منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • پنجشنبه 13 شهریور 1393 12:16 ب.ظ نظرات ()

    Last-stand.jpg

    قتل عام ارتش الفینستون

    بخشی از جنگ اول انگلیس – افغان ، 1839 تا 1842

    زمان : 6 تا 13 ژانویه 1842

    مکان : جاده کابل – جلال آباد ، نزدیک گندمک ، افغانستان

    نتیجه : پیروزی افغان ها

    متخاصمین

    امپراطوری بریتانیا

    کمپانی هند شرقی

    افغانستان

    فرماندهان

    ویلیام الفینستون ( به اسارت درآمد )

    اکبر خان

    استعداد رزمی

    4500 نفر نیروی منظم ( از جمله 690 بریتانیایی )

    12 هزار کارگر غیرنظامی

    ناشناخته

    در منابع بریتانیایی : احتمالا 30 هزار نفر

    تلفات

    16500 نفر کشته و اسیر ، یک نفر موفق به فرار شد

    ناشناخته

     

    عقب نشینی سال 1842 از  کابل که با عنوان قتل عام ارتش الفینستون هم شناخته می شود ، بخشی از جنگ اول انگلستان و افغان ها  بود . به دنبال وقوع یک خیزش در کابل ، سرلشکر سر ویلیام الفینستون با اکبرخان ، یکی از پسران دوست محمدخان ، پادشاه افغانستان ، توافقنامه ای امضا کرد که به موجب آن نیروهای انگلیسی می توانستند به پادگان شهر جلال آباد در 140 کیلومتری کابل عقب نشینی کنند . با شروع عقب نشینی ارتش بریتانیا که توسط تعداد زیادی وابسته و کارگران غیرنظامی همراهی می شد ، جنگجویان قبایلی افغان  حمله به آن  را شروع کردند . بسیاری از افراد ستون بر اثر شرایط جوی ، سرمازدگی و گرسنگی درگذشتند یا طی درگیری ها کشته شدند . طی حرکت کند ستون از میان ارتفاعات برف گیر هندوکش ، افغان ها حملات متعددی علیه آن ترتیب دادند . در نهایت ارتش بریتانیا 4500 سرباز و 12 هزار کارگر هندی اش را از دست داد . آخرین مقاومت ستون در نزدیکی روستای گندمک و در 13 ژانویه به وقوع پیوست . از ستون تحت فرماندهی الفینستون ، تنها یک فرد اروپایی ( دستیار جراح ویلیام برایدون ) و چند سرباز مزدور هندی به جلال آباد رسیدند . چند ده نفر از اسرای انگلیسی و غیرنظامیان هم بعدها آزاد شدند . حدود 2 هزار هندی نجات یافته از کشتار یا برای گدایی به کابل برگشتند یا در بازارهای برده فروشی به فروش رسیدند . معدودی از آنان پس از اشغال کابل توسط بریتانیا در چند ماه بعد توانستند به هند بازگردند .

    در سال 2013 ، یکی از نویسندگان نشریه ( اکونومیست ) ، این عقب نشینی را  تا زمان سقوط سنگاپور در یک قرن بعد ، بدترین فاجعه نظامی بریتانیا معرفی کرد .

    پیش زمینه

    در سال 1838 ، دوست محمد خان توانست شاه شجاع درانی را از تخت پادشاهی افغانستان به زیر بکشد . این موضوع باعث هراس کمپانی هند شرقی بریتانیا از افزایش نفوذ روسیه در افغانستان شد . دوست محمدخان ابتدا پیشنهادات روس ها را رد کرد ،اما پس از این که لرد اوکلند ، فرماندار عمومی هند سعی کرد سیاست خارجی افغانستان را با منافع بریتانیا هم راستا کند ، افغان ها رابطه شان با روس ها را تقویت کردند . لرد اوکلند به توصیه مشاورش ویلیام هی مکناگتن  و بر خلاف توصیه الکساندر برنز ، به جای دوست محمدخان به پشتیبانی از شاه شجاع پرداخت و راه حل نظامی را مد نظر قرار داد . گردآوری قوا در اواخر 1838 آغاز شد .

    ارتش تحت فرمان ژنرال سر ویلوگبای کاتن ، و با همراهی مکناگتن به عنوان مشاور ، که از 20 هزار سرباز و 38 هزار کارگر غیرنظامی ( صنعتگران ، باربران ، آشپزها ، خدمتکاران ، دلاکان ، خیاط ها ، زره سازان ، شتربانان و ....همچنین خانواده های سربازان هندی و بریتانیایی ) تشکیل می شد ، در مارس 1839 از گذرگاه بولان گذشت و حرکت خود به سوی کابل را آغاز کرد . با وجود عبور از میان بیابان ها و گذرگاه های کوهستانی با ارتفاع بیش از 4 هزار متر ، پیشروی سرعت مناسبی داشت و در 25 آوریل شهر قندهار به تصرف بریتانیایی ها درآمد . همچنین استحکامات غزنی که تا آن زمان تسخیرنشدنی به حساب می آمد در یک حمله غافلگیرانه و در  22 جولای به تصرف مهاجمان درآمد . نیروهای مهاجم با دادن 200 کشته و زخمی ، 500 تن از مدافعان افغان را کشته و 1600 نفر دیگر را اسیر کردند . یکی از افغان ها با خیانت به پادشاهش  باعث شده بود انگلیسی ها با منفجر کردن یکی از دروازه های شهر  به سادگی وارد آن شوند . منابع سرشاری که در غزنی به دست نیروهای بریتانیا افتاد ، پیشروی بعدی آنان را ،که دشوار به نظر می رسید، تا حد زیادی آسان کرد . دوست محمدخان با شنیدن این خبرها گریخت و به کوه های هندوکش پناه برد . کابل بدون درگیری و در 6 آوریل 1839 سقوط کرد . شاه شجاع بازگشت و به عنوان امیر افغانستان از سوی بریتانیا به رسمیت شناخته شد . دربار شاه شجاع در استحکامات بالاحصار در مناطق مرتفع کابل برپا گردید . یک سال بعد  ودر 4 نوامبر 1840 ، دوست محمدخان تسلیم مکناگتن شد و به هند تبعید گشت .


     

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 12 شهریور 1393 10:28 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 9 شهریور 1393 12:33 ب.ظ نظرات ()


    نتیجه تصویری برای احمد توکلی

    آقای توکلی (دادستان سابق بهشهر، سخنگوی دولت وقت و اقتصاد دان و نماینده ی فعلی مجلس شورا): از آنجایی که ما یک کشور مسلمان هستیم، دروازه های کشورمان به روی همه مسلمین باز است، اما از آن جایی که اعزام گروه های فلسطینی به کشورهای دیگر، توطئه ای در جهت تکمیل توطئه های امریکا!!! برای اخراج فلسطینی ها از سرزمینشان می باشد، ما به شدت با آن مخالفیم و معتقدیم که فلسطینی ها نه تنها نباید به ایران بیایند، بلکه به هیچ کشوری دیگری هم نباید بروند، آنها باید به مقاومت خود ادامه دهند و علیه اسرائیل غاصب مبارزه کنند. ما می خواهیم از طریق کربلا به قدس برویم، بنابراین آمدن آنان به ایران هیچ موضوعیتی ندارد.

    مصاحبه ی مطبوعاتی سخنگوی وقت دولت با خبرنگاران 17/4/61

    منبع: عبور از مرز؛ علی لطف الله زادگان، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس

    (اونجاهاش که رنگی هستند را این حقیر رنگ کردم.علامت تعجب هم ایضا از بنده است. کیانی)

    آخرین ویرایش: سه شنبه 19 آبان 1394 09:55 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 8 شهریور 1393 05:52 ق.ظ نظرات ()


    گویند که در جلسه ی دادرسی امیرعباس هویدا از او پرسیدند: در زمان شاه چه کردی؟ هویدا دست در جیبش کرد و کبریتی درآورد و پاسخ داد: من 13 سال نخست وزیر بودم و قیمت این کبریت از روز اول دولت من تا به آخر یک ریال اضافه نشد.

    افسانه ی بالا از آن دروغهای 13 است که بسیاری از طرفداران رژیم سابق به آن باور دارند. من که شخصا فرصت نکردم تمام منابع مربوط به محاکمه ی هویدا را شخم بزنم ولی کتاب میلانی را که خواندم چنین داستانی درش نبود و بعید هم می دانم که در کتابها یا اسناد دیگر چنین گفتگویی پیداشود. اصولا بسیاری دوست دارند حکومت شاه را ،به ویژه سالهای پس از بحران نفتی 1973، را سالهای خوش و خرم ایران بدانند و از آن چونان دوران طلایی جم یاد می کنند. نباید از خاطر برد که افزایش قیمت نفت سبب شد تا شاه به صورتی گسترده دست به واردات بزند و بعضی همین واردات بی رویه و بالا رفتن قیمتها را از علل اصلی پدیدار شدن نارضایی ،اکثرا در قشر متوسط، می دانند. مثلا اردشیر زاهدی ،دامادشاه و آخرین سفیر او در واشنگتن، در بخش آخر خاطراتش به این مسئله اشاره می کند که کشوری که ظرفیت خرج کردن یک میلیون دلار را نداشت ناگهان دست به خرید میلیاردها دلار از کشورهای خارجی زد و در نتیجه صدها تن سیمان در باراندازهای جنوب کشور زیر باران رها شدند برای اینکه امکان حمل آنها به داخل کشور نبود. در سال 1354 برآورد شده است كه بیش از یك میلیارد دلار جریمه به كشتی‌هایی پرداخت شد كه در خلیج فارس به علت عدم وجود امكانات و تجهیزات تخلیه بار در انتظار بار اندازی مانده بودند .

    هر چه که بود دوران هویدا نه دوران ثبات قیمتها بلکه دورانی بود که نشانه های بیماری هلندی در اقتصاد ایران شروع به آشکارشدن کردند. رشد بی‌رویه قیمت خدمات شهری و افزایش هزینه زندگی كه از پیامدهای تمركز توسعه در شهرها و مهاجرت بی‌رویه و فساد اقتصادی بود موجبات نارضایتی بخش‌های وسیعی از جامعه را فراهم كرد . سیاست رفاهی رژیم با كاهش درآمدهای نفتی به بن بست رسیده بود. آهنگ شتابان مهاجرت روستائیان به شهرها به خاطر بی توجهی دولت به آنان و از سوی دیگر نیاز شهرها به ویژه تهران به كارگر سبب خالی شدن روستاها از سكنه و ركود بیشتر بخش كشاورزی و افزایش بهای محصولات این بخش شد. در نیمه دوم سال 1356 تورم به 40 در صد رسید ،‌ نرخ رشد صنایع غیر نفتی از 1/14 درصد در سال 1355 به 4/9 درصد در سال 1356 تنزل یافت . نگاهی به نمودار زیربی ضرر نیست.




    رشد جمعیت ایران در دوران نخست وزیری امیرعباس هویدا



    تورم در دوران هویدا

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 15 فروردین 1397 10:14 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 1 شهریور 1393 04:22 ق.ظ نظرات ()


    ترجمه : شاهو صالح

    بخشی از جنگ اول بوئر

    زمان وقوع :27 فوریه 1881 میلادی

    مکان وقوع : تپه ی مجوبا ، نزدیک وولکسراست ، کوازولو – ناتال ، آفریقای جنوبی

    نتیجه : پیروزی قاطع بوئرها ، آخرین نبرد بزرگ در جنگ اول بوئر

    متخاصمین

    پادشاهی متحد بریتانیا

    جمهوری آفریقای جنوبی

    فرماندهان

    سر جورج پومروی کالی

     ( کشته شد )

    نیکولاس اسمیت

    استفانوس روس

    دنی مالان

    خواکیم فریرا

    استعداد رزمی

    405 نفر پیاده نظام

    بین 400 تا 500 نفر

    تلفات

    92  کشته ، 134 زخمی ،59 اسیر

    1 کشته ، 5 زخمی

     

     نبرد تپه ی مجوبا ( نزدیک وولکسراست ، آفریقای جنوبی ) در 27 فوریه 1881 نبرد اصلی و تعیین کننده در جنگ اول بوئر به شمار می آید . نبرد پیروزی پرآوازه ای برای بوئرها بود .

     سرلشکر سر جورج پومروی کالی در شب 27-26  فوریه 1881 تپه را به کنترل خویش درآورد . انگیزه نیروهای بریتانیایی از این کار معلوم نیست. بوئرها بر این گمان بودند که قوای بریتانیا قصد دارد مواضع آنان در ارتفاعات لاینگ را از جناحین مورد حمله قرار دهد . تپه ی مجوبا از لحاظ نظامی برای بوئرها اهمیت چندانی نداشت  و شاید منظور کالی از تصرف آن نمایش قدرت و ارعاب بوئرها بوده باشد .

    نیروی 405 نفری بریتانیایی مستقر در تپه را  171 سرباز از هنگ 58 ام  و 141  سرباز از هنگ 92 کوهستانی های اسکاتلند ، و یک گروه کوچک از تیپ دریایی مستقر در ناو دیدو تشکیل می دادند . سربازان هنگ 92 ام بی تجربه بودند و بسیاری از نیروهای بریتانیایی دیگر نیز از زمان جنگ کریمه در درگیری دیگری شرکت نکرده بودند. سرلشکر کالی به همراه خود توپخانه ای به تپه نیاورده بود. هم چنین بر خلاف پیشنهادات چند نفر از افسران زیردستش سنگر بندی در تپه را رد کرد. کالی توقع داشت بوئرها با مشاهده در تیررس بودن استحکاماتشان عقب نشینی کنند. با این حال، بوئرها به فرماندهی نیکولاس اسمیت برای حمله به تپه دست به ایجاد یک گروه حمله زدند که از داوطلبان تحت امر واحدهای مختلف تشکیل شده بود. تعداد داوطلبان حدود 450 نفر و شاید بیشتر بود .

    در حدود ساعت 4:30  صبح، نیروهای هنگ 92 ام  بخش بزرگی از تپه را پوشش داده بودند، در حالی که تعداد اندک دیگری از نیروها در طرف راست تپه قرار داشتند. نیروهای بوئر که از نحوه چیدمان نیروهای انگلیسی خبر نداشتند، با مشاهده ناگهانی سربازان هنگ 92 ام دستپاچه شده و از احتمال حمله توپخانه به هراس افتادند. سه دسته 100 تا 200 نفره بوئر به آرامی به سمت بالای تپه در حال پیشروی بودند.  این گروه ها تحت فرماندهی استفانوس روس، دنی مالان و خواکیم فریرا بودند. بوئرها که تفنگ چیان ماهری بودند بخشی از نیروهای بریتانیایی را در شیب تپه معطل نگه داشتند تا این که گروهی دیگراز آنان بتوانند به نوک تپه برسند. مردان فریرا در ساعت 12:45 ظهر با آتش باری گسترده به سوی انگلیسی های مستقر در بالای تپه آنان را عقب رانده و به بالای تپه رسیدند. سرلشکرکالی به هنگام حمله در چادرش بود و تا زمانی که افسران زیردستش جدی بودن وضع را به او اطلاع دادند دستور خاصی صادر نکرد. بوئرها طی یک ساعت بعدی ضمن اجتناب از درگیری نزدیک، نیروهای وحشت زده انگلیسی را هدف شلیک های دقیق و از راه دور قرار دادند. نیروهای بوئر برای استتار از چمن های بلند تپه بیشترین استفاده ممکن را بردند، چیزی که نیروهای انگلیسی برای آن آموزشی ندیده بودند. نیروهای وحشت زده انگلیسی فرار از مواضعشان را شروع کردند. با مشاهده محاصره تپه از طرف بوئرها، بی نظمی کامل بر آنان چیره شد. سربازان هنگ 92 ام اسکاتلندی آخرین نیروهایی بودند که از مواضعشان دفاع کردند. حمله نهایی بوئرها خطوط بریتانیایی ها را کاملا متلاشی کرد.

    سرلشکر کالی که شاهد سردرگمی و تلفات بالای نیروهای خود بود سعی کرد فرمان عقب نشینی بدهد، اما هدف گلوله تفنگ داران بوئر قرار گرفت و کشته شد. بیشتر سربازان بریتانیایی که تلاش کردند از تپه ی مجوبا پایین بیایند و فرار کنند نیز توسط تفنگ چی های بوئر که در کمین نشسته بودند هدف قرار گرفتند. نیروهای کمکی بریتانیایی مستقر در کوه پراسپکت، متشکل از سواران هوسار پادشاهی سپاه 17 ام و تفنگ داران سلطنتی سپاه 60 ام، سعی کردند عقب نشینی نیروهای مستقر در تپه را پوشش دهند، اما این کار تاثیر چندانی بر بوئرها نداشت. 285 سرباز بریتانیایی کشته، زخمی  و اسیر شدند . در میان کشته ها پیکر کاپیتان کورن والیس مود، فرزند  ارل اول مونتالت ،کورن والیس مود، وزیر دولت بریتانیا هم به چشم می خورد .

    بیش تر تلفات بریتانیایی ها به نیروهایی برمی گشت که در حین فرار از تپه توسط تفنگ چیان بوئر که تفنگ های بهتری داشتند، هدف قرار گرفته بودند. چند نفر از فراریان که در محاصره بوئرها قرار گرفته بودند پس از تسلیم شدن آن چه را که اتفاق افتاده بود شرح دادند. بسیاری از نیروهای بوئر روستاییانی بودند که به آنان تفنگ داده شده بود و این موضوع که قوای امپراتوری بریتانیا از عده ای پسربچه روستایی هلندی تحت فرمان چند سرباز چنین شکست تحقیرکننده ای خورده باشد برای دولت بریتانیا بسیار دردناک می نمود .

    نبرد هر چند در مقیاس کوچکی اتفاق افتاده بود ، به سه دلیل از لحاظ تاریخی حائز اهمیت است :

    ·        امضای یک پیمان صلح و بعدها اجلاس پرتوریا میان بریتانیا و جمهوری افریقای جنوبی که به جنگ اول بوئر پایان داد.

    ·         تاکتیک های تحرک و آتش باری که توسط بوئرها به کار گرفته شد از لحاظ نظامی سال های سال جلوتر از آن دوران بود و باید فرماندهان بوئر را برای اجرای تاکتیک هایی چنین مترقی ستود.

    ·        پس از شکست در ارتفاعات لاینگ و شوینگشوگت، این سومین شکست خردکننده ای بود که بوئرها بر قوای بریتانیا وارد آورده بودند. سال ها بعد و در جنگ دوم بوئر، عبارت مشهور ( مجوبا را به یاد بیاور )، یادآور توان نظامی بالای بوئرها در ذهن بریتانیایی ها بود.

    برخی از مورخان برجسته بریتانیایی ادعا می کنند که شکست در جنگ اول بوئر آغاز زوال قدرت امپراتوری بریتانیا بود. از زمان استقلال ایالات متحده آمریکا از بریتانیا، امپراتوری بریتانیا هیچ گاه معاهده صلحی با شرایط غیرمورد علاقه اش را امضا نکرده بود و در یک جنگ نبرد آخر را نباخته بود. در درگیری های قبلی مانند جنگ زولو، نیروهای بریتانیایی شاید در مراحل اولیه شکست هایی متحمل شده بودند، اما در نهایت به پیروزی رسیده بودند. بوئرها اسطوره شکست ناپذیری امپراتوری بریتانیا را در برابر چشم جهانیان در هم شکستند.



    Majuba LondonNews.jpg

    نبرد تپه ی مجوبا ، نقاشی از ریچارد کاتن وودوایل برای روزنامه (اخبار مصور لندن )


     تصویر خیالی از سرلشکر جورج پومروی کالی در حین نبرد

     

     

    منبع :  http://en.wikipedia.org/wiki/Battle_of_Majuba_Hill

    آخرین ویرایش: دوشنبه 3 شهریور 1393 07:30 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 27 مرداد 1393 07:44 ق.ظ نظرات ()



    Reza Kiani Movahed

    WW II was finished in 14th August 1945 when Japan surrendered. But this point isn’t completely true. The truth is in this day conflicts ended, however official peace treaty was signed between allies & Japan just 6 years next in 8th September 1951. Why the peace treaty was signed too late?

    The truth is after Japan defeating The U.S didn’t trust to Japanese & decided to weaken this country and take Japan under pressure in order to stop the people and politician`s eminent.. The point that everyone know is based on the constitution were Americans have been written Japan was disqualified for having an army. But this point is hidden from public that Americans demolished almost all of the traditional structures in Japan. That

    Before WW II some economic trusts named 'Zaibatsu' were the real governor of Japan. The U.s dissolved Zaibatsu after WW II to repress Japanese traditional noblesses & to prevent people to communism. Foundries & shipyards shut & the output of the power plants was reduced critically. Labors protected by law & they could join the syndicates. Syndicalism was a crime before WW II in Japan.

    Reforms expanded to agronomy after industrial reforms. Landholders lost their farms & the large farms divided between farmers. Then middle class people expanded. Some reforms did in education in order to protect children against 'knighthood spirit'[i]. American education replaced Japanese system & schools became coeducation.

    On the other hand, in the 1930's communism was spread in Japan & there was the fear of more spreading of communism after WW II because of the bad economic situation. Chiang Kai-shek defeating by Mao's communists alarmed the U.S politicians. In 1948 Secretary Dean Acheson focused on industrial & economy recovery of Japan preventing to fall this country to the communism block.

    Surprising Kim Il Song invasion to South Korea in June 1950 obsessed Americans more than before. The U.s & its allies landed their forces in the Korean peninsula in order to help South Korea by the U.N permission but the interference of China ruined the U.S programs.

    American efforts to communism repression in the Far East forced them to band with their ex-enemy Japan. Far distance between the U.S & battleground caused their strategists looked for a suitable bridgehead in the Far East as a foothold & that foothold was not except Japan. In that era Japan has been sunk in the inflation & dissent with broken economy. So Americans decided to recover Japan economy in the first step until Japan could stand on its feet. First negotiations between the U.s & Japan began in 1950 by John Foster Dulles' initiative & in the next September Japan & 47 allies signed the treaty of Sun Francisco. In the same day Secretary Dean Acheson & Prime Minister Yoshida Shigeru, Japan prime minister, signed U.S.-Japanese Security Treaty. This pact allowed Americans to hold their troops in Japan & guaranteed defending Japan. Next year allied left Japan officially & Japan joined to the U.N.

    Security pact gave this chance to Japan to come back to the industrial countries club. Japan became not only the U.S ally but also its storage & logistic center in the Far East. Economic trusts revived as the new name 'Keiretsu' in order to start the Japan recovery. U.s army contracted Japanese industries to supply their troops in Korea. Korean War began in the June 1950 & in the next month balance of trade became positive for the first time after WW II for Japanese. In 1951 Japan reserves in the American banks exceeded to 400 million $.

    Korean War affected shipyard & shipping companies directly. Japanese ships brought troops & goods to Korea. Japan had 1546 tones ship that could use them for American campaign. Japanese shipyards revived after beginning Korean War & the first Japanese ship built after WW II berth in New York in February 1951. In the March Japan had 108 ocean liner (630000 tones) & 241 another type of the ships (1548000 tones). In this year negotiations began for their fishing rights. In 1951 Japanese fishers gained 4 million tones. Korean War requirements caused Japanese shipyards recovered as soon as possible & Japan became the first country in this field some years next.

    Until 1954 Japanese defense industries have been sold 3 billion $ goods to the U.S & 27% of their export belong to the U.S. 2 years after beginning the war Indices of All Industry Activity  (1934-36=100) exceeded to 144% & grown 5% relative 1 year ago. Foreign soldiers' peregrination (for rest & medication) in Japan was a foreign exchange source. In 1951 it estimated that American troops spent 297 million $ in Japan.

     By the way, we can say that Korean War played 'Marshal Plan' role for Japanese. The U.S agreement to join Japan to the GOTH had best effect on Japan economy situation. Far East, mainly China, was the first market for Japan before WW II. But China joining to communism block caused Japan lost his chance as the first foreign partner & Japan forced to find another market. So Japanese melted in the global economy. Korean War ended while Japan became the first economic power in the Far East & started its economy miracle.

    Persian version 

    [i] -Bushido in Japanese term

    آخرین ویرایش: شنبه 15 شهریور 1393 11:13 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 23 مرداد 1393 04:20 ق.ظ نظرات ()


    بخشی از فتح فرارود به دست مسلمین

    زمان وقوع : می تا سپتامبر 751 میلادی

    محل وقوع : تالاس ، قزاقستان یا قرقیزستان کنونی

    نتیجه: پیروزی عباسیان

    متخاصمین

    خلافت عباسی

     

    سلسله تانگ

    مزدوران قرلوق

     

    فرماندهان

    زیاد بن صالح

    گائو خیان ژی ، لی سیه ، دوآن خیوشی

    استعداد رزمی

    ناشناخته .در منابع چینی 200 هزار نفر

    100 هزار نفر در منابع عرب ، هر چند همه واحدها چه سوار و چه پیاده مورد اشاره قرار نگرفته اند .

    تلفات

     

     

     

    نبرد رودخانه تالاس یا نبرد آرتلاخ که در منابع عربی به عنوان ( معرکه  نهر طلاس ) شناخته می شود ، نبردی بود که در سال 751 میلادی میان نیروهای سلسله تانگ تحت حکمرانی امپراتور خوانزونگ  ( با همراهی  برخی ملت ها و مردمان دیگر که در منطقه حضور داشتند ) و خلافت عباسی برای کنترل نه تنها منطقه سیردریا بلکه مناطق استراتژیک آسیای میانه درگرفت . نبرد تالاس پایانی بر توسعه طلبی های سلسله تانگ در مناطق غربی بود و آخرین نقطه پیشروی سلسله های چینی در تاریخشان را ، چه پیش و چه پس از سلسله تانگ و در مناطق غربی، رقم زد . پیش از این و طی سلسله عملیات های نظامی و پیش روی هایی ، نیروهای تانگ شهرها و حکومت های متعددی را در منطقه تصرف و سرنگون کردند . در همین حال قدرت جدیدی در منطقه در حال ظهور بود . با آغاز شورش سراسری بر خلافت بنی امیه که به نحو گسترده ای در خراسان سازمان یافته بود ، منطقه ای که چندان از تالاس دور نبود ، قوای خلافت در حال ظهور عباسی نیروهای اموی را قاطعانه در نبرد زاب و در سال 750 میلادی شکست داد و بدین وسیله راه برای مقابله با دیگر تهدیدات و از جمله توسعه طلبی های سلسله تانگ در فرارود برای عباسیان هموار گشت. در جولای 751 نیروهای تانگ و عباسی در دره رودخانه تالاس در برابر یکدیگر صف آراستند . نبرد تالاس نه تنها به دلیل نتایج سیاسی ، بلکه به دلیل مسائل اقتصادی ناشی از تغییر قلمروها در آسیای میانه و تسلط خلافت عباسی بر بخش مهمی از جاده معروف راه ابریشم حائز اهمیت بود . هم چنین افسانه ای وجود دارد مبنی بر این که اسرای چینی این نبرد باعث انتقال فن آوری ساخت کاغذ به خاورمیانه و بعدها اروپا شده اند .

     

    موقعیت جغرافیایی

    محل دقیق وقوع نبرد مشخص نیست ، اما گمان می رود در نزدیکی مناطق تاراز و تالاس در مرز کنونی قرقیزستان و قزاقستان بوده باشد . نام چینی ( دالوسی ) در اشاره به تالاس نخست در گزارشات مربوط به امپراتور خوانزونگ آمده است . دو هوآن محل نبرد را منتهای غربی رودخانه چویی معرفی کرده است .

    پیش زمینه

    پیش از نبرد نیز درگیری های پراکنده ای میان نیروهای حاضر در منطقه رخ داد بود و توان نظامی چین توانسته بود با عبور از جغرافیای خشن حوضه تاریم و صحرای تاکلاماکان به مناطق غربی برسد . در دوره سلسله هان و حکمرانی امپراتور وو پیشروی هایی به منظور دسترسی به نژادهای مرغوب اسب در دره فرغانه صورت گرفته بود . سپس در سال 715 میلادی ، آلوتار ، حکمران جدید دره فرغانه به کمک نیروهای خلافت بنی امیه منطقه را در کنترل خود گرفته بود . اخشاید ، حاکم برکنار شده منطقه به کوچا ( در منطقه آنخی تحت تسلط چینی ها ) پناه برد و از چینی ها تقاضای کمک کرد .10 هزار سرباز چینی به فرماندهی ژانگ خیائوسونگ به فرغانه اعزام شدند . این نیروها با شکست آلوتار ، دست نشانده امویان ، در منطقه نمنگان ، اخشاید را به قدرت بازگرداندند . در نتیجه نبرد اهالی سه شهر سغدی کشتار شدند . رویارویی بعدی در سال 717 و با محاصره دو شهر منطقه آکسو توسط نیروهای عرب به فرماندهی تورغش رخ داد . تانگ جیاهویی ، فرمانده نیروهای چینی در منطقه غربی حاکمیت تانگ با همراهی نیروهای مزدور قرلوق به فرماندهی آشینا خین ( خاقان قرلوق ها ) به این عملیات پاسخ داد .

    در سال 750 ، ابوالعباس سفاح ، بنیان گذار خلافت عباسی ، شورش گسترده ای را که بعدها انقلاب عباسی نام گرفت از منطقه خراسان و بر ضد خلافت بنی امیه آغاز کرد . پس از پیروزی قاطع در نبرد زاب و نابودی قدرت خاندان اموی که بقایایش ناچار به فرار به آندلس شدند ، سفاح ارتشش را به منظور تحکیم قدرت به مناطق مختلف و از جمله آسیای میانه فرستاد ، جایی که در آن با قدرت های متعدد منطقه ای و از جمله سلسله تانگ رو در رو شدند .

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 23 مرداد 1393 10:19 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 47 ... 5 6 7 8 9 10 11 ...