منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • چهارشنبه 2 اسفند 1391 08:29 ب.ظ نظرات ()

    نمایی از شهر هرات

    مطلبی که در زیر مشاهده می فرمایید کاملا توسط منابع غربی ارائه شده است و موضع رسمی مقامات ایران نمی باشد.


    در سال 2001 میلادی، در طی جنگ افغانستان، عملیات مشترکی توسط نیروهای ویژه ایران،آمریکا و نیروهای افغان اتحاد شمال برای آزاد سازی شهر هرات از دست طالبان صورت گرفت.

    در این عملیات نیروهای آمریکایی شامل رنجرهای ارتش آمریکا و نیروهای دلتا فورس تحت فرماندهی ژنرال تامی فرانک، نیروهای ایرانی شامل  مامورین و کماندوهای نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تحت فرماندهی ژنرال یحیی رحیم صفوی،نیروهای اتحاد شمال شامل بیش از 5 هزار جنگجو تحت فرماندهی اسماعیل خان و همین طور یک فرمانده سابق در تهاجم شوروی به افغانستان در دهه ی 80 و فرماندار سابق هرات(قبل از به قدرت گرفتن طالبان) ونیروهای ویژه بریتانیا که به دلایل امنیت ملی هویت و فرماندهی آنها مخفی باقی ماند شرکت داشتند.


    آخرین ویرایش: پنجشنبه 3 اسفند 1391 07:42 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 15 دی 1391 04:48 ق.ظ نظرات ()

     

     

    کوه تانگ (Koh Tang) جزیره ی کوچکی پوشیده از جنگل بود که تا روز پانزدهم می 1975 بسیاری حتی اسم آن را نشنیده بودند. این جزیره در اختیار خمرهای سرخ کامبوج بود اما ویتنام ،که تنها دو هفته قبل توانسته بود آمریکایی را سایگون بیرون کند، نسبت به آن چشم طمع دوخته بود. زمانی که 200 نفر از سربازان سپاه تفنگداران دریایی آمریکا با هلیکوپتر در کوه تانگ پیاده شدند اسم این جزیره در صدر اخبار جهان قرارگرفت.

    بعد از ظهر 12 می 1975؛ خلیج تایلند- آبهای ساحلی جزیره پولو وای

    بعد از ظهر روز 12 می 1975 بود برای کشتی کانتیربر اس.اس مایاگوئز روزی بد یمن بود. هوا مناسب بود و دریا آرام ولی این آرامش حادثه ای را در دل خود می پروراند. مسیری که این کشتی در پیش گرفته بود قسمتی از آبهای بین المللی بود اما خمرهای سرخ مدعی بودند که مایاگوئز در حال حرکت در آبهای ساحلی این کشور می باشد. همین ادعا بود که کار دست آمریکایی ها داد.

    در ساعت 14:18 یک قایق تندروی خمرهای سرخ به مایاگوئز نزدیک شد و راه آن را بست. ناخدا میلر ،ناخدای مایاگوئز، بلافاصله پیام کمک ارسال کردد و کشتی را متوقف کرد. خمرهای سرخ بر روی عرشه مایاگوئز آمدند و فرمانده آنها ،سا مین، با اشاره به نقشه ی کشتی به ناخدا میلر فهماند که باید کشتی را به سمت جزیره ی پولو وای حرکت دهد.

    مایاگوئز در حدود ساعت 16:00 به پولو وای رسید و 20 خمر دیگر نیز سوار آن شدند. سا مین اشاره کرد تا میلر مسیر خود را به سمت سواحل اصلی کامبوج ادامه دهد اما میلر به او فهماند که رادار کشتی خراب شده و در نتیجه امکان برخورد با صخره های ساحلی بوجود دارد. سا مین توسط بیسیم فرماندهانش را در جریان گذاشت و قرار شد تا مایاگوئز در همان محل لنگر بیاندازد.

    مسیر مایاگوئز به سمت بانکوک ومحلی که خمرهای سرخ آن را توقیف کردند.

     

    همان روز؛ واشنگتن-کاخ سفید

    پیام کمک مایاگوئز توسط یکی از تفنگداران دریایی آمریکا مستقر در اندونزی دریافت شد. در ساعت 5:12 به وقت ساحل شرقی [آمریکا] خبر حادثه به واشنگتن رسید.

    در ساعت 12:05 به وقت ساحل شرقی (21:05 به وقت کامبوج) شورای امنیت ملی با حضور پرزیدنت جرالد فورد تشکیل جلسه داد. همزمان، به ناوگان اقیانوس آرام فرمان داده شد تا برای کشف موقعیت مایاگوئز چند فروند هواپیمای شناسایی اعزام کند. اعضای شورای امنیت ملی اعتقاد داشتند که عقب نشینی آمریکا از ویتنام سبب شده تا وجه ی آمریکا در منطقه زیرسوال برود. آنها خواستار اقدامی قاطع بودند و علاقه ای به خویشتن داری نداشتند.

    پس از اتمام جلسه، کاخ سفید اعلامیه ای منتشر کرد که در آن فورد این حادثه را یک دزدی دریایی اعلام کرد. وزیر دفاع ،جیمز آر. شلزینگر، دستور داد تا از حرکت مایاگوئز به سواحل کامبوج به هر طریقی ،حتی توسل به زور، جلوگیری شود. از آنجا که آمریکا رابطه ی دیپلماتیک مستقیم با کامبوج نداشت کیسینجر پیامی برای دفتر حافظ منافع چین در واشنگتن ارسال کرد که طی آن درخواست آزادی فوری مایاگوئز و خدمه آن را کرده بود اما چینی ها از دریافت پیام خودداری کردند. کسینجر ناچار همین پیام را به جورج بوش [پدر] ،که مسئول دفتر حافظ منافع آمریکا در چین بود، فرستاد تا تحویل وزارت امور خارجه چین شود. یک پیام شفاهی نیز به پیام کتبی اضافه شد:" اگر کشتی و کارکنانش بلافاصله آزاد نشوند پنوم پنه مسئول عواقب بعدی این حادثه خواهد بود." سناریوی فاجعه کلید خرده بود.

    همان روز؛ دریای فیلیپین

    با دستور شرلزینگر هواپیماهای اوریون مستقر در فیلیپین و فرودگاه نظامی یوتاپائو در تایلند برای تعیین موقعیت مایاگوئز به پرواز درآمدند. ناوهواپیمابر کورال سی دستور گرفت که به جای استرالیا به سمت کامبوج تغییر مسیر دهد. ناوشکن هارولد.ئی هولت و ناوشکن موشک انداز هنری بی.ویلسون نیز دستور گرفتند تا با حداکثر سرعت دریای فیلیپین را به سمت آخرین موقعیت شناخته شده ی مایاگوئز ترک کنند. همزمان به گردان اول از هنگ چهارم سپاه تفنگداران دریایی در فیلیپین و هنگ نهم تفنگداران دریایی در اکیناوا آماده باش داده شد.

    13 می 1975؛ خلیج تایلند- شمال جزیره پولو وای

    در ساعت 8:16 به وقت محلی یکی از اوریون های آمریکایی با پرواز در ارتفاع کم بر فراز پولو وای محل مایاگوئز را کشف کرد. سا مین ،که به حضور هواپیماهای آمریکایی مشکوک شده بود، به میلر دستور داد تا مایاگوئز را به حرکت در آورد. در ساعت 8:45 مایاگوئز به سمت شمال شرق به راه افتاد. اوریون به تعقیب مایاگوئز پرداخت.

    با تعیین موقعیت مایاگوئز دریاسالار گایلر،فرمانده ناوگان اقیانوس آرام، به سپهبد جان جی.برنز ،فرمانده لشکر هوایی هفتم، در فرودگاه ناخون فانوم در تایلند دستور داد تا هواپیماهای رزمی خود را به منطقه اعزام کند. در ساعت 13:00 دو فروند اف-111 غیرمسلح ،که از یک پرواز آموزشی بازمی گشتند، در ارتفاع کم و با سرعت زیاد از فراز مایاگوئز گذشتند. پس از آن، سا مین به ناخدا میلر دستور داد تا در حدود 1500 متری شمال جزیره کوه تانگ لنگر بیاندازد. کمی بعد دو فروند فانتوم سررسیدند و شروع به شلیک در آبهای جلوی کشتی کردند. فانتوم ها با کورسیرها و اف-111 تعقیب شدند که به اطراف کشتی شلیک می کردند تا نشان دهند که اجازه حرکت کشتی به هیچ سمتی را نمی دهند. در ساعت 16:15 خمرها به خدمه دستور دادند تا سوار دو فروند قایق ماهیگیری شوند و به ساحل کوه تانگ بروند.

    همان روز؛ تایلند- پایگاه هوایی یو تاپائو

    در تایلند؛ 9 فروند هلیکوپتر اچ.اچ-53 جولی گرین و 10 فروند سی.اچ-53 نایف برای عملیات نجات آماده بودند. اچ.اچ-53 ها قابلیت سوختگیری هوایی داشتند. مخزن سوخت آنها درزگیر خودکارداشت و به سه قبضه مسلسل مسلح بودند. سی.اچ-53ها قابلیت سوختگیری هوایی نداشتند اما در عوض مخزن سوختشان بزرگتر بود. هر سی.اچ-53 دو قبضه مسلسل حمل می کرد. در مجموع اچ.اچ-53ها برای چنین عملیاتی مناسبتر به نظر می رسیدند.

    در آن روز سپهبد برنز و ستادش نقشه ی عملیات نجات را طرح می کردند. قرار شد تا 75 نفر داوطلب از واحد دژبان نیروی هوایی در روز 14 می با هلیکوپتر بر روی کانتیرهای قرار گرفته بر روی عرشه کشتی توسط طناب فرود بیایند و کشتی را آزاد کنند. به 5 فروند از اچ.اچ-53 ها و 7 فروند از سی.اچ-53 ها دستور داده شد تا به فرودگاه یوتاپائو حرکت کنند. در حدود ساعت 21:30 یکی از سی.اچ-53 ها سقوط کرد و درنتیجه 18 دژبان و 5 خدمه آن کشته شدند.

    سربازانی که در اثر سقوط هلیکوپتر درتایلند جان باختند.

    همان روز؛ واشنگتن-کاخ سفید

    در ساعت 10:22 ( به وقت ساحل شرقی) و پس از لغو عملیات نجات به خاطر سقوط هلیکوپتر، شورای امنیت ملی جلسه دیگری تشکیل داد. قرار شد تا رسیدن کشتی های نیروی دریایی و مستقر شدن تفنگداران دریایی در تایلند صبر کنند. فورد دستور داد تا نیروی هوایی از حرکت هر قایق کامبوجی در آن نواحی جلوگیری کند.

    سپهبد برنز پیامی به لشکر سوم تفنگداران دریایی در اکیناوا فرستاد تا گردان اول هنگ نهم برای اعزام هوایی به منطقه آماده شود. گردان اول به تازگی از یک مانور نظامی بازگشته بودند و به جای آنها گردان دوم ،که در حال انجام یک مانور بود، به جای گردان اول آماده شد و روز بعد سوار بر یک فروند سی-141 در حال پرواز به سمت به تایلند بود.

    14 می 1975؛ خلیج تایلند

    در صبح روز 14 می، خمرها خدمه مایاگوئز را سوار بر یک قایق ماهیگیری کرده و به همراه دو فروند قایق تندرو کوه تانگ را به سمت کامپونگ سوم ترک کردند. هواپیماهای آمریکایی به قایقهای تندروی خمرها حمله کردند و آنها را غرق کردند.

    در ساعت 10:10 قایق ماهیگیری به کامپونگ سوم رسید. فرمانده محلی خمرها از تحویل گرفتن آمریکایی ها سرباز زد و قایق ،ناچار، به مسیرش ادامه داد و در ساحل جزیره رونگ سام لم لنگر انداخت.

    زمانی که خدمه مایاگوئز به رونگ سام لم رسیدند ناخدا میلر به فرمانده محلی خمرها تحویل داده شد و تحت یک بازپرسی سرسری قرار گرفت. خمرها از غرق شدن قایقهایشان و حملات بیشتر هواپیماهای آمریکایی بیمناک بودند. میلر توضیح داد که اگر خمرها آنها را به کشتی خود بازگردانند آنها می توانند از طریق دفتر شرکت خود در بانکوک با ارتش آمریکا ارتباط برقرار کنند. درخواست میلر از طریق بیسیم به مقامات بالاتر ابلاغ شد و آنها دستور دادند که میلر و خدمه همراهش به مایاگوئز بازگردانده شوند. قرار شد تا صبح فردا این دستور اجرا شود. مسئله ای که آمریکایی ها خیلی دیر از آن آگاه شدند.

    همان روز؛ واشنگتن-کاخ سفید

    در واشنگتن یک جلسه دیگر شورای امنیت در ساعت 22:30 (به وقت ساحل شرقی) تشکیل شد. یک خط ارتباطی بین واشنگتن و مراکز نظامی و هواپیماهای حاضر در صحنه ایجاد شد. هواپیماها ادعاکردند که می توانند با شلیک به سکان قایق ماهیگری آن را از کار بیاندازند اما پیشنهادشان رد شد.

    به اطلاع شورا رسید که وزیر امور خارجه چین از رد کردن پیام آمریکایی ها به کامبوج سر باز زده است. اکنون، عملیات نجات پیچیده تر شده بود چرا که آمریکایی ها نمی دانستند چند نفر از خدمه کشتی در خود کشتی، چند نفر در قایق ماهیگیری و چند نفر هنوز در ساحل کوه تانگ هستند. قرار شد تا یک حمله همزمان به مایاگوئز و جزیره ی کوه تانگ انجام شود. این حمله باید با بمباران چند هدف در سواحل اصلی کامبوج تکمیل می شد.

    در ساعت 5:45 (به وقت کامبوج) تفنگداران مستقر در فیلیپین و در ساعت 14:00 گردان دوم تفنگداران دریایی از هنگ نهم از اکیناوا به یوتاپائو رسیدند.

    همان روز ؛ تایلند- پایگاه هوایی یو تاپائو

    در بعد از ظهر روز 14 می به ژنرال برنز دستور داده شد تا عملیات نجات را با حمله همزمان به کوه تانگ و مایاگوئز قبل از طلوع آفتاب فردا انجام دهد. گروهان چهارم از گردان اول هنگ چهارم تفنگداران باید مایاگوئز را بازپس می گرفتند. البته آمریکایی ها فکر می کردند که بیشتر خدمه مایاگوئز در جزیره کوه تانگ نگه داری می شوند. از همین رو گردان دوم از هنگ نهم تفنگداران مأمور شد تا خدمه مایاگوئز مستقر در کوه تانگ را نجات بدهد. به دلیل اطلاعات محدودی که در دسترس بود فرمانده گردان دوم از هنگ نهم تفنگداران ،سرهنگ آستین، و اعضای ستادش برای یک شناسایی هوایی توسط یک فروند هواپیمای یو-21 به کوه تانگ رفت. آنها پس از رسیدن به جزیره برای اینکه عنصر غافلگیری را از دست ندهند سعی کردند از نزدیک شدن به آن خود داری کنند. تفنگداران متوجه شدند که این جزیره ی پوشیده از جنگل تنها دارای دو محل مناسب برای پیاده شدن در شرق و غرب ساحل شمالی خود می باشد.

    در ساعت 21:00 طراحی نقشه عملیات کامل شد. قرار شد تا 600 نفر از افراد گردان دوم از هنگ نهم (گروهان های پنجم و هفتم) توسط 5 فروند سی.اچ-53 و 3 فروند اچ.اچ-53 به کوه تانگ حمله کنند. دو فروند هلیکوپتر باید یک حمله ایضایی به ساحل غربی انجام می دادند در حالیکه 6 فروند دیگر باید تهاجم اصلی را در ساحل شرقی اجرا می کردند. نیروهایی که در ساحل شرقی پیاده می شدند باید اول به محلی که گمان می کردند خدمه مایاگوئز در آنجا زندانی شده اند حمله می کردند و پس از آزادی گروگانها با نیروهای ساحل غربی الحاق می کردند. دو موج هلیکوپتر دیگر نیاز بود تا تمامی افراد گردان از تایلند به کوه تانگ حمل شوند. تخمین زده می شد که حداکثر 20 تا 30 نفر از سربازان خمر سرخ در کوه تانگ مستقر باشند.

    75 نفر از گروهان چهارم گردان اول از هنگ چهارم تفنگداران به همراه دژبانهایی که داوطلب شده بودند باید به خود کشتی حمله می کردند. قرار شد این افراد ،که یک تیم تخریب چی و یک مترجم هم در میانشان بود،  توسط 3 فروند اچ.اچ-53 به ناوشکن هولت حمل شوند. بعد از آن باید ناوشکن هولت در کنار مایاگوئز پهلو می گرفت و این افراد وارد کشتی مایاگوئز می شدند و گروگانها را نجات می دادند. پس از تمام شدن عملیات نجات، ناوشکن هولت باید مسیر بین کوه تانگ تا خاک اصلی کامبوج را مسدود می کرد تا خمرها نتوانند نیروی کمکی به منطقه اعزام کنند.

    دو فروند سی.اچ-53 دیگر نیز به عنوان هلیکوپترهای جستجو و نجات در نظر گرفته شده بودند و توسط  یک فروند هرکولس فرماندهی  پشتیبانی می شدند.

    به ناوشکن ویلسون دستور داده شد تا از عملیات نجات در کوه تانگ پشتیبانی کند. هواپیماهای ناوهواپیمابر کورال سی برای حمله به بعضی نقاط خاک اصلی کامبوج آماده می شدند تا از کمک رساندن خمرها به جزیره جلوگیری کنند.

    در ساعت 15:52 به وقت محلی (3 بامداد به وقت کامبوج) آخرین جلسه شورای امنیت ملی تشکیل شد. برنامه عملیاتی توسط ژنرال جونز تشریح شد و فورد بر آن مهر تأیید زد. اندکی بعد این دستور به کابوسی برای فورد تبدیل شد.

    آخرین ویرایش: جمعه 22 دی 1391 07:11 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 3 دی 1390 09:15 ب.ظ نظرات ()
    آخرین ویرایش: شنبه 3 دی 1390 10:09 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 1 دی 1390 06:23 ق.ظ نظرات ()

                         http://www.palestineposterproject.org/sites/aod/files/posters/00699_PPPA.jpg

    تاریخ:21مارس 1968

    محل: کرامه، اردن (نزدیک مرز اسرائیل)

    نتیجه: پیروزی گروه های فلسطینی و ارتش اردن؛ عقب نشینی اسرائیل

     

    متخاصمین

    اسرائیل

    چریکهای الفتح و دیگر سازمانهای مبارز فلسطینی

    اردن

    فرماندهان

    موشه دایان

    یاسر عرفات

    استعداد رزمی

    تقریبا 1000 نفر

    تانک ؟ دستگاه

    زرهپوش؟ دستگاه

    هواپیما ؟ فروند

    نامعلوم

    تلفات

    28 نفر کشته

    69 نفر مجروح

    4 دستگاه تانک

    3 دستگاه زرهپوش نیم شنی

    2 دستگاه زرهپوش

    1 فروند هواپیما(توسط ارتش اردن ساقط شد)

    فداییان فلسطینی:

    100 نفر کشته

    100 نفر مجروح

    120-150 نفر اسیر

    ارتش اردن:

    61 نفر کشته

    108 نفر زخمی

    13 دستگاه تانک

    غیرنظامیان فلسطینی و اردنی:

    زیاد و نامعلوم

             

    بهار امسال (2008)مراسم بزرگداشت شصتمین سالگرد نبرد کرامه برگذارشد. شاید بسیاری از جوانانی که پس از جنگ 33 روزه لبنان به طرفداری از سیدحسن نصرالله به پایکوبی پرداختند به خاطر نیاورند که اولین شکست نظامی اسرائیل کی، کجا و چگونه روی داد. در حقیقت، ارتش اسرائیل اولین بار در نزدیکی شهر کوچک کرامه مزه شکست را چشید. در این فرصت نیم نگاهی به جاودان پیروزی فداییان فلسطین بر ارتش مجهز اسرائیل خواهیم انداخت.

    کرامه شهر کوچکی در اردن است که در نزدیکی رود اردن قراردارد. این شهر کوچک در سال 1968 به عنوان مرکز یک کشاکش نظامی تبدیل به یک کانون خبرساز شد. چندی بود که یک گروه شبه نظامی فلسطینی به نام الفتح این شهر را به عنوان مرکز سیاسی و نظامی خود انتخاب کرده بود. رهبر این گروه مبارز، فلسطینی ناشناسی بود که در مصر تحصیل کرده بود و حال پس از بازگشت از مصر تصمیم گرفته بود که زندگی خود را وقف آرمان فلسطین کند. این فلسطینی ناشناس کمی بعد به عنوان یکی از مردان بزرگ و تاریخ ساز قرن بیستم درآمد. امروزه، نام یاسر عرفات تداعی کننده فلسطین است.

    تصویر یاسرعرفات بر روی جلد مجله تایم در سال 1968

    در روز 21 مارس 1968 یک واحد اسرائیلی به استعداد 1000 نفر به یک پایگاه سازمان الفتح در نزدیکی شهر کرامه در خاک اردن حمله برد. مهاجمین از تانک، نفربرهای زرهی و پشتیبانی هوایی برخوردار بودند. تعدادی از چتربازان اسرائیلی -که در آن زمان زبده ترین واحد نظامی اسرائیل بود- در نقش پیاده مکانیزه در حمله شرکت کرده بودند.

    سربازان اسرائیلی در حال پاکسازی یک خانه در کرامه.

    الفتح گروهی از فداییان فلسطینی را برای حمله به ساحل غربی رود اردن -که 9 ماه پیش و در جنگ 6 روزه به دست اسرائیلی ها افتاده بود- در پایگاه خود در نزدیکی کرامه مستقرکرده بود. دولت اردن به صورت رسمی به عرفات اعتراض نمی کرد و بعضی این دولت را همدست فلسطینی ها می دانستند. البته ملک حسین  ادعا می کرد که شخصا از عرفات خواسته است تا حملات خود به خاک اشغال شده فلسطین پایان بخشد.

    بنا به دلایلی که تا امروز نامعلوم مانده است اسرائیلی ها در این تهاجم -مخصوصا در زمینه ضداطلاعات- با سهل انگاری رفتار کردند. احتمالا آنها سرمست از غرور پیروزی شگفت انگیز و برق آسای خود بر چند کشور عربی در جنگ 6 روزه شده بودند.

    دختران فلسطینی مصمم برای شکست دادن دشمن.

    آخرین ویرایش: یکشنبه 4 دی 1390 10:14 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 10 تیر 1390 12:00 ب.ظ نظرات ()

    تاریخ:ششم دی ماه 1358؛ 27 دسامبر 1979

    محل: پایتخت افغانستان؛ کابل

    نتیجه: پیروزی شوروی سابق و کودتاچیان طرفدار مسکو؛ مرگ حفیظ الله امین رئیس جمهور وقت افغانستان

     

                                           متخاصمین

    شوروی سابق 

    جمهوری دموکراتیک افغانستان 

    فرماندهان

    ژنرال یوری دروژوف

    سرهنگ گریگوری بویارینف

    سرهنگ دوم شوتز

    سرگرد خالبیوف فرمانده گردان مسلمانان

    سرگرد رومانف فرمانده واحد تندر

    سرگرد سیمینوف فرمانده واحد اوج

    حفیظ الله امین رئیس جمهور وقت افغانستان

    ژنرال یعقوب فرمانده کل ستاد ارتش

    سرگرد جانداد

    استعداد رزمی

    661 نفر از واحدهای نیرو مخصوص و چترباز

    2500 نفر

    تلفات

    19 نفر کشته

    50 نفر مجروح

    400 نفر کشته و مجروح

    1700 نفر اسیر

     

    کودتای نورمحمدرترکی و کودتای حفیظ الله امین

    در اواسط بهار 1357 افسران طرفدار شوروی با کودتایی در افغانستان  قدرت را در دست گرفتند. در رژیم جدید پس از کودتا، نورمحمد ترکی به ریاست جمهوری رسید و حفیظ الله امین نخست وزیر شد. نورمحمد ترکی تصمیم گرفت که بنیان های سنتی را درجامعه سنتگرای افغانستان از بین ببرد. سران قبایل مخالف فعالیتهای ترکی بودند و برای مخالفت با وی دست به اسلحه بردند. در اسفندماه 1357 شهر هرات درحالی به دامن مجاهدین سقوط کرد که بیشتر افراد لشکر17 پیاده به مجاهدین پیوسته بودند. نیروهای نظامی طرفدار ترکی ،با پشتیبانی نیروی هوایی، به شهر هجوم آوردند و پس از یک درگیری خونبار شهر را از کنترل مجاهدین خارج کردند. بیش از 5000 غیرنظامی در طی نبردها کشته شدند که تعدادی از شهروندان شوروی سابق نیز در میان آنان دیده می شد.

    در بهار و تابستان 1358 دولت افغانستان برای مقابله با مجاهدین افغانی چند بار از شوروی تقاضای مداخله نظامی کرد. در روز 26خرداد دولت شوروی موافقت کرد تا تعدادی تانک و زره پوش بی.ام.پی برای محافظت از کابل ، فرودگاه بگرام و شیندند اعزام کند. در روز ششم تیرماه یک گردان هوابرد روسی به پایگاه بگرام اعزام شدند. تمام این افراد از یونیفرم های ارتش افغانستان استفاده می کردند. باوجود این، سربازان روسی تحت فرمان مشاورین روسی مستقر در کابل خدمت می کردند؛ نه دولت افغانستان. در پاییز سال 1358 در اثر فرار پرسنل ارتش و یا پیوستن آنها به مجاهدین استعداد ارتش از 90000 نفر به 40000 نفر کاهش یافته بود. نیمی از افسران ثابت ارتش برکنار، اعدام یا فراری شده بودند.

    در اواخر تابستان 1358 حفیظ الله امین قدرت را در دست گرفت و ترکی را مخفیانه از بین برد. با این وجود، امین به روسها وانمود می کرد که ترکی زنده و در بستر بیماری است. گذشت زمان ثابت کرد که شیوه های مدیریتی امین بهتر از ترکی نیست و روسها نظاره گر خروج افغانستان از دایره قدرتشان بودند.

    پس از یک ماه، امین از روسها درخواست نیروهای کمکی بیشتری به استعداد هنگ یا لشکر کرد. کا.گ.ب احساس می کرد که امین عامل ناآرامی ها در افغانستان می باشد و باید یک رژیم کمونیستی جای دولت او را بگیرد. یک کمیسیون دولتی در شوروی تشکیل شد و در اواسط آبان ماه نتیجه گرفت که امین در حال تصفیه نیروهای مخالف خود ،از جمله هواداران شوروی، است. این کمیسیون گزارش کرد که امین در حال یافتن راهی برای پیوستن به محور چین-پاکستان است و وفاداری رژیم او نسبت به شوروی زیرسوال قرارگرفت. به ویژه، درزمینه ملاقات پنهانی امین با یک مقام آمریکایی نگرانی هایی وجود داشت. اگرچه توافقی بین آمریکا و کابل صورت نگرفته بود، نفس این ملاقات موجب ایجاد سرآسیمگی در کرملین گشت. آخرین استدلالها برای حذف امین اطلاعاتی بود که کا.گ.ب از عواملش در کابل به دست آورده بود و نشان می داد که امین از مدتها قبل عامل سیا بوده است. به هرحال، امین همیشه و همه جا دوستی خود را نسبت به شوروی ابراز می کرد.


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 22 اسفند 1397 10:59 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 5 اردیبهشت 1390 11:41 ب.ظ نظرات ()


    امروز سالگرد عملیات نظامی آمریکا در ایران برای نجات گروگانهایش طی بحران گروگانگیری سفارتخانه آمریکا در تهران بود که عملا به یک فاجعه نظامی ختم شد. قصد ندارم که بایگانی راکد ذهنتان را شخم بزنم و پرونده های خاک گرفته ای چون اصابت لیزر روسها به هرکولس آمریکا در طبس یا حمله جنود الله در لباس دانه های شن را بیرون بکشم. اشاره ای کوتاه می کنم به یک جریان تاریخی که کمتر در دیدها بوده و حتی بسیاری از علاقمندان تاریخ هم از این داستان بی خبر هستند.




    درست در روزی که سفارت ایران توسط دانشجویان اشغال شد سه نفر از اعضای تیم دیپلماتیک آمریکا در ساختمان وزارت امور خارجه ایران در حال مذاکره با مقامات وقت ایران بودند. این سه نفر عبارت بودند از بروس لیانگن، ویکتور تومست و مایک هولاند و دولت موقت از تحویل آنها به دانشجویانی که سفارت را در اشغال داشتند خودداری کردند. این افراد تا پایان بحران گروگانگیری در طبقه آخر ساختمان وزارت امور خارجه نگه داشته شدند.

    زمانی که مذاکرات به بن بست رسید و جیمی کارتر برای آزادی گروگانهای به راهکار نظامی روی آورد. آزاد کردن این سه فرد نیز از مشکلات طرح عملیات به حساب می آمد. نیروی دلتا باید با استفاده از توان محدودش برای حمله به ساختمان وزارت امور خارجه نیز برنامه ریزی می کرد.

    طبق نوشته های سرهنگ بکویث، طراح عملیات و فرمانده دلتا، در کتابش این قسمت از عملیات به عهده یک تیم کوچک از واحد ضدتروریست آلمان (غربی) یعنی نیروی جی.اس.جی-9 واگذارشد. جی.اس.جی-9 یک واحد ضدتروریستی و عملیات مخصوص از پلیس آلمان است که زیر نظر وزرات کشور این کشور فعالیت می کند و قبل از تشکیل دلتا یک عملیات موفق ضدهواپیماربایی را در موگادیشو اجرا کرده بود. جی.اس.جی-9 ارتباط تنگاتنگی با نیروی دلتا داشت و هر دو نیرو از تجربیات هم استفاده می کردند. به هرحال به دلیل اهمیت عملیات جی.اس.جی-9 و پیامدهای سیاسی آن بکویث در کتابش تنها اشاره ای به دخالت این واحد در عملیات می کند و مسئله را بیشتر از این نمی شکافد.

    این که واحد برای عملیات طبس چه برنامه ریزی و آماده سازی هایی داشته است، در کجا تمرین می کرده اند، از چه سلاحی استفاده می کردند و... همگی از دید خواننده پنهان مانده اند.

    حتی خود کارتر هم در بیانه ای که پس از شکست در طبس صادر کرد اشاره ای به جی.اس.جی-9 نکرده است. در سایت های اینترنتی هم من مطلب دندانگیری پیدانکرده ام.

    از طرفی مسئولان سیاسی ایران ،که شکست نظامی این عملیات را عطیه ای خدایی می دانستند و می دانند، نیز در واکنشهایی که به جریان این عملیات داشتند به نقش دولت آلمان غربی و نیروی ضدتروریستی این کشور اشاره ای نداشته اند.

    به هر روی، میزان دخالت جی.اس.جی-9 برای من به معمایی تاریخی تبدیل شده است و تنها اطلاعات اندکی که دارم همان است که بکویث در کتابش ذکر کرده است.



    در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.
    آخرین ویرایش: شنبه 18 اسفند 1397 07:40 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 4 1 2 3 4