منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • دوشنبه 5 اردیبهشت 1390 11:41 ب.ظ نظرات ()


    امروز سالگرد عملیات نظامی آمریکا در ایران برای نجات گروگانهایش طی بحران گروگانگیری سفارتخانه آمریکا در تهران بود که عملا به یک فاجعه نظامی ختم شد. قصد ندارم که بایگانی راکد ذهنتان را شخم بزنم و پرونده های خاک گرفته ای چون اصابت لیزر روسها به هرکولس آمریکا در طبس یا حمله جنود الله در لباس دانه های شن را بیرون بکشم. اشاره ای کوتاه می کنم به یک جریان تاریخی که کمتر در دیدها بوده و حتی بسیاری از علاقمندان تاریخ هم از این داستان بی خبر هستند.




    درست در روزی که سفارت ایران توسط دانشجویان اشغال شد سه نفر از اعضای تیم دیپلماتیک آمریکا در ساختمان وزارت امور خارجه ایران در حال مذاکره با مقامات وقت ایران بودند. این سه نفر عبارت بودند از بروس لیانگن، ویکتور تومست و مایک هولاند و دولت موقت از تحویل آنها به دانشجویانی که سفارت را در اشغال داشتند خودداری کردند. این افراد تا پایان بحران گروگانگیری در طبقه آخر ساختمان وزارت امور خارجه نگه داشته شدند.

    زمانی که مذاکرات به بن بست رسید و جیمی کارتر برای آزادی گروگانهای به راهکار نظامی روی آورد. آزاد کردن این سه فرد نیز از مشکلات طرح عملیات به حساب می آمد. نیروی دلتا باید با استفاده از توان محدودش برای حمله به ساختمان وزارت امور خارجه نیز برنامه ریزی می کرد.

    طبق نوشته های سرهنگ بکویث، طراح عملیات و فرمانده دلتا، در کتابش این قسمت از عملیات به عهده یک تیم کوچک از واحد ضدتروریست آلمان (غربی) یعنی نیروی جی.اس.جی-9 واگذارشد. جی.اس.جی-9 یک واحد ضدتروریستی و عملیات مخصوص از پلیس آلمان است که زیر نظر وزرات کشور این کشور فعالیت می کند و قبل از تشکیل دلتا یک عملیات موفق ضدهواپیماربایی را در موگادیشو اجرا کرده بود. جی.اس.جی-9 ارتباط تنگاتنگی با نیروی دلتا داشت و هر دو نیرو از تجربیات هم استفاده می کردند. به هرحال به دلیل اهمیت عملیات جی.اس.جی-9 و پیامدهای سیاسی آن بکویث در کتابش تنها اشاره ای به دخالت این واحد در عملیات می کند و مسئله را بیشتر از این نمی شکافد.

    این که واحد برای عملیات طبس چه برنامه ریزی و آماده سازی هایی داشته است، در کجا تمرین می کرده اند، از چه سلاحی استفاده می کردند و... همگی از دید خواننده پنهان مانده اند.

    حتی خود کارتر هم در بیانه ای که پس از شکست در طبس صادر کرد اشاره ای به جی.اس.جی-9 نکرده است. در سایت های اینترنتی هم من مطلب دندانگیری پیدانکرده ام.

    از طرفی مسئولان سیاسی ایران ،که شکست نظامی این عملیات را عطیه ای خدایی می دانستند و می دانند، نیز در واکنشهایی که به جریان این عملیات داشتند به نقش دولت آلمان غربی و نیروی ضدتروریستی این کشور اشاره ای نداشته اند.

    به هر روی، میزان دخالت جی.اس.جی-9 برای من به معمایی تاریخی تبدیل شده است و تنها اطلاعات اندکی که دارم همان است که بکویث در کتابش ذکر کرده است.



    در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.
    آخرین ویرایش: شنبه 18 اسفند 1397 07:40 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 26 فروردین 1390 03:38 ب.ظ نظرات ()


    روز 25 آوریل 1980 برای مردم آمریکایی روز حیرت و


    اعجاب بود. رئیس جمهور وقت ،جیمی کارتر، در یک اعلامیه


    رسمی خبر داد:« اواخر دیروز من دستور لغو یک عملیات در


    ایران را صادرکردم. قرار بود که اعضای سفارتخانه ما ،که


    از چهارم نوامبر در ایران گروگان گرفته شده بودند، توسط


    تیم نجات آزادشده و به آمریکا بازگردانده شوند. مشکلات فنی


    در هلیکوپترها چاره ای جز لغو مأموریت نگذاشته بود.



    هنگامی که تیم نجات در حال عقب نشینی از صحرای ایران


    بودند دو فروند از هواپیماها در هنگام سوختگیری بر روی


    زمین به هم برخورد کردند. اطلاعات دیگر درباره این عملیات


    در زمان مقتضی به اطلاع مردم آمریکا خواهدرسید....


    تیم نجات ما و خود من می دانستیم که این عملیات بسیار


    سخت خواهد بود و خطرناک. ما متقاعد شده بودیم که هنگامی


    که این عملیات آغازشود شانس خوبی برای موفقیت خواهد


    داشت. آنها همه داوطب انجام این عملیات بودند. همگی آنها


    به خوبی آموزش دیده بودند. من رهبر آنها را قبل از


    اعزامشان به مأموریت ملاقات کردم. آنها می دانستند که


    چشم امید من و تمام آمریکایی ها به آنها است...»



    اما چیزی که در اثر این فاجعه به چشم نیامد قسمت مهمتر


    داستان بود. این تیم نجات از چه کسانی تشکیل شده بود؟ چه


    افرادی در آن عضویت داشتند؟ حقیقتی که حتی بسیاری از


    نظامیان رده بالای آمریکا نیز از آن بی خبر بودند. تیم نجاتی


    که به صحرای طبس اعزام شد از نفرات نیروی دریایی،


    رنجرها، افراد نیرومخصوص تشکیل شده بود اما هسته


    اصلی گروه ،که وظیفه حمله به سفارت خانه و نجات


    گروگانها را داشت، افراد گروه اول عملیات مخصوص دلتا یا


    به طور خلاصه نیروی دلتا بودند. نیروی دلتا یک واحد تازه


    تأسیس برای انجام عملیات نظامی در پشت خطوط دشمن و


    همچنین عملیات ضدتروریستی و رهایی گروگان بود که به


    تازه تأسیس شده بود. داستان تأسیس نیروی دلتا به صورت


    کاملا مشروح در کتابی با نام "نیروی دلتا ازپلی می تا


    طبس" به قلم سرهنگ چارلز بکویث ،بنیانگذار و فرمانده


    وقت دلتا، نوشته شده است.


    چارلز بکویث یک افسر جوان کلاه سبز برای کسب تجربه به


    سرویس ویژه هوابرد(SAS) انگلستان مأمور می شود. او


    در آنجا با آموزشهایی کاملا پیشرفته و متفاوت از آنچه که


    آمریکایی ها در نیروهای ویژه خود داشتند روبرو می شود.


    این تمرینات حاصل سالها تجربه اس.ای.اس در جنگ جهانی


    دوم و جنوب شرقی آسیا بود. بکویث پس از بازگشت به


    آمریکا تصمیم می گیرد تا گروهی مشابه با اس.ای.اس را در


    آمریکا تشکیل دهد اما کسی به حرف او گوش نمی دهد. او به


    جنگ ویتنام می رود و پس از مجروح شدن در ویتنام مسئول


    آموزش در یکی از پادگانهای نیروهای مخصوص می شود


    اما بازهم برای شنیدن حرفهایش گوش شنوایی نمی یابد تا


    آنکه چند نفر از فرماندهان نظامی را با خود همراه می  کند و


    مجوز تأسیس واحد جدید با نام گروه اول عملیات مخصوص


    دلتا را می گیرد.



    بکویث بازهم با بی توجهی مافوقهایش روبرو می شود تا


    اینکه یک عملیات ضدتروریستی بر علیه هواپیمارباهایی که


    یک فروند هواپیمای آلمانی را به سومالی برده بودند با


    موفقیت توسط نیروهای ویژه آلمانی انجام می شود و رهبران


    سیاسی آمریکا که ضعف این کشور را در این زمینه متوجه


    می شوند به بکویث و واحد تازه کارش فرصت رشد می دهند.


    بکویث نیروی انسانی و تجهیزات مورد نیازش را دریافت می


    کند و با تمرینات شبانه روزی سربازانش را با تمرینهایی


    مشابه تمرینهای اس.ای.اس آموزش می دهد.


    هرچند که دلتا در اولین عملیات واقعی خود با شکست روبرو


    شد اما این نیرو با این شکست از دور خارج نشد و امروزه


    دلتا به یکی از بهترین و حرفه ای ترین نیروهای عملیات


    مخصوص در جهان تبدیل شده است. خواندن کتاب بکویث


    برای علاقمندان به تاریخ نظامی و همچنین علاقمندان به


    نیروهای مخصوص بسیار جذاب و آموزنده است. کتاب فصل


    بندی مناسبی دارد و ترجمه آن توسط آقای رضافاضل زرندی


    به دقت انجام شده است.انتشار کتاب نیروی دلتا توسط


    انتشارات امیرکبیر انجام گرفته است. برای اینکه با روشهای


    آموزشی این نیرو بهتر آشنا شوید فصل 28 کتاب را ،که یک


    برنامه ارزیابی از افراد دلتا است، به صورت کامل تایپ


    کردهام.



    آخرین ویرایش: یکشنبه 28 فروردین 1390 11:23 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 1 فروردین 1390 01:37 ق.ظ نظرات ()

    هنگامی که پس از حمله ژاپنی ها به پرل هاربر در دسامبر1941 آمریکا وارد جنگ جهانی

    دوم شد، رنجرهای آمریکایی نقش بزرگی در عملیاتهای ویژه بازی کردند. برای افسران

    نیروی زمینی آمریکا که در پایگاهای بریتانیا بودند به زودی آشکارشد که آنها واحدی مانند

    کوماندوهای بریتانیا در اختیار ندارند. سرلشکر تروسکات -رابط نیروی زمینی آمریکا با

    ستاد مشترک بریتانیا- در ماه می 1942، طرحی را به ژنرال جورج مارشال پیشنهاد کرد

    که تشکیل چنین  واحدی را تشویق می کرد. از آنجا بود که رنجرهای آمریکایی –معادل

    کوماندوهای بریتانیایی- شکل گرفتند.


    دستور تشکیل چنین واحدی به سرعت صادر شد و اولین گردان رنجر نیروی زمینی ارتش

    آمریکا تشکیل شد. نام رنجر از آنجا انتخاب شد که باور عمومی بر این بود که واژه

    "کوماندو" به برتانیایی ها تعلق دارد. تروسکات جنین اعتقاد داشت:


    "شایسته بود سازمانی که مقدر بود اولین واحد زمینی آمریکایی باشد که


    در اروپا با آلمانها واردنبرد شد رنجر نامیده شود چرا که درنهان آن


    آمریکایی هایی که شجاعت، ابتکار، قصد، ناهمواری ، توانایی رزمی


     بالایشان را نشان دادند."


    اولین فرمانده رنجرها سروان اورلاندو داربی –فراغ التحصیل وست پوینت- بود. به داربی

    برای سازماندهی واحد جدید تنها چند هفته زمان داده شد. هزران سرباز پیاده نظام

    درخواست ملحق شدند به واحد جدید را دادند. تعداد کمی از آنها استانداردهای سخت رنجرها

    را شامل می شدند. اولین گردان رنجر رسما در 19 ژوئن 1942 شروع به کارکرد.


    آخرین ویرایش: دوشنبه 27 تیر 1390 04:22 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 7 اسفند 1389 02:24 ب.ظ نظرات ()

    اتو اسکورزینی -فرمانده کماندوهای هیتلر- هنگامی شناخته شد که در برنامه های برون مرزی رادویی آلمان نازی -سپتامبر1943- به عنوان خطرناکترین مرد اروپا معرفی شد. او در هجوم هوایی موفقیت آمیزی که منجر به نجات موسیلینی -دیکتاتور ایتالیا- شد نقشی کلیدی بازی کرد. موسیلینی به صورت مخفیانه در مکانی تقریبا دست نیافتنی -گران کازو بلندترین کوه در قسمت ایتالیایی آلپ- زندانی شده بود.


    این عملیات اولین موفقیت اسکورزینی به عنوان فرمانده کماندوهای هیتلر بود. به همراه موفقیتهایی که بعدها به دست آورد، رسانه های غربی نیز او را به عنوان خطرناکترین مرد اروپا معرفی کردند.


    آخرین ویرایش: پنجشنبه 2 اسفند 1397 07:58 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 29 بهمن 1389 06:59 ب.ظ نظرات ()


    باید به یاد داشته باشیم که عملیات ضدتروریستی تنها تخصص سرویس ویژه هوابرد ارتش بریتانیانیست. در حقیقت، این واحد برای انجام عملیات نفوذی در عمق خاک دشمن در زمان جنگ جهانی تشکیل شد. سرویس ویژه هوابرد با بهره گیری از تجارب جنگ جهانی دوم و درگیرشدن در جنگهای مالایا، سوئز، کره به مرور به یکی از کارآمدترین نیروهای مخصوص جهان غرب تبدیل شد. عملیات ضدتروریستی،امنیتی و حفاظت از اشخاص در دهه 70 به مهارتهای آنها افزوده شد. افراد سرویس ویژه هوابرد در جنگهای فالکلند و جنگهای اول و دوم خلیج فارس به صورتی موثر بکارگرفته شدند. در اینجا به بررسی یکی از موفق ترین هجومهای کماندویی که توسط سرویس ویژه هوابرد انجام شد می پردازیم.

    عکسی قبل از حمله به جزیره پبل که توسط یک فروند هاریر نیروی هوایی سلطنتی گرفته شده است و یک فروند تی 34 و یک فروند پوکارا را در روی باند نشان می دهد.

    تاریخ: 14و 15 می1982

    محل:جزیره پبل در مجمع الجزایر فالکلند

    نتیجه: پیروزی بریتانیا

    تخاصمین

    امپراطوری بریتانیا

    آرژانتین

    فرماندهان

    سروان جان هامیلتن

    ؟؟

    استعداد رزمی

    45 نفر از سرویس ویژه هوابرد و دیده بانان دریایی نیروی دریایی سلطنتی

    8 نفر از سرویس ویژه قایق ران

    در حدود 150 سرباز (منابع بریتانیایی)

    31 سرباز(منابع آرژانتینی)

    تلفات

    1نفر مجروح

     

    1نفرکشته

    11فروند هواپیما

     

     

    ناوهواپیمابر هرمس

    پس زمینه

    بلافاصله پس از اشغال جزایر فالکلند توسط آرژانتین در سال 1982، آنها اقدام به ساخت فرودگاهی در جزیره پبل کردند تا پایگاهی برای هواپیماهای پشتیبانی نزدیک پوکارا بوجود آورند. این جزیره در شمال غربی مجمع الجزایر فالکلند واقع شده بود. هواپیمای ای-58 پوکارا هواپیمایی برای انجام عملیات پشتیبانی نزدیک و ساخت آرژانتین بود که می توانست انواع مختلف مهمات را برای حمله به افراد و مواضع زمینی حمل کند.


    آخرین ویرایش: پنجشنبه 2 اسفند 1397 07:38 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 3 1 2 3
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات