دوشنبه 10 آذر 1393 08:17 ق.ظ نظرات ()

براوو تو زیرو (Bravo Two Zero) علامت مخابراتی بود که 8 نفر از نیروهای SAS ارتش بریتانیا مستقر عراق در زمان عملیات طوفان صحرا در ژانویه 1991 از آن استفاده می کردند. مطابق با گفته های یکی از اعضای این گشت وظایف آنها شامل جمع آوری اطلاعات، پیدا کردن یک موقعیت پوششی مناسب و ایجاد یک پست دیدبانی بر راه اصلی تدارکات عراقی ها بین بغداد و شمال غربی عراق بود در حالی که نفر دیگری از این گروه ماموریت آنها را نابود سازی لانچرهای موشک اسکاد عراقی  در یک مسیر 250 کیلومتری اعلام کرد.


1~16.jpg


اعضای SAS بر روی خودروی لندروور 110

 

این گشت موضوع چندین کتاب بود. بعضی مانند  Bravo Two Zero (1993) وThe One That Got Away (1995)  نوشته اعضای تیم گشت بودند و بعضی مانند Eye of the Storm (2000) اثر پیتر رتکلیف فرمانده هنگ SAS نوشته سایرین بودند.

در ژانویه 1991 در مقدمه حمله زمینی نیروهای ائتلاف به عراق اسکادران 22ام  نیروهای SAS در یک پایگاه عملیاتی در عربستان سعودی مستقر شدند. این اسکادران شامل تعدادی از تیم های نفوذ در عمق دشمن بودند که در گشت های 8 نفره تقسیم بندی شده بودند. سه تیم از این اسکادران به نام های براوو وان زیرو ، براوو تو زیرو و براوو تری زیرو نام داشتند.

اعضای گروه براوو تو زیرو شامل افراد زیر بودند:

گروهبان استیون بیلی میچل با نام مستعار اندی مک نب فرمانده تیم

گروهبان وینسنت دیوید فیلیپس

سرجوخه کریس گئوردی رایان با نام مستعار کولین آرمسترانگ

سرجوخه رابرت دیگر پرینگ

سرباز رابرت گسپر کنسیگلیو

سرباز جان لگس لین

سرباز مالکوم گراهام مک گون

سرباز مایک کیوی کوبورن



2~17.jpg


اعضای تیم براوو تو زیرو قبل از اعزام به داخل عراق( افراد با صورت معلوم کشته شدند)

 

در شب 22 ژانویه گشت براوو تو زیرو به همراه خودرو های لندرور 110 توسط هلیکوپترهای شینوک نیروی هوایی سلطنتی وارد آسمان عراق شدند.


3~12.jpg


هلیکوپترهای شینوک آماده برای انتقال تیم SAS به داخل خاک عراق

 

بنابر یک تصمیم بد آنها تصمیم گرفتند که از خودروها استفاده نکنند. بر طبق گفته های میچل تیم حدود 12 کیلومتر را در شب اول برای رسیدن به مکان پست دیدبانی پیاده رفت. ولی بقیه رقم های متفاوتی را ذکر کرده اند.


4~10.jpg


استیون میچل فرمانده تیم

 


هم رایان و هم میچل بیان کردند که وزن بالای تجهیزاتشان آنها را مجبور کرد که به سختی به مکان پست دیدبانی برسند و تجهیزات اضافی را در نوبت های چهار نفره جابجا کنند. بدین گونه که با خالی قدم زدن 4 نفر دوم چهار نفر اول تجهیزات را حمل می کردند و برعکس. بعد از مدتی که از رسیدن آنها به خاک عراق می گذشت لین فهمید که آنها در برقراری تماس با مرکز دچار مشکل شدند و نمی توانند با رادیوی بیسیم  تماس برقرار کنند. رتکلیف بعدها میچل را به عنوان رهبر دسته مقصر خرابی رادیو دانست چون وظیفه او بود که از سالم بودن رادیو مطمئن شود.


5~7.jpg


بیسیم PRC319 مجهز به رمز کننده پیام در اختیار SAS

 

در بعد از ظهر 24 ژانویه گشت با یک گله گوسفند و یک چوپان مواجه شد. از ترس اینکه گروه به خطر بیافتد آنها تصمیم گرفتند که عقب نشینی کنند و تجهیزات اضافی را رها کنند. همین که آنها آماده برگشتن شدند صدایی شنیدند که به سمت آنها نزدیک می شد و شبیه به تانک بود. آنها موقعیت دفاعی گرفتند و راکت های لاو خود را مسلح کردند و آماده شدند که او نزدیک تر بیاید. بعد از نزدیک تر شدن آنها فهمیدند که آن شی یک بولدوزر بود که با دیدن آنها راه خود را عوض کرده بود. با فهم این مطلب که آنها الان به یقین در معرض خطر قرار دارند سریع از موقعیت خود خارج شدند. اندکی بعد یک درگیری بین آنها و نیروهای عراقی در گرفت. هنوز مشخص نشده است که نیروهای عراقی از چوپان موضوع را فهمیده اند یا از راننده بولدوزر. روایت های افراد در مورد این تیر اندازی فرق دارد بعضی ها حتی از حضور یک نفربر زرهی و تیربار دوشکای عراقی در تیر اندازی خبر داده اند. رایان تخمین زد که در حدود 70 تیر در این تیراندازی شلیک کرده باشد.

دستورالعمل استاندارد عملیاتی بریتانیا در این چنین مواقعی که حالت اضطراری پیش می آید و تماس رادیویی وجود ندارد این است که تیم گشتی باید به مکان اولیه نفوذ برگردد و در آنجا منتظر هلیکوپتری که هر 24 ساعت یک بار می آید باشد. این نقشه با موقعیت یابی ناصحیح مکان فرود اولیه همراه شد. گروه به نقطه بلند شدن اضطراری رسید ولی از هلیکوپتر هیچ خبری نشد. رتکلیف بعدها اعلام کرد که این اتفاق به دلیل بیماری خلبان بود که بعد از برگشت از ماموریت کناره رفته بود. به دلیل خرابی رادیوی اضطراری که تنها به آنها امکان ارسال پبام می داد و هیچ پیامی را دریافت نمی کرد آنها نفهمیدند که در حالی که در تلاش برای ارتباط با مرکز بودند یکی از خلبانان آمریکایی صدای آنها را شنیده بود. خلبان جت از مشکل آنها آگاه شد ولی نمی توانست آنها را جابجا کند. سورتی های پروازی زیادی به آخرین مکان شناخته شده آنها و مسیر احتمالیشان فرستاده شد تا بتوان مکان آنها را مشخص کرد و به نجات آنها پرداخت.

دستورالعمل استاندار عملیاتی بیان می کند که قبل از نفوذ هر تیمی به پشت خطوط دشمن یک مسیر خروجی باید برنامه ریزی شود که اعضای گشت بدانند در صورتی که از هم جدا شدند و یا مشکلی افتاد به کجا بروند. نقشه های اولیه تیم گشتی بیان می کرد که یک مسیر خروجی در سمت جنوب به سمت عربستان سعودی وجود دارد. مطابق با گزارشات روزانه SAS در آن موقع در 24 ژانویه یک پیام از فرستنده علامت دهی تاکتیکی (TACBE) تیم گشت دریافت شد. این فرض منطقی بود که آنها در حال حرکت به سمت جنوب هستند. ولی در حقیقت تیم گشت در حال حرکت به سمت شمال غربی و مرزهای سوریه بود. کوبورن در این باره اعلام کرد که در موقع طرح ریزی حمله سوریه با حرکت به سمت مرزهایشان موافق بود و دستور فرماندهان نیز همین بود.

 

6~6.jpg


بیسیم تاکتیکی TACBE در اختیار تیم

مطابق گفته های رتکلیف تغییر نقشه همه تلاش های نیروهای ائتلاف را برای پیدا کردن مکان آنها و نجاتشان خنثی کرد. میچل همچنین به علت خودداری از بکار گرفتن خودروها در ماموریت مورد سرزنش گروه قرار گرفت چرا که می توانست برای خارج شدنشان بسیار بکارشان بیاید. یک تیم مشابه نیز که ماموریتشان انجام شده بود با خودروهای لندرورشان محل را ترک کرده بودند.

 

7~6.jpg


لندروور 110 مورد استفاده تیم های SAS

 

در شب 24 ژانویه در حالی که میچل تلاش می کرد با چراع تاکتیکی با یکی از هواپیماهای ائتلاف تماس بگیرد تیم گشت بطور اشتباهی به دو گروه تقسیم شد و از هم جدا شد.در حالی که بقیه منتظر پاسخی از چراغ تاکتیکی بودند فیلیپس، رایان و مک گون به مسیرشان در دل تاریکی ادامه دادند. هیچ کدام از دو گروه از دستورالعمل های استاندارد قرار ملاقات که آن را آموزش دیده بودند پیروی نکردند و هر دو بطور مستقل به سمت مرزهای سوریه به راه افتادند.


 

بعد از جدایی فیلیپس، رایان و مک گون مجهز به تفنگ های M16 به همراه نارنجک انداز های M203 بودند و تپانچه برونینگ نیز همراهشان بود. همچنین یک فرستنده علامت دهی تاکتیکی و دوربین دید در شب نیز به همراه داشتند. میچل، پرینگ، لین، کونسیگلو و کوبورن نیز مجهز به سلاح های ذکر شده به همراه تیربار مینیمی و GPS بودند.

 


در عصر 25 ژانویه رایان ، مک گون و فیلیپس محلی که در طول روز در آن بودند را ترک کرده و به سمت شمال حرکت کردند. فیلیپس که از سرما زدگی (Hypothermia) رنج می برد قادر به حمل اسلحه خود نبود و آن را به مک گون داد. همیطور که ادامه می دادند شرایط فیلیپس بدتر می شد و سرانجام به نقطه ای رسید که رنگ دستانش همرنگ دستکشش سیاه شد و شروع به فریاد زدن های بلند کرد. سرانجام فیلیپس تماسش را با دو نفر دیگر هم گروهش از دست داد و اندکی بعد درگذشت. رایان و مک گون 20 دقیقه به دنبال فیلیپس گشتند و سپس تصمیم گرفتند بدون او به راهشان ادامه دهند. سرجوخه وینس فیلیپس بعد از 19 سال خدمت در ارتش و 8 سال خدمت در SAS در 36 سالگی از سرمازدگی درگذشت.


10~2.jpg


'گروهبان وینسنت فیلیپس بر اثر سرمازدگی جان باخت

 

در میانه روز 26 ژانویه رایان و مک گون با یک چوپان بز که به دنبال بزش می دوید مواجه شدند. مک گون تصمیم گرفت که همراه پیرمرد به دنبال یک خودرو برود ولی رایان تصمیم گرفت همانجا بماند و منتظر باشد. مگ گون به همراه چوپان 4 ساعت قدم زد تا اینکه با یک خودروی تویوتا لندکروزر مواجه شد. پیرمرد به سمت خودرو دوید و مک گون که دید او در حال فرار است او را به قتل  رساند. خودرو توسط چند مرد مسلح هدایت می شد و مک گون که مهمات اضافی را فراموش کرده بود توسط آنها دستگیر شد.

در طول عصر 26 ژانویه گروه میچل در حالی که کونسیگلیو وانمود به زخمی شدن می کرد و کنار جاده ایستاده بود در پی ربودن یک خودرو بودند. آنها یک تاکسی را ربودند و آن را تا محل یک ایست و بازرسی رساندند. در مورد سرنشینان تاکسی صحبت های اعضای گروه متناقض است. بعضی به آزاد کردن همه اذعان کرده اند و گروهی گفته اند که راننده آنها را تا ایست و بازرسی رسانده است.


11~2.jpg


سرباز کونسیگلیو در اثر تیراندازی کشته شد

 

در صبح 27 ژانویه بین آنها و سربازان و مردم عادی درگیری رخ داد. کونسیگلو تیر خورد و کشته شد. لین با شنا کردن در رود فرات دچار سرما زدگی شد و او نیز جان باخت.


12~1.jpg


سرباز جان لین در هنگام شنا در رود فرات جان باخت

 

سایر اعضای گروه نیز به تبادل آتش با سربازان پرداختند که کوبورن در این تبادل آتش زخمی شد و سایر افراد نیز سرانجام دستگیر شدند.

میچل ادعا کرد که اعضای دستگیر شده بارها شکنجه و بازجویی شدند ولی مک گون ادعاهایی مانند کشیدن دندان و سوزاندن با اجاق را منکر شد و تاکید کرد که بازجویی انجام شده بدون اعمال فیزیکی ملموس و مشهود بوده است. تصاویر خبرنگاران از لحظه آزادی آنها شامل هیچ جراحت ملموسی نبود و صلیب سرخ نیز آنها را در یک وضعیت خوب توصیف کرد.

 آنها قبل از آزادی در ابوغریب زندانی بودند و بعد از آتش بس آزاد شدند.

برای اقدامات میچل در طول عملیات برای وی مدال اقدام برجسته (لیاقت) (Diatinguished Conduct Medal) در نظر گرفته شد در حالی که برای آرمسترانگ و دو نفر دیگر از اعضای گشت مدال نظامی تعلق گرفت.


13~2.jpg


میچل برنده جایزه

 

 

رایان طولانی ترین فرار تاریخ SAS را با حدود 290 کیلومتر رقم زد که بیشتر از فرار جک سیلیتو از صحرا در سال 1942 بود.

 

14~1.jpg


کریس رایان رکورد طولانی ترین فرار SAS را در اختیار دارد

منابع


http://en.wikipedia..../Bravo_Two_Zero

Damien Lewis, Zero Six Bravo, 60 Special Forces. 100000 Enemy. The Explosive True Story, Quercus Publishing Plc 2013

ANDY MCNAB, Bravo Two Zero, BANTAM PRESS,1993


این مقاله با کسب اجازه از نویسنده ی محترم آن و از سایت میلیتاری
برداشته شده است.