منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • جمعه 26 اردیبهشت 1393 05:02 ب.ظ نظرات ()





    آخرین ویرایش: جمعه 26 اردیبهشت 1393 05:08 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 19 اردیبهشت 1393 09:15 ب.ظ نظرات ()


    Battle of Krtsanisi, 1795.JPG

    بخشی از حملات ایران به گرجستان

    زمان وقوع : 8 تا 11 سپتامبر 1795 میلادی

    محل وقوع : کرتسانیسی ، حومه تفلیس

    نتیجه : پیروزی قاجاریان ، غارت تفلیس

    متخاصمین

    پادشاهی ایمرتی

    پادشاهی کاختی کارتلی

     

    امپراتوری ایران

    خان نشین گنجه

    خان نشین ایروان

    فرماندهان

     هراکلیوس دوم

    سلیمان دوم

    آقا محمد خان

    استعداد رزمی

    پادشاهی کاختی-کارتلی 3 هزار نفر

    پادشاهی ایمرتی 2 هزار نفر

    35 هزار نفر

    تلفات

    4 هزار کشته

    15 هزار اسیر (غیرنظامیان )

    ناشناخته

     

    نبرد کرتسانیسی نبردی بود که میان سلسله قاجار حاکم بر ایران و سپاهیان گرجی در کرتسانیسی و نزدیک تفلیس طی روزهای 8 تا 11 سپتامبر 1795 درگرفت . این نبرد پاسخی از سوی آقامحمدخان قاجار ، شاه ایران ، به اتحاد هراکلیوس دوم ، پادشاه گرجستان با امپراتوری روسیه بود . نبرد منجر به شکست گرجی ها و تخریب کامل تفلیس ، پایتخت گرجستان گردید .

     

    پیش زمینه

    گرجستان شرقی که از پادشاهی های کاختی و کارتلی تشکیل می شد از سال 1555  تحت کنترل نامنظم و گاه و بیگاه حاکمان ایران بود . با این حال ، مرگ نادرشاه در سال 1747 منجر به رهایی این دو پادشاهی از کنترل ایران و پیوستن آنان به یکدیگر تحت فرمان پادشاه هراکلیوس دوم ( ارکلی ) در سال 1762 شد . در سال 1783 ، هراکلیوس با امضای پیمان گئورگیوسک تحت الحمایگی گرجستان توسط امپراتوری روسیه را پذیرفت . یک نیروی محدود روسی شامل دو گردان پیاده نظام و چهار قبضه توپ در سال 1784 وارد تفلیس شد اما با وجود اعتراضات گرجی ها در 1787 بازگردانده شد . با این حال ، هراکلیوس هنوز رویای ایجاد یک پادشاهی متحد و نیرومند تحت حفاظت روسیه را داشت تا بتواند پادشاهی ایمرتی در گرجستان غربی و ولایات گرجی تحت سلطه عثمانیان  را به قلمرو خود بیفزاید .

    نتیجه این وقایع چند سال بعد نمایان شد . سلسله نوظهور قاجار پس از مجموعه ای از کشمکش های داخلی قدرت خود را در ایران تثبیت کرد . آقا محمدخان ، بنیان گذار سلسله قاجاریه سعی داشت قفقاز را به حوزه نفوذ ایران بازگرداند . ایرانیان به هراکلیوس پیشنهاد دادند در ازای لغو پیمان اتحاد با روسیه به امنیت پادشاهی گرجستان و صلح  پایبند بمانند . هراکلیوس از کاترین دوم ، امپراتریس روسیه ، درخواست کمک کرد اما با بی اعتنایی او مواجه شد . گرجیان ناچار شدند خود به تنهایی با تهدید ایران مواجه شوند .با این وجود ، هراکلیوس ضرب الاجل آقا محد خان را رد کرد .

     

    حمله ایران

    در آگوست 1795  ، آقا محمدخان با ارتش نیرومند 35 هزار نفری اش وارد قفقاز شد و خان نشین های گنجه و ایروان را وادار به اتحاد با خود کرد . خان قاجار با رها کردن محاصره شوشا  در خان نشین قره باغ  مستقیما رهسپار تفلیس شد و مواضع شدیدا استحکام بندی شده گرجی را در جنوب شرقی شهر مورد حمله قرار داد . هراکلیوس که برخی از نجیب زادگان نزدیکش هم او را رها کرده بودند موفق به گردآوری نیرویی 5 هزار نفره شد . از جمله دو هزار نفر نیروی کمکی از پادشاهی ایمرتی  و به فرماندهی پادشاه سلیمان دوم  که از تبار خاندان سلطنتی باگراتیونی و از بستگان دور هراکلیوس بود نیز به وی ملحق شدند . با وجود مقاومتی ناامیدانه ، گرجی ها در روزهای 9 و 10 سپتامبر موفق به عقب راندن مهاجمان قاجاری از برخی مواضعشان شدند . برخی روایت ها حاکی است پس از این وقایع عده ای از خائنین به سپاهیان ایرانی که قصد عقب نشینی و بازگشت داشتند خبر دادند گرجی ها دیگر قوایی برای مقاومت ندارند .  آقا محمد خان در ابتدای روز 11 سپتامبر شخصا حمله همه جانبه و گسترده علیه گرجیان را آغاز کرد . در سایه آتشباری توپخانه و حمله شدید سواره نظام ، ایرانیان توانستند با عبور از رودخانه کورا  ارتش فرسوده گرجستان را دور زده و از هر سو مورد حمله قرار دهند . هراکلیوس سعی کرد ضدحمله ای ترتیب دهد ، اما ناچار شد به آخرین مواضع باقی مانده در نزدیکی تفلیس عقب نشینی کند . با رسیدن شب نیروهای گرجی تقریبا به طور کامل متلاشی شده بودند . بقایای توپخانه گرجستان  توانست  مدت کوتاهی پیشروی ایرانیان را متوقف کند تا هراکلیوس  و 150 نفر همراهش بتوانند به کوه های اطراف بگریزند . درگیری ها در خیابان های تفلیس و دژ ناری قلعه ادامه پیدا کرد . ظرف چند ساعت قوای آقا محمدخان به طور کامل بر تفلیس مسلط شد . ساکنان شهر قتل عام شدند و شهر به کلی غارت شد . نیروهای ایرانی به همراه اموال غارت شده و 15 هزار اسیر عقب نشینی کردند .

     

    عواقب

    در بازگشت از تفلیس ، آقامحمدخان در سال 1796  تاج پادشاهی ایران را بر سر نهاد . هراکلیوس برای بازسازی تفلیس به شهر بازگشت . اما مشاهده ویرانی کامل شهر باعث ناامیدی و از میان رفتن نقشه های او شد.

    کاترین دوم که سعی در ترمیم وجهه روسیه داشت بر ضد ایران اعلان جنگ داد و در آوریل 1796 نیرویی تحت فرمان والرین زوبوف به مناطق تحت فرمان ایران اعزام کرد ، اما تزار جدید روسیه ، پل اول ، که در نوامبر به جای کاترین بر تخت نشست ماموریت را لغو کرد . آقا محمدخان بعدها و در سال 1797 و در حین سازماندهی یک حمله دیگر به گرجستان طی سوء قصدی کشته شد و هراکلیوس نیز در اوایل سال 1798 درگذشت . سه سالی که در پی آمد در گرجستان سال های هرج و مرج و سردرگمی بود . پادشاهی تضعیف شده و در هم شکسته گرجستان با پایتخت نیمه ویرانش به آسانی در سال 1801 تحت فرمان روسیه درآمد .

    مترجم شاهو صالح

     منبع http://en.wikipedia.org/wiki/Battle_of_Krtsanisi

     


    سوار ایرانی

     

     

    آخرین ویرایش: جمعه 19 اردیبهشت 1393 09:19 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 15 اسفند 1392 09:17 ق.ظ نظرات ()

    فتح سیبری به دست یرماک ، اثر واسیلی سوریکوف


    مترجم: شاهو صالح

    خان نشین سیبری دولت مسلمانی بود که در شرق منطقه میانی کوهستان اورال قرار داشت . فتح آن به دست یرماک ، جنگاور و ماجراجوی قزاق در سال 1582 میلادی ، سرآغازی بر فتح سرزمین سیبری به دست روسیه بود .

    بازیگران

    روسیه

    جمهوری نووگورود طی دوره شکوفاییش توانسته بود  یک امپراتوری تجارت خز را در مناطق شمالی روسیه ، شمال کوهستان های اورال و حتی فراتر از آن ایجاد کرده و گسترش دهد . مناطق شرقی نووگورود اندک اندک در حال تبدیل شدن به نواحی تحت کنترل امیرنشین مسکو بود . میان مسکو و کوه های اورال ، خان نشین قازان واقع بود که در سال 1438 از اردوی طلایی جدا شده بود . امیرنشین مسکو در سال 1478 نووگورود و در 1552 قازان را به تصرف درآورد . این رویدادها باعث رسیدن قلمرو مسکو به شهر پرم و رودخانه کاما در شمال شرقی قازان شده بود . در سال1558 خاندان استروگانف املاک فراوانی در منطقه به دست آورد و شروع به توسعه دادن آن کرد. مقاومت محلی پراکنده ای در برابر استروگانف ها شروع شد . خان سیبر در 1573 پسرش را برای حمله به تازه واردان اعزام کرد . امیرنشین مسکو به استروگانف ها اختیار تام برای مقابله با سیبریایی ها اعطا کرد . اما درگیری جدی میان دو طرف رخ نداد .

    سیبری

    مناطق میانی اورال در عرض شهر پرم زمین های نسبتا پستی بودند و گذشتن از آن ها آسان بود . این ناحیه محل سکونت مردم ووگول ( مانسی ) و شمال توبولسک اقامت گاه اوستیاک ها ( مردمان خانتی) به شمار می رفتند . در همین زمان تعدادی از تاتارهای سیبری دولت خان نشین سیبر را تاسیس کرده و با ایجاد یک طبقه حاکم نظامی بر جمعیت غیرمسلمان منطقه حکمرانی می کردند . این تاتارها مسلمانان ترک – مغول نژادی بودند که از نواحی جنوبی آمده بودند . در این میان دو طایفه برای کسب قدرت بیشتر در رقابت به سر می بردند : خاندان شیبانی که  از نوادگان چنگیزخان به شمار می آمد و دیگری تایبوجیدها که از ساکنان محلی بودند . در سال 1573 ، کوچوم خان که یک شیبانی بود رقبای تایبوجید خود را شکست داد و قدرت را در منطقه به دست گرفت . پیش از سال 1571 خان نشین باج نسبتا اندکی به مسکو می پرداخت . تاریخ نگاری های سیبریایی و منابع دست دوم انگلیسی غیرکامل و متناقض به نظر می رسند . سال شروع توسعه طلبی های روسها ، جزییات مسیرها و محل درگیری نبردها  مشکلات عمده تاریخ های مربوط به سیبری هستند .



    آخرین ویرایش: یکشنبه 18 اسفند 1392 09:41 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 17 آبان 1392 08:38 ق.ظ نظرات ()


    File:Toulon 1942.jpg

    پس از شکست فرانسه از ارتش آلمان در جنگ جهانی دوم، این کشور به دو قسمت تقسیم شد. قسمتی از فرانسه تحت اشغال آلمان باقی ماند و قسمت دیگر تحت حکومت ویشی اداره می شد. طبق قرارداد متارکه ی جنگ قرار شد که فرانسوی ها کشتی های جنگی خود را بدون سلاح و سوخت در بنادر خود نگه داری کنند. همانطور که قبلا هم اشاره کردیم چرچیل گمان می کرد که امکان دارد آلمان این کشتی ها را به نیروی دریایی خود ملحق کند و از آنجا که فرانسه در آن زمان یک قدرت دریایی بزرگ بود این کار می توانست تعادل را در دریاها به ضرر متفقین به هم بزند. به همین دلیل بود که بریتانیا در نبرد مرسی الکبیر ناوگان فرانسه را در این بندر به توپ بست.

    File:Croiseur de bataille Strasbourg 03-07-1940.jpg

    نبرد مرسی الکبیر، استراسبورگ در حال فرار از بمباران

    در روز هشتم نوامبر 1942 متفقین تحت یک عملیات آبی-خاکی وارد خاک آفریقای شمالی شدند تا از آنجا به عنوان یک سکوی پرش برای حمله به جنوب اروپا استفاده کنند. آیزنهاور ،فرمانده عالی متفقین در اروپا، یک توافق محرمانه با دریاسالار دارلان ،فرمانده ی نیروی دریایی ویشی در شمال آفریقا، انجام داد که تحت آن دارلان به همراه ناوگانش به متفقین بپیوندد. هنگامی که جاسوسان هیتلر این خبر را به او دادند او بلافاصله تصمیم گرفت تا تمامی خاک فرانسه را اشغال کند و کشتی های فرانسه را تحت کنترل خود بگیرد.

    François Darlan 1942 USA-MTO-NWA-p266.jpg

    دارلان

    آخرین ویرایش: جمعه 17 آبان 1392 08:45 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 28 مرداد 1392 09:03 ق.ظ نظرات ()


    قسمت اول

    قسمت دوم بخش اول

    مدیترانه نقطه ی ثقل کشاکشها

    در اوایل قرن شانزدهم یکی از دزدان دریایی مدیترانه با نام خیرالدین بارباروسا ،به همراه برادرانش، به اردوی عثمانی پیوست و خود و ناوگانش را در اختیار سلطان سلیمان قرار داد.

    در سال 1534 یک ناوگان عثمانی به درخواست فرانسیس اول شروع به حمله به سواحل ایتالیا ،که در اختیار هابزبورگها بود، کرد. دریاسالار فرانسوی ،بارون دو سنت بلانکارد، ناوگانش را به ناوگان بارباروسا در الجزیره ملحق کرد تا با هم به جزیره ی ایبیزا حمله کنند. پس از عدم موفقیت در این حمله آنها به سواحل اسپانیا حمله کردند و با فرارسیدن زمستان به بندر مارسی رفتند. آنها پس از آن به تونس رفتند و پس از فتح تونس دوباره نوک پیکان حمله ی خود را به سمت سواحل ایتالیا بازگرداندند. شارل اول به تازشهای ناگهانی دریایی ترکها پاسخ داد و یک سال بعد توانست تونس را مجددا اشغال کند.


    Barbarossa Hayreddin Pasha.jpg

    خیرالدین الدین بارباروسا

    سنت بلانکارد زمستان 1537-1538 را به همراه ناوگانش در استانبول گذارند. در سپتامبر 1538 بارباروسا در نبرد پروزا یک پیروزی قاطع بر علیه ناوگان شارل بدست آورد.

     در سال 1544 دریاسالار جدید فرانسه ،با نام کاپیتان پولین، با سلیمان قانونی ملاقات کرد. ناوگان مشترک دو کشور در طی حرکت به سمت استانبول به سواحل غربی ایتالیا حمله کردند و 6000 نفر اسیر گرفتند. پولین پس از دیدار با سلیمان به تولون بازگشت.

    تهاجم گاز انبری به ایتالیا

    با وجود عملیات دریایی عملیات زمینی کنار گذاشته نشد. در سال 1533 سلیمان 100هزار دوکاتی به فرانسیس اول داد و فرانسیس توانست با این پول انگلیسی ها و تعدادی از ایالات آلمان را برعلیه شارل پنجم متحدکند.

    در سال 1535 و در طی مذاکرات بین سفیر فرانسه در قسطنطنیه ،ژان دولا فوره، با وزیر قدرتمند سلطان سلیمان ،ابراهیم پاشا، قرار شد که عثمانی و فرانسه به صورت همزمان وارد خاک ایتالیا شوند و به سلطه ی هابزبورگها در این کشور خاتمه دهند. طبق نقشه قرار بود تا فرانسه نیروهای خود را از سمت لمباری و عثمانی از سمت ناپل وارد ایتالیا کنند.

    در سال 1536 فرانسیس با حمله به ساووآ جنگ را آغاز کرد. ناوگان مشترک ترک-فرانسه در مارسی لنگر انداخته بود و جنوا را تهدید می کرد. فرانسیس در آوریل همان سال به میلان و جنوا رسید و خیرالدین بارباروسا به بنادر هابزبورگ در اطراف ایتالیا حمله می کرد. فرانسیس در نهایت توانست تا ریولی در خاک ایتالیا پیشروی کند.

    یک سال بعد بارباروسا در حال حمله به جنوب ایتالیا ،ناپل، بود و فرانسیس اول با سربازانش در شمال این کشور به سر می برد. سلیمان ارتش 300 هزار نفری خود را وارد آلبانی کرد تا آنها را از طریق دریا وارد خاک ایتالیا کند. در نهایت ضعف برنامه ریزی طرفین از الحاق دو ارتش جلوگیری کرد و فرانسیس به جای ایتالیا به سمت هلند(ایالتهایی که در دست هابزبورگ بود) لشکر کشید. سلیمان هم از جنوب ایتالیا خارج شد.

    شارل پنجم در نهایت بین منگنه ی ترکها و فرانسوی ها ناچار شد با فرانسیس اول صلح کند. دو قدرت برتر اروپا در سال 1538 قرارداد متارکه ی جنگ نیس را امضا کردند و قرار شد تا فرانسیس اول به شارل کمک کند تا اتریشی ها بتوانند ترکها را از مجارستان بیرون کنند. با این وجود شارل به دلیل عملیات نظامی در آلمان نتوانست قوای زیادی بر علیه سلیمان بسیج کند.

    به هرحال صلح فرانسیس با هابزبورگها چندان پایدار نبود و او در سال 1542 باز هم در برابر شارل قرار گرفت و اتحاد فرانسه با عثمانی احیا شد. در این زمان هنری هشتم ،پادشاه انگلیس، وارد اتحاد با شارل شده بود. صحنه ی جنگ عبارت بود از فرانسه، ایتالیا، هلند، بلژیک و کوشش در جهت حمله به اسپانیا و انگلیس. اینبار، سرزمین بلژیک مورد حمله ی فرانسیس قرار گرفته بود. سلیمان قانونی در این معرکه تحت تأثیر وزیرش سلیمان پاشا از ارسال سپاهی به کمک فرانسوی ها سرباز زد اما در عوض قول داد که در سال بعد سپاهی بزرگتر روانه کند. عدم همراهی سلیمان سبب شد تا فرانسیس دست از محاصره ی پرپیگنان بردارد.

    در سال 1443 سپاه مشترک فرانسه ،به فرماندهی فرانسیس بوربون، و عثمانی ،به فرماندهی خیرالدین بارباروسا، در مارسی گرد هم آمدند و مشترکا به شهر نیس حمله کردند.

    پس از پایان محاصره ی نیس، بارباروسا زمستان را در بندر فرانسوی تولون گذراند تا تهدید سواحل اسپانیا و ایتالیا ادامه پیداکند. در طی این مدت کلیسای جامع شهر به مسجد تبدیل شد تا سپاهیان ترک بتوانند نمازهای پنج گانه شان را به صورت جماعت بخوانند.

    ترکها با استفاده از تأسیسات بندری تولون توانستند به حملات خود به بنادر تحت حاکمیت هابزبورگها ادامه دهند و یکبار هم ناوگان مشترک ایتالیا-اسپانیا را شکست دادند. ناوگان عثمانی در بهار 1544 تولون را ترک کرد.



    انتهای قسمت دوم

    آخرین ویرایش: سه شنبه 19 فروردین 1393 10:48 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 1 مرداد 1392 08:50 ب.ظ نظرات ()

    قسمت اول


    قسمت دوم


    توپخانه ی بزرگ ،در هنگام تهاجم، برای متزلزل کردن مواضع دشمن استفاده می شد. هنگامی که دشمن نیروی ذخیره اش را اعزام می کرد و نیروی هایش متزلزل می شد توپخانه ی بزرگ به جلو پیش روی می کرد تا خطوط دشمن را با شلیک گلوله های چهل پاره متلاشی کند. برخلاف روش قدیمی پشتیبانی از واحدهای در حالی پیشروی،  اکنون نقش توپخانه در حمله به عنوان یک نیروی تهاجمی بیشتر بود تا یک نیروی پشتیبانی کننده ی خالص. این آتش به منظور بازکردن راهی برای ستونهای پیاده نظام برای تصرف نقاط حساس اجرا می شد. چنین حمله ای با گلوله های چهل پاره اولین بار در نبرد فریدلند (1807) ،جایی که ژنرال الکساندر آنتونی هورو ،فرمانده اولین توپخانه ی سپاه اول، تلفاتش را ندیده گرفت و 30 قبضه توپش را به سمت جلو حرکت داد تا به 120 متری پیاده نظام روسها برسد تا آنها را 25 دقیقه در هم بکوبد بکاربرده شد. توپخانه می توانست با دقت زیادی در فاصله ی 400 تا 600 متری گلوله های چهل پاره آتش کند در حالیکه برد مؤثر تفنگهای فتیله ای آن زمان به 200 متر هم نمی رسید. بنابراین، آتش انبوه توپخانه می توانست قسمتهای بزرگی از خطوط دشمن را ویران کند بدون این که خدمه ی آنها تلفات چندانی را متحمل شوند. در طی نبرد، هنگامی که توپخانه به عنوان یک نیروی تهاجمی عمل می کرد و واحدهای دیگر از آن پشتیبانی می کرد یک جابجایی قطعی اتفاق می افتاد.

    ناپلئون متقاعد شده بود که با قرار دادن توپخانه در مرکز عملیات، انقلابی در حوزه ی جنگ در دسترس است. دیرزمانی نگذشت که فرماندهانی چون مارشال نی یا مارشال مورا رهبری حمله را به فرماندهان توپخانه ماند هورو و ژنرال آنتونی دورو واگذار کردند. اکنون توپخانه جایگاه اول را در ارتش اشغال کرده بود وارتشها بیشتر با استعداد توپخانه شان مقایسه می شدند تا تعداد گردانهایشان. سیستم تاکتیکی ناپلئون با هدف مجبورکردن دشمن به شکستن پیوستگی خطوطش و در نتیجه قرار دادنش در یک وضعیت بازنده طراحی شده بود. اکنون این توپخانه بود که به جای تفنگهای فتیله ای این پیوستگی را از هم می گسست. در پر و بال دادن به این سیستم، ناپلئون به صورت اساسی طبیعت جنگ توپخانه ای را از نو طراحی کرد. با در نظر گرفتن اینکه فرماندهان قبلی با استفاده از فرسایش تدریجی دشمن در اثر حملات مکرر به پیروزی می رسیدند سیستم توپخانه ی ناپلئون ،در اواسط و اواخر دوران حکومتش، در پی اعمال یک ضربه ی خردکننده در هر نقطه ی ممکن بود. ناپلئون همچنین به دنبال به حداقل رساندن زمان مقاومت دشمن بود. این امر دارای پی آمدهای استراتژیکی و تاکتیکی مهمی بود چرا که می توانست بر حرکات و زمانبندی دشمن پیش دستی کند در حالیکه اجازه می داد تا فرانسه از برتری های تاکتیکی خود بهره بگیرند.

    لشکرکشی های سال 1809 از موارد بحرانی در تکامل توپخانه ی فرانسه بودند. اکنون ساختارها و تمرینها در جهت رساندن توپخانه به حداکثر توانش بودند. حال، تنها نقطه ضعف کمبود تجربه در اجرای مؤثر تاکتیکهای جدید بود. با وجود تصویر خوشبینانه ی بی.پی هیوز از خدمه ی کاردان توپخانه ی فرانسه باید خاطرنشان ساخت که هنگامی که ژنرال برنارد لاو (کنت لاریستون) در نبرد واگرام 112 قبضه توپش را حرکت داد هیچ ژنرالی تجربه ی بکارگیری توپخانه ای با این استعداد را نداشت. لاریستون در حال فشار آوردن به سمت جلو فراتر از کمک مؤثر نیروی پشتیبانی کننده اش پیشروی کرد. توپخانه ی بزرگ متحمل چنان تلفاتی شد که ناچار داوطلبان پیاده نظام را به خدمت گرفت. بنابراین تجارب سال 1809 تجربه ی عملی باارزشی را در بکارگیری واحدهای بزرگ توپخانه فراهم کرد. در انتهای این نبردها توپخانه ی فرانسه به بلوغ رسید.


    آر.ام اپشتین سطوح بی سابقه ئی از قدرت آتش را در آخرین مرحله ی این لشکرکشی تشخیص داده است. او استفاده ی اتریشی ها از توپخانه را ناشی از اصلاحات آرشیدوک چارلز در سال 1805 و تاکتیکهای فرانسوی ها را به عنوان پاسخی به این اصلاحات ارزیابی می کند. او معتقد است که بمباران انبوه مقدماتی به وسیله توپخانه ی اتریش در برابر اسلینگ ناپلئون را متقاعد کرد که نیاز دارد تا قدرت آتش خود را افزایش دهد. در حالیکه ممکن است این دلایل طرفداری ناپلئون از تعداد توپخانه را توجیه کرده باشد نتیجه گیری نهایی اپشتین به وسیله ی توسعه ی توپخانه ی فرانسه دفاع نمی شود. تاکتیکهای توپخانه ی فرانسه ،در ارتباط با اصلاحات اطریشی ها، تأثیر بزرگی بر قدرت آتش در این لشکرکشی ها داشت. اما دفاع اپشتین از اینکه در درجه اول شرایط محیطی مسئول شکل دادن تاکتیکهای توپخانه ی فرانسه هستند گمراه کننده است. تغییر تاکتیکهای توپخانه ی فرانسه به صورتی آشکار ریشه های عمیق تری دارند که این ریشه ها تا جنگهای 7 ساله کشیده می شود.


    آخرین ویرایش: پنجشنبه 3 مرداد 1392 10:48 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 16 ... 5 6 7 8 9 10 11 ...