منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • پنجشنبه 6 بهمن 1390 04:09 ق.ظ نظرات ()


    در حال حاضر نیروی دریایی آمریکا برای دسته بندی نیروی دریایی کشورهای جهان از 3 اصلاح استفاده می کند:

    ·       ناوگان قهوه ای

    ·       ناوگان سبز

    ·       ناوگان آبی

     

     

    ناوگان قهوه ای

    از دید نیروی دریایی آمریکا "ناوگان قهوه ای" یک نیروی دریایی کوچک است که از قایقهای توپدار یا کشتی های گشتی کوچک تشکیل شده است و در رودخانه ها، دریاچه ها و سواحل خودی فعالیت می کند. این ناوگان ،به دلیل کوچکی شناورها، ظرفیت تهاجمی اندکی دارد هرچند که امروزه با پیشرفت موشکهای  شناورهای کوچک هم ظرفیت تهاجمی زیادی یافته اند.

    ریشه اصطلاح "ناوگان قهوه ای" به دوران جنگهای داخلی آمریکا (جنگهای آمریکاآمشمال و جنوب) باز می گردد. در این جنگ نیروی دریایی شمالی ها به محاصره بنادر جنوبی ها پرداخت تا واردات سلاح و مهمات جنوبی ها را از دیگر کشورها سدکنند. همزمان، تعدادی از قایقهای شمالی ها به توپ مسلح شده و وارد رودخانه می سی سی پی شدند تا بنادرجنوبی ها را در این رودخانه پهناور به محاصره درآوردند. این قایقهای توپدار زیرمجموعه  نیروی زمینی بودند اگرچه افسران نیروی دریایی بر آنها فرمان می راندند. در سال 1862 این ناوگان به همراه خدمه خود به نیروی دریایی شمالی ها واگذار شدند. شمالی ها به دلیل آبهای قهوه ای رودخانه می سی سی پی این ناوگان را "ناوگان قهوه ای" نامیدند تا بین آن با ناوگان ثابت نیروی دریایی ،که در "آبهای آبی" فعالیت می کرد، تفاوتی قایل شوند.

    "یو اس اس سایرو" در رودخانه می سی سی پی. سایرو در سال 1862 غرق شد و در سال 1964 از زیرآب خارج شده و به موزه شناور تبدیل شد.

    بعدها، در نقاط دیگری مانند چین، ویتنام و عراق نیز "ناوگان قهوه ای" بکارگرفته شد. در دهه 20 تعدادی از قایقهای توپدار آمریکا به چین فرستاده شد تا از اروپایی های مستقر در چین حفاظت شود. قایق توپدار "یو اس اس پانای" یکی از این قایقها بود که در تهاجم ژاپن به چین در سال 1937 توسط هواپیماهای ژاپنی غرق شد.

    در دسامبر 1965 ،برای اولین بار پس از جنگهای داخلی آمریکا، نیروی دریایی آمریکا یک "ناوگان قهوه ای" برای بستن مسیرهای تدارکاتی ویت کونگها در ویتنام تدارک دید. این ناوگان از تجربیات "ناوگان قهوه ای" فرانسه در جنگ با ویتنامی ها بهره گرفت و در سالهای 1965 تا 1970 موفقیتهای زیادی به دست آورد. پس از خروج آمریکا از جنگ ویتنام تجهیزات "ناوگان قهوه ای" آمریکا به ویتنام جنوبی واگذار شد تا آنها خود جنگ را ادامه دهند.

    قایق آمریکایی در حال استفاده از شعله افکن در رودخانه های ویتنام

    امروزه، تنها "ناوگان قهوه ای" موجود آمریکا "اسکادرانهای رودخانه ای" سپاه تفنگداران دریایی در عراق هستند.

    ناوگان رودخانه ای تفنگداران دریایی آمریکا در عراق

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 6 بهمن 1390 09:56 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 3 بهمن 1390 02:47 ق.ظ نظرات ()

    زره

    در زمان آغازجنگ جهانی دوم کشتی های بزرگ جنگی دارای زره بودند چرا که آنها در خط مقدم می جنگیدند اما ناوشکنها فاقد زره محافظ بودند. رزمناوها معمولا حفاظت شده بودند اما فرانسوی ها و ایتالیایی ها در میانه جنگ رزمناوهای سبکی را ساختند که فاقد زره بودند تا سرعت آنها حفظ شود.

    در یک کشتی زره پوش، قطر زره در همه جا یکسان نبود. نه تنها قطر سطوح افقی ،عرشه ها، به اندازه سطوح عمودی ،بدنه یا کمربند، نبود بلکه سطوح مختلف عمودی یا افقی در درون خود ضخامتی متفاوت داشتند.

    به صورت سنتی، عرشه ها نیاز به زره نداشتند. تا ابتدای قرن بیستم برد توپها کاملا محدود بود. این امر به آنها اجازه می داد که تنها به شلیک مستقیم به سطوح عمودی کشتی های دشمن اقدام کنند. با پیشرفتهایی که در  علم ریخته گری، توپ سازی، مواد منفجره، خرج های پرتابی، ابزار دیده بانی و ... بوجود آمد؛ این امکان داده شد تا بتوان گلوله ها را به مسافت های دورتری شلیک کرد. به هرحال، برای این منظور باید لوله های بلندتری برای توپها ساخته می شد. نتیجه این پیشرفتها این بود که گلوله از بالا بر روی عرشه فرود می آمد و به عرشه های حفاظت نشده اصابت می کرد. بیشترین تبلیغی که در مورد نبردرزمناوناوهود ،که پس از دو دقیقه نبرد در برابر نبردناوبیسمارک و رزمناو سنگین پرنس اوجین در دانمارک به اعماق دریا فرستاده شد، انجام می شد مقصر اصلی غرق شدن آن را را یک گلوله 8 اینچی پرنس اویگن معرفی می کند.

    آمریکا پیشگام سیستم همه یا هیچ در حفاظت نبردناوها بود. آنها بیشتر از اینکه یک زره یکسان در اطراف یک کشتی بسازند، فقط قسمتهای حیاتی را زره پوش می کردند. باقی کشتی ها حفاظت کمتری داشتند یا بدون زره بودند. قسمتهای حساس یک کشتی ،موتور خانه، سیلوی مهمات وغیره، در مرکز آن واقع هستند. این مسئله نشان می دهد که چرا بسیاری از کشتی های جنگی آمریکایی پس از نبرد یا حتی گاه رویارویی با طوفان، بدون سینه ناو به کارگاه های تعمیراتی باز می گشتند. در مورد اشتباه بودن این عقیده زود نتیجه نگیرید. شما با همان وزن، کشتی سریعتری به دست می آورید. حفاظت بیشتر در جایی بکار می رفت که واقعا مورد نیاز بود. هنگامی که یک ناو آسیب دیده بدون سینه ناو به کارگاه تعمیرات بازمی گشت، احتمالا با تعداد کشتی دیگر که بدون الگوی حفاظتی بودند شریک بود. بسیاری از کشورها این روش آمریکایی ها را بکارگرفتند.

    و اما کلمه ای درباره حفاظت ناوهای هواپیمابر؛ عقاید آمریکایی ها و انگلیسی ها در اینباره در طی جنگ با هم تصادم کردند. انگلیسی ها در آبهای محصور ،چون مدیترانه و کانال مانش، درگیر بودند و تحت تهدید ثابت هواپیماهای برخواسته از پایگاه های زمینی. این چنین بود که عرشه پروازی ناوهای آنها به صورتی معقول ضخیم بود. بدین سبب آنها می توانستند نبرد را حتی پس از بمباران ادامه دهند. در چند مورد ،مانند اسکورت کاروان اسکس در ژانویه 1941 در مدیترانه که ناوهواپیمابر ایلیستاریوس مورد حمله اشتوکاهای آلمانی واقع شد یا در طی حمله کامیکازه در ساحل اکیناوا در سال 1945، درستی این راه حل ثابت شد. این امر یک اشکال جدی نیز داشت. آسیب پذیرترین محل یک ناوهواپیمابر، آشیانه هواپیماهای آن می باشد که پرشده از مواد قابل اشتعال مانند بنزین هواپیما و مهمات. در ناوهای هواپیمابر انگلیسی، آشیانه در داخل چهارچوب سازه کشتی قرارداشت. اگر آتش گسترش می یافت ،چه توسط بمباران دشمن یا حادثه، کشتی احتمالا غرق نمی شد اما تغییر شکل سازه آن در اثر حرارت، کشتی را غیرقابل تعمیر می ساخت. پس از جنگ، سرنوشت با فاتحین ملاقات کرد. این راه حل همچنین توانایی پرواز هواپیماها را به صورت جدی کاهش می داد. هواپیماهای جت ،که پس از جنگ جایگزین هواپیماهای ملخی شدند، بسیار بزرگتر از آنها بودند و انطباق دادن کشتی تمام زرهپوش با جتها بسیار سخت بود. بالابرهایی که عرشه پرواز را به آشیانه ارتباط می دادند سوراخهایی در زره ایجاد می کردند. بزرگتر کردن بالابرها گران قیمت بود و استحکام کشتی را به خطر می انداخت. حتی اگر مشکل بالابرها قابل حل بود، شما با اندازه خود آشیانه نیز مشکل داشتید. بزرگتر کردن آشیانه به اندازه کافی، از ساختن یک کشتی جدید گرانتر تمام می شد. این مسئله برای بسیاری از ناوهای هواپیمابر انگلیسی اتفاق افتاد و آنها پس از جنگ به سرعت بازنشسته شدند.

    طرح جایگزین، روش آمریکایی ها بود. وزن کامل زره تقریبا همانند یک کشتی انگلیسی بود اما حفاظت در کف آشیانه پایان می یافت. آشیانه و عرشه پرواز بالای آن ساختاری سبک داشتند و خارج از چهارچوب سازه اصلی کشتی بودند. این امر ناو را در برابر بمباران یا حملات کامیکازه آسیب پذیر می کرد اما حتی اگر یک انفجار بزرگ در آن روی می داد یا آشیانه آتش می گرفت، خسارت به سازه کشتی به حداقل می رسید. حتی اگر خسارت عرشه حفاظت نشده بیشتر از یک عرشه زره پوش بود تعمیرات آن ارزانتر، ساده تر و سریعتر صورت می گرفت.

    ناوهواپیمابر یورکتان. جدابودن عرشه پرواز از سازه اصلی به خوبی در تصویر دیده می شود.

    ایلیستاریوس

    آخرین ویرایش: یکشنبه 2 بهمن 1390 05:51 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 23 آذر 1390 02:32 ب.ظ نظرات ()
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 23 آذر 1390 03:45 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 11 شهریور 1390 07:54 ب.ظ نظرات ()

                                        Bundesarchiv Bild 183-2006-1130-500, Kapitänleutnant Günther Prien.jpg

    خدمه زیردریایی آلمانی به ناخدای خود ایمان داشتند اما ترس در چهره همگی آنها دیده می شد. سالها قبل و در زمان جنگ جهانی اول دو زیردریایی آلمانی همین راه را رفته بودند اما هیچکدام به پایگاهشان بازنگشته بودند. اینبار اما، گانتر تصمیم گرفته بود که ناممکنها را ممکن کند و ضرب شستی به بزرگترین نیروی دریایی جهان نشان دهد. زیردریایی آلمانی به آرامی از میان جزایری کوچک راهش را به سوی پایگاه دریایی اسکاپافلو در شمال اسکاتلند ادامه داد. پس از عبور از موانع ورودی بندر گانتر راهش را گم کرد و مجبورشد که به سطح آب بیاید. ساعت 1 بامداد روز 14 اکتبر 1939 شبی تاریک بود اما گانتر توانست در زیر نور شفق قطبی پیکره بزرگی را در فاصله 4 کیلومتری تشخیص دهد. زیردریایی با فرمان ناخدای شجاعش به زیرآب رفت و پس از قرارگرفتند در محل مناسب اژدرهایش را شلیک کرد.

    با اولین صدای انفجار خدمه کشتی غول پیکر رویال اوآک از خواب پریدند. تمام خدمه فکر می کردند که این صدا ناشی از یک انفجارداخلی است. همین امر سبب شد تا کسی به فکر دفاع از کشتی نباشد و گانتر با خیال راحت به شکارش ادامه دهد. او 7 اژدر به سوی کشتی دشمن شلیک کرد که تنها دو تا از آنها در بدنه کشتی دشمن نشستند. 15 دقیقه بعد رویال اواک در اعماق آب بود و 833 نفر از خدمه خود را نیز با خود برده بود.

    انگلیسی ها تا فردا صبح ،که غواصانشان تکه پاره های اژدرهای آلمانی را در بدنه ناوشان یافتند، فکر نمی کردند که مورد حمله یک زیردریایی قرارگرفته اند. پس از اینکه آنها فهمیدند یک زیردریایی آلمانی به راحتی وارد یکی از بنادر حفاظت شده انگلیس شده هراس بر آنها چیره گشت.

                 Map of the route taken by Prien when infiltrating Scapa Flow, firing his torpedoes and fleeing the harbour. There are many twists and turns avoiding the islands and blockships, and while trying to find a target.

    مسیر حمله یو-47 به بندر اسکاپافلو.(آبی رفت؛ صورتی حمله و قرمز فرار)

    این حمله جسورانه به قدری عالی اجرا شد که چرچیل درباره اش نوشت:"شاهکاری برجسته با مهارتی حرفه ای." دستگاه تبلیغاتی هیتلر با طول و تفصیل به شرح این عملیات متهورانه پرداخت و پس از اینکه یو-47 به پایگاهش بازگشت به گرمی از خدمه اش استقبال شد. حتی هیتلر هواپیمای شخصی خود را فرستاد تا آنها را به برلین ببرد. اکنون گانتر و زیردستانش به سوژه تبلیغاتی مناسبی برای مجلات و روزنامه های آلمان تبدیل شده بودند. ویلیام شیرر ،خبرنگار آمریکایی که قبل از جنگ گانتر را در برلین ملاقات کرده بود، او را این چنین وصف کرد:"روشن، جسور، کاملا توانا و یک نازی متعصب."

                         

    یو-47 در حال بازگشت به پایگاهش پس از غرق کردن رویال اواک در حالیکه شارن هوست به پیشوازش آمده است

    در نتیجه این پیروزی شگفت انگیز، گانتر پرین اولین فرمانده زیردریایی رایش سوم شد که به مدال صلیب شوالیه دست یافت. او توانست بیش از 30 کشتی متفقین را غرق کرده و به 8 کشتی دیگر صدمه واردسازد.

                   

    در روز 20 فوریه 1941 زیردریایی یو-47 پایگاه خود را در فرانسه ترک کرد. 4 روز بعد گانتر به یک کاروان دریایی متفقین حمله کرد و توانست 4 کشتی دشمن را شکار کند. 13 روز بعد آخرین پیام بیسیم یو-47 شنیده شد. یو-47 در غرب ایرلند به همراهی تمامی خدمه و ناخدای بی همتایش غرق شد. علت غرق شدن این زیردریایی تا به امروز در هاله ای از ابهام باقی مانده است.

    مترجم : رضاکیانی موحد

    با همراهی محمدحسین پاز

    انتشار یافته در اطلاعات هفتگی

    در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.


    آخرین ویرایش: شنبه 12 شهریور 1390 09:07 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 5 تیر 1390 11:14 ب.ظ نظرات ()

    از زمان نبرد ماراتون ،بزرگترین عملیات آبی-خاکی تاریخ به مدت 24 قرن، تا نبرد اینچون ،بزرگترین عملیات آبی-خاکی قرن بیستم، یک تک آبی-خاکی به ساحل دشمن مشکلاتی مشترک به همراه داشته است. گرفتن سرپل، پشتیبانی از نیروی تک کننده، سرکوب کردن دفاع ساحلی حریف و پیشگیری از آتش خودی و مسائلی از این قبیل هنوز هم چالش برانگیزند. اما در حقیقت مهمترین و خطرناکترین بخش عملیات ،یعنی پیاده کردن نیروها در ساحل، هنوز هم بزرگترین دغدغه فکری طراحان عملیات نظامی را تشکیل می دهد.

    در جنگ جهانی دوم استفاده از لندینگ کرافت ،که توسط هر دو طرف درگیر استفاده شد، تا حدودی از مشکلات پیاده کردن نیروها کاست اما این وسیله هنوز هم یک وسیله آرمانی برای تکهای آبی-خاکی نبود.

    این گونه عملیات نیاز به وسیله ای سریع دارند که بتواند به سرعت از کشتی مادر جداشده و حجم زیادی سرباز یا تجهیزات را با بیشترین حفاظت در ساحل تخلیه کنند. لندینگ کرافتهای معمولی علاوه بر سرعت کم تکانهای زیادی داشته و هدایت آنها نیز با سختی همراه است. با سنگین شدن تانکها و دیگرادوات زرهی و مهندسی-رزمی مشکلات لندینگ کرافتهای قدیمی ابعاد بیشتری یافته است. سپاه تفنگداران دریایی آمریکا امروزه به جای تانکهای شرمن 30 تنی دوران جنگ جهانی دوم باید تانکهای 67 تنی آبرامز را در ساحل پیاده کند.

    امروزه سپاه تفنگداران دریایی آمریکا از هاورکرافتهای سنگین و بزرگ ال.سی.ای.سی برای این منظور استفاده می کنند اما فرانسوی ها برای تخلیه نفرات ،و به ویژه بارهای سنگین، راه دیگری یافته اند. پروژه لندینگ کراف جدید فرانسوی ها در سال 2000 توسط دفتر تحقیقاتی صنعتی نیروی دریایی آغاز شد اما در سال 2003 کنار گذاشته شد. به خدمت گرفتن ناوهای هلیکوپتربر میسترال توسط نیروی دریایی فرانسه بار دیگر نیاز به چنین وسیله ای را یادآور شد و در نتیجه در سال 2008 طراحی سیستم حمل و نقل بر اساس طرح کاتامران به جریان افتاد. اکنون یک نمونه در ابعاد واقعی از لندینگ کرافت جدید فرانسه ،با نام ال-کت، توسط کشتی سازی گاملین ساخته شده و در پایگاه نظامی تولون تحت آزمایش قرارگرفته است. این لندینگ کرافت توانست در ماه مارس 2010 یک دستگاه تانک 54 تنی لکرک را بدون مشکل در ساحل پیاده کند. به گفته دفتر تحقیقات صنعتی نیروی دریایی کارآیی لندینگ کرافت جدید در حد هاورکرافتهای آمریکایی است درحالیکه قیمت آنها تقریبا به اندازه یک لندینگ کرافت معمولی می باشد.


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 22 اسفند 1397 10:57 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 13 فروردین 1390 07:27 ب.ظ نظرات ()
    یو.اس.اس یورکتان در ژوئن 1942 و طی نبرد دریایی میدوی توسط هواپیماهای ژاپنی بمباران شد و غرق شد.  این ویدئو تصاویری است که پس از پیداکردن محل لاشه یورکتان در اعماق اقیانوس اطلس توسط زیردریایی های مخصوص فیلم برداری شده است.
    لاشه این ناو در روز 19 می 1998 پیداشد.



    برای اطلاعات بیشتر می توانید اینجا و  اینجا را ببینید.
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 18 فروردین 1390 11:27 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 5 1 2 3 4 5
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic