منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • چهارشنبه 29 اسفند 1397 10:03 ب.ظ نظرات ()
    اینجا را بخوانید
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 29 اسفند 1397 10:05 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 29 اسفند 1397 07:39 ب.ظ نظرات ()
    چیزی را بر زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد.
    امام حسین علیه السلام
    آخرین ویرایش: سه شنبه 28 اسفند 1397 11:20 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 26 اسفند 1397 08:28 ب.ظ نظرات ()
    اگر افرادی که پیچیدگی ها را فهم می کنند با مردم به زبان ساده سخن نگویند، آنهایی که مسائل را ساده می بینند با مردم صحبت می کنند.

    ⚜️پاول کروگمن
    آخرین ویرایش: شنبه 25 اسفند 1397 08:29 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 23 اسفند 1397 11:59 ق.ظ نظرات ()


    این هواپیما یک ماشین پرواز دیوانه کننده است، که بیشتر به نظر می رسد یک فانتزی باشد تا چیزی که در واقع بتواند پرواز کند. بخشی از اعجاب انگیز بودن آن ناشی از ابعاد غول پیکر آن است که در گلایدر نظامی مستراشمیت-321 ریشه دارد. این گلایدر، کلید نقشه ی هیتلر برای حمله به انگلستان بود. از طرح این گلایدر بود که بزرگترین هواپیمای حمل و نقل عملیاتی جنگ جهانی دوم به دست آمد: مستراشمیت-323.

    مشکل اصلی برنامه ی هیتلر کاملا آشکار بود: چگونه نازی ها در مرحله ی اولیه ی حمله ی خود از کانال مانش می توانستند تجهیزات سنگین و وسایل نقلیه شان را از طریق هوا حمل کنند؟ پاسخ این پرسش از تقاضایی که در اکتبر 1940 از فرماندهی لوفت وافه به شرکتهای یونکرس و مستراشمیت فرستاده شد به دست آمد. آنها مجبور بودند طرح های خود را  برای ساخت یک هواپیمای بزرگ حمل و نقل سنگین ارائه کنند و تنها 14 روز برای انجام این کار داشتند.

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 23 اسفند 1397 10:10 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 21 اسفند 1397 11:10 ب.ظ نظرات ()

    بعضی از مطالب حیف است که بازنشر نشوند... به ویژه که بسیاری از وبلاگ نویسان سابق علاقه به عملیات استشهادی دارند و بعید نیست که یک روزی بزنند و وبلاگ خود را بپکانند.... پس قبل از اینکه بعضی از وبلاگها از صحنه ی روزگار محو شوند واجب است که مطالب آنها را به حفظ فاصله ایمنی کپی پیست کنیم..... بخوانید و لذت ببرید

    رضا کیانی
    ——————————–
    «گاراپاقال» در زبان ساکنان «شوسکانا» -یکی از حاصلخیز‌ ترین کوهپایه‌های جهان- دو معنا داشت: مزرعه و بزرگ. خاک پر برکت «شوسکانا» و آب زلالی که از کوه‌های «سالاموز» سرچشمه می‌گرفتند به چند صد خانوار شوسکانا آنقدر غله و غذا می‌دادند که آنان حتی در فصل زمستان هم که فصل کشت و زرع نبود به همان میزان و خوبی بهار و تابستان غذا می‌خوردند. زمین پر بار آنقدر گسترده بود که کوچکترین مزرعه دهکده چهل سنگ‌انداز در چهل سنگ‌انداز بود. این یعنی طول و عرض چنین مزرعه‌ای را چهل بار پرتاب پشت سر هم سنگ به‌توسط صاحبش تعیین می‌کرد. و تازه این کمترین و حقیرترین‌شان بود. از این رو «گاراپاقال» در زبان‌شان هم مزرعه معنا می‌داد و هم بزرگ.

    در سال سیزده‌هزار و سیزده از تقویم «شوسکانا» بود که قوم بیابان‌نشین «ساخو» به ایشان تاختند و مردم «شوسکانا» بناچار خانه و زندگی گذاشتند و به سمت کوه رفتند. کوه‌ بزرگ «سالاموز» با آغوش باز و با منتهای سخاوتی که داشت این مردمان که به شامگاه تا بامدادی از سروری به گدائی افتاده بودند را در خود پذیرفت و آنان را در خود جای داد. اما اینان اکنون ناچار بودند غذای خود را از دامنه سنگی کوه درآورند. آن فراوانی افسانه‌ای به شبی پایان یافت و دیگر دل کوه بود تا کنده شود و صاف گردد و قابل کشت و زرع.

    «گاراپاقال»های ایشان شاید به یک دهم کاهش یافت. اکنون بزرگ‌ترین «گاراپاقال» در دهکده جدید در کمرکش کوه ده سنگ‌انداز در ده سنگ‌انداز بود. سال‌ها گذشت. پیران روستا از دنیای دشت و کوه روی در خاک کشیدند و جوانانی که تولد و زندگی در ارتفاعات لپ‌های ایشان را سرخ و گل‌گلی کرده بود جای پیران را گرفتند. زندگی روالی جدید یافت. کار در مزرعه واقعا کمرشکن بود و باعث پیری زودرس میان‌سالان می‌شد. اینان وقتی برای لحظه‌ای استراحت دست از کار می‌کشیدند و با خیره شدن به پائین کوه به یاد جوانی و فراوانی خویش می‌افتادند شروع به گفتن داستان‌هائی می‌کردند از آنچه بود و از آنچه ایشان بودند. جوان‌ها هم خسته و عرق‌ریزان به این داستان‌ها گوش می‌دادند و زیر لب لبخندی مسخره‌بار بر صورت می‌آوردند بدون کلمه‌ای حرف.

    چه فایده داشت گوش دادن به مزخرفات اینان؟ اصلا «گاراپاقال» نود سنگ‌اندازی چه معنا داشت؟ این بیشتر به خواب و خیال و رویا شبیه بود تا به واقعیت. «گاراپاقال» چیزی در حد یک سنگ‌انداز در یک سنگ‌انداز بود. امان از دست این پدران و مادران که بخاطر سن بالا و پز دادن الکی به جوانان امروزه مدام دم از آن «گاراپاقال»های گل و گشاد می‌زدند. واقعیت چیز دیگری بود. واقعیت این بود که اگر هم زمانی چنان «گاراپاقال»هائی بوده که فقط باید آب پای آن می‌آوردی و بذر می‌پاشیدی و بعد دیگر همه چیزش تمام بود و باید صبر می‌کردی تا محصول برداری هر تخم هفتاد تخم، الان دیگر نبود و همه چیز فرق داشت. اکنون باید هر عدد گندم را با خون دل از دل کوه بیرون آورد. این افسانه‌ها را بگذار برای بعد و بیل را بردار بیافت به‌جان زمین که شکم گرسنه لقمه نانی است.


    آخرین ویرایش: سه شنبه 21 اسفند 1397 08:38 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 21 اسفند 1397 08:29 ب.ظ نظرات ()
    بعضی از این مسئولین عزیز بسیار فان و کول هستند.
    طرف برداشته گفته:
    امسال سه میلیون نفر کاهش سفر خارجی داشته ایم که اگر این تعداد به سفرهای داخلی اضافه شود عید ۹۸ با ۲۰ درصد افزایش سفر رو به رو می شویم.
    اولا اگر که حضورا خدمت ایشان رسیدید از جانب من عرض کنید که 
    1- به همان تعدادی نفری که از سفرهای خارجی کم شده است به همان تعداد هم از سفرهای داخلی کم خواهد شد.... همانطور که آن دوستانی که دستشان به دهنشان می رسید که برای عید تشریف ببرند دوبی و استانبول الان دیگر نمی توانند، آن عزیزانی هم که قصد داشتند تشریف ببرند شیراز و اصفهان هم نمی توانند... به قول یکی از بزرگان وقتی کیک اقتصاد کوچک بشود برای همه اقشار کوچک می شود.... پس در نتیجه کم شدن هر دو دوسته گردشگران خارجی و داخلی احتمالا تغییری در رونق گردشگری داخلی ایجاد نخواهد کرد که شما بعد از عید بخواهید با ارائه ی آمار آن پز عملکرد و مدیریت خود را بدهید.
    2- آنکه دستش به دهانش می رسید که برای عید برود کنسرت ابی و گوگوش و هایده و ..... ممکن است خیلی گردشگری داخلی به مزاقش خوش نیاید.... با این وضعیت کنسرت های داخلی که لغو شدن شان به مویی بند است... با این وضعیت هتلها و مهمانسراها که شما و بقیه ی مسئولین متولی آنها هستید.... با این وضعیت جاده ها و امنیت آنها ... با این وضعیت امکانات رفاهی تهیه شده برای توریسم در سراسر کشور و به خیلی دلایل دیگر بعید است کسی که بلیط پرواز استانبول دستش بود آن را با بلیط مشهد الرضا تعویض کند.... در نتیجه نه تنها آن سه میلیون نفر به توریستهای داخلی اضافه نمی شوند بلکه به دلیل شماره 1 احتمالا از آمار توریسم امسال کم خواهد شد.
    خلاصه اینکه خسته نباشید
    آخرین ویرایش: جمعه 25 مرداد 1398 10:03 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 3 1 2 3