افزایش یافت . در برخی مناطق تنها نیمی از افراد ثبت شده در دفاتر سرباز گیری خود را معرفی کرده بودند . آزار خانواده های افرادی که خود را معرفی نکرده بودند افراد بیشتری را واداشت که به مناطق جنگلی پناه ببرند . بسیاری از افراد فراری سلاح هایشان را نیز همراه خود بردند.

جنگ تابستانی

با حمله آلمان نازی به اتحاد شوروی در 22 ژوئن 1941 ، ژوزف استالین طی یک نطق رادیویی در 3 جولای اعلام کرد در مناطقی که از آن ها عقب نشینی صورت می گیرد سیاست زمین سوخته  اجرا خواهد شد . حدود 10 هزار نفر از اعضای برادران جنگل که خود را به صورت واحدهای گارد ملی در سراسر منطقه سازمان دهی کرده بودند به نیروهای NKVD یورش بردند و ضمن نابود کردن گردان های متعدد و ارتش 8 ام ( به فرماندهی  سرلشکر لیوبوتسو ) 4800 نفر از اعضای این واحدها را کشته و 14 هزار تن دیگر را اسیر کردند . نبرد تارتو دو هفته طول کشید و منجر به انهدام بخش بزرگی از شهر شد . سرانجام برادران جنگل به فرماندهی فردریک کورگ توانستند نیروهای شوروی را از شهر بیرون برانند . تا 10 جولای مناطق جنوبی استونی از سلطه شوروی خارج شده بود . NKVD پیش از عقب نشینی از تارتو 193 نفر از زندانیان را در 8 جولای به قتل رساند.

ارتش 18 ام آلمان طی روزهای 7 تا 9 جولای از مرز جنوبی استونی عبور کرد . آلمانی ها با همکاری برادران جنگل و دیگر گروه های مسلح بومی به پیشروی خود در استونی ادامه دادند . در شمال استونی  گردان های تخریب چی بالتیک تاثیر بزرگی داشتند و سرانجام آخرین  ناحیه بالتیک هم از دست شوروی سابق خارج شد . نیروهای مشترک آلمانی –استونیایی در 17 آگوست ناروا و در 28 آگوست ، تالین ، پایتخت استونی ، را تصرف کردند . در آن روز و با پایین کشیده شدن پرچم سرخ شوروی ، استونیایی ها توانستند چند ساعت پیش از آن که پرچم رایش در تالین به اهتزاز درآید ، پرچم استونی را بر فراز ساختمان های دولتی ببینند . با خروج نیروهای شوروی ، ارتش گروه شمالی آلمان تمامی نیروهای برادران جنگل و گارد ملی را خلع سلاح کرد . چریک های مناطق جنوبی استونی  در آگوست 1941 بار دیگر و تحت عنوان گارد ملی تجمع یافتند . اعضا ابتدا از حلقه های دوستان نزدیک تشکیل شده بودند . در مرحله بعدی افرادی که پیشتر عضو سازمان های کمونیستی نبودند به عضویت پذیرفته شدند . نیروهای گارد ملی استونی از سازمان دهی  ارتش سابق استونی و نیروهای دفاعی آن پیروی می کردند و تا حدی از قوانین تحمیلی دولت اشغالی آلمان در امان بودند .

وظایف گارد ملی به این شرح بود :

-       دفاع از ساحل و مرزها

-       جنگ علیه خرابکاران و جاسوسان

-       حفاظت از مناطق حساس نظامی

-       جنگ با کمونیسم

-       کمک به پلیس استونی و حفظ امنیت عمومی شهروندان

-        کمک رسانی به هنگام رخ دادن بلایای طبیعی

-       آموزش نظامی اعضا و شهروندان بومی

-       تقویت حس میهن پرستی و احساسات ملی شهروندان

در 15 جولای ، گارد ملی 10200 نفر عضو داشت . در 1 دسامبر 1941 تعداد اعضا به 40599 رسیده بود . تا فوریه 1944 تعداد اعضا در حدود 40 هزار نفر باقی ماند .

جنگ پارتیزانی

در اواخر دهه 1940 و اوایل دهه 1950  برادران جنگل با تدارکات ، افسران مشاور و هماهنگی لجستیکی از طرف سازمان اطلاعات بریتانیا (MI6) و سازمان های اطلاعاتی ایالات متحده و سوئد حمایت می شدند . این پشتیبانی نقشی کلیدی در هدایت جنبش مقاومت بالتیک داشت . با این حال این پشتیبانی پس از لو رفتن  ( عملیات  جنگل ) از طرف جاسوسان شوروی که در MI6 نفوذ کرده بودند ( به ویژه کیم فیلبی ، رییس بخش شوروی سازمان ضداطلاعات بریتانیا ) تا حد زیادی کاهش یافت .KGB  توانست با شناسایی ، نفوذ و نابود کردن بسیاری از واحدهای چریکی و قطع ارتباط آن ها با عوامل اطلاعاتی غربی  عملیات بردران جنگل را با مشکلات جدی مواجه کند .

درگیری میان نیروهای مسلح شوروی و برادران جنگل بیش از یک دهه ادامه یافت و بیش از 50 هزار کشته بر جا گذاشت .  تخمین ها در مورد شمار جنگ جویان مقاومت در سه کشور بالتیک متفاوت است . برخی تخمین ها حاکی از  وجود 30 هزار چریک در لیتوانی ، بین 10 تا 15 هزار نفر در  لتونی و 10 هزار نفر در استونی  است . واحدهای NKVD با پوشش شبیه برادران جنگل در مناطق روستایی دست به جنایت و کشتار می زدند تا ضمن ترساندن سکنه محلی برادران جنگل را نیز بی اعتبار سازند .

در استونی

در استونی بین 14 تا 15 هزار  چریک طی سال های 1944 تا 1953 درگیر نبرد با کمونیسم بودند . برادران جنگل استونی  بیش تر در منطقه وورو و مرز میان مناطق پارنو و لانه فعال بودند و در  مناطق ویرو و تارتو نیز حضور چشمگیری داشتند . در فاصله زمانی نوامبر 1944 تا نوامبر 1947  ، برادران جنگل با انجام بیش از 773 حمله  1000 نفر از نیروهای نظامی شوروی و همکاران آنان را کشتند . برادران جنگل استونی در اوج قدرتشان در سال 1947 کنترل شهرها و روستاهای بسیاری را در دست داشتند و کاروان های تدارکاتی شوروی برای حرکت نیازمند همراهی واحدهای نظامی بودند . آگوست سابه ، یکی از آخرین اعضای باقی مانده برادران جنگل در استونی ، سرانجام در سال 1978 و در حالی که تظاهر به ماهیگیر بودن می کرد ، توسط عوامل KGB شناسایی شد . سابه به جای تسلیم شدن به داخل رودخانه پرید و غرق شد .KGB  اصرار داشت که سابه 69 ساله در حین فرار غرق شده است . اما عمق کم و جریان آرام رودخانه چنین ادعایی را با تردید مواجه می کرد .

سازمان های اطلاعاتی شوروی تلاش های بسیاری صورت دادند تا از طریق اقوام و بستگان اعضای برادران جنگل به داخل سازمان نفوذ کنند . طی این تلاش ها تهدید ، شکنجه و آزار های مختلف جسمی و روانی به کار گرفته می شد .

در لتونی

در لتونی ، آماده سازی برای عملیات چریکی طی دوران اشغال کشور توسط آلمان آغاز شده بود ، اما مقامات نازی رهبران واحدهای لتونیایی را بازداشت کردند . در پایان جنگ واحدهای جدید مقاومت با مشارکت سربازان سابق و غیرنظامیان شروع به شکل گیری کردند .

شمار جنگ جویان مقاومت در لتونی در اوج خود بین 10 تا 15 هزار نفر بود . اما با احتساب غیرنظامیان ، شمار افراد درگیر در جنبش برادران جنگل تا 40 هزار تن نیز افزایش می یافت . اما برخی منابع  مدعی اند 12 هزار چریک در 700 گروه درگیر نبرد بوده اند . با گذشت زمان سلاح های آلمانی چریک ها با سلاح های ساخت شوروی تعویض شد . فرماندهی مرکزی سازمان های مقاومت لتونی تا سال 1947 دارای یک یک اداره در خیابان ماتیسای پایتخت لتونی ، ریگا ، بود . چریک های لتونیایی با انجام بیش از 3 هزار حمله  تلفات فراوانی به نیروهای مسلح شوروی و اعضای حزب کمونیست وارد کردند ، ساختمان های دولتی و انبارهای مهمات نیز در این حملات صدمه دیدند . مقامات کمونیست گزارش دادند در این حملات 1562 نفر از نیروهای نظامی کشته و 562 تن زخمی شده اند .

 گزارشی از کارهای برادران جنگل توسط تالرید کراستینش ارائه شده است . کراستینش که درلشکر 19  نارنجک انداز وافن اس اس ( لشکر دوم لتونی ) یک سرباز شناسایی بود به همراه 15 نفر دیگر از اعضای این واحد در پایان جنگ به جنگل ها پناه برد . اعضای گروه از هرگونه تماس با بستگان و سکنه محلی خودداری کردند . پس از چند سری سرقت از کامیون های عبوری ، آن ها توانستند در ریگا یک آپارتمان خریداری کنند و آن را به محلی برای شناسایی و برنامه ریزی عملیات هایشان تبدیل کردند . کار آن ها با ترور کادرهای رده پایین حزب کمونیست شروع شد اما در مراحل بعدی سعی کردند دبیر کل حزب کمونیست جمهوری شوروی لتونی ، ویلیس لاکیس ، را نیز ترور کنند . یک زن روس که در سطوح بالای حزب کار می کرد اطلاعاتی در مورد برنامه تحرکات و جابه جایی های لاکیس به گروه ارائه می داد . یک کمین در مسیر ریگا به جورمالا برای کشتن لاکیس ترتیب داده شد ، اما خودروی لاکیس هدف قرار نگرفت و  سرنشینان خودروی دیگری به صورت اشتباهی  قربانی سوء قصد شدند.  طرح دیگری برای ترور ریخته شد ، اما همکار بعدی که او هم یک زن روس بود عامل NKVD  از آب درآمد . همه اعضای گروه در سال 1948 دستگیر و محکوم به زندان شدند .

برادران جنگل لتونی بیشتر فعالیتشان را در مناطق مرزی انجام می دادند . در مناطق شرقی ، هماهنگی هایی با برادران جنگل استونی و در غرب با همتایان لیتوانیایی وجود داشت . با گذشت زمان عملیات های اطلاعاتی و نفوذی NKVD و MVD باعث تضعیف گروه های مقاومت و ارتباطات آن ها با سازمان های اطلاعاتی غربی شد . با تحکیم قبضه شوروی بر شهرها ، کمک های مردم مناطق روستایی نیز کاهش یافت و اعزام واحدهای نظامی و اطلاعاتی ویژه  آزادی عمل چریک ها را کاهش داد . آخرین گروه های برادران جنگل در لتونی در سال 1957 خود را تسلیم مقامات دولتی کردند .

در لیتوانی

در میان سه کشور بالتیک ، برادران جنگل لیتوانی بهترین سازماندهی را داشتند و تا سال 1949 بخش های بزرگی از مناطق روستایی در کنترل کامل آن ها باقی ماند . سلاح هایی مانند تفنگ های اشکودای ساخت چک ، مسلسل های ماکسیم روسی و انواع خمپاره و مسلسل های سبک روسی و آلمانی ، تجهیزات اصلی چریک ها بود . چریک ها با اجتناب از رویارویی مستقیم با واحدهای بزرگ ارتش سرخ و NKVD ، با انجام کمین های متعدد ، خرابکاری ، ترور مسئولان محلی ، فراری دادن زندانیان و چاپ نشریات زیرزمینی اعمال حاکمیت شوروی را با مشکلات جدی مواجه می کردند . اعضای برادران جنگل در صورت دستگیری با شکنجه و اعدام های صحرایی رو به رو می شدند و بسیاری از بستگان آنان نیز قربانی سیاست های نقل مکان اجباری به اردوگاه های کار سیبری شدند . واحدهای NKVD  تحت عنوان ( جوخه های دفاع مردمی )  با انجام کارهایی مانند نمایش اجساد چریک های کشته شده در مناطق روستایی سعی داشتند با ایجاد رعب و وحشت حمایت مردم بومی از مقاومت را کاهش دهند .

گزارشی که در یکی از کمیسیون های زندان های NKVD  و چند روز پس از 15 اکتبر 1956  و دستگیری آدولفاس راماناوسکاس ، فرمانده کل ( اتحاد جنگ جویان آزادی لیتوانیایی ) تهیه شد ، نشان    می دهد او طی این چند  روز مورد انواع و اقسام شکنجه ها قرار گرفته بود .

جوزاس لوکشا از چریک هایی بود که توانستند به غرب بگریزند ، لوکشا در غرب خاطرات خود را ثبت کرد اما پس از بازگشت به لیتوانی در سال 1951 کشته شد .

پارناس کونیچیوس آخرین جنگ جوی مقاومت ضد کمونیسم در لیتوانی بود که  در 6 جولای 1965 در درگیری با نیروهای حکومتی کشته شد . البته برخی منابع معتقدند او در 13 جولای و برای دستگیر نشدن خودکشی کرده است .یاد کونیچیوس در سال 2000 و با معرفی او به عنوان قهرمان ملی لیتوانی گرامی داشته شد .

بندیکتاس میکولیس ، از آخرین اعضای برادران جنگل در سال 1971 شناسایی شد . میکولیس در دهه 1980 بازداشت شد و چند سال در زندان به سر برد .

زوال جنبش های مقاومت

در اوایل دهه 1950 ، نیروهای مسلح شوروی توانستند تا حد زیادی از دامنه عملیات مسلحانه برادران جنگل بکاهند . اطلاعات جمع آوری شده توسط جاسوسان شوروی در غرب و نفوذی های موجود در بدنه جنبش مقاومت به همراه عملیات های گسترده نظامی در سال 1952  پایانی بر دوره فعالیت موثر برادران جنگل بود .

بسیاری از اعضای برادران جنگل پس از مرگ ژوزف استالین در سال 1953 و با دریافت تضمین های امنیتی خود را به مقامات دولتی تسلیم کردند ، اما فعالیت های محدود تا دهه 1960 ادامه یافت . معدودی از اعضای جنبش تا اواخر دهه 1980 و نزدیک شدن استقلال کشورهای بالتیک با پنهان شدن در مناطق جنگلی از دستگیر شدن نجات یافتند . فروپاشی شوروی سابق در سال 1991 استقلال کشورهای بالتیک را به یک واقعیت تبدیل کرد .

سرانجام ، یادبودها و گرامی داشت ها

بسیاری از اعضای برادران جنگل امیدوار بودند خصومت های جنگ سرد میان شوروی و غرب که هرگز اشغال کشورهای بالتیک از طرف کمونیست ها را به رسمیت نشناخته بود منجر به کشمکشی نظامی و آزادسازی کشورهای بالتیک از سلطه شوروی شود ، اتفاقی که هرگز رخ نداد . با سرکوب بی رحمانه انقلاب سال 1956 مجارستان  و عدم دخالت قدرت های غربی و حمایت آنان از انقلابیون ،  زوال مقاومت در کشورهای بالتیک هم سرعت بیشتری پیدا کرد .

طی دوره حاکمیت شوروی ، هرگونه بحث یا مطالعه به صورت عمومی در مورد جنبش مقاومت یک تابو به شمار می رفت . در اواخر دهه 1980 و اوج گیری اعتراضات ضدکمونیستی کتابها و مقالات در این مورد در کشورهای بالتیک به طور فزاینده ای شروع به انتشار کردند .

در لتونی و لیتوانی ، کهنه سربازان برادران جنگل حقوق اندکی به عنوان گرامی داشت دریافت می کنند . در لیتوانی ، سومین یکشنبه ماه می به عنوان روز پارتیزان ها گرامی داشته می شود . در سال 2005 هنوز هم 350 نفر از اعضای سابق برادران جنگل در لیتوانی زنده بودند .

در سال 2001 و طی یک سخنرانی در تالین ، جان مک کین ، سناتور ایالات متحده امریکا ، با یادکردن از برادران جنگل استونیایی ، از تلاش های آنان برای آزادی کشورشان تقدیر کرد .

آخرین برادر جنگل

آخرین برادر جنگل شناخته شده یانیس پینوپس بود که در سال 1995 از مخفی گاهش خارج شد . ینوپس در سال 1944 از خدمت در ارتش سرخ گریخته بود  و از طرف مقامات شوروی در لتونی مفقودالاثر به شمار رفته بود . پس از 25 سال فرار ، سرانجام بیماری او را وادار کرد به دنبال مراکز درمانی بگردد . حتی خانوانده او نیز طی این مدت از سزنوشت او اطلاعی نداشتند و تنها از کشته نشدن او در جنگ جهانی مطمئن بودند . همسایه های سابق سرانجام او را بازشناختند .

ترجمه و تلخیص : شاهو صالح

منبع  : http://en.wikipedia.org/wiki/Forest_Brothers