منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • پنجشنبه 29 فروردین 1398 03:04 ق.ظ نظرات ()
    چند روستا نابود شوند بهتر است یا یک شهر؟ یک تصمیم اخلاقی سخت است. تصمیمی که در این چند روز پیش روی استاندار خوزستان قرار گرفته. احتمالا متغیرهای هزینه ی زیرساخت ها و تعداد افراد صدمه دیده بود که باعث شد تا او تصمیم بگیرد که سیل بندهای چند روستا از بین بروند. سیل بندها شکسته شوند تا آب برود توی زمین های کشاورزی و خانه های آن روستاییان و به شهرها آسیب نرساند. عقلانی به نظر می رسد. اما اتفاقی که در واقع افتاده این بوده: روستاییان تا پای جان و کشت و کشتار  با ماموران قضایی و کشاورزی درگیر شده اند. آن ها یک تجربه ی تلخ داشته اند و حاضر نیستند که آن تجربه برایشان تکرار شود. سال 1395 سیل آمده و تمام محصولات و خانه های آن ها را نابود کرده. ولی هیچ جبرانی از سوی دولت در کار نبوده. استاندار وعده داده که تا آخر ماه خسارت های سال 95 تمام و کمال به آن ها پرداخت می شود. اما نوشدارو بعد از مرگ سهراب؟ راستش حقیقت ماجرا همین جاست: دولت جبران نخواهد کرد. دروغ می گویند. مثل چی دروغ می گویند. دولتی ها دروغ می گویند. حتی سپاه هم دروغ می گوید. جبران نخواهند کرد. نه این که نخواهند. اتفاقا خیلی هم دوست دارند. ولی نمی توانند. دولت نمی تواند. سپاه هم به طرز گول زنکی چند تا ساختمان را بازسازی می کند و توی بوق و کرنا می کند. آن هم چون حساب کتاب پس نمی دهند و پولی که در اختیارشان است برنامه ریزی شده نیست. ولی آن ها هم نمی توانند. پول همیشه محدود است. خسارت ها را نه دولت و نه سپاه و نه هیچ نهادی جبران نخواهند کرد و همه ی این حرف های امیدوارکننده وعده ی سر خرمن است. نه... اصلا نمی خواهم بگویم دولت ناتوان است. سپاه فلان است. بسیج بهمان است. کمیته امداد این جور. بهزیستی آن جور. نه... حتی می خواهم کمی گستاخ باشم و بگویم نباید هم جبران کنند. مگر آن خانه ها را دولت ساخته که با خراب شدنشان بخواهد بازسازی کند؟ دولت تنها یک وظیفه دارد: اسکان موقت و امدادرسانی اولیه به حادثه دیدگان در اسرع وقت و با کیفیت ترین حالت ممکن. همین و همین. اگر دولت آن خسارت ها را جبران کند مطمئنا از جیب کسان دیگری بریده و تزریق کرده به حادثه دیدگان. حق کسان دیگری را نابود کرده و شاید اگر بگوییم از حق آیندگان (فرزندان ما،‌ آموزش و پرورش،‌ تحقیق و پژوهش و...)‌ می زند هیچ دروغ نگفته باشیم. دنیا ساز و کار دیگری برای جبران خسارت ها دارد. اسمش هم بیمه است. در مورد سیل و حوادث طبیعی بیمه های آتش سوزی دهه هاست که در جهان انسان های بسیاری را از ورطه ی نابودی نجات داده اند. بیمه ها در زمان ساخت خانه ها وارد بازی می شوند. بیمه ها قبل از حادثه وارد بازی می شوند. چشم بسته جبران خسارت را بر عهده نمی گیرند. توصیه می کنند. اگر خطری در آینده احتمال داشته باشد خودشان را به آب و آتش می زنند تا جلوی آن احتمال را بگیرند. اگر خانه ای در بستر رود باشد بیمه اش نمی کنند. اگر خانه ای سست بنیاد باشد گیر می دهند که باید اصولی ساخته شود. بیمه ها قبل از وظیفه ی جبران خسارت، وظیفه ی پیشگیری را به عهده می گیرند. ذینفع اند و تا جای ممکن گیر می دهند تا کارها اصولی انجام بگیرد. وقتی هم حادثه ای رخ می دهد تمام و کمال می ایستند و جبران می کنند. رقابت دارند. شرکت ها می شتابند تا هر چه زودتر و بهتر خسارت ها را پرداخت کنند. نیازی به هزار تبلیغ برای جذب کمک های مردمی ندارند. بی این که از حق کس دیگری بزنند. بی این که دروغ بگویند. چون کارشان همین است. کار دولت بیمه گری نیست... ما بیمه ای داریم به اسم مسئولیت مدنی دارندگان وسائط نقلیه موتوری موسوم به بیمه ی شخص ثالث. بیمه ای که مستقیما درگیر مرگ و میرها و تصادف های جاده ای است. اما از بس دولت دخالت کرده و مجلس قوانین آن را انگولک کرده،‌ این نوع از بیمه نتوانسته نقش کلیدی در جاده های ایران داشته باشد.  راستش یک جایی باید دولت و مجموعه ی دولت دست از دروغ گفتن بردارد. خودش می داند که جبران نمی کند. هزاران سیگنال هم نشان می دهد که جبران نخواهد کرد. چرا دروغ می گوید؟ یک جایی جسارت به خرج بدهد و بگوید وظیفه ی من نیست. یک جایی برگردد بگوید این وظیفه ی بیمه هاست. برگردد بگوید ملت از این به بعد بروید بیمه ی آتش سوزی و سیل کنید. بیمه ها را دخالت بدهد. به آن ها قدرت مانور و نظارت بدهد. هزار تا سازمان برای نظارت کارهای مهندسی در ایران با هزار گونه رشوه و حرام لقمگی شکل گرفته. نیازی نیست. کار را بده به کسی که برایش خوب بودن فایده است... چرند دارم می گویم. می دانم. آرزوهای محالی دارم. فقط خواستم بگویم دارند دروغ می گویند... 
     برگرفته شده از 
    https://www.namasha.com/myVideos
    آخرین ویرایش: یکشنبه 25 فروردین 1398 10:18 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 26 فروردین 1398 05:25 ب.ظ نظرات ()
     مصطفی ملکیان

    1️⃣ در دوران مدرن سخن گفتن علامت برتری است 

    نخست اینکه در تمدن مدرن سخن گفتن، علامت برتری است. یکی از ویژگی‌های ماهوی فرهنگی مدرنیته این است که برای سخن ارزش قائل است، نه برای سکوت. بنابراین مدرنیته بی‌معنایی (non sense) را رواج داده است، زیرا برای نفس سخن گفتن ارزش قائل است. در حالی سکوت یکی از ویژگی‌های فرزانگان در دوران گذشته بود. 

    2️⃣دموکراسی باعث رواج حرف مفت می شود

    دومین عامل اجتماعی دموکراسی است. در دموکراسی از شهروندان خواسته می‌شود که در مسائل مختلف اظهارنظر کنند و این سبب رواج حرف مفت‌گویی می‌شود. البته دموکراسی به ضرورت عملی چاره‌ای جز رجوع به نظر همگان ندارد و به لحاظ حقوقی برای همه حق سخن قائل است، اما این بدان معنا نیست که افراد به لحاظ اخلاقی نیز می‌توانند راجع به هر چیز حرف بزنند. در حالی که باید میان حقوق و اخلاق تمایز گذاشت.

    3️⃣وجود نداشتن «حکمت به من چه»
    سومین عامل اجتماعی این است که در مدرنیته «حکمت به من چه» وجود ندارد. در مقام علم، جواب هر سوالی را دانستن به درد نمی‌خورد. «حکمت به من چه» فرزانگان باستان می‌گوید سوالاتی را باید پرسید که وضع انسان قبل از طرح آنها در ذهن با بعد از طرح آنها فرق کند. در مدرنیته به نام کنجکاوی علمی هر پرسیدنی مستحسن شمرده می‌شود. هایدگر در «هستی و زمان» در این زمینه بهترین نکته را خاطرنشان می‌شود و می‌گوید زمانی که کسی کنجکاوی بی‌ارزش داشته باشد، مخاطب یاوه‌گویی بی‌ارزش می‌کند و مخاطب و گوینده هر دو سرگشته می‌شوند. او می‌گفت باید اولین مرحله یعنی کنجکاوی بی‌جا را متوقف کرد وگرنه دو پدید بعدی یعنی یاوه گویی بی‌ارزش و سرگشتگی نیز رخ می‌دهد. هیچ تحلیلگری به خوبی هایدگر این پدیده را تحلیل نکرده است.

    4️⃣سیطره کمیت بر کیفیت 
    چهارمین پدیده اجتماعی که سبب رواج یاوه‌گویی می‌شود، سیطره کمیت بر کیفیت در دوران ما است. در چنین روزگاری افراد به جای حرف درست (توجه به کیفیت)، زیاد حرف می‌زنند (توجه به کمیت) . قرآن می‌گوید: «لیبْلُوکُمْ أیُّکُمْ أحْسنُ عملًا» (سوره ملک، آیه ٢) یعنی خدا می‌آزماید که کدام کار بهتر می‌کنید، نه اینکه کدام یک کار بیشتری می‌کند یعنی نگفته است«ایکم اکثر عملا» یعنی قرآن برای کیفیت عمل ارزش قائل است نه کمیت آن.

    5️⃣تقدم آداب معاشرت بر اخلاق

    پنجمین عامل اجتماعی رواج حرف مفت، تقدم اتیکت (آداب معاشرت) بر اتیکس (ethics، اخلاق) است. میان آداب معاشرت و اخلاق تمایز هست و هر دو ضرورت دارد. اما هنگام تعارض این دو باید اخلاق را بر آداب معاشرت ترجیح داد. متاسفانه امروز آداب معاشرت بر اخلاق تقدم یافته و به همین خاطر افراد برای رعایت ادب و احترام، به حرف مفت گوش می‌کنند.

    ☘️سخنرانی در معرفی از کتاب در باب حرف مفت هری فرانکفورت 

    آخرین ویرایش: سه شنبه 20 فروردین 1398 10:24 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 24 فروردین 1398 11:01 ب.ظ نظرات ()
    کفر، اندر خود، قاعدۀ ایمان است آسان آسان به کافری نتوان رفت.
     عین‌القضات همدانی
    آخرین ویرایش: جمعه 23 فروردین 1398 11:12 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 23 فروردین 1398 10:12 ب.ظ نظرات ()
    Image result for ‫نمایندگان مجلس شورا با لباس سپاه‬‎
    همانطور که مستحضر هستید از روز اول انقلاب تا همین امروز مسئولین و سیاستگذاران سیاست خارجی ایران هیچگاه در هیچ حرکتی پیشگام نبوده اند. تا به امروز مسئولین صبر می کردند تا یک اتفاقی بیافتد و بعد به صورتی کاملا منفعل نسبت به آن واکنش نشان می دادند. مثلا اول صبر می کردند تا حجاج ایرانی در مکه کشته بشوند و بعد اعتراضات شدید اللحن بکنند، یا اول صبر می کردند تا دیپلماتهای ایران در افغانستان کشته بشوند و بعد چند تا لشکر ببرند لب مرز مانور نظامی انجام بدهند تا طالبان بترسند و همین طور بگیر برو تا آخر. یک بار هم نشده که محض رضای خدا ما یک کاری را بکنیم تا دشمن را به موضع انفعال بکشانیم. مثلا قبل از اینکه ترامپ از برجام خارج بشود ما خارج بشویم... یا قبل از اینکه سپاه پاسداران توسط وزارت امور خارجه آمریکا در لیست تروریسم قرار بگیرد ما آنها را در لیست تروریست قرار بدهیم.... تنها حرکتی پیشگامانه ی ما در حوزه ی سیاست خارجی انقلاب دوم بود که آن هم در حقیقت توسط مردم صورت گرفت و نه دولت موقت و اتفاقا بلافاصله پس از انقلاب دوم دولت موقب به نشانه ی اعتراض استعفا داد.
    حال که به حول و قوه ی الهی قرار شده تا ارکان تصمیم گیری نظام متفقا نیروهای نظامی آمریکا را در لیست تروریستم قرار بدهند من پیشنهاد می دهم تا این اتفاق فرخنده را با قرار دادن عربستان سعودی، امارات، دولت قانونی یمن، مصر، اردن، اسرائیل، تمامی کشورهای عضو ناتو جز کشور دوست و برادر ترکیه در لیست تروریسم خود تکمیل کنیم تا دست کم برای یکبار پس از چهل سال تاریخ انقلاب اسلامی ایران سیاست خارجی ما از موضع انفعال خارج شود.
    تنها نکته ای که برای من کمی تا قسمتی مبهم است این است که اساسا آیا وزارت امور خارجه ایران لیست تروریسم دارد و اگر پاسخ مثبت است چه کشورها و اشخاص و سازمانهایی را در آن وارد کرده اند و کجا منتشر شده است؟
    آخرین ویرایش: سه شنبه 20 فروردین 1398 10:22 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 20 فروردین 1398 09:30 ب.ظ نظرات ()
    مهین برخورداری/ دکتری علوم تربیتی

    ▪️وقتی حوادث طبیعی یا انسانی در ایران رخ می‌دهد معمولا انگشت اتهام به سوی مسوولان اجرایی وقت است که اتفاقا درست جایی را نشانه می‌رود. اما چه در حوادث طبیعی مثل سیل و زلزله چه حوادثی مثل تصادفات جاده‌ای و برق‌گرفتگی و ... یک ردپای بزرگ از انسانی دیده می‌شود که برای مقابله با شرایط بحران آموزش ندیده است. 
    دیویی فیلسوف پراگماتیست آمریکایی می‌گوید: تنها آموزشی #ارزشمند است که در زندگی شما مفید است؛ #مهارتهای تصمیم‌گیری و حل #مساله را در شما افزایش و بهبود می‌بخشد. از این رو وی تعریفی اجتماعی از هوش ارائه می‌دهد. هوش عبارت است از سهیم شدن مردم در تجارب یکدیگر! یعنی امری کاملا اکتسابی. یعنی نمره ریاضی و علوم شما مهم نیست. مهم این است که بتوانید در مواقع خطر از تجارب مشابه درس گرفته فورا و سریعا وارد عمل شده و بهترین رفتار را برای حفظ خویشتن بکار بگیرید. یعنی بتوانید مواقع خطر کاری به نفع رفع مشکل کنید نه اینکه خود مشکلی بر مشکلات عدیده موجود در صحنه بیفزایید. بدینسان وی آموزش را همواره یادگیری همراه با عمل( learning by doing) می‌داند. 
    کارشناسان حوزه آموزش با انجام پژوهشهای گوناگون در حوزه‌های محیط زیست، تربیت شهروندی، آموزش صلح، آموزش بحران و.... بارها تذکر داده‌اند که کتب درسی ما فاقد محتوای مناسب با زندگی زمانه و زیست زمینی بشر امروز است. 

    ▪️تحلیل محتوای کتب مقاطع مختلف تحصیلی نشان می‌دهد ما در حوزه‌های آموزش مهارت‌های اجتماعی از ضعیف‌ترین محتوا برخورداریم. 
    کجای ۱۲ سال نظام آموزش عمومی به من و شما آموخته‌اند  در مواقع  خطراتی مثل سیل چه کنیم؟ موقع زلزله چه کنیم؟ چگونه از خود، کودکان، ناتوانان و سالمندان حفاظت کنیم؟ چطور از وسایل گرانبهای خود مراقبت کنیم؟ 
    ما درگیر یک نظام تربیتی ایدولوژیک هستیم که کودک هفت ساله باید در جهت قرب الی الله قدم بردارد اما دریغ از آنکه برای زیستن در محله و شهر خود آماده باشد. نظام آموزشی که شما را برای پیوستن به ملکوت تربیت می‌کند! برای حیات اخروی! در حالی‌که هنوز برای حیات دنیوی خود آماده نشده اید. 

    ▪️من بارها با #اسنپ سفر کرده‌ام. شاید بیشتر از نیمی از رانندگان اسنپ تحصیلات عالیه دارند اما تعداد کثیری از رانندگان تحصیل کرده اسنپ قدرت خواندن نقشه و #تشخیص جهات شمال و جنوب را ندارند. این چه نظام #آموزشی است که به شما نمی‌آموزد مسیر #خانه‌ات را از روی نقشه بیابی اما می‌خواهد راهت را به #سوی خدا هموار کند؟ 
    آموزش شهروندان امری یک شبه و یک روزه نیست. با چند پیامک هشدار ستاد بحران نگرش مردم تغییر نمی‌کند. تصاویر سیل را ببینید. سیل دارد ماشینها را در هم می‌کوبد و مثل پرکاه روی هم می‌ریزد اما مردمی همچنان در گوشه‌ای به تماشا ایستاده‌اند. این مردم گنهکار نیستند. این مردم عمق فاجعه را درنیافته‌اند. نمی‌دانند آب می‌تواند تا زانوی شما نرسد اما شما را از جا بکند و غرق کند! اگر بدانند هم راهکار برخورد را نمی‌دانند.

    ▪️فردا که آبها از آسیاب افتاد و کشور به حالت عادی خود بازگشت بیایید مطالبه‌گر حقوق آموزشی کودکانمان از سیستمی باشیم که عمر کودکان ما را ۱۲ سال به اسارت می‌برد. وقتی نظام آموزشی به سمت خصوصی شدن می‌رود باید پاسخگوی نیاز مخاطبی باشد که هزینه را پرداخت می‌کند! نیاز امروز ما در کشوری چهارفصل با بلایای طبیعی؛ با خشکسالی، با جنگلهایی نابود شده، گونه‌هایی منقرض شده، آمار تلفات بالای جاده‌ای، کشتار بی‌سابقه در سیل و زلزله و ... نیازی است روشن. ما نیاز به تربیتی مبتنی بر مهارتهای ارتباطی، مهارتهای زندگی، خلاقیت عملی، مشارکت مدنی، مهارت تصمیم گیری و .... داریم. طرفه آنکه در غیاب نظام آموزشی هرکس در شبکه اجتماعی اطلاعات و شایعاتی درست و غلط درباب نحوه برخورد با فاجعه منتشر می‌کند که درست و غلط آن در هم آمیخته است و حتی گاه اعتماد بدانها خود آسیب رسان است.
    آخرین ویرایش: شنبه 10 فروردین 1398 09:33 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 17 فروردین 1398 08:59 ب.ظ نظرات ()
    منبع

    ما نباید همه ندانم‌کاری‌ها و مشکلات‌مان را به گردن آمریکا بیندازیم. الان داخل شانزدهمین سال از عمر انقلاب اسلامی هستیم و هنوز بعضی از مسئولین حتی مسئولین نهادهایی که پس از انقلاب تأسیس شده‌اند مشکلات مدیریتی و مسائل خود را به گردن رژیم گذشته می‌اندازند و ندانم‌کاری‌های خود را ناشی از مشکلات به جای مانده از رژیم طاغوت می‌دانند.

    ایضاً بعضی‌ها همه نقاط ضعف و بی‌کفایتی خود را با هیاهو به گردن استکبار جهانی و آمریکا انداخته و از زیر بار مسئولیت شانه خالی می‌کنند. 

    در اینکه مشکلات و مسائل ما به کارشکنی دشمنان‌مان و خباثت و کارشکنی آمریکا و ضدیت صهیونیست‌ها برمی‌گردد شکی نیست. اما گسترش فساد اداری و رشوه‌خواری در ادارات و مؤسسات دولتی به خودمان برمی‌گردد. اتخاذ تصمیمات نابخردانه درباره ذخایر ارزی مملکت توسط خودمان بوده است.

    آقای دکتر کاشان (حاج اصغر آقا فخریه) در زمان تصدی پست معاونت ارزی بانک مرکزی مملکت درِ خزانه بانک را باز کرد و به هر دلال و قاچاقچی و چاقوکش 5 هزار دلار تقدیم کرد و روزانه میلیو‌‌ن‌ها دلار ذخایر ارزی بانک مرکزی را به جیب گانگسترها ریخت.

    آیا این نقشه تهی‌ کردن خزانه ارزی مملکت را آمریکای جنایتکار جلوی حاج اصغرآقا گذاشته بود و یا به تصمیم‌گیری نابخردانه شخص او مربوط می‌شد؟

    آخرین سخنرانی مرحوم سید احمدآقا خمینی

    آیا این بابا رئیس و بزرگتری نداشت تا جلوی کار او را بگیرد؟ میلیاردها ریال بیت‌المال هزینه ساخت پل هوایی می‌شود و ناگهان صدها تن سیمان و بتون و میل‌گرد روی سر رهگذران آوار می‌شود و جان عده‌ای را می‌گیرد.

    آیا سهل‌انگاری ساختن یک سازه بتنی توطئه آمریکای جنایتکار بوده است؟

    ضعف مدیریتی و امنیت پرواز باعث سقوط پی‌درپی هواپیماهای مسافربری سیویل و نظامی می‌شود و هنوز مرکب خبر سقوط هواپیمای فوکر و آسمان‌ خشک نشده خبر سقوط طیاره دیگری منتشر می‌شود.

    آیا این هم از توطئه آمریکا است؟

    از یک طرف آقایان مرتباً مشکلات مملکت را به گردن نیروهای ناشناخته و استکبار موهوم می‌اندازند و مرتباً می‌گویند در محاصره اقتصادی و غیره و ذلک هستیم و از طرف دیگر عده‌ای از رجال می‌گویند ما چیزی نداریم که بخواهیم به آمریکا بفروشیم و احتیاجات خودمان را به نحو احسن از سایر کشورهای اروپایی و ژاپن تأمین کرده و نیازی به آمریکا نداریم. 

    بنابراین اثر محاصره اقتصادی آمریکا مردود است و به اعتراف خود آقایان تأثیری در حال و روز ما ندارد. در ثانی اگر قرار بود محاصره اقتصادی آمریکا مؤثر باشد تا به حال باید دولت کوبا و ملت کوبا و کشور کوبا با طی چهار دهه گذشته که در محاصره کامل دریایی آمریکا قرار دارد از بیخ و بن مضمحل شده باشد.

    آیا آمریکا به ما گفت که دور دنیا راه بیفتیم و از هر کشور و دولتی که سر راه‌مان بود چند صد میلیون و چندین میلیارد دلار وام بگیریم و مملکت را زیر بار استقراض خارجی ببریم؟

    جالب اینکه در همان ایامی که آقایان برای اخذ وام خارجی دور دنیا راه افتاده بودند در روزنامه‌ها و نشریات داخل کشور مرتباً مضرات اخذ وام خارجی و سرنوشت ممالک مقروض و بدهکار جهان چاپ می‌شد و سرنوشت کشورهایی مثل برزیل و مکزیک مثال زده می‌شدند.

    یک مدت ایام ماه عسل بود. آقایان از دردسر جنگ فراغت یافته و پول‌های موجود را هزینه می‌کردند. دوستان انقلاب و نظام مرتباً حرص می‌خوردند و مضرات دریافت وام‌های سنگین خارجی را گوشزد می‌کردند اما آقایان در مصاحبه‌های خود دریافت هر گونه وجهی را از کشورهای خارجی تکذیب کرده و با قاطعیت می‌گفتند ما هیچ‌گونه بدهی خارجی نداریم.

    حالا اعلام می‌شود که صحبت از 25 تا 30 میلیارد دلار بدهی است و هر چند هفته یک بار اخبار مربوط به نحوه پرداخت بدهی‌ها به آلمان و فرانسه و انگلیس و هلند و کره و ژاپن و بعضی ممالک دور و نزدیک در جراید چاپ می‌شود و یک نفر هم نیست که این روزنامه‌ها را بردارد ببرد بگذارد جلوی برادر دکتر عادلی رئیس کل سابق بانک مرکزی و دکتر نوربخش وزیر سابق دارایی و از آقایان بپرسد که مگر شما نمی‌گفتید ما به ممالک خارجی بدهکار نیستیم. آقایان حالا عذر بدتر از گناه می‌آورند و می‌گویند عدم ثبات قیمت‌های نفت و کاهش درآمد ارزی مملکت باعث مقروض بودن مالی ما شده است.

    به جای اینکه آینده قیمت نفت را به درستی و کارشناسانه پیش‌بینی کنید؛ براساس یک درآمد موهوم و تضمین نشده حساب نسیه باز کرده‌اید، گناه مشکلات امروز و نابسامانی اقتصادی زیر سر شیطان‌های بزرگ و کوچک است و می‌گویید باید مشکلات امروز را که ریشه در بی‌کفایتی چند ماه و چند سال قبل و تصمیم‌گیری‌های غلط اقتصادی دارد به گردن آمریکا بیندازیم؟

    حاج‌ سیداحمدآقا اشاره‌ای حکیمانه‌ای کرده‌اند: ما حق نداریم همه ضعف‌ها و سوءمدیریتی‌ها و بی‌کفایتی‌های خودمان را به گردن این و آن بیندازیم. به قول یکی از برادران، ضرباتی که توسط خودمان طی چند سال اخیر به بدنه اقتصاد مملکت وارد آمده مهلک‌تر از توطئه‌های شرق و غرب است و اگر همه دشمنان انقلاب و نظام هم جمع می‌شدند نمی‌توانستند بلایی که خود ما بر سر پول ملی‌مان آوردیم، بر سر ریال بیاورند.

    حالا سررسیدن وام‌های دریافتی یکی پس از دیگری فرا می‌رسد و آقایان مدیرانی که طی سال‌های اخیر با استراتژی «فردا که نیامده است فریاد مکن!» و «روش مدیریتی امروز را بگذران برای فردا خدا بزرگ است» به اداره کشور سرگرم بوده‌اند. فشار کشورهای وام‌دهنده برای بازپس‌گیری وام‌های پرداختی را به جامعه می‌خواهند از طریق سوبسید، کاهش ارزش پول ملی، افزایش قیمت کالا و خدمات و عدم تزریق کافی ارزهای معتبر خارجی به بازار و صنایع می‌کوشند چک‌ها و سفته‌های مملکت را پاس کنند. نتیجتاً یک شبه 20 هزار تومان روی یک سکه طلا کشیده می‌شود و دلار آمریکا به مرزهای 500 تومان نزدیک می‌گردد.

    ظاهراً همه نبوغ و  زیرکی و سیاست‌ آقایان هم متوجه برخورد با مردم و داخل مملکت است. آقایان به جای اینکه سعی کنند ارز ناشی از صادرات را به داخل مملکت برگردانند ارزش نفت صادراتی را در بازارهای بین‌المللی افزایش دهند در خریدهای خارجی رعایت صرفه‌جویی و چانه‌ زدن را بکنند، هزینه‌های جاری مملکت را کاهش دهند.

    از مخارج سنگین دستگاه‌های بروکراتیک مملکت بکاهند، تولید داخلی و ارزش افزوده صنایع و کالاها و تولیدات کشاورزی را افزایش دهند.

    دلار آمریکا را تا حد امکان از مبادلات اقتصادی مملکت خارج کنند و در جهت تقویت اقتصاد و پول ملی و قدرت خرید مملکت و مردم تلاش کنند چون زورشان به اجنبی نمی‌چربد سرگرم چپاول مردم شده‌اند.

    ملاحظه بفرمایید که چه بلایی بر سر پول ملی آمده آقای رئیس کل بانک مرکزی (رئیس سابق) همان وقت که به کار گماشته شد رئوس برنامه‌های خود را یک نرخ کردن ارز و افزایش ارزش پول ملی اعلام کرد. 

    به شهادت دوره روزنامه‌های یومیه کشور ایشان اظهار داشت‌ که ارزش واقعی هر دلار آمریکا چیزی حدود 100 تومان است و بانک مرکزی قیمت هر دلار را به 100 تومان خواهد رساند.

    همچنین ایشان هدف اجرای سیاست‌های پولی بانک مرکزی را تک‌نرخی کردن ارز اعلام کرد. برخی از این آقایان مدیران اقتصادی که حالا هنوز هم در مصدر کار هستند در شروع ادعا کردند که هدف از حذف ارز دولتی و شناور کردن قیمت ارز و تک‌نرخی کردن آن و اتخاذ سیاست‌های تعدیل اقتصادی، واقعی کردن قیمت‌ها و رونق اقتصادی و کاهش نقدینگی در جامعه است.

    آیا حالا کسی هست بیاید یک رجوعی به برنامه‌های اقتصادی آقایان بکند و از آنها بپرسد چه شد آن‌همه وعده و وعیدی که می‌دادید؟ مگر قرار نبود ارز تک‌نرخی شود؟ چطور 5-4 نرخ جدید هم به آن اضافه شد. یک موقعی ارز دولتی، رقابتی و آزاد داشتیم حالا در روز یک نرخ جدید هم به آن اضافه می‌کنند. ارز دولتی و آزاد سابق حالا تبدیل به انواع ارز صادراتی، رقابتی، مداخله‌ای، مسافرتی، آزاد، بازار سیاه شده است.

    آمدند اقدام به صدور جواز برای صرافی نموده و شغل بنی‌اسرائیلی را در میان امت اسلام رسمیت بخشیدند. قرار بود صرافی‌ها ارز را از بانک مرکزی خریداری کنند و با اندکی استفاده به خریداران تحویل نمایند. خریدوفروش ارز در پیاده‌روها و چهارراه استانبول ممنوع و بگیر و ببند دلالان خرده‌پا آغاز شد. این تحرکات جدید قیمت دلار را در بازار سیاه به حدود 500 تومان رساند و دلاری که بانک مرکزی 177-176 تومان به صرافی‌ها می‌داد در بازار آزاد تا حدود 500 تومان خرید و فروش می‌شد. فوراً اعلام شد که من بعد 300 تا هزار دلار ارز به مسافران در فرودگاه داده می‌شود!

    آخرین سخنرانی مرحوم سید احمد آقا خمینی

    بنابراین صرافی‌ها که تا دیروز فروشنده ارز 278 تومانی بودند بیکار ماندند و با اشاره بانک مرکزی شروع به فروش ارز 400 تومان به بالا نمودند با توجه به اینکه صرافی‌ها دارای جواز رسمی از بانک مرکزی هستند. نصب قیمت 430-440 تومانی برای هر دلار پشت شیشه آنها یک قیمت رسمی تلقی می‌شود و باز هم با توجه به اینکه بانک مرکزی تأسیس‌کننده ارز مورد نیاز صرافی‌ها است مسلماً بانک هم ارز را با یکی دو تومان کمتر به آنها می‌دهد که دور و بر همین 430-40 تومان خواهد بود.

    به این ترتیب بی‌سروصدا قیمت دلار که آقایان قول داده بودند دور و بر 100 تومان تثبیت شود به مرزهای 500 تومان نزدیک می‌شود و چون قیمت ارزهای خارجی به صورت معیار اصلی تعیین قیمت برای انواع کالا و خدمات مورد نیاز مردم درآمده است مسلماً باعث افزایش مجدد قیمت‌ها می‌گردد. آیا در این تصمیم‌گیری‌ها آمریکای جنایتکار اعمال نظر و نفوذ کرده و ما را در یک دور تسلسل باطل گرفتار ساخته است و یا اینکه ما به دنبال حوادث و رویدادها حرکت می‌کنیم و قادر به برنامه‌ریزی صحیح و تفکر صحیح اقتصادی و تدوین اصول خدشه‌ناپذیر اقتصادی نیستیم؟

    اگر قدری منصف باشیم می‌بینیم که بسیاری از مشکلات و مسائل امروز ناشی از بد عمل کردن، سوءمدیریت، نابخردی و بی‌کفایتی مدیران نالایق است و بسیاری از این تصمیم‌گیری‌های غلط زیان‌هایی را به مملکت وارد می‌سازد که دشمنان ما هرگز قادر به وارد کردن آن به ما نیستند. 

    یادگار گرامی و فرزانه امام این نکته را هم اضافه می‌کند که اگرچه همه مشکلات را نمی‌شود به گردن آمریکا انداخت اما بسیاری از مشکلات ما از آمریکا است و بقیه مشکلات ما هم به گردن تحصیلکرده‌های آمریکا، آمریکاگرایان، معقتدین به لیبرالیسم اقتصادی و خودباخته‌هایی است که به درمان‌های بانک جهانی و نسخه‌های صندوق بین‌المللی پول اعتماد دارند.

    این مسائل اقتصادی، اما حالا ببینیم که بلیه مشکلات ما از کجاست؟

    آیا در اختلاس کلانی هم که توسط گروهی از افراد قدر قدرت و صاحب‌نام از بانک صادرات صورت می‌گیرد و 124 میلیارد تومان سواستفاده مالی می‌شود نیز آمریکا دخالت دارد؟

    جمهوری اسلامی ایران در سال 1992 بزرگترین واردکننده برنج جهانی بوده و از اغلب کشورهای تولیدکننده، برنج وارد کرده است. یعنی واردات برنج ما از چین و ژاپن و شوروی سابق و کلیه ممالک کوچک و بزرگ دنیا بیشتر بوده است.

    ژاپن با 125میلیون نفر جمعیت و مساحتی کمتر از استان‌های مازندران و گیلان هم نیاز مردم خودش را تأمین و هم به خارج برنج صادر می‌کند و ما که فقط مساحت استان مازندران و استان گیلان کشورمان برابر مساحت چندین کشور اروپایی است و این دو استان زرخیز قابلیت تأمین غذای چندصدمیلیون نفر جمعیت را دارند، بزرگترین واردکننده برنج جهان بوده‌‌ایم! آیا آمریکا مقصر است که ما مزارع برنج و زمین‌های مرغوب کشاورزی را به ویلا و آپارتمان تبدیل می‌کنیم؟

    در طول سال‌های اخیر بسیاری از جنگل‌های شمال کشور نابود شده و نابودی پوشش گیاهی موجب نابودی موانع طبیعی و جاری شدن سیل و تخریب شدید شده است. آیا آمریکا جلوی وظایف سازمان‌های ذی‌ربط در حفظ جنگل‌ها و مراتع گرفته است. کوره بلند کارخانه ذوب‌آهن در فردای روز بهره‌برداری فرو می‌ریزد آیا استکبار و دست‌های پنهان در محاسبات فنی ما دستکاری کرده بودند؟

    مدیر بلندپایه‌ای در وزارت معادن و فلزات با حجم بزرگی از بیت‌المال از کشور فرار می‌کند آیا آمریکا ما را مجبور کرده بود که یک چنین شخص دزد و بی‌ایمان را استخدام کنیم و امکانات عمومی را به دستش دهیم؟

    آیا نابسامانی در توزیع دارو و سرگردان کردن مردم در کوچه پس کوچه‌های ناصرخسرو ناشی از شیطنت استکبار جهانی است یا سوءمدیریت در ارگان‌های دارویی کشور؟

    بعضی از مشکلات ما در سیاست‌های خارجی ناشی از فشارهای آمریکا است اما در اداره امور داخلی مملکت بیشتر مسائل و مشکلات به سوءمدیریت و بی‌برنامگی و روزمرگی و باری به هر قیمت بودن برمی‌گردد و ما نه تنها نباید گناه ندانم‌کاری‌های خود را به گردن استکبار و این و آن بیندازیم بلکه باید با زیرکی و درایت و هوشیاری مشکلات و مسائل نیز به جوامع آنها منتقل کنیم.

    آخرین ویرایش: سه شنبه 13 فروردین 1398 02:24 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 252 ... 5 6 7 8 9 10 11 ...