جمعه 10 بهمن 1393 08:41 ق.ظ نظرات ()
اگر روزی روزگاری ورزشکاری از ایران در مسابقات و رقابتهای ورزشی به قید قرعه با ورزشکاری از اسرائیل روبرو شود چاره ای ندارد جز کناره گرفتن از رقابتها. حال فرق نمی کند که این ورزشکار شناگر باشد یا کشتی گیر؛ ورزش مورد نظر انفرادی باشد یا تیمی. چیزی که همگان از آن مطلع هستیم این است که در سپهر سیاست خارجی ایران کشوری به نام اسرائیل وجود ندارد و به رسمیت شناخته نمی شود و بنابراین رقابت با فردی که پرچم این کشور را به دور می کشد هم دور از منطق است. این عدم رسمیت تا آنجا پیش می رود که مسئولین جمهوری اسلامی ایران برای تهدید اسرائیل ناچارند که پیام خود را از طریق کشورهای ثالث به سمع و نظر مقامات اسرائیل برسانند.
حال چگونه می توان از یک کشوری که اصلا وجود خارجی ندارد به دادگاهی در سوئیس شکایت کرد البته معمایی است که حل آن ممکن نیست جز به اعجاز.
البته کم نیستند این گونه پاراداکسها در آموزه های تنها کشور شیعی دوازده امامی جهان. مثلا اعلام هفته ی وحدت به عنوان نماد وحدت بین شیعه و سنی در حالیکه آموزه های رسمی تشیع می گوید: کسی که بمیرد و امام زمان خویش را نشناخته باشد به مرگ جاهلی مرده است. مراد از مرگ جاهلی این است که اگر کسی امام زمان خود را نشاخته باشد انگار که در عصر جاهلیت به سر می برد و اگر فوت کند درحالی فوت کرده است که هنوز مسلمان نشده است. با این حدیث متواتر ، والبته صدها حدیث دیگر در این باب که کسی که امامت علی (ع) تا مهدی(عج) را قبول نداشته باشد اصلا مسلمان نیست، چه جایی می ماند برای وحدت؟