منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • پنجشنبه 27 بهمن 1390 11:25 ب.ظ نظرات ()


    شارل دوگل تنها ناوهواپیمابر عملیاتی نیروی دریایی فرانسه و ناو سرفرماندهی این نیرو می باشد. شارل دوگل دهمین ناوهواپیمابر فرانسه، اولین شناور سطحی اتمی فرانسه و همچنین اولین ناوهواپیمابر اتمی غیر آمریکایی جهان است. گروه پروازی، ابزارجنگ الکترونیک و موشکهای شارل دوگل به این ناو چنان قدرت تهاجمی بخشیده اند که تا کنون در نیروی دریایی فرانسه سابقه نداشته است.

    طراحی و ساخت

    ناوهای هواپیمابر فوش و کلمانسو در سالهای 61 و 63 کامل شدند و در میانه دهه 70 نیاز به جایگزینی برای آنها احساس می شد. ساخت شارل دوگل -به عنوان یک طرح جدید داخلی- در سال 1989 آغازشد و بدنه آن در ماه می سال 1994 به پایان رسید. شارل دوگل بزرگترین کشتی نظامی ساخته شده در اروپای غربی پس از سال 1951می باشد. رئیس جمهور وقت فرانسه -فرانسوا میتران- این ناو را ریشیولیو نامید. بنابر سنت نیروی دریایی فرانسه ناوهای سرفرماندهی این نیروی به نام کاردینال ریشیلو نامیده می شدند اما در 7 فوریه 1987 ژاک شیراک نام این ناو را به شارل دوگل تغییرداد. شیراک یکی از طرفداران متعصب مارشال دوگل بوده و هست.

    شارل دوگل دومین ناوبزرگ اروپایی پس از دریاسالار کوزنتسوف روسی است و تا ساخت ناوهواپیمابر مشترک فرانسه و بریتانیا، بزرگترین و قوی ترین ناوهواپیمابر اروپا باقی خواهد ماند. شارل دوگل یک هواپیمابر سنتی است که دارای عرشه زاویه دار است. زاویه عرشه دوم شارل دوگل با عرشه اصلی ناو 8.5 درجه است و طول باند اصلی آن به 195 متر بالغ می شود.

    شارل دوگل از 2 منجنیق آمریکایی -مانند منجنیقهای ناوهواپیمابر نیمیتز- استفاده می کند. این نوع منجنیق می تواند در هر 1 دقیقه 1 فروند هواپیما را به پرواز درآورد. شارل دوگل تنها هواپیمابر اروپایی است که به منجنیق مجهز شده است. اگرچه استفاده از منجنیق -از نظرمالی، نگهداری و فنی- مشکلاتی دربردارد اما نصب منجنیق به ناوهای هواپیمابر اجازه می دهد تا هواپیماهای بزرگتر و سنگینتری را -نسبت به هواپیمابرهای کوچکتر- حمل کنند. در هواپیمابرهای کوچک -مانند اینونسیبل انگلیسی یا گالیباردی ایتالیایی- تنها از هواپیماهای عمود پرواز استفاده می شود. نشست و برخاست به صورت عمودی ظرفیت کمی برای حمل سوخت و مهمات این هواپیماها باقی می گذارد.

    جزیره این ناو جلوتر از هواپیمابرهای پیشین قرارگرفته است و در پشت آن 2 دستگاه آسانسور قراردارد. از قرار دادن آسانسور مرکزی در عرشه شارل دوگل صرف نظر شده است تا از تمام فضای آشیانه زیر عرشه استفاده شود. برخلاف ناوهای هواپیمابر اروپایی که در زمان جنگ سرد ساخته می شدند، شارل دوگل یک ناوهواپیمابر ضدزیردریایی نیست. محول کردن نقش ضدزیردریایی به هلیکوپترها و بکارگیری رادارهای پرنده هاوک آی نشان دهنده تغییر استراتژی نیروی دریایی فرانسه از جنگ ضدزیردریایی به نفع جنگهای هوایی است.

    شارل دوگل به 2 راکتور هسته ای به قدرت 61 مگاوات مجهز شده است و می تواند تا به عملیاتهای طولانی مدت اعزام شود. نیروی حاصل از شکافت هسته ای باعث گرم کردن بخار آب می شود و این بخار آب توربینهای 61 مگاواتی بخار ساخت آلستوم را به حرکت درمی آوردند. شارل دوگل هر 5 سال یکبار سوختگیری می کند.

    اشکالات فنی

    در سال 1999 شارل دوگل به یک گشت دریایی آزمایشی فرستاده شده تا اشکالات موجود در آن بررسی ورفع شوند. در این سفر معلوم شد که شارل دوگل برای نشست و برخواست هواپیماهای آواکس هاوک آی نیاز به عرشه ای عریض تر دارد. در نتیجه، به عرض عرشه ناو 4.4 متر افزوده شد. رفع این اشکال 5 میلیون فرانک هزینه برای مالیات پردازان فرانسوی به همراه داشت.

    در روز 28 فوریه 2000،  قسمتی از تاسیسات راکتور هسته ای شارل دوگل آتش گرفت و ناو را به حوضچه تعمیر بازگرداند. اما مصیبت اصلی در گشت دریایی ماه نوامبر سال 2000 بر سر شارل دوگل نازل شد. پروانه سمت چپ ناو در ضمن حرکت در اقیانوس  اطلس شمالی شکست و شارل دوگل به تولون بازگردانده شد. با بررسی های بیشتر مشخص شده که پروانه سمت راست و تمام پروانه های یدکی که برای این ناوتهیه شده بودند دچار همان اشکال بوده و باید به کارخانه سازنده بازگردانده شوند. اما آتش سوزی که در مدارک فنی و نقشه های موجود در کارخانه تولید کننده پروانه ها روی داد بدبیاری را برای شارل دوگل کامل کرد. مجبور شدند از پروانه های ناوهای بازنشسته فوش و کلمانسو -که در انبار بودند- به جای پروانه های طراحی شده برای شارل دوگل استفاده کنند. این امر به وضوح سرعت ناوهواپیمابر را کاهش می داد. در 5 مارس 2000 و در طی یک آزمون شارل دوگل توانست به سرعت 25.2 نات دست یابد. سرعت درنظرگرفته شده برای ناو 27 گره دریایی بود.

    شارل دوگل ماه های جولای تا اکتبر همان سال را به دلیل سروصدای زیاد در تعمیرگاه گذارند. سروصدای موتورخانه در قسمت عقب کشتی به 100 دسیبل رسیده بود و در آرامش خدمه ناو اختلال ایجاد می کرد.

    درنهایت، شارل دوگل در 18 می 2001 و پس از 5 سال از مدت زمان  برنامه ریزی شده پروژه به خدمت نیروی دریایی فرانسه درآمد. اما مشکلات دست از سر آن برنمی داشتند. در روز 8 نوامبر 2001 نشت گاز سمی از یک لوله سبب آسیب دیدن دو تن از پرسنل ناو شد. در روز 16 سپتامبر در روزنامه های فرانسه گزارشی از آلودگی بالای رادیواکتیو در ناو منتشر شد. اشکالات فنی کار را به جایی رساند که رئیس جمهور سابق فرانسه -والری ژیسکاردسن- شارل دوگل را یک "ناوهواپیمابر نصفه و نیمه" نامید.

    کاریکاتوری از شارل دوگل که در مطبوعات فرانسه چاپ شد. بر روی پلاکارد نوشته است :

    "آهسته برانید! کارگران مشغول کارند."

    لینک 16 

    در روز 11 اکتبر سال 2001، شارل دوگل به همراه 4 فروند هواپیمای آواکس و ناوچه کاسارد درگیر مانور لینک16 شدند. در این مانور یک شبکه اطلاعاتی با پهنای باند زیاد تمام تجهیزات نظامی صحنه نبرد را به هم متصل می نمود. این شبکه وظیفه دیده بانی هم زمان حریم هوایی فرانسه از جنوب بریتانیا در دریای مدیترانه را برعهده داشت. اطلاعات جمع آوری شده از آواکسها و شناورها می توانستند از طریق خطوط ارتباطی قدیمی لینک11 به ناوچه جین بارت نیز ارسال شوند.

    پیش به سوی افغانستان؛ عمیات هرکولس

    در 21 نوامبر 2001 دولت فرانسه تصمیم گرفت برای کمک به آمریکا در عملیات آزادسازی افغانستان، شارل دوگل را راهی اقیانوس هند کند. نیروی رزمی 473 به فرماندهی آدمیرال کلوزل در روز اول دسامبر فرانسه را ترک کرد. این ناوگان شامل ناوهای شارل دوگل، ناوچه های "لاموته-پیکو"، "ژان دووین"، "جین بارت"، زیردریایی هجومی "روبیس" و تانکر "موزه" بود. 2900 نفر، خدمه  نیروی رزمی 473 را تشکیل می دهند.

    گروه پروازی این ناوگان عبارت بود ازیک فروند آواکس هاوک آی 16 فروند هواپیمای سوپراتاندارد، 2 فروند هواپیما جنگنده رافائل ام و چند فروند هلیکوپتر. در روز 19 دسامبر اولین پرواز سوپراتاندارها بر فراز افغانستان و به منظور پوشش 3000 کیلومتر از مربع حریم هوایی آن کشور وعملیات شناسایی و بمباران انجام شد. سوپراتانداردها در طی 14 سورتی پرواز توانستند از چنگ 5 فروند موشک استینگر -که طالبان شلیک کرده بودند- بگریزند. آنها در روز دوم فوریه 2002 به همراه نیروهای آمریکا و بریتانیا در عملیات آناکوندا شرکت کردند. هواپیماهای رافائل در این جنگ در هیچ عملیات رزمی شرکت نداشتند.

    ناوگان دریایی مشترک 5 کشور عضو ناتو (آمریکا، بریتانای، فرانسه، ایتالیا و هلند) در عملیات آزادسازی افغانستان در دریایی عمان. هواپیمابر شارل دوگل در ردیف وسط اولین ناو است و پشت سر آن 1 فروند ناوهواپیمابر کلاس اینونسیبل از بریتانیا قراردارد. 2 فروند ناو آمریکایی از کلاس نیمیتز نیز در طرفین آنها حرکت می کنند. تفاوت محل قرارگیری جزیره شارل دوگل با هواپیمابرهای آمریکایی در این عکس کاملا مشهود است.

    پس از چندی، به هواپیماهای محمول شارل دوگل تعداد 6 فروند میراژ2000دی، 3 فروند رافائل  و 2 فروند "هاوک آی" افزوده شد. از ماه فوریه به بعد در چند نوبت هواپیماهای ناوهواپیمابر یواس اس جان استنیس و شارل دوگل در طی همکاری های نظامی دو کشور بر روی عرشه یکدیگر فرودآمدند.

    شارل دوگل (اولین ناوهواپیمابر اتمی اروپا) در کنار اینترپرایز (اولین ناوهواپیمابر آمریکا و جهان)

    در روز دوم می، شارل دوگل برای تجدید ذخایر و تسلیحات به سنگاپور بازگشت و پس از 16 روز مجددا راهی دریای عمان شد. هلیکوپترهای شارل دوگل در روز 19 اکتبر توانستند در طی یک عملیات نجات 3 نفر سرنشین یک بالین آسیب دیده را از مرگ نجات دهند.

    در روز 2 می 2006 شارل دوگل برای شرکت در یک مانور مشترک با نیروی دریایی هند با نام وارونا به شرق آسیا بازگشت.

    سیستمها و تجهیزات الکترونیکی

    شارل دوگل به یک سیستم مدیریت اطلاعات رزمی مجهز شده است که می تواند 2000 هدف را به صورت همزمان رهگیری کند. در سال 2004 یک سیستم جدید هدایت و کنترل ساخت شرکت تالس بر روی آن نصب شد. یک رادار سه بعدی آرابل نیز فضای اطراف ناو تا فاصله 70 کیلومتر را پوشش می دهد.


    بر روی شارل دوگل یک سیستم پرتاب کننده فریبنده 10 لوله ساخت ساژم وجود دارد که می تواند برای منحرف کردن موشکهای شلیک شده به سمت ناو بکاررود. این سیستم  می تواند فریبنده های رادار را تا فاصله 8 کیلومتری و فریبنده های مادون قرمز را تا 3 کیلومتری پرتاب کند.این فریبنده ها در کنار 3 سیستم اخلال در رادارهای دشمن از شرکت تالس وظیفه حفاظت از ناو را برعهده دارند.

    علاوه بر همه اینها شارل دوگل یک رادار جستجوی بردبلند سه بعدی، یک راداری جستجوی برد متوسط-بلند، یک رادار سی تایگر برای جستجوی سطح و هوا و 2 رادار ناوبری دارد.

    برای کمک به فرود هواپیماها در شب و یا شرایط دید کور از سیستم لیزری دالاس استفاده شده است. یک سیستم پایدار کننده حرکت کامپیوتری درشارل دوگل نصب شده است که همیشه ناو را در وضعیت افقی نگه می دارد. با استفاده از این سیستم حتی اگر امواج دریا به 4 متر هم برسند هواپیماها می توانند به صورت عادی بر روی عرشه نشست و برخاست کنند. برای مقابله با تاثیر بادهای شدید بر روی بدنه ناو نیز از یک سیستم کامپیوتری استفاده شده است.


    آخرین ویرایش: جمعه 28 بهمن 1390 02:44 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 6 بهمن 1390 04:09 ق.ظ نظرات ()


    در حال حاضر نیروی دریایی آمریکا برای دسته بندی نیروی دریایی کشورهای جهان از 3 اصلاح استفاده می کند:

    ·       ناوگان قهوه ای

    ·       ناوگان سبز

    ·       ناوگان آبی

     

     

    ناوگان قهوه ای

    از دید نیروی دریایی آمریکا "ناوگان قهوه ای" یک نیروی دریایی کوچک است که از قایقهای توپدار یا کشتی های گشتی کوچک تشکیل شده است و در رودخانه ها، دریاچه ها و سواحل خودی فعالیت می کند. این ناوگان ،به دلیل کوچکی شناورها، ظرفیت تهاجمی اندکی دارد هرچند که امروزه با پیشرفت موشکهای  شناورهای کوچک هم ظرفیت تهاجمی زیادی یافته اند.

    ریشه اصطلاح "ناوگان قهوه ای" به دوران جنگهای داخلی آمریکا (جنگهای آمریکاآمشمال و جنوب) باز می گردد. در این جنگ نیروی دریایی شمالی ها به محاصره بنادر جنوبی ها پرداخت تا واردات سلاح و مهمات جنوبی ها را از دیگر کشورها سدکنند. همزمان، تعدادی از قایقهای شمالی ها به توپ مسلح شده و وارد رودخانه می سی سی پی شدند تا بنادرجنوبی ها را در این رودخانه پهناور به محاصره درآوردند. این قایقهای توپدار زیرمجموعه  نیروی زمینی بودند اگرچه افسران نیروی دریایی بر آنها فرمان می راندند. در سال 1862 این ناوگان به همراه خدمه خود به نیروی دریایی شمالی ها واگذار شدند. شمالی ها به دلیل آبهای قهوه ای رودخانه می سی سی پی این ناوگان را "ناوگان قهوه ای" نامیدند تا بین آن با ناوگان ثابت نیروی دریایی ،که در "آبهای آبی" فعالیت می کرد، تفاوتی قایل شوند.

    "یو اس اس سایرو" در رودخانه می سی سی پی. سایرو در سال 1862 غرق شد و در سال 1964 از زیرآب خارج شده و به موزه شناور تبدیل شد.

    بعدها، در نقاط دیگری مانند چین، ویتنام و عراق نیز "ناوگان قهوه ای" بکارگرفته شد. در دهه 20 تعدادی از قایقهای توپدار آمریکا به چین فرستاده شد تا از اروپایی های مستقر در چین حفاظت شود. قایق توپدار "یو اس اس پانای" یکی از این قایقها بود که در تهاجم ژاپن به چین در سال 1937 توسط هواپیماهای ژاپنی غرق شد.

    در دسامبر 1965 ،برای اولین بار پس از جنگهای داخلی آمریکا، نیروی دریایی آمریکا یک "ناوگان قهوه ای" برای بستن مسیرهای تدارکاتی ویت کونگها در ویتنام تدارک دید. این ناوگان از تجربیات "ناوگان قهوه ای" فرانسه در جنگ با ویتنامی ها بهره گرفت و در سالهای 1965 تا 1970 موفقیتهای زیادی به دست آورد. پس از خروج آمریکا از جنگ ویتنام تجهیزات "ناوگان قهوه ای" آمریکا به ویتنام جنوبی واگذار شد تا آنها خود جنگ را ادامه دهند.

    قایق آمریکایی در حال استفاده از شعله افکن در رودخانه های ویتنام

    امروزه، تنها "ناوگان قهوه ای" موجود آمریکا "اسکادرانهای رودخانه ای" سپاه تفنگداران دریایی در عراق هستند.

    ناوگان رودخانه ای تفنگداران دریایی آمریکا در عراق

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 6 بهمن 1390 09:56 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 3 بهمن 1390 02:47 ق.ظ نظرات ()

    زره

    در زمان آغازجنگ جهانی دوم کشتی های بزرگ جنگی دارای زره بودند چرا که آنها در خط مقدم می جنگیدند اما ناوشکنها فاقد زره محافظ بودند. رزمناوها معمولا حفاظت شده بودند اما فرانسوی ها و ایتالیایی ها در میانه جنگ رزمناوهای سبکی را ساختند که فاقد زره بودند تا سرعت آنها حفظ شود.

    در یک کشتی زره پوش، قطر زره در همه جا یکسان نبود. نه تنها قطر سطوح افقی ،عرشه ها، به اندازه سطوح عمودی ،بدنه یا کمربند، نبود بلکه سطوح مختلف عمودی یا افقی در درون خود ضخامتی متفاوت داشتند.

    به صورت سنتی، عرشه ها نیاز به زره نداشتند. تا ابتدای قرن بیستم برد توپها کاملا محدود بود. این امر به آنها اجازه می داد که تنها به شلیک مستقیم به سطوح عمودی کشتی های دشمن اقدام کنند. با پیشرفتهایی که در  علم ریخته گری، توپ سازی، مواد منفجره، خرج های پرتابی، ابزار دیده بانی و ... بوجود آمد؛ این امکان داده شد تا بتوان گلوله ها را به مسافت های دورتری شلیک کرد. به هرحال، برای این منظور باید لوله های بلندتری برای توپها ساخته می شد. نتیجه این پیشرفتها این بود که گلوله از بالا بر روی عرشه فرود می آمد و به عرشه های حفاظت نشده اصابت می کرد. بیشترین تبلیغی که در مورد نبردرزمناوناوهود ،که پس از دو دقیقه نبرد در برابر نبردناوبیسمارک و رزمناو سنگین پرنس اوجین در دانمارک به اعماق دریا فرستاده شد، انجام می شد مقصر اصلی غرق شدن آن را را یک گلوله 8 اینچی پرنس اویگن معرفی می کند.

    آمریکا پیشگام سیستم همه یا هیچ در حفاظت نبردناوها بود. آنها بیشتر از اینکه یک زره یکسان در اطراف یک کشتی بسازند، فقط قسمتهای حیاتی را زره پوش می کردند. باقی کشتی ها حفاظت کمتری داشتند یا بدون زره بودند. قسمتهای حساس یک کشتی ،موتور خانه، سیلوی مهمات وغیره، در مرکز آن واقع هستند. این مسئله نشان می دهد که چرا بسیاری از کشتی های جنگی آمریکایی پس از نبرد یا حتی گاه رویارویی با طوفان، بدون سینه ناو به کارگاه های تعمیراتی باز می گشتند. در مورد اشتباه بودن این عقیده زود نتیجه نگیرید. شما با همان وزن، کشتی سریعتری به دست می آورید. حفاظت بیشتر در جایی بکار می رفت که واقعا مورد نیاز بود. هنگامی که یک ناو آسیب دیده بدون سینه ناو به کارگاه تعمیرات بازمی گشت، احتمالا با تعداد کشتی دیگر که بدون الگوی حفاظتی بودند شریک بود. بسیاری از کشورها این روش آمریکایی ها را بکارگرفتند.

    و اما کلمه ای درباره حفاظت ناوهای هواپیمابر؛ عقاید آمریکایی ها و انگلیسی ها در اینباره در طی جنگ با هم تصادم کردند. انگلیسی ها در آبهای محصور ،چون مدیترانه و کانال مانش، درگیر بودند و تحت تهدید ثابت هواپیماهای برخواسته از پایگاه های زمینی. این چنین بود که عرشه پروازی ناوهای آنها به صورتی معقول ضخیم بود. بدین سبب آنها می توانستند نبرد را حتی پس از بمباران ادامه دهند. در چند مورد ،مانند اسکورت کاروان اسکس در ژانویه 1941 در مدیترانه که ناوهواپیمابر ایلیستاریوس مورد حمله اشتوکاهای آلمانی واقع شد یا در طی حمله کامیکازه در ساحل اکیناوا در سال 1945، درستی این راه حل ثابت شد. این امر یک اشکال جدی نیز داشت. آسیب پذیرترین محل یک ناوهواپیمابر، آشیانه هواپیماهای آن می باشد که پرشده از مواد قابل اشتعال مانند بنزین هواپیما و مهمات. در ناوهای هواپیمابر انگلیسی، آشیانه در داخل چهارچوب سازه کشتی قرارداشت. اگر آتش گسترش می یافت ،چه توسط بمباران دشمن یا حادثه، کشتی احتمالا غرق نمی شد اما تغییر شکل سازه آن در اثر حرارت، کشتی را غیرقابل تعمیر می ساخت. پس از جنگ، سرنوشت با فاتحین ملاقات کرد. این راه حل همچنین توانایی پرواز هواپیماها را به صورت جدی کاهش می داد. هواپیماهای جت ،که پس از جنگ جایگزین هواپیماهای ملخی شدند، بسیار بزرگتر از آنها بودند و انطباق دادن کشتی تمام زرهپوش با جتها بسیار سخت بود. بالابرهایی که عرشه پرواز را به آشیانه ارتباط می دادند سوراخهایی در زره ایجاد می کردند. بزرگتر کردن بالابرها گران قیمت بود و استحکام کشتی را به خطر می انداخت. حتی اگر مشکل بالابرها قابل حل بود، شما با اندازه خود آشیانه نیز مشکل داشتید. بزرگتر کردن آشیانه به اندازه کافی، از ساختن یک کشتی جدید گرانتر تمام می شد. این مسئله برای بسیاری از ناوهای هواپیمابر انگلیسی اتفاق افتاد و آنها پس از جنگ به سرعت بازنشسته شدند.

    طرح جایگزین، روش آمریکایی ها بود. وزن کامل زره تقریبا همانند یک کشتی انگلیسی بود اما حفاظت در کف آشیانه پایان می یافت. آشیانه و عرشه پرواز بالای آن ساختاری سبک داشتند و خارج از چهارچوب سازه اصلی کشتی بودند. این امر ناو را در برابر بمباران یا حملات کامیکازه آسیب پذیر می کرد اما حتی اگر یک انفجار بزرگ در آن روی می داد یا آشیانه آتش می گرفت، خسارت به سازه کشتی به حداقل می رسید. حتی اگر خسارت عرشه حفاظت نشده بیشتر از یک عرشه زره پوش بود تعمیرات آن ارزانتر، ساده تر و سریعتر صورت می گرفت.

    ناوهواپیمابر یورکتان. جدابودن عرشه پرواز از سازه اصلی به خوبی در تصویر دیده می شود.

    ایلیستاریوس

    آخرین ویرایش: یکشنبه 2 بهمن 1390 05:51 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 22 فروردین 1390 10:20 ب.ظ نظرات ()

    سپاه تفنگداران دریایی ایالات متحده آمریکا هم اکنون دارای سه فروند ناوهلیکوپتربر هجومی بازمانده از کلاس تاراوا می باشد که در سالهای 2011 تا 2015 به سن بازنشستگی می رسند. به علاوه، این نیرو دارای 8 فروند هلیکوپتربر جدیدتر از کلاس وسپ است. با وجود امکان جایگزینی هیلکوپتربرهای قدیمی تاراوا با هلیکوپتربرهای جدید وسپ تفنگداران دریایی در فکر بکارگیری ناوهلیکوپتربر کاملا جدیدی هستند چراکه  آموزه های جدید  و نیازهای عملیاتی این نیرو اجازه استفاده از هلیکوپتربرهای  کلاس وسپ را نمی دهد. بزرگترین تغییر در هواپیماهای محمول این گونه ناوها اتفاق افتاده است. تا چندی دیگر جنگنده اف-35 به خدمت این نیرو در خواهد آمد و باید هلیکوپتربر جدیدی برای حمل این گونه هواپیماها طراحی شود تا بتواند بهترین مقدورات را در اختیار سپاه تفنگداران دریایی قراردهد. ناوهای هواپیمابر جدید باید سبک تر از نمونه های قبلی باشند و بتوانند نیروهای رزمی بیشتری را با سرعت بیشتر و به مسافت دورتر اعزام کنند. به علاوه، این ناو باید بتواند ،مانند هلیکوپتربرهای سابق،  به عنوان ناوسرفرماندهی یک "ناوگان هجومی تفنگداران دریایی" عمل کند.

    لندینگ کرافت در حال ورود به هلیکوپتربر

     



    آخرین ویرایش: شنبه 18 اسفند 1397 07:31 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 3 1 2 3
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic