منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • شنبه 28 دی 1398 06:08 ب.ظ نظرات ()
    Image result for ‫خامنه ای‬‎
     «سپاه قدس یک نیروی است با سعه صدر به همه جا و همه کس نگاه می کند. رزمندگان بدون مرز هستند..... همه نیروهای مسلح ما زیربنای فکری شان اهداف الهی است. سپاه قدس رزمندگان بدون مرز هستند»
    امام خامنه ای
    آخرین ویرایش: جمعه 27 دی 1398 10:34 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 27 دی 1398 09:32 ب.ظ نظرات ()
    28 زوئن 1914 ، سارایوو؛ ولیعهد اتریش در حال بازدید از این شهر (که در آن زمان قسمتی از امپراطوری اتریش-مجارستان بود) توسط یک صرب متعصب ترور می شود. اتریش برای صربستان ضرب الأجلی تعیین کرد تا قاتلین ولیعهد را دستگیر کرده و تحویل این کشور بدهد. پس از اتمام مهلت ضرب الأجل، و عدم توجه به آن توسط صربها، دولت اتریش رسما به صربستان اعلان جنگ می کند و نیروهای نظامی خود را وارد مرزهای صربستان می کند. متحد اصلی صربستان اما خرس بزرگ اروپا است: روسیه. روسیه بلافاصله به اتریش اعلان جنگ می کند و در نتیجه آلمان (که در آن زمان متحد اتریش-مجارستان بود) به روسیه اعلان جنگ می کنند و فرانسه و بریتانیا هم (که متحد روسیه بودند) به آلمان اعلان جنگ می کنند و در نهایت عثمانی (که متحد آلمان بود) به روسیه و فرانسه و بریتانیا اعلان جنگ می کند و جنگ جهانی اول یا جنگ بزرگ آغاز می شود.
    اما عواقب شوم این جنگ خانمان برانداز در حوزه ی اروپا نماند. قدرتهای منطقه ی خاورمیانه بلافاصله نیروهای خود را وارد خاک ضعیف ترین کشور منطقه کردند: ایران. برای اینکه وضعیت ژئوپولتیک ایران را در آن زمان بفهمید بد نیست نگاهی به نقشه ی زیر بیندازید:
    http://s7.picofile.com/file/8385181542/2d92f4c6e5893212113dda63b496a6a1.jpg
    همانطور که دیده می شود شرق و جنوب ایران در اشغال نظامی بریتانیا، شمال در اختیار روسیه و غرب ایران تحت حکومت عثمانی بود. هر سه قدرت خاک ایران را با آغاز جنگ در اروپا صحنه ی ترکتازی خود کردند؛ صدها فرسنگ دورتر از خاک اروپا. زمانی که روسها از یک طرف، ترکها از یک طرف و انگلیسیها از طرف دیگر وارد خاک ایران شدند به خود زحمت ندادند که از هیچ ایرانی نظر خواهی کنند. آنها به یک بهانه وارد ایران شدند: امنیت. اینکه چرا هر سه قدرت امنیت خود را در لگدکوب کردن مردمی می دیدند که رسما در جنگ جهانی اعلان بی طرفی کردند و حتا کوچکترین شانسی نداشتند که از خود دفاع کنند سوالی است که پاسخ آن را در جای دیگر خواهم داد. 
    فعلا به نتیجه ی جنگی برسیم که واقعا سزاوار لقب "جنگ تحمیلی" است. نتیجه ی درگیری کشورهای اروپایی فرسنگها دور از خاک ایران برای حفظ امنیت شان این بود: فرزندان بی پدر شده، خانواده های از هم پاشیده، زنان بی شوهر، دخترهای هتک حیثیت شده، اقتصاد از هم پاشیده، زیربناهای تخریب شده، شهرهای ویران شده، دهات خالی شده، زمینهای بایرشده و در یک کلام: نکبت، بلا و مصیبت
    چشمان خود را ببندید و سفری در زمان کنید. خود را در میانه ی جنگ جهانی اول فرض کنید. سوال: واقعا آیا اگر روسیه، بریتانیا و عثمانی وارد خاک ایران نمی شدند امنیت شان به خطر می افتاد؟ در حالیکه میلیون ها میلیون سرباز در اروپا همدیگر را قتل عام می کردند، قدرتهای بزرگ هزاران تن بمب شیمیایی را بر سر هم می ریختند، بمب افکنها و بالنهای بزرگ شهرهای غیرنظامی را زیر بمباران خود له می کردند واقعا درگیری نظامی این سه قدرت در خاورمیانه و در خاک یک کشور بی طرف برای آنها امنیت بوجود می آورد؟
    تصور کنید که در آن زمان زندگی می کردید و شغلتان خوانندگی بود اگر می خواستید برای غمخواری در اندوه سترگی که به بهانه ی امنیتِ همسایه های قدرتمندتان بر پدران و پدربزرگان تان وارد شد ترانه ای بخواندید چه می خواندید جز این ترانه:
    حال و حوصله ندارم برای عاشق شدن و جدایی
    آتش عشق تمام وجود انسان را می سوزاند
    ما در سرزمینی زندگی می کنیم سراسر سختی، سراسر درد، لبریز از فتنه
    زمامداران این زمانه توافق کرده اند، که اتحادی بین بشریت صورت نگیرد
    حال و حوصله ندارم برای عاشق شدن و جدایی
    آتش عشق تمام وجود انسان را می سوزاند
    همه آواره و پناهنده شده ایم در این جهان
    از راست و چپ هر دو چشم گریان است
    خدا به دادمان برسد
    درود بر شما
    با کمال احترام می گویم
    حیف است وطن ما نابود شود
    یا به سرقت رود، به خدا قسمت حیف است
    حال و حوصله ندارم برای عاشق شدن و جدایی
    آتش عشق تمام وجود انسان را می سوزاند
    یک قلب صاف و صاده پاک و وفادار است
    آیا نمی دانید این چنین قلبی دوستدار بشریت است
    دوستدار تمام انسان هاست
    زمامداران این زمانه توافق کرده اند که اتحادی بین ما صورت نگیرد
    حال و حوصله ندارم برای عاشق شدن و جدایی
    آتش عشق تمام وجود انسان را می سوزاند
    چشمان خود را بازکنید و دگر بار ببندید. ایین بار خود را جای کودک عراقی بگذارید. در روز نهم آوریل 2003 حکومت بعثی صدام با حمله ی آمریکا و بریتانیا به عراق سقوط کرد. فروپاشی سریع سازمان اداری عراق همان وضعی را برای عراق ایجاد کرد که 90 سال قبل از آن برای ایران ایجاد شده بود. قدرتهای منطقه ای به بهانه ی امنیتِ مردم خود به صورت مستقیم و غیرمستقیم عملیات نظامی خود را در عراق آغاز کردند. بسیاری از مردم عراق به طرفداری از ایران، عربستان سعودی، قطر، ترکیه و اسرائیل مسلح شدند و شروع کردند به کشتار یکدیگر: کرد در برابر سنی، سنی در برابر شیعه، شیعه در برابر کرد، برادر در برابر برادر.
    امروز که این نوشته را می خوانید سال 2020 میلادی است و نتیجه ی دخالتهای مستقیم و غیرمستقیم نظامی قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای در عراق مشابه است با وضعیت ایران در زمان جنگ جهانی اول، در یک کلام: نکبت، بلا و مصیبت. ترانه ای که در بالامتن آن را خواندید و می توانید آن را در اینجا ببینید گوشه ی کوچکی است از درد و رنج مردمی که داشتند زندگی خود را می کردند ولی زمانه با آنها خوب تا نکرد. 

    برای سوم بار چشمان ت را ببند و تصور کن اگر جرج بوش به جای حمله به عراق اول تصمیم گرفته بود که به ایران حمله کند شاید این ترانه را امروز فرزند تو می خواند. شاید آنکه آواره بود همسر تو بود. 
    هموطن انصاف داشته باش. به جای اینکه شریک درد و غم همسایه ی خود بشوی باری بر دوش آنها نگذار به بهانه ی امنیتِخودامنیتِ خانواده ات را در ناامنی همسایه ات نیاب. امنیت چیزی نیست که کیلومترها دورتر از خاک وطن ت آن را بیابی. 
    روا مدار که سیاستمداران کشورت به بهانه ی امنیت، تو را شریک دخالتها ی نظامی خود در خاک همسایه کنند. پشتیبانی خود را دریغ کن از آنکه می گوید اگر ما در عراق عملیات نظامی نکرده بودیم الان فلانی و بهمانی در خاک ایران بودند. چشمان ت را بازکن هموطن؛ اندکی ، فقط اندکی انصاف داشته باش.
    رضا کیانی موحد

    آخرین ویرایش: جمعه 27 دی 1398 10:51 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 26 دی 1398 09:39 ب.ظ نظرات ()
    Image result for ‫زینب ابوطالبی‬‎
    حکم کلی دادن هم از جمله خصوصیات یه ایرونیه اصیله.... حرفهای دهن پرکن زدن، همه رو با یه چوب روندن و در انتها کسی رو غیر از خودمون آدم به حساب نیاوردن از جمله خصوصیات مشترک ماس... همین بنده ی حقیر که اینجا دارم بحث و فحص می کنم بارها در همین وبلاگ گفتم که فاشیست م که به زبون خودمونی یعنی اگه کسی حرفی زد که من خوشم نیاد با تانک از روش رد می شم.... شما رسما شک کن در ایرونی بودن کسی که غیرهمفکر خودش رو داخل آدم حساب کنه ... حالا وسط این هاگیر واگیر و بگیر و ببند این حاج خانم پیدا شده یه درجه در حکم مون تخفیف داده.... نگفته که با تانک از رومون رد میشه .... بنده خدا به زبون خوش گفته که گورمون رو گم کنیم.... حرف بدی که نزده.... شما این چهره ی معصوم و لبخند ملیح ش رو نیگا کن... میخوره بهش که نعوذ بالله مثه من فاشیست باشه؟
    شما شهید مطهری (قدس سره) رو نگاه کن... 
    Motahhari.jpg
    خداوند ایشان را رحمت کند... خداوند ایشان را با شهدای بدر و اُحد محشور کند... خوب دقت کنید... شهید مطهری هم در کسوت مقدس روحانیت بود و هم استاد دانشگاه... خیلی شیک و قشنگ به هر کسی که به یه سری آداب و رسومی رو باور داره میگه گاو و خر و نفهم و الاغ و کودن ....چرا؟چون به رسومی باور داره که شهید مطهری باور نداره...  تازه به این م اکتفا نمیکنه... میگه شما خودتون که خیلی خر تشریف دارید بابا ننه هاتون از شما هم بدترن... و خلاصه اینکه هر کس مثه من فکر نمی کنه و مثه من زندگی نمیکنه اصلا داخل آدم نیس... حالا وقتی که بزرگترین مغز فلسفی جهان تشیع در قرن بیستم این طوری فکر می کنه شما دیگه از حاج خانم مجری شبکه ی افق چه انتظار ی داری؟ انتظار داری افق های جدیدی از انسانیت رو به روت بگشاید؟ ... پس باش تا صبح دولت ت بدمد.



    بعدا نوشت: پست بالا رو چن روز قبل نوشتم... امروز و قبل اینکه این پست رو منتشر کنم یکی از دوستان پیام داده که این بنده ی خدا رسما عذرخواهی کرده... من همین جا از طرف جمع از ایشون در خواست می کنم که جان 5 تا بچه ات... تو رو جوون اون لندکروز ت هر کاری می خوای بکنی بکن... می خوای از رومون با تانک رد بشی رد بشو... می خوای دستامون رو از پشت دستبند بزنی و یه تیر تو مخمون خالی کنی ماشه رو بچکون.... می خوای به زور از خونه مون آواره مون کنی آوارمون کن ....اما با این قیافه ی طلبکار و حق به جانب عذرخواهی نکن... آخه من قربون هیکل ت برم... آدم عذرخواهی هم میکنه یه قیافه ی غلطکردمانه میگیره... یه دوتا  قطره اشک تو چشماش حلقه می زنه... نه اینکه زل بزنه تو دوربین و با پر رویی بگه که سوء تفاهم شده.... کدوم سوء تفاهم خواهر؟ برگشتی گفتی هر کی که نمی خواد تو این کشور و با این شرایط که ما تعیین کردیم بمونه هرررری ... جایی برای سوء تفاهم می مونه؟
    پی نوشت: به بنده خدایی کامنت گذاشته بود که به خدا ما خودمون م می خواییم بریم... فقط می ترسیم برادرای شما بزنن هواپیما مون رو بندازن.
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 9 بهمن 1398 10:42 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 25 دی 1398 10:09 ب.ظ نظرات ()
    شفافیت کالایی است نادر در ایران. عدم شفافیت خصوصیت رفتاری هر ایرونی با اصل و نسبی است.... یعنی اگه دیدی یه  کسی مثه کف دست میمونه بدون که توی ژن ایرونی بودنش حتما یه خرده شیشه ای هست... عدم شفافیت از همون وختی که خیلی کوچیک هستیم توی ما ایرونی ها رشد میکنه و نهادینه میشه، از همون موقع که بابایی میگه «هر کی پشت در بود بگو من خونه نیستم» یا مامانی میگه «به بابایی بگو دارم میرم خونه خاله اقدس سفره حضرت اباالفضل» در حالیکه با دوستاش داره می ره ددر دودور... خلاصه اینکه تا کلاس پنجم ابتدایی انقدر این شجره ی ملعونه توی ذهنمون ریشه کرده که اگه یه وقت یه نمره کم گرفتیم به صورت خودجوش کارنامه رو قایم کنیم و بابایی رو بپیچونیم و بعدش همین داستان تا دبیرستان و ازدواج و ... به جایی می رسیم که بعد ازدواج اگه یه ایرونی اصیل بخواد راست بگه هم نمیتونه... یعنی اصلا دیگه دیفالت کارخانه ش روی پیچوندن تنظیم شده.. در نهایت همین چرخه ی معیوب نسل به نسل منتقل میشه تا جایی که آخر سر کل این تمدن 3000 ساله ی کوفتی با سر بخوره زمین.... به علتش کاری ندارم که چرا ایرانی جماعت اینقدر در رفتار اجتماعی اش عدم شفافیت داره ولی گستردگی اش قابل کتمان نیس.
    یادمه یه بار یکی از همکارا باهام دس به یخه شد که چرا گفتم «ما کارمند دولتیم و چون مردم صاحب کار ما هستن حق دارن بدونن ما چقد حقوق می گیریم و به ازای این پولی که می گیریم چیکار داریم می کنیم».... طرف می گفت «الا و بلّا حقوقی که میگیریم یه مسئله ی خصوصیه و به کسی مربوط نیست» همین الان توی دور و برت اگه نیگا کنی خیلیا همین طورن... طرف سی سال با زن ش زندگی کرده ولی بعد سی سال هنوز زنش نمی دونه چقدر درامد داره... حتا حاج خانوم حدود درآمد آقایی شون رو هم نمی دونه. بچه هه وقتی بابایی ش سرشو گذاشت زمین و ریغ رحمتو سرکشید تازه می فهمه که چند تا داداش و آبجی قد و نیم قد داشته که بابایی اونها و البته مادر مکرّمه شون رو از اینها قایم کرده بوده... خلاصه که اوضاعیه....
     حالا توی این وضعیت که عدم شفافیت در همه مون نهادینه شده و از ریز و درشتمون سعی می کنیم یه چیزایی رو از همدیگه قایم کنیم و از طرف دیگه توی این هاگیرواگیر که ملت همه موندن تو کف بی کفایتی یه مشت آدم بی کفایت و متأسفانه تعدادی از هم وطنان هم داغدار شدن؛ یه آدم روانی، یه آدم مخبط، یه آدم مجنون پیدا میشه که به جای اینکه سعی کنه تسلیتی بگه به کسانی که داغدار بی کفایتی یه عده ای شدن برمیداره آب میریزه رو آتیش و از خودش تئوری در میده: « هواپیمای اکراینی به این علت افتاد که آمریکا برداشته بود سیستمهای الکترونیکی هواپیما و رادارهای زمینی و موشکی ایران رو هک کرده بوده و با حمله ی سایبری سبب این اشتباه شد.» 
    مردم م که کشته مرده ی یه چیز تازه ن که بشینن درباره ش ور ور کنن و فرضیه بسازن و هی موضوع رو کش ش بدن.... حالا توی هر خراب شده ای که می ری بحث اینه که سپاه کارش رو درست انجام داده... مشکل جای دیگه بوده.... طرفدارای سپاه با نشر این تئوری من درآوردی از یه طرف می گن سپاه اگه نبود امنیت نداشتیم و بچه های سپاه خعلی کارشون درسته و اصلا اشتباه نمی کنن و اگه هم اشتباه کردن از کس دیگه ای بوده و الان سپاه مظلوم واقع شده و... از طرف دیگه  برای ماست مالی کردن اشتباهی که رخ داده دارن جوّ می دن که هی آمریکا رو ببرن بالا و بالا و بالاتر که معنی دیگه اش در حقیقت اینه که با بودن سپاه هم ما امنیت نداریم... شدن کاسه داغ تر از دوغ... خود سردار اومد توی تلویزیون گفت اشتباه از ما بوده.... اینها حالا ول کن نیستن که نخیر
    یکی نیس بپرسه: «خب الاغ جون اگه سپاه هست و ما تو دل کشور خودمون امنیت نداریم پس چرا اینهمه بابت ش باس هزینه بدیم؟ ببندیم درش رو و خلاص..... اگه قراره ما موشک بخریم که به عوض زدن هواپیمای دشمن هر چند وقت یه بار بیاد و خودمون رو داغدار کنه اصلا چرا جمع ش نکنیم این بساط رو؟ این دیگه چه جور امنیته؟»
    حالا دو روزه هر کی ما رو تو خیابون میبینه ، میگه «شما که متخصص امور نظامی هستی بگو ببینم این داستان هک کردن چیه؟» بذار خلاصه بگم تا خیال همتون راحت بشه:
    اگه تو بتونی با یه گوشی نوکیا 3310 سماور نفتی خونه ی ما رو هک بکنی آمریکایی ها هم می تونن سیستم پدافند موشکی تور ام-1 رو هک کنن.
    گرفتی دادا؟ به خدا که نه...



    آخرین ویرایش: چهارشنبه 25 دی 1398 10:41 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 24 دی 1398 07:01 ب.ظ نظرات ()
    ظاهرا در مملکت ما هر مسئولی به جای اینکه به وظایف خود بپردازد و تمرکز کند بر حوزه ی کاری اش در حال سرکشی کردن به وظایف دیگران و تعیین تکلیف کردن برای بخشهای دیگر حکومت است که البته ربطی هم به او ندارند... نتیجه ی این رویکرد رو هم هفته ی قبل با ناباوری دیدیم که در نتیجه ی همین سیستم مدیریتی بیمار بر و بچه های سپاه زدن هواپیمای مسافربری اوکراین رو انداختن و مملکت رو دچار بحران کردن....
    حالا بعد یه هفته جناب رئیس جمهور (که در مناظرات انتخاباتی برگشت به حاج آقا/دکتر/خلبان/سردار قالیباف) گفتش من حقوق دانم سرهنگ نیستم حرفی زده که معلوم شده ایشون حتی همون حقوق دان هم نیستند... آقای روحانی فرموده که باید برای سرنگون شدن هواپیمای مسافری دادگاه ویژه تشکیل بدهیم.... در حالیکه متن صریح قانون اساسی قضاوت رو در اختیار دستگاه قضایی گذاشته ایشون غیرمستقیم داره برای قوه ی قضاییه تعیین تکلیف می کنه در حالیکه کارهای مربوط به قوه ی مجریه بر روی زمین مونده... کسی هم نیست البته که بپرسه آخه برادر من جناب عالی چیکاره ی مملکتی که می گی برای فلان جرم یا اتفاق باید دادگاه ویژه تعیین کرد؟ اگه بنا بر نظر بنده و شما باشه باید برای هر جرمی دادگاه ویژه تعیین کرد... برای هر دادگاه ویژه هم دم و دستگاه و دفتر و دستک و بودجه و... تهیه کرد... ظاهرا این عزیز چندتایی دوست و رفیق و فامیل بیکار داره که به بهانه ی دادگاه ویژه می خواد برای اونها ایجاد اشتغال کنه.....
    از طرف دیگه قانون اساسی نه تنها دخالت قوای سه گانه در کار هم رو منع کرده بلکه تشکیل دادگاه ویژه رو هم منع کرده... قرار نیست که برای هر کاری دادگاه ویژه داشته باشیم... تنها مورد استثنا دادگاه های نظامی هستند که به مواردی که افراد نظامی در حوزه ی وظایف خود جرمی انجام می دهند می پردازد.
    اصل‏ یکصد و هفتاد و دوم قانون اساسی به صراحت می گوید:
     برای‏ رسیدگی‏ به‏ جرایم‏ مربوط به‏ وظایف‏ خاص‏ نظامی‏
    یا انتظامی‏ اعضاء ارتش‏، ژاندارمری‏، شهربانی‏ و سپاه‏ پاسداران‏ انقلاب‏
    اسلامی‏، محاکم‏ نظامی‏ مطابق‏ قانون‏ تشکیل‏ می‏ گردد، ولی‏ به‏ جرایم‏ عمومی‏
    آنان‏ یا جرایمی‏ که‏ در مقام‏ ضابط دادگستری‏ مرتکب‏ شوند در محاکم‏ عمومی‏
    رسیدگی‏ می‏ شود. دادستانی‏ و دادگاه‏ های‏ نظامی‏، بخشی‏ از قوه‏ قضائیه‏ کشور و
    مشمول‏ اصول‏ مربوط به‏ این‏ قوه‏ هستند.
    از طرف دیگر مسئولین قوه ی قضاییه (از جمله سخنگوی این قوه) ظاهرا برای کم نیاوردن ادعا کرده اند که سفیر انگلیس باید از کشور اخراج شود.... یعنی مستقیما در حال دخالت کردن در وظایف وزارت امور خارجه و قوه ی مجریه هستند.... ظاهرا در این کشور در همیشه به روی یه پاشنه می چرخه.... تا فاجعه ی بعدی رو خدا خودش به خیر کنه
    آخرین ویرایش: سه شنبه 24 دی 1398 07:17 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 23 دی 1398 07:31 ق.ظ نظرات ()


    سردار حاجی زاده عزیز در مصاحبه امروز خود درباره ی سقوط پرواز 752 اوکراین فرموده اند که:

    «در آن لحظاتی که این اتفاق می‌افتد این سامانه مواجه می‌شود با هدفی در 19 کیلومتری که «کروز» تشخیص داده می‌شود. این سامانه ساعت 12 شب در منطقه مورد نظر مستقر می شود و  و زمانی که هواپیمای اوکراینی پرواز می‌کند -با توجه به سمت پروازی که داشته است- از طرف سامانه، موشک کروز تشخیص داده می شود. اما اپراتور باید تماس می گرفته و تایید این موضوع را دریافت می کرده است.....»


    سوالات زیادی در همین  2- 3 خط پیش می آید که نیازمند پاسخگویی و تنویر افکار عمومی نسبت به این شبهات می باشد. داستان موشک کروز به قدری عجیب می نماید که ذهن خیلی ها را به سمت حتی عمدی بودن این واقعه پیش برده است. اما چرا نمی توان داستان تشخیص هواپیمای غول پیکر مسافربری به جای موشک کروز را باور نمود؟

    هواپیمای اوکراینی در ارتفاع حدود 1400 متری از سطح زمین مورد اصابت قرار گرفته است در حالی که عموم موشکهای کروز در ارتفاع زیر 100 متر از سطح زمین و بیشتر بین 30 تا 90 متر پرواز می کنند به همین علت به آنها کروز می گویند. 
    هواپیمای اوکراینی به تازگی از فرودگاه برخواسته و در حال اوج گیری می باشد. کدام موشک کروز فرضی دشمنی در نزدیکی هدف در حال اوج گرفتن می باشد در حالی که در خط سیر مستقیم و ارتفاع پایین در حال حرکت می باشد( هیچ مانع زمینی همچون کوه نیز وجود ندارد) و همین طور سمت هواپیمای اوکراینی به سمت دور شدن از تهران می باشد در صورتی که موشک کروز قاعدتا باید به سمت هدف حرکت کند.

    مورد بعدی بحث سطح مقطع راداری می باشد که در این مورد نیز برای رادار تفاوت یک هواپیمای مسافربری با یک  مشک کروز همانند فیل و فنجان می باشد. چه طور ممکن است راداری آن هم در فاصله ی چند کیلومتری  آن را موشک کروز تشخیص دهد؟

    تمام پروازهای عبوری دارای مسیر مشخص عبور می باشند که اطلاعات تمام این پروازها همچون مسیر و زمان و موقعیت مکانی در اختیار پدافند هوایی می باشد ولو اینکه هواپیمای اوکراینی تنها یک هواپیمای عبوری معمولی نبوده بر فراز ایران نبوده است بلکه از فرودگاه امام نزدیک همین پدافند بلند شده است که پروازهای آن در کنترل و دید خودشان می باشد.

    چگونه ممکن است پدافند یک هواپیمای غول پیکر مسافربری با تفاوت سطح مقطع راداری فاحش، با سرعت متفاوت، با ارتفاع پروازی متفاوت ( جدا از ارتفاع پروازی، هواپیمای مسافربری در حال اوج گیری است)، بلند شده از فرودگاه خود، به اشتباه موشک کروز شناسایی شود؟ 

    جدا از مسائل فنی بالا، سوالات مهمتری نیز اذهان را به خود مشغول کرده است و آن هم اینکه چرا پس از 3 روز دروغگویی و کتمان ماجرا، این موضوع به گردن گرفته شد؟ جز اینکه این سه روز دروغگویی تنها باعث سلب اعتماد بیشتر مردم نسبت به حاکمیت شده  و تنها هزینه و خسارات این اتفاق را دو چندان کرده است؟
    و همچنان مهمترین سوالی که هنوز جوابی برایش داده نشده است این می باشد که چرا در اوج آمادگی 100 صد در صدی پدافند و احتمال آغاز جنگ در هر لحظه به خاطر پاسخ احتمالی آمریکا به پرتاب موشکهای سپاه، پروازهای فرودگاه های کشورلغو نشد؟  مگر نه اینکه حتی در زمان صلح و در زمان رژه نیروهای مسلح و ارتش در 29 فروردین به علت پرواز نیروی هوایی ارتش و مسائل ایمنی، پروازهای دو فرودگاه مهرآباد و امام برای چندین ساعت لغو می شود؟  بیایید فرض کنید آمریکا تصمیم به پاسخ گرفته و تعداد زیادی شلیک موشکهای کروز به سمت اهداف مهم در تهران را شاهد بودیم. در شرایطی که پروازها را لغو نکرده اند، چند هواپیمای مسافربری در حال پرواز با آن سطح مقطع راداری بزرگ هدف سیستم های پدافندی خودی و شاید آمریکایی ها قرار می گرفتند؟ 

    اینها سوالاتی است که این روزها ذهنهای بسیاری را در جامعه ی ما به خود مشغول داشته است و نیازمند پاسخگویی سردار حاجی زاده و دیگر مسئولین در این رابطه برای برطرف کردن هر گونه شک و شبهه ای در حقیقت داستان می باشد.

    جنگها و تاریخ این ضایعه ی دردناک را تسلیت عرض می نماید و برای بستگان این عزیزان از دست رفته طلب صبر از خدای متعال می نماید.

    رضا کیانی موحد

    آخرین ویرایش: جمعه 27 دی 1398 10:56 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 3 1 2 3
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو