منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • چهارشنبه 25 مرداد 1391 10:17 ق.ظ نظرات ()

    اولین کشتی جنگی تاریخ که با نیروی بخار حرکت می کرد کشتی دمولوگوس بود که توسط فولتون برای نیروی دریایی آمریکا ساخته شد. در سال 1813 رابرت فولتون ،یکی از پیشگامان نیروی بخار، برای شکستن خط محاصره نیویورک توسط نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا طرحی مبنی بر یک توپخانه شناور به نیروی دریایی ارائه داد. طرح فولتون توسط کنگره تصویب شد و در اکتبر 1814 ناوچه جدید در ایست ریور به آب انداخته شد تا به حوزچه شخصی فولتون در نیوجرسی یدک کشیده شود. دموگلوس از دو بدنه تشکیل شده بود که توسط یک عرشه توپخانه به هم متصل شده بودند. یک پدال بزرگ به قطر 4.9 متر در این عرشه مرکزی نصب شده بود که توسط نیروی بخار به حرکت در می آمد. دیگ بخار در یک بدنه و موتور بخار در بدنه دیگر نصب شده بودند. این موتور بخار قابلیت دنده عقب گرفتن را هم داشت. برای هر بدنه یک سکان جداگانه در نظر گرفته شده بود.  در پاشنه ی هر بدنه یک دکل نصب شده بود که بعدها در قسمت جلوی هر بدنه نیز یک دکل به آن اضافه شد.

    در فوریه 1815 فولتون در اثر ذات الریه در گذشت اما تکمیل کشتی ادامه پیداکرد و در تابستان همان سال کشتی به یک سفر آزمایشی رفت و ثابت کرد که اندیشه بکارگیری نیروی بخار در کشتی های جنگی عملی است. دمولوگوس بعدها در ساحل لنگر انداخته بود و تنها برای سفر رئیس جمهور مادیسون در سال 1818 بکارگرفته شد. در سال 1821 موتوربخار و توپهای دمولوگوس از روی آن بازشدند. در سال 1829 دمولوگوس به صورت اتفاقی منفجر شد.

    دمولوگوس

    مشخصات

    تناژ

    2475 تن

    طول

    47.5 متر

    عرض

    17.1 متر

    آبخور

    3.53 متر

    پیشرانه

    یک دستگاه موتور بخار تک سیلندر به قدرت 120 اسب بخار

    یک پدال به قطر 4.9 متر

    تسلیحات

    24 قبضه توپ 32 پوندی

    سرعت

    5.5 گره

    خدمه

    200 نفر

     رضاکیانی موحد

    منتشر شده در ماهنامه جنگ افزار شماره 92

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 25 مرداد 1391 04:32 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 14 مرداد 1391 11:54 ق.ظ نظرات ()


    در ساعت 2:30 بعد از ظهر روز 26 مه 1941 پرسنل نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا بدترین لحظات را می گذرانند. در حدود 58 ساعت قبل، نبردناو بیسمارک به همراه رزمناو پرنس اوجین با دو فروند از بزرگترین کشتی های جنگی نیروی دریایی سلطنتی درگیر شده بودند و با موفقیت توانسته بود نبرد ناو 41000 تنی هود را غرق کرده و نبردناو شاهزاده ولز را وادار به فرار کند. بیسمارک توانسته بود با موفقیت از دامی که کشتی های رزمی بریتانیا برایش گذاشته بودند فرار کند و تنها امید سرفرمانده ناوگان بریتانیا ،دریاسالار تووی، این بود که با حمله هوایی بتواند از سرعت بیسمارک بکاهد تا کشتی هایش بتوانند به سروقت بیسمارک بروند. دریاسالار تووی بیشتر شناورهای سنگینش را به دلیل کمبود سوخت از دست داده بود و تنها ناوسرفرماندهی خودش ،نبردناو جورج پنجم، نبردناو قدیمی ریناون، ناو هواپیمابر آرک رویال و چند فروند ناوشکن را در اختیار داشت که قدرت آتش تمامی آنها به پای بیسمارک نمی رسید.



    بیسمارک


    شاهزاده اوجین

    بسیمارک پس از غرق شدن هود در حال شلیک به سمت شاهزاده ولز می باشد. عکس از روی عرشه رزمناو شاهزاده اوجین گرفته شده است.

    اولین درگیری بین بیسمارک و نیروی دریایی سلطنتی

    در ساعت 3:00 پانزده فروند هواپیمای دوباله سواردفیش از عرشه پرواز آرک رویال به هوا برخواستند تا بتوانند با اژدرهای به بیسمارک حمله کنند و از سرعت آن بکاهند. به خلبانهای سواردفیش گفته شد که در حدد 64 کیلومتری جنوب می توانند بیسمارک را بیابند اما درباره ناوچه شفیلد که یک ساعت و نیم قبل در همین مسیر به راه افتاده بود تا سواردفیشها را بهتر به سمت هدفشان هدایت کند چیزی به آنها گفته نشده بود. سواردفیشها در مسیرشان به شفیلد برخورد کردند و به دلیل دید کمی که داشتند ناوچه خودی را با نبردناو دشمن اشتباه گرفتند. سوارد فیشها به سمت شفیلد شیرجه زدند و اژدرهایشان را شلیک کردند. فرمانده شفیلد ،ناخدا لارکوم، سعی کرد که به هواپیماها اخطار دهد اما دیگر برای هرگونه اخطاری دیر شده بود. لارکوم دستور داد تا برای فرار از اژدرها ناوچه شروع به حرکت مارپیچ کند اما در نهایت تعجب متوجه شد تمامی اژدرها بلافاصله در هنگام برخورد با سطح آب منفجر شدند و همین مسئله اسرار آمیز شفیلد و خدمه آن را نجات داد. لارکوم بلافاصله به ناخدا ماند ،فرمانده ناوهواپیمابر آرک رویال، اطلاع داد که هیچ یک از اژدرهای شلیک شده توسط هواپیماهای بریتانیایی به هدف اصابت نکرده اند و همین حمله اشتباهی و پیام پس از آن بود که سبب شد کار بیسمارک تمام شود.

    شفیلد

    تا چند ساعت دیگر بیسمارک می توانست خود را در تاریکی شب پنهان کند و ازچنگ تعقیب کنندگانش فرار کند. 3 ساعت از حمله ی هوایی اشتباه به بیسمارک گذشته بود که به دریاسالار تووی اطلاع داده شد که حمله هوایی بی نتیجه بوده است اما از علت شکست حمله هوایی به وی خبری نرسید. ناخدا ماند به خلبانانش دلداری داد که تا شب نشده فرصتی دیگر برای حمله به بیسمارک به آنها خواهد داد. اما چیزی که فکر او را مشغول کرده بود منفجر شدن اژدرها در اثر اصابت به سطح دریا بود. ماند متوجه شد که اژدرها را به فیوزهای مجاورتی مغناطیسی مجهز کرده اند تا در صورتی که اژدر از نزدیکی سطح بدنه کشتی دشمن عبور کرد خودبه خود فیوز عمل کرده و اژدر را منفجر کند. ناخدا ماند گمان می کرد که علت منفجر شدن اژدرها اشکال در فیوزهای جدید باشد و دستور داد تا فیوزهای جدید را از روی اژدرها پیاده کرده و فیوزهای تماسی قدیمی را بر روی اژدرها ببندند. در این صورت اژدر تنها در زمانی منفجر می شدند که مستقیما به بدنه کشتی دشمن اصابت می کردند. این بار به خلبانها تذکر داده شد که اول بر فراز شفیلد پرواز کنند و بعد به سوی بیسمارک بروند.

    شفیلد دورتر از برد توپهای بیسمارک مشغول تعقیب نبردناو سهمگین دشمن بود. چیزی که انگلیسی ها نمی دانستند این بود که بیسمارک در نبرد اول با هود و شاهزاده ولز آسیب دیده بود و به دلیل کمبود شدید سوخت ناچار بود هر چه زودتر خود را به یک بندر برساند. اگر شب می رسید بیسمارک می توانست با موفقیت خود را به حوزه برد هواپیماهای دورپرواز آلمانی برساند و با اسکورت آنها و زیردریایی های آلمانی نجات پیداکند و به بندر سن نازار یا برست در فرانسه اشغالی برسد. چهل دقیقه پس از برخواستن، سواردفیشها به فراز شفیلد رسیدند. شفیلد علامت داد که 19 کیلومتر جلوتر می توانند بیسمارک را بیابند. در ساعت 8:54 عصر آژیر حمله هوایی در بیسمارک به صدا درآمد. آخرین اژدر در ساعت 9:25 دقیقه به طرف بیسمارک شلیک شد اما در تاریکی غروب و هوای بد هیچ کدام از خلبانها نتوانسته بود اصابت اژدر به هدف را تأییدکند. پیامی که برای دریاسالار تووی ارسال شد این بود:«تقریبا بدون هیچ ضربه ای!» این خبر روحیه انگلیسی ها را کاملا از بین برد و آنها را ناامید کرد. اما ناگهان پیامی از شفیلد شنیده شد که از تغییر مسیر بیسمارک خبر می داد. بیسمارک 180 درجه تغییر مسیر داده بود و به سوی کشتی های تعقیب کننده اش حرکت می کرد. ظاهرا یکی از اژدرها سکان بیسمارک را از کار انداخته بود و ناخدای بیسمارک نتوانسته بود مسیرش را به سمت جنوب ادامه دهد.

    ارک رویال به همراه سواردفیش هایش

    جای تووی فرمانده ناوگان بریتانیا


    آخرین ویرایش: دوشنبه 16 مرداد 1391 09:35 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 15 خرداد 1391 05:25 ق.ظ نظرات ()


     

    تا  دوران گسترش راه آهن سریعترین وسیله حمل و نقل نظامی یا غیرنظامی راه های آبی بودند. جزیره کرت در قرن چهاردهم قبل از میلاد به دست مهاجمینی از سرزمین اصلی افتاد. در حدود 200 سال بعد بود که یک ارتش یونانی به سوی ترویا رهسپار شد تا اولین و معروفترین عملیات محاصره ای تاریخ غرب را رقم بزند. در حدود 700 سال قبل از میلاد فنیقی ها اولین کشتی های جنگی را ساختند. تا آن زمان کشتی های ساخته شده هم برای حمل کالا و هم برای حمل سرباز بکارگرفته می شدند و چند منظوره بودند. تجربه، مهارت دریانوردی و کشتی سازی را افزایش داد و کشتی های جنگی پارویی زاده شدند. با استقلال از وزش باد، این کشتی های باریک و دراز مانورپذیری و شتاب بیشتری نسبت به کشتی های کند تجاری بادبانی آن دوران داشتند.

    با استفاده از دو ردیف پارو ،یک ردیف بالای ردیف دیگر، فنیقی ها کشتی های جنگی بایریم را توسعه دادند. در قرن پنجم قبل از میلاد بایریم ها توسط کشتی های جنگی با سه ردیف پارو ،ترای ریم، جایگزین شدند. کشتی های جنگی اولیه از نظر عملیاتی پرهزینه بودند؛ آنها به تعداد زیادی پاروزن ماهر نیاز داشتند که به دلیل طرح خاص این گونه کشتی ها هیچ استفاده دیگری نمی شد از آنها کرد. در زمان نبرد ماراتون یک دولت-شهر وابسته به دریا نمی توانست بیش از 20 فروند ترای ریم فراهم آورد. شهرها ناچار بودند از متحدانشان ترای ریم ها را به همراه پرسنل مورد نیازشان قرض کنند و این چنین بود که ایونی ها ،یونانی های مقیم سواحل ترکیه امروزی، توانستند از امپراطوری هخامنشی امتیاز استفاده از ناوگانشان را در عوض قرض دادن آنها به ایرانی ها بدست آوردند. هنگامی که ده سال پس از ماراتن دوباره لبه حمله هخامنشی ها متوجه یونان شد ایرانی ها به صورت قابل فهمی دلگرمتر شده بودند. سربازان هخامنشی در طول سالها مبارزه آبدیده شده بودند و با استفاده از یک ناوگان بزرگ 400 فروندی پشتیبانی می شدند. این ناوگان عظیم برای ناوگان کوچکتر یونانی ها یک غافلگیری نامطبوع بود. برای بار دوم آتنی ها با عنایت آینده نگری رهبرانشان نجات یافتند. تمیستوکلس مردم را به هزینه سودشان از محل معادن نقره در صنعت کشتی سازی تشویق کرده بود. این نیروی دریایی آتن بود که توانست جلوی پیشروی هخامنشی ها را سد کند ولی در عوض سربازان اسپارتی ،که در ترموپیل جنگیدند، به اسطوره تبدیل شدند.

    در نبردهای دریایی دوران باستان هیچ مزیتی در تاکتیکهای دفاعی وجود نداشت. ترای ریمها با دماغه ای محکم ساخته شده بودند و خدمه ماهر آن می توانستند به سمت کشتی دشمن حمله کنند و با حفظ کردن پاروهایشان از تصادم، بدنه چوبی کشتی حریف را در هم بکوبند. در غیر این صورت شمشیرزنان می توانستند با طناب خود را به عرشه کشتی دشمن بیاندازند در حالیکه تیراندازان افسران و سکان داران دشمن را از فاصله دور از پای می انداختند. به هرحال، یونانی ها توانستند ناوگان هخامنشی را به خلیج سالامیس کشانده و به دام اندازند. خدمه کشتی های یونانی به اندازه حریفشان تجربه نداشتند، کشتی هایشان سنگین تر و کند تر بود اما توانستند تا بر اسکادرانهای پیشروی دشمن که وارد خلیج می شدند تمرکز کنند. در حالیکه کشتی های هخامنشی در گلوی بطری گیر کرده بودند جایی برای استفاده از خدمه ماهرشان نداشتند. یک حمله جناحی به وسیله اسکادرانهای مصری آنها نیز توسط ضدحمله ترای ریم های کورینتایی که از سمت غرب سالامیس می آمدند شکست خورد و ناوگان ایرانی ها نهایتا سراسیمه فرارکردند.

    تمام نبردهای بزرگ دریایی در مدیترانه باستان در کناره های ساحل روی دادند. کشتی های جنگی پارویی به تعداد زیادی خدمه نیاز داشتند و ترای ریم ها تنها می توانستند برای چند روز آذوقه در خود حمل کنند. پاروزنی به شدت خدمه را تشنه می کرد و کشتی ها ناچار بودند هر شب برای تجدید آذوقه به ساحل بروند. این مسئله اعمال یک محاصره دریایی را با سختی دچار می کرد. اهالی پمپی نتوانستند جلوی اولین حمله سزار و بعدتر مارک آنتونی در سال 48 قبل از میلاد را ،که از طریق دریای آدریاتیک روی داد، سد کنند. کشتی های آن زمان هنگامی که در شب به ساحل می آمدند آسیب پذیر می شدند. این ضعف هنگامی که ناوگان آتن در جنگهای پلوپونزی در سال 405 قبل از میلاد در اطراف آئگوسپوتامی نابودشد، بیشتر نمایان شد. فرمانده اسپارتی ها ،لیساندر، پاروزنان آتنی را قتل عام کرد. آتن قدرت بازسازی عجیبی را در طی 30 سال پس از درگیری ها به نمایش گذاشت اما در حالیکه آتن می توانست تمام ناوگانش را دوباره بسازد خدمه آموزش دیده غیرقابل جانشینی بودند. آتنی ها در نهایت تسلیم شدند.


    آخرین ویرایش: پنجشنبه 18 خرداد 1391 07:03 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 11:04 ب.ظ نظرات ()


    زمانی که روند جنگ جهانی دوم به ضرر متحدین برگشت آلمان، ایتالیا و ژاپن برای به دست آوردن برتری ، دست کم در سطح تاکتیکی، به ابتکارهای ناامیدانه ای روی آوردند.

    شناخته شده ترین این ابتکارها پروازهای انتحاری خلبانهای ژاپنی بود که در بین جهانیان به کامیکازه معروف شدند. آنها فکر می کردند که غرق کردن یا از کارانداختن یک ناوجنگی ارزش زندگی یک خلبان و هواپیمایش را دارد. این معادله بسیار ساده بود اما تاکتیکهای دفاعی نیروی دریایی آمریکا، جنگنده های بیشمارشان و توپهای ضدهوایی که بر روی کشتی هایشان نصب کردند چنان تلفاتی به کامیکازه ها وارد کردند که برتری تاکتیکی آنها را به کمترین کاهش داد.

    حمله انتحاری یک فروند زیروی ژاپنی به نبرد ناومیسوری

    نیروی دریایی ژاپنی به کامیکازه هایش یک قایق انفجاری نیز افزود تا توانایی های هجومی اش را در سطح دریا افزایش دهد. قبل از تسلیم شدن، نیروی دریایی ژاپن در حدود 6000 فروند قایق انفجاری شینیو ساخته بود که بیشتر آنها به خرج انفجاری یا 2 بمب زیرآبی مجهز شده بودند این قایق ها تنها در زمان حمله آمریکا به جزیره اکیناوا به کار گرفته شدند و 200-300 فروند از آنها که به  دشمن حمله کردند تنها توانستند یک فروند لندینگ کرافت را غرق کرده و به 5 فروند شناور دیگر آسیب برسانند.

    قایق انتحاری شینیو

    نازیها نیز در اواخر جنگ به ساخت یک نمونه قایق انفجاری روی آوردند. آنها تولید قایق انفجاری خود را در تعداد زیادی از کارگاه های قایق سازی سواحل شمالی آلمان پی گرفتند و آنها را اسپرنگ بوت یا قایق انفجاری نامیدند. این قایقهای کوچک چوبی از یک یا دو موتور اتومبیل نیرو می گرفتند و به یک صندلی پران ،که از هوای فشرده استفاده می کرد، مجهزشده بودند. قایقران باید پس از اینکه قایق خود را در مسیر برخورد با شناور دشمن قرار می داد در فاصله 100 متری صندلی خود را فعال می کرد و بیرون می پرید. البته اینکه چرا آلمان در انتهای جنگ به ساخت چنین وسیله ای روی آورد اسباب تعجب است چرا که آنها به سرعت از شرق و غرب در حال عقب نشینی بودند و دیگر نبردهای زمینی بودند که سرنوشت جنگ را مشخص می کردند نه نبردهای دریایی.

    ایتالیایی ها ،اما، در این گونه کوششها پیشگام بودند. آنها قایقهای ام.تی.ام خود را بر اساس نمونه های قایق ام. ای.تی ،متعلق به دوران قبل از جنگ، ساختند. ام.تی.ام رویه ای برزنتی و بدنه ای چوبی داشت. ام.تی.ام به اندازه ای کوچک بود که می توانست توسط هواپیماهای آبنشین اس-55 حمل شود. این قایقهای انفجاری نیز دارای خرج انفجاری بودند که در زمان برخورد به شناور دشمن منفجر می شد. در سالهای 38-39 تعداد 38 فروند از این قایقها ساخته شد که 2 فروند از آنها توانستند رزمناو اچ.ام.اس یورک را در ماه مارس 1941 غرق کنند. قایق ام.تی.آر نمونه کوچکتر ام.تی.ام بود که برای حمل توسط زیردریایی طراحی شده بود. ام.تی.اس و ام.تی.اس.ام اژدرهای انسانی کوچکی بودند که یکی از آنها توانست ناوشکن انگلیسی اچ.ام.اس اریگ را در سال 1942 غرق کند. نمونه بهسازی شده ام.تی.اس.ام با نام ام.تی.اس.ام.آ می توانست 50 کیلوگرم مهمات بیشتر حمل کند و برد آن به 465 کیلومتر می رسید.


    شینیو

    قایق  انتحاری سریع السیر

    وزن

    1350 تا 2150 کیلوگرم

    طول

    5.1 تا 6.5متر

    عرض

    1.67 تا 1.86 متر

    آبخور

    0.33 متر

    پیشرانه

    1 یا دو موتور بنزینی

    قدرت

    62 تا 134 اسب بخار

    سرعت

    20 تا 28 گره

    تسلیحات

    2000 کیلوگرم تی.ان.تی یا دو بمب زیرآبی 120 کیلوگرمی تایپ 98 و 2 عدد راکت 120 میلیمتری

    خدمه

    1 نفر

    اسپرنگ بوت

    قایق  انتحاری سریع السیر

    وزن

    ؟

    طول

    4.35 متر

    عرض

    1.25 متر

    آبخور

    ؟متر

    پیشرانه

    1 یا دو موتور بنزینی

    قدرت

    62 تا 134 اسب بخار

    سرعت

    35 تا 40 گره

    تسلیحات

    300 کیلوگرم خرج انفجاری

    خدمه

    1 نفر

    ام.تی.ام

    قایق  انتحاری سریع السیر

    وزن

    1000  کیلوگرم

    طول

    6.1 متر

    عرض

    1.6متر

    آبخور

    ؟ متر

    پیشرانه

    1 موتور

    قدرت

    95 اسب بخار

    سرعت

    29 گره

    تسلیحات

    300 کیلوگرم دو خرج انفجاری

    خدمه

    1 نفر

    رضاکیانی موحد

    منتشر شده در ماهنامه جنگ افزار

    در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.


    آخرین ویرایش: سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 06:46 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 2 اسفند 1390 02:45 ق.ظ نظرات ()

     

    پس از سقوط امپراطوری ساسانی به دست اعراب مسلمان، ایرانیان تا قرنها سیادت دریایی خود را در خلیج فارس و دریای عمان از دست دادند. باوجود روی کار آمدن حکومتهای ایرانی ،مانند آل بویه و طاهریان، تا زمان صفویه هیچ فرمانروایی به فکر زنده کردن مجدد این اقتدار نیافتاد. این ضعف سبب شد که در زمان صفویه استعمارگران پرتغالی به راحتی بنادر و جزایرمهم خلیج فارس را اشغال کنند. شاه عباس اول برای بازپس گیری این جزایر از ناوگان کمپانی هندشرقی کمک گرفت ولی خودش هیچگاه به صرف تأسیس یک نیروی دریایی مقتدرنیفتاد.

     



    پس از اخراج پرتغالیها از خلیج فارس، کنترل خلیج فارس در دستان امپراطوری بریتانیا قرارگرفت. در زمان نادرشاه ،و با تأکید وی، یک نیروی دریایی مقتدر تشکیل شد که تقریبا توانست تمام سواحل و جزایر خلیج فارس و حتی کشور عمان امروزی را به فرمانبرداری از ایران وادارکند اما پس از مرگ نادر این ناوگان نیز به دست فراموشی سپرده شد و خلیج فارس دوباره به حیاط خلوت بریتانیا تبدیل شد.

    در دوران قاجاریه جنگهای زمینی توجه پادشاهان این سلسله را به خود جلب کرده بود و از توسعه نیروی دریایی بازمی داشت. اولین بار فتحلی شاه بود که به فکر ایجاد یک ناوگان نظامی افتاد و بدین منظور قراردادی با انگلیسیها امضا کرد که طبق آن خرید هرگونه شناور نظامی باید از آن کشور صورت می گرفت. اما امپراطوری بریتانیا ،که اقتدار دریایی ایران را به ضرر منافع خود در هندوستان می دانست، همواره در راه انجام این قرارداد مانع تراشی می کرد.

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 4 اسفند 1390 10:02 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 27 بهمن 1390 11:25 ب.ظ نظرات ()


    شارل دوگل تنها ناوهواپیمابر عملیاتی نیروی دریایی فرانسه و ناو سرفرماندهی این نیرو می باشد. شارل دوگل دهمین ناوهواپیمابر فرانسه، اولین شناور سطحی اتمی فرانسه و همچنین اولین ناوهواپیمابر اتمی غیر آمریکایی جهان است. گروه پروازی، ابزارجنگ الکترونیک و موشکهای شارل دوگل به این ناو چنان قدرت تهاجمی بخشیده اند که تا کنون در نیروی دریایی فرانسه سابقه نداشته است.

    طراحی و ساخت

    ناوهای هواپیمابر فوش و کلمانسو در سالهای 61 و 63 کامل شدند و در میانه دهه 70 نیاز به جایگزینی برای آنها احساس می شد. ساخت شارل دوگل -به عنوان یک طرح جدید داخلی- در سال 1989 آغازشد و بدنه آن در ماه می سال 1994 به پایان رسید. شارل دوگل بزرگترین کشتی نظامی ساخته شده در اروپای غربی پس از سال 1951می باشد. رئیس جمهور وقت فرانسه -فرانسوا میتران- این ناو را ریشیولیو نامید. بنابر سنت نیروی دریایی فرانسه ناوهای سرفرماندهی این نیروی به نام کاردینال ریشیلو نامیده می شدند اما در 7 فوریه 1987 ژاک شیراک نام این ناو را به شارل دوگل تغییرداد. شیراک یکی از طرفداران متعصب مارشال دوگل بوده و هست.

    شارل دوگل دومین ناوبزرگ اروپایی پس از دریاسالار کوزنتسوف روسی است و تا ساخت ناوهواپیمابر مشترک فرانسه و بریتانیا، بزرگترین و قوی ترین ناوهواپیمابر اروپا باقی خواهد ماند. شارل دوگل یک هواپیمابر سنتی است که دارای عرشه زاویه دار است. زاویه عرشه دوم شارل دوگل با عرشه اصلی ناو 8.5 درجه است و طول باند اصلی آن به 195 متر بالغ می شود.

    شارل دوگل از 2 منجنیق آمریکایی -مانند منجنیقهای ناوهواپیمابر نیمیتز- استفاده می کند. این نوع منجنیق می تواند در هر 1 دقیقه 1 فروند هواپیما را به پرواز درآورد. شارل دوگل تنها هواپیمابر اروپایی است که به منجنیق مجهز شده است. اگرچه استفاده از منجنیق -از نظرمالی، نگهداری و فنی- مشکلاتی دربردارد اما نصب منجنیق به ناوهای هواپیمابر اجازه می دهد تا هواپیماهای بزرگتر و سنگینتری را -نسبت به هواپیمابرهای کوچکتر- حمل کنند. در هواپیمابرهای کوچک -مانند اینونسیبل انگلیسی یا گالیباردی ایتالیایی- تنها از هواپیماهای عمود پرواز استفاده می شود. نشست و برخاست به صورت عمودی ظرفیت کمی برای حمل سوخت و مهمات این هواپیماها باقی می گذارد.

    جزیره این ناو جلوتر از هواپیمابرهای پیشین قرارگرفته است و در پشت آن 2 دستگاه آسانسور قراردارد. از قرار دادن آسانسور مرکزی در عرشه شارل دوگل صرف نظر شده است تا از تمام فضای آشیانه زیر عرشه استفاده شود. برخلاف ناوهای هواپیمابر اروپایی که در زمان جنگ سرد ساخته می شدند، شارل دوگل یک ناوهواپیمابر ضدزیردریایی نیست. محول کردن نقش ضدزیردریایی به هلیکوپترها و بکارگیری رادارهای پرنده هاوک آی نشان دهنده تغییر استراتژی نیروی دریایی فرانسه از جنگ ضدزیردریایی به نفع جنگهای هوایی است.

    شارل دوگل به 2 راکتور هسته ای به قدرت 61 مگاوات مجهز شده است و می تواند تا به عملیاتهای طولانی مدت اعزام شود. نیروی حاصل از شکافت هسته ای باعث گرم کردن بخار آب می شود و این بخار آب توربینهای 61 مگاواتی بخار ساخت آلستوم را به حرکت درمی آوردند. شارل دوگل هر 5 سال یکبار سوختگیری می کند.

    اشکالات فنی

    در سال 1999 شارل دوگل به یک گشت دریایی آزمایشی فرستاده شده تا اشکالات موجود در آن بررسی ورفع شوند. در این سفر معلوم شد که شارل دوگل برای نشست و برخواست هواپیماهای آواکس هاوک آی نیاز به عرشه ای عریض تر دارد. در نتیجه، به عرض عرشه ناو 4.4 متر افزوده شد. رفع این اشکال 5 میلیون فرانک هزینه برای مالیات پردازان فرانسوی به همراه داشت.

    در روز 28 فوریه 2000،  قسمتی از تاسیسات راکتور هسته ای شارل دوگل آتش گرفت و ناو را به حوضچه تعمیر بازگرداند. اما مصیبت اصلی در گشت دریایی ماه نوامبر سال 2000 بر سر شارل دوگل نازل شد. پروانه سمت چپ ناو در ضمن حرکت در اقیانوس  اطلس شمالی شکست و شارل دوگل به تولون بازگردانده شد. با بررسی های بیشتر مشخص شده که پروانه سمت راست و تمام پروانه های یدکی که برای این ناوتهیه شده بودند دچار همان اشکال بوده و باید به کارخانه سازنده بازگردانده شوند. اما آتش سوزی که در مدارک فنی و نقشه های موجود در کارخانه تولید کننده پروانه ها روی داد بدبیاری را برای شارل دوگل کامل کرد. مجبور شدند از پروانه های ناوهای بازنشسته فوش و کلمانسو -که در انبار بودند- به جای پروانه های طراحی شده برای شارل دوگل استفاده کنند. این امر به وضوح سرعت ناوهواپیمابر را کاهش می داد. در 5 مارس 2000 و در طی یک آزمون شارل دوگل توانست به سرعت 25.2 نات دست یابد. سرعت درنظرگرفته شده برای ناو 27 گره دریایی بود.

    شارل دوگل ماه های جولای تا اکتبر همان سال را به دلیل سروصدای زیاد در تعمیرگاه گذارند. سروصدای موتورخانه در قسمت عقب کشتی به 100 دسیبل رسیده بود و در آرامش خدمه ناو اختلال ایجاد می کرد.

    درنهایت، شارل دوگل در 18 می 2001 و پس از 5 سال از مدت زمان  برنامه ریزی شده پروژه به خدمت نیروی دریایی فرانسه درآمد. اما مشکلات دست از سر آن برنمی داشتند. در روز 8 نوامبر 2001 نشت گاز سمی از یک لوله سبب آسیب دیدن دو تن از پرسنل ناو شد. در روز 16 سپتامبر در روزنامه های فرانسه گزارشی از آلودگی بالای رادیواکتیو در ناو منتشر شد. اشکالات فنی کار را به جایی رساند که رئیس جمهور سابق فرانسه -والری ژیسکاردسن- شارل دوگل را یک "ناوهواپیمابر نصفه و نیمه" نامید.

    کاریکاتوری از شارل دوگل که در مطبوعات فرانسه چاپ شد. بر روی پلاکارد نوشته است :

    "آهسته برانید! کارگران مشغول کارند."

    لینک 16 

    در روز 11 اکتبر سال 2001، شارل دوگل به همراه 4 فروند هواپیمای آواکس و ناوچه کاسارد درگیر مانور لینک16 شدند. در این مانور یک شبکه اطلاعاتی با پهنای باند زیاد تمام تجهیزات نظامی صحنه نبرد را به هم متصل می نمود. این شبکه وظیفه دیده بانی هم زمان حریم هوایی فرانسه از جنوب بریتانیا در دریای مدیترانه را برعهده داشت. اطلاعات جمع آوری شده از آواکسها و شناورها می توانستند از طریق خطوط ارتباطی قدیمی لینک11 به ناوچه جین بارت نیز ارسال شوند.

    پیش به سوی افغانستان؛ عمیات هرکولس

    در 21 نوامبر 2001 دولت فرانسه تصمیم گرفت برای کمک به آمریکا در عملیات آزادسازی افغانستان، شارل دوگل را راهی اقیانوس هند کند. نیروی رزمی 473 به فرماندهی آدمیرال کلوزل در روز اول دسامبر فرانسه را ترک کرد. این ناوگان شامل ناوهای شارل دوگل، ناوچه های "لاموته-پیکو"، "ژان دووین"، "جین بارت"، زیردریایی هجومی "روبیس" و تانکر "موزه" بود. 2900 نفر، خدمه  نیروی رزمی 473 را تشکیل می دهند.

    گروه پروازی این ناوگان عبارت بود ازیک فروند آواکس هاوک آی 16 فروند هواپیمای سوپراتاندارد، 2 فروند هواپیما جنگنده رافائل ام و چند فروند هلیکوپتر. در روز 19 دسامبر اولین پرواز سوپراتاندارها بر فراز افغانستان و به منظور پوشش 3000 کیلومتر از مربع حریم هوایی آن کشور وعملیات شناسایی و بمباران انجام شد. سوپراتانداردها در طی 14 سورتی پرواز توانستند از چنگ 5 فروند موشک استینگر -که طالبان شلیک کرده بودند- بگریزند. آنها در روز دوم فوریه 2002 به همراه نیروهای آمریکا و بریتانیا در عملیات آناکوندا شرکت کردند. هواپیماهای رافائل در این جنگ در هیچ عملیات رزمی شرکت نداشتند.

    ناوگان دریایی مشترک 5 کشور عضو ناتو (آمریکا، بریتانای، فرانسه، ایتالیا و هلند) در عملیات آزادسازی افغانستان در دریایی عمان. هواپیمابر شارل دوگل در ردیف وسط اولین ناو است و پشت سر آن 1 فروند ناوهواپیمابر کلاس اینونسیبل از بریتانیا قراردارد. 2 فروند ناو آمریکایی از کلاس نیمیتز نیز در طرفین آنها حرکت می کنند. تفاوت محل قرارگیری جزیره شارل دوگل با هواپیمابرهای آمریکایی در این عکس کاملا مشهود است.

    پس از چندی، به هواپیماهای محمول شارل دوگل تعداد 6 فروند میراژ2000دی، 3 فروند رافائل  و 2 فروند "هاوک آی" افزوده شد. از ماه فوریه به بعد در چند نوبت هواپیماهای ناوهواپیمابر یواس اس جان استنیس و شارل دوگل در طی همکاری های نظامی دو کشور بر روی عرشه یکدیگر فرودآمدند.

    شارل دوگل (اولین ناوهواپیمابر اتمی اروپا) در کنار اینترپرایز (اولین ناوهواپیمابر آمریکا و جهان)

    در روز دوم می، شارل دوگل برای تجدید ذخایر و تسلیحات به سنگاپور بازگشت و پس از 16 روز مجددا راهی دریای عمان شد. هلیکوپترهای شارل دوگل در روز 19 اکتبر توانستند در طی یک عملیات نجات 3 نفر سرنشین یک بالین آسیب دیده را از مرگ نجات دهند.

    در روز 2 می 2006 شارل دوگل برای شرکت در یک مانور مشترک با نیروی دریایی هند با نام وارونا به شرق آسیا بازگشت.

    سیستمها و تجهیزات الکترونیکی

    شارل دوگل به یک سیستم مدیریت اطلاعات رزمی مجهز شده است که می تواند 2000 هدف را به صورت همزمان رهگیری کند. در سال 2004 یک سیستم جدید هدایت و کنترل ساخت شرکت تالس بر روی آن نصب شد. یک رادار سه بعدی آرابل نیز فضای اطراف ناو تا فاصله 70 کیلومتر را پوشش می دهد.


    بر روی شارل دوگل یک سیستم پرتاب کننده فریبنده 10 لوله ساخت ساژم وجود دارد که می تواند برای منحرف کردن موشکهای شلیک شده به سمت ناو بکاررود. این سیستم  می تواند فریبنده های رادار را تا فاصله 8 کیلومتری و فریبنده های مادون قرمز را تا 3 کیلومتری پرتاب کند.این فریبنده ها در کنار 3 سیستم اخلال در رادارهای دشمن از شرکت تالس وظیفه حفاظت از ناو را برعهده دارند.

    علاوه بر همه اینها شارل دوگل یک رادار جستجوی بردبلند سه بعدی، یک راداری جستجوی برد متوسط-بلند، یک رادار سی تایگر برای جستجوی سطح و هوا و 2 رادار ناوبری دارد.

    برای کمک به فرود هواپیماها در شب و یا شرایط دید کور از سیستم لیزری دالاس استفاده شده است. یک سیستم پایدار کننده حرکت کامپیوتری درشارل دوگل نصب شده است که همیشه ناو را در وضعیت افقی نگه می دارد. با استفاده از این سیستم حتی اگر امواج دریا به 4 متر هم برسند هواپیماها می توانند به صورت عادی بر روی عرشه نشست و برخاست کنند. برای مقابله با تاثیر بادهای شدید بر روی بدنه ناو نیز از یک سیستم کامپیوتری استفاده شده است.


    آخرین ویرایش: جمعه 28 بهمن 1390 02:44 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 5 1 2 3 4 5
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات