منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • پنجشنبه 29 تیر 1396 10:33 ق.ظ نظرات ()


    رضا کیانی موحد

    نیروی زیرسطحی نقش حساسی در استراتژی نظامی نیروی دریایی هندوستان دارد. این کشور سالها است که از انواع زیردریایی ها استفاده می کند و اکنون 13 فروند زیردریایی دیزل الکتریک فعال در اختیار دارد. هندوستان پس از تجربه ی بکارگیری زیردریایی های متعارف تصمیم گرفت تا زیردریایی های هسته ای را نیز به زرداخانه اش اضافه کند. قدم اول برای هندی ها اجاره یک فروند زیردریایی هسته ای کلاس آکولا از روسها در اواخر دهه ی هشتاد بود تا بتوانند خدمه ی مورد نیاز چنین ماشین جنگی را تربیت کنند. قدم بعدی هم ساخت زیردریایی و البته رآکتور هسته ای آن بود. طراحی و تولید این زیردریایی در حدود 3 میلیارد دلار برای دولت هندوستان هزینه داشته است. اولین نمونه از زیردریایی های این کلاس در سال 2009 به آب انداخته شد و پس از آزمایشهای بسیار در سال 2016 به خدمت پیوست. این زیردریایی اولین زیردریایی با توان شلیک موشکهای بالستیک است که توسط کشوری غیر از 5 قدرت هسته ای ساخته شده است.

    تاریخچه

    در طی جنگ 1971 بین هند و پاکستان نیکسون برای ترساندن هندوستان و ابراز حمایت سیاسی از دولت پاکستان ناوهواپیمابر اینترپرایز را به همراه کشتی های محافظش به خلیج بنگال فرستاد. در عوض، روسها هم یک زیردریایی هسته ای مسلح به موشکهای بالستیک را به منطقه اعزام کردند. اهمیت سلاح های هسته ای در درگیریهای نظامی سبب شد تا ایندراگاندی ،نخست وزیر وقت هندوستان، برنامه ی سلاح هسته ای هندوستان را در اولویت بالایی قرار بدهد. پس از اولین آزمایش هسته ای هندوستان در سال 1974 نیروی دریایی این کشور ساخت یک پیشرانه ی هسته ای را در دستور کار قرار داد.

    در دهه ی 1990 هندوستان تصمیم گرفت تا یک زیردریایی مجهز به پیشرانه ی هسته ای را به صورت بومی طراحی کند و بسازد. طرح ساخت این زیردریایی در سال 1998 تصویب شد و قرار بود که یک زیردریایی شکارچی باشد. طراح اولیه ی این زیردریایی از زیردریایی های کلاس چارلی-2 روسی گرفته شد. پس از آزمایش هسته ای هند در همان سال نیروی دریایی تصمیم گرفت تا کاربری زیردریایی  جدیدش را از شکارچی به سکوی پرتاب موشکهای بالستیک تغییر بدهد.

    مشخصات

    ساخت یک زیردریایی هسته ای بومی بهترین چالشی بود که می توانست نقاط ضعف و قوت صنایع نظامی هندوستان را آشکارکند. زیردریایی هسته ای آریهانت با 6هزارتن جابجایی و توانایی غوطه وری در عمق 300 متر از بسیاری از زیردریایی های هسته ای مجهز به موشکهای برد بلند کوچکتر است و تقریبا در ابعاد زیردریایی های کلاس ترافالگار بریتانیا می باشد.

    Image result for arihant submarine
     
    آخرین ویرایش: جمعه 23 تیر 1396 01:14 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 22 تیر 1396 05:29 ق.ظ نظرات ()

    File:Myasishchev M-55 Geophysica, MAKS 2001.jpg

    رضا کیانی موحد

    جنگ جهانی دوم که به پایان رسید جنگ دیگری آغاز شد: جنگ سرد. روسیه ی شوروی و کشورهای بلوک شرق پشت دیواری آهنین قرارگرفتند. رفت و آمد شهروندان غربی به این کشورها با محدودیت روبرو شد و شهروندان پشت دیوار آهنین نیز از داشتن رابطه با غربی ها بازداشته شدند. در نتیجه ی محدودیتهای اعمال شده توسط سرویسهای جاسوسی روسها و متحدانشان کسب خبر از منابع انسانی برای غربی ها به سختی صورت می گرفت. با توجه به اینکه مسابقه ی هسته ای بین ابرقدرتها با مسابقه ی موشکی بین آنها همراه شده بود کسب اطلاعات از توان موشکی روسها، قدرت تخریبی کلاهکهایشان و... برای سرویسهای اطلاعاتی غربی به صورت یک نیاز مبرم درآمد. سازمان سیا برای کسب خبر از داخل خاک روسها دست به ابتکار جالبی زد. ساخت یک هواپیمای بلندپرواز که برد هیچ موشک روسی به آن نرسد: هواپیمای جاسوسی یو-2. این هواپیما از پایگاه های سازمان سیا در پاکستان پرواز می کرد و پس از عبور از مرز هوایی روسها خلبان موتور هواپیما را در ارتفاع بسیار بالا خاموش می کرد. یو-2 همانند یک هواپیما هواسر به پرواز خود ادامه می داد و توسط دوربیهای با دقت بالایی که داشت به تصویر برداری از تأسیسات روسها دست می زد. بعدها با سقوط یکی از یو-2 های آمریکایی در روسیه و چند فروند دیگر از آنها بر فراز ویتنام و کوبا به تدریج پروازهای یو-2 از رونق افتادند و ماهواره های جاسوسی جای آنها را گرفتند.

    Myasishchev M-55 Geophysica 3 views.svg

    اما روسها ،که موفقیت بی نظیر یو-2 را دیده بودند، نیز به فکر افتادند تا طرحی مشابه را اجرا کنند. هواپیمای میاسچف ام-55 هواپیمایی بسیار شبیه به یو-2 آمریکایی بود اما در ابتدا قرار نبود که همان مأموریت یو-2 را برعهده بگیرد. در همان زمان که پروازهای یو-2 بر فراز خاک روسیه انجام می شد، آمریکایی ها از بالنهای جاسوسی نیز برای کسب اطلاعات از درون روسیه استفاده می کردند. سقف پرواز بالای این بالنها سبب شد تا روسها با الهام از طرح یو-2 در پی ساخت یک هواپیما برای رهگیری بالنها بیفتند. قرار بود تا این هواپیما با نصب یک برجک مسلسل به شکار بالنهای جاسوسی حریف اعزام بشود.این پروژه در اواسط دهه ی 50 میلادی کلید خورد اما جمع شدن طرح پرواز بالنها و جانشینی ماهواره های جاسوسی سبب کند شدن طرح روسها برای مقابله با آنها شد. همین طرح رهگیر هسته ی اصلی هواپیمای ام-55 را تشکیل می داد. نمونه ی اولیه ی ام-55 با نام ام-17 شناخته می شود و ساخت آن به سال 1978 باز می گردد. اولین پرواز آزمایشی ام-17 در روز 26 می 1982 انجام شد. اندکی بعد آمریکایی ها توسط ماهواره های جاسوسی خود به وجود چنین هواپیمایی در زرداخانه ی روسها پی بردند.

    File:Myasishchev M-55 in 2005.jpg

    این هواپیما ،با بالهای عریض و باریکش، شباهت زیادی به یو-2 داشت. ام-17 دارای یک موتور توربوجت آر.دی-36-51 با کشش 68.6 کیلونیوتن بود. ام-17 می توانست تعداد زیادی از دوربینها و حسگرها را در فضای پایینی بدنه ی خود جای دهد. این هواپیما می توانست تا 6 ساعت پرواز کند و به جمع آوری اطلاعات بپردازد.

    در روز 28 مارس 1990 یک فروند ام-17 به خلبانی ولادیمیر آرخیپنکو توانست رکورد جهانی ارتفاع را بشکند. وی توانست به ارتفاع 21830متر(71هزارپا) دست پیدا کند. این رکورد برای هواپیماهای با وزن 16تا 20 تن هنوز جابجا نشده است. ام-17 در مجموع دارای 12 رکورد رسمی جهانی است که 5 تا از آنها هنوز هم پابرجا هستند.

    ***

    در سال 1987 ام-17 جای خود را به طرح جدیدتر ام-55 داد. اولین نمونه ی ام-55 در سال 1988 پرواز کرد اما فروپاشی شوروی سابق سبب شد تا تنها 4 نمونه از این هواپیمای جدید ساخت بشود. مأموریت این هواپیما مطالعات هواشناسی و نمونه برداری در ارتفاعات بالا عنوان شده است.

    ام-55 از طرح بدنه ی ام-17 استفاده می کرد اما دارای 2 دستگاه موتور توربوجت پی.اس-30 بود. برای جای دادن این موتورها ناچار کابین خلبان مقداری بالاتر رفت و دماغه ی هواپیما بلندتر شد و اندکی نیز از عرض بالها کاسته شد. علاوه بر اینها ام-55 ورودی هوای موتور کوتاهتری نسبت به ام-17 دارد.

    در روز 21 سپتامبر 1993 یک فروند ام-55 به خلبانی ویکتور واسنکو توانست با رسیدن به ارتفاع 21360 متر(70هزارپا) رکورد جدیدی را برجای بگذارد. نباید از خاطر برد که ام-55 سنگینتر از ام-17 بوده و در طبقه ی بالاتری جای می گیرد. ام-55 پانزده رکورد جهانی را جابجا کرد که همگی آنها تا به امروز پابرجا هستند.

    تا کنون 3 فروند از ام-55 ها در حوادث پرواز سقوط کرده اند و تنها هواپیمای باقی مانده  بیشتر به تحقیق در طبقات بالای اتمسفر می پردازد.

     

    مشخصات

    ام-55

    یو-2

    خدمه(نفر)

    1

    1

    طول(متر)

    22.9

    19.2

    عرض(متر)

    37.5

    31.4

    ارتفاع(متر)

    4.8

    4.88

    حداکثر وزن(تن)

    24

    18.1

    پیشرانه

    2 دستگاه موتور توربوجت پی.اس-30 هر یک با کشش 98 کیلونیوتن

     

    1دستگاه موتور توربوفن جنرال الکتریک اف.118 با کشش 84.5 کیلونیوتن

    سرعت(کیلومتر/ساعت)

    750

    805

    سقف پرواز خدمتی(متر)

    21500

    25900

    (ساعت)

    6.5

    12

    منتشر شده در شماره 151 ماهنامه جنگ افزار

    آخرین ویرایش: جمعه 23 تیر 1396 01:14 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 18 تیر 1396 08:44 ق.ظ نظرات ()
    ایران که وارد عصر صفوی شد در جنوب و غرب آسیا 3 امپراطوری بزرگ وجود داشت:
    امپراطوری عثمانی
    امپراطوری صفوی
    امپراطوری مغول( یا گورکانیان) هند
    گاهشمار زیر خلاصه ای است از تاریخ این 3 تمدن تا قرن بیستم.
    آخرین ویرایش: جمعه 23 تیر 1396 01:15 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 15 تیر 1396 08:24 ب.ظ نظرات ()
    Image result for ‫دختر جوان پیرمرد‬‎
    دختر جوان را تیری به پهلو نشیند به که پیری.
    شیخ سعدی
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 14 تیر 1396 08:26 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 14 تیر 1396 12:21 ب.ظ نظرات ()
    Image result for ‫رسول جعفریان‬‎
    متن زیر از استاد رسول جعفریان ،استاد تاریخ در دانشگاه تهران والبته معمم، هستش که در کانال تلگرامشون منتشر کردند.... بخوانید و عبرت بگیرید: 
    امروز باز گرفتار کولر آبی بودم، کاری هم از پیش نبردم. دقت کردم، این یکی شکل و شمایلش عوض شده بود اما چون مجبور شدم بازش کنم، دیدم هیچ تغییری، بله هیچ تغییری نکرده است. جالب است که دیروز اعلام شد که بحث آب در کشور، بحث امنیتی شده است. آن وقت، در همین حال، این کولر آبی در کشور، بخش بزرگی از آب را تلف می کند. مطلب زیر را ششم تیرماه نود و سه نوشتم:
    از هفتاد سال قبل که کولر آبی در ایران رواج یافته، تا به امروز، ظاهر و باطنش هیچ گونه تغییری نکرده است. این دستگاه آب پاش یا به عبارتی آب حروم کن، همچنان با همان سیستم قدیمی کار می کند. طی این سالها نه در مصرف آب آن صرفه جویی شده و نه در برق و نه حتی شکل و شمایل آن و نه صدایش.
    به نظر شما نام این جمود در یک صنعت ساده را چه می توان گذاشت؟ این که ما  یک کولر آبی را هفتاد سال نگاه داشته ایم، بدون آن که شرکت یا شرکت های سازنده سر سوزنی تغییر در آن بدهند، این چه معنایی دارد؟ ناتوانیم، نمی خواهیم، فکر نمی کنیم. قانعیم ... چی؟
    حال به کولر های گازی جدید کره ای نگاه کنید که در طول کمترین زمان، چندین نسل عوض کرده و فقط طی این پنج سال گذشته، چندین تغییر مهم به لحاظ کیفیت، مصرف برق، ایجاد سرمایش یا گرمایش، اندازه و... در آن ایجاد شده است. این تمدن با آن تمدن چه فرقی دارد؟
    این در حالی است که ما معتقد هستیم علوم اولین و آخرین را در اختیار داریم، و در این زمینه، اظهاراتی از ما سر می زند که مرغ هوا هم از آن خنده اش می گیرد. گویی تمام عالم نیازمند معلومات ما هستند. فقط این سخن مهم ترین سخنران ما را در طول 35 سال گذشته  نگاه کنید:  .... رئیس ستاد ... با بیان این که یکی از مهم ترین دغدغه هایی که در عرصه تبلیغ وجود دارد کم توجهی به عرصه تفسیر است افزود: باید برای همه وزرات خانه ها یک کتاب تفسیر نوشته شود. به عنوان مثال بنده برای مسأله راه و ساختمان 500 آیه تفسیری گردآوری کردم که به حالات مختلف ساختمان و ویژگی های یک ساختمان از نظر اسلام می پردازد که تاکنون کمتر به آن توجه شده است (خبرآنلاین)
    اگر در قرآن پانصد آیه در باره راه و ساختمان باشد، طبعا با این همه تخصص های متنوع، باید چند آیه در باره هر یک از مسائل تخصصی و علمی موجود در عالم در قرآن آمده باشد؟ 
    سالها با دادن این امید به مردم که همه علوم از متون دینی استخراج می شود، هم به حیثیت دین لطمه زدیم و هم در عمل با تعطیل کردن عقل مردم کاری از پیش نبردیم. اگر هم در جایی اقدامی در جهت پیشرفت صورت گرفته، جایی بوده که مسیر علمی زندگی بشر که همان عقل خدادادی است، توانش را به کار انداخته و کاری انجام داده است.
    حالا با این تمدن کولر آبی چه کنیم؟
    رسول جعفریان
    پی نوشت: ایشان بسیار آدم روشن و خوش فکر و با مطالعه ای هستند که توصیه می کنم نوشته هایشان را با دقت بخوانید البته اگر به تاریخ علاقه دارید. 
    آخرین ویرایش: جمعه 23 تیر 1396 01:15 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 13 تیر 1396 10:31 ب.ظ نظرات ()
    دیروز که داشتم دنبال فیلمهای پرواز 655 می گشتم به مناظره ی دکتر زیباکلام و دکتر کوشکی بر سر پیداکردن مقصد این فاجعه رسیدم. خلاصه ی کلام اینکه دکتر کوشکی اعتقاد داشتند که آمریکایی ها از ابتدا ایرباس ایرانی را عمدا ساقط کرده اند چرا که قصد داشتند صلح را به ایران تحمیل کنند و این عمل در حقیقت پیامی بود برای مسئولان ایرانی و دکتر زیبا کلام هم عقیده داشتند که اگر آمریکایی ها از روی عمد این کار را کرده باشند باید در اسناد و مدارکی که پس از تحقیقات زیاد منتشر کردند اشاره می کردند که دستور این اقدام را چه کسی داده است؟
    به نظر من هر دو نفر تا حدودی به حق دارند و تا حدودی هم اشتباه می کنند. اینکه ،بر اساس استدلال دکتر کوشکی، دولت آمریکا ، یا زنجیره ی فرماندهی نظامی آمریکا، به ناخدا راجرز فرمان مستقیم/غیرمستقیم داده باشد که هواپیمای غیرنظامی ایران را ساقط کند تنها از ذهنی بیرون می آید که آلوده به ویروس "تئوری توطئه" شده است. آشکار است که ریگان هیچ دل خوشی از ایران نداشت ولی این دلیل نمی شود که دستور بدهد تا با حمله به غیرنظامیان حیثیت نیروهای نظامی آمریکا خدشه دار بشود.
    از طرف دیگر اینکه مانند دکتر زیباکلام فکر کنیم که آمریکا در این جریان کاملا بی گناه بوده و این حادثه تنها یک رویداد اتفاقی بوده نیز تا حدودی ساده انگاری است. آشکار است که آمریکایی ها ابتدا به درخواست کشورهای عربی منطقه وارد میدان نبرد شدند تا جلوی تحرکات نظامی ایران را برعلیه کشتی رانی بین المللی سدکنند. با سرشاخ شدن نیروهای نظامی ایران در خلیج فارس با نظامیان آمریکایی دو راه حل برای آمریکا بیشتر باقی نمانده بود. اول اینکه نیروهایش را از خلیج فارس خارج کند تا از خطر مقابله ی نظامی مستقیم با ایران کم کند و دوم اینکه در خلیج فارس باقی بماند و ریسک رویاروی شدن با ایران را به جان بخرد. گزینه ی اول گزینه ای بود که به کشورهای متحد آمریکا در منطقه آشکار پیام می داد که متحدشان آنها را تنها گذاشته است و در نتیجه عواقب سیاسی سنگینی برای سیاست خارجی آمریکا در تمام جهان در پی داشت. گزینه ی دوم هم گزینه ای بود که در نهایت توسط سیاستمداران آمریکایی انتخاب شد و همانطور که دیدیم روز به روز بر تنش بین نیروهای نظامی دو کشور افزوده شد. معلوم بود که این تنشها نمی توانند تا روز قیامت ادامه پیدا کنند و بالاخره در جایی باید به انتها می رسیدند. از این رو پیش بینی یک اتفاق از آن نوع که در روز 12 تیر 67 برای هواپیمای ایرباس خطوط هواپیمایی ایران ایر افتاد چندان هم دور از ذهن نبوده است. بالاخره در تمام تنشهای مرزی اینچنینی در طول تاریخ یکی از دو طرف خویشتنداری خود را از دست می داده و فاجعه ای اینچنین را رقم زده است. حالا ممکن بود که به جای هدف قرار گرفتن یک هواپیما یک کشتی باری هدف قرار می گرفت یا یک نفتکش یا.... اما دور از ذهن نبود که در این جو تب آلود بالاخره غیرنظامیانی خواهند بود که متضرر این معامله بشوند.
    پس از دید من می توان هر دو طرف را مقصر دانست. از یک طرف فرماندهان نظامی ایران بدون توجه به حضور کشتی ها و هواپیماهای غیرنظامی در منطقه دهانه ی خلیج فارس را برای کشتی های آمریکایی ناامن کرده بودند. این عزیزان باید می دانستند که وسط دعوا کسی حلوا خیرات نمی کند و ممکن است که دود این ناامنی به هرحال به چشمان غیرنظامیان خودشان هم برود. از طرف دیگر آمریکایی که سیاست خارجی خود را در زمینه ی امنیت انرژی در حال شکست می دیدند به هر خس و خاشاکی دست می زدند تا بتوانند قائله را به سود خودشان تمام کنند. این امر حاصل نشد مگر با دخالت نظامی بیشتر و تهدیدآمیزتر که خوب افزایش تنشها نهایتا جاده صاف کن روی دادن فاجعه ی چون سقوط ارباس ایران ایر شد.
    کشته شدگان پرواز 655 تنها کشته شدگان غیرنظامی درگیری ایران و عراق در طی 8 سال جنگ نبودند. تعداد زیادی از ملوانها و دریانوردان کشورهای بی طرف در پی موشک پرانی های دو طرف کشته شدند و تأسف برانگیزتر اینکه بسیاری از آنها در کشتی هایی بودند که به دولتهای بی طرف تعلق داشتند و در آبهای بین المللی هدف قرارگرفتند. امید که تعقل و صبر در محاسبات سیاسی سیاستمداران در تمامی کشورهای جهان اولویت اول را اشغال کند.
    رضا کیانی موحد
    آخرین ویرایش: سه شنبه 13 تیر 1396 10:55 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 2 1 2