منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • دوشنبه 11 آذر 1398 09:28 ق.ظ نظرات ()

    1️⃣ مگر نه اینکه برخی کشورهای نفتی، درآمدشون رو سرمایه‌گذاری می‌کنند. مثلا نروژ بیش از یک تریلیون دلار ثروت در صندوق سرمایه‌گذاری ملی‌ش تجمیع کرده، تا نسلهای دیگه هم از نفت بهره ببرند. چرا ما عواید نفتی رو بین مردم توزیع کنیم تا فقط همین نسل ثروت نفتی رو بخوره بره؟

    وقتی عواید نفتی رو بین مردم توزیع کنیم، بخشی رو مصرف می‌کنند و بخشی رو پس‌انداز می‌کنند. مثلا بخشی رو صرف خرید خوراک و پوشاک می‌کنند، اما بقیه رو سرمایه‌گذاری می‌کنند. یکی سهام می‌خره، دیگری خونه می‌خره. یکی تراکتور می‌خره، یکی دستگاه جوش می‌خره، دیگری کارگاهی اجاره می‌کنه و فعالیت تولیدی راه می‌اندازه. اینها همه سرمایه‌گذاری‌هایی هستند که ثروت خانوادگی رو افزایش می‌دهند، و از طریق ارث، عواید نفتی رو به نسلهای آتی می‌رسونند.

    حتی وقتی این پول صرف آموزش و بهداشت بهتر فرزندان میشه، نوه‌ها در خانواده مرفه‌تری بزرگ می‌شن، و عملا ثروت نفتی به نسلهای آتی میرسه.

    در وضعیت کنونی، ثروت نفتی در قالب بنزین و گازوئیل ارزون می‌سوزه می‌ره هوا، و برای نسلهای بعدی فقط سرطانش می‌مونه. هر وقت حکمرانی اقتصادی ما به کیفیت نروژ شد، بشینیم در مورد شکل دادن به یک صندوق سرمایه‌گذاری ملی صحبت کنیم. تا اون زمان، مردم امانت‌داران بهتری برای ثروت ملی هستند تا دولت. 

    سالها پیش یه صندوق توسعه ملی برای تجمیع بخشی از عواید نفتی ایجاد کردیم، اما شد قلک دولت، تا به بهانه‌های مختلف خالیش کنه.

    مردم بر ثروت خدادادی این سرزمین امین‌تر هستند تا دولت، و پدر و مادرها دلسوزتر بر سرنوشت فرزندان، نوه‌ها و ندیده‌هاشون هستند، تا دولت.

    این مقاله خوبی در مورد اثر چنین درآمدی بر نسلهای آینده‌ست:
    http://tarjomaan.com/neveshtar/9433/

    آخرین ویرایش: دوشنبه 11 آذر 1398 09:29 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 9 آذر 1398 07:00 ب.ظ نظرات ()
    مطلب زیر را دکتر ناظران در کانال خود منتشر کرده اند:

    قرار بود نفت ملی باشه، اما نفت دولتی شد. دولت باید با درآمد مالیاتی اداره میشد، اما دولت ما عادت کرده با پول نفت اداره بشه و به مالیات متکی نباشه. برای همین هم چندان نسبت به فرارهای مالیاتی حساس نیست. 

    بحران معیشتی که جامعه ما بهش گرفتار شده، ناشی از دولتی شدن نفته، و راه خروج از بحران، ملی کردن مجدد نفته.

    (تو این پست، منظور از «نفت»، کل ثروت فسیلی کشوره، چه نفت و چه گاز. از باب ایجاز می‌نویسم «نفت».)

    ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

    چه جوری نفت دولتی، به بحران معیشت منجر می‌شه؟

    یک دولت سالم، با درآمد مالیاتی اداره می‌شه. درآمد چنین دولتی، با رشد اقتصاد بیشتر میشه.

    اما دولتی که با پول نفت اداره می‌شه، از مالیات مردم بی‌نیازه. متعاقباً رشد اقتصادی هم نفع خاصی براش نداره. حرف از رشد اقتصادی، لقلقه زبون چنین دولتیه، ولی اقدام عملی برای رشد اقتصادی صورت نمی‌ده. دولت نفتی، برای تثبیت قدرتش، فقط کافیه مردم رو در یک رضایت نسبی نگه داره.

    برای راضی نگه داشتن مردم، دولت باید این «احساس» رو در مردم ایجاد کنه که درآمدشون برای یک زندگی خوب کافیه. 
    از سال ۵۳ که نفت گرون شد، دولت از محل درآمد نفتی، نرخ دلار رو سرکوب می‌کرد تا جنس وارداتی ارزون باشه، و گاهی به اسم تنظیم بازار، خودش مستقیما اقلام خوراکی وارد می‌کرد و زیر قیمت بازار توزیع می‌کرد. در واقع به پشتوانه ثروت نفتی، کالاها رو ارزون می‌کرد تا قدرت خرید مردم بیشتر از تولید اقتصادیشون بشه. ما هم خوشحال و سرخوش، به آواز «خر برفت و خر برفت» می‌رقصیدیم.

    اما سرکوب نرخ ارز، صنعتگر رو بیچاره می‌کرد. حتما شنیدید که می‌گن «تو ایران کار صنعتی جواب نمی‌ده، دلالی بهتره». دلیلش سیاست سرکوب ارزیه.
    واردات اقلام خوراکی هم کشاورز رو بیچاره می‌کرد. این شد که کشاورزها یا زمین‌شون رو فروختند رفتند شهر، یا اگه به کشاورزی ادامه دادند، جزو فقیرترین دهک‌های جامعه شدند.

    بیچارگی صنعتگر و کشاورز کشور، نتیجه مستقیم نفتی بودن دولته.

    بدین ترتیب، نفت دولتی اقتصاد رو بهم ریخت، مردم رو فقیر کرد، و به یارانه‌های دولت وابسته‌شون کرد. نیم قرنه که مردم از دولت می‌خواهند که فکری به حال معیشت شون بکنه، و از بیکاری نجاتشون بده. اما هر سال معیشت مردم سختتر، نرخ بیکاری بیشتر، و کالا گرونتر شده.

    از یه جایی باید بپذیریم، تامین معیشت مردم از عهده دولت ساخته نیست، چه اصولگرا باشه چه اصطلاح طلب، چه سلطنتی باشه چه جمهوری. نقش دولت در اقتصاد باید داوری باشه، و اتکاش هم به مالیاتی که از مردم می‌گیره.

    تا وقتی رفاه کاذب ناشی از نفت وارد بازار میشه، مردم عین درویش حکایت مولانا، کبابشون رو می‌خورند و سرخوشند. اما فردای روزگار که متوجه بشن دیگه خری در کار نیست، متوجه می‌شن که سرمایه خودشون رو داشتن می‌خوردن. همین حالا هم که تحریم رسوندن کباب رو مختل کرده، می‌بینیم که اون رفاه چقدر کاذب بود.

    این وضعیت، یک بن‌بست اقتصادیه، و راه خروج از این بن‌بست، ملی کردن نفته.

    ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

    چه جوری می‌شه نفت رو ملی کرد؟

    عواید نفت باید نقدا و تا ریال آخر، بطور هفتگی بین مردم توزیع بشه، و دولت فقط از محل عواید مالیاتی اداره بشه. 

    در حال حاضر بخشی از نفت صادر میشه، و بقیه‌اش به پتروشیمی‌ها و پالایشگاه‌های داخلی فروخته می‌شه.

    اگه قیمت بنزین رو آزاد کنیم، و عوایدش رو مساوی بین مردم توزیع کنیم، تنها بخشی از نفت رو ملی کردیم، در حالیکه همه نفت باید ملی بشه. چه جوری؟

    از سویی درآمد حاصل از صادرات نفت، پس از پرداخت هزینه استخراج به شرکت ملی نفت، به نرخ بازار آزاد تبدیل به ریال بشه، و تمام اون، بطور مساوی بین مردم تقسیم بشه. 

    از سوی دیگه، نفتی که در داخل به پتروشیمی‌ها و پالایشگاه‌ها فروخته می‌شه، به قیمت آزاد رقابتی بفروش برسه، و عوایدش تا ریال آخر، بطور هفتگی بین همه مردم توزیع بشه.

    بدین ترتیب نفت مجددا ملی می‌شه، بازار حامل‌های انرژی آزاد می‌شه، و دولت لاجرم فقط به درآمد مالیاتی متکی می‌شه. وقتی دولت به مالیات متکی شد، ناچار می‌شه رشد اقتصادی رو جدی بگیره.
    آخرین ویرایش: شنبه 9 آذر 1398 07:01 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 8 آذر 1398 08:05 ب.ظ نظرات ()
    در اواخر قرن نوزدهم یک پزشک انگلیسی به نام ادوارد جنر تصمیم گرفت تا چشم بر روی آموزه های بقراط و جالینوس و ابن سینا و رازی ببندد و به جای اینکه عدم تعادل صفرا و سودا و بلغم و خون را علت بوجود آوردن بیماری ها بداند چشم بر روی واقعیتهای دور و برش باز کند. او متوجه شده بود بسیاری کسانی که از گاوهای مبتلا به بیماری آبله ی گاوی شیر می دوشند به این بیماری مبتلا می شوند اما در عوض تا آخر عمرشان هیچگاه به بیماری آبله مبتلا نمی شوند. او فرض کرد که با مبتلا شدن بدن انسان به بیماری آبله ی گاوی چیزی در بدن تولید می شود که بدن انسان را در برابر آبله مصون می کند. باید توجه داشته باشیم که در آن زمان هنوز مفهوم میکروب، به صورتی که ما میشناسیم، کشف نشده بود و علم پزشکی هنوز به میکروسکوپهای خوبی که بتواند انواع و اقسام میکروبها را با آن تشخیص داد مجهز نشده بود. به هر حال جنر یک پسر هشت ساله را عمدا به بیماری آبله ی گاوی متبلا کرد و پس از بهبود یافتن پسرک وی را در معرض آبله قرار داد. پسرک در برابر آبله مصونیت یافته بود. بصیرت ادوارد جنر و چشم پوشی او از سنتهای پزشکی قرون وسطی بشر را از شر یکی از مهلک ترین بیماری ها مسری نجات داد. حرکت ادوارد جنر در واکسیناسیون افراد توسط لویی پاستور فرانسوی و رابرت کخ آلمانی گسترش یافت و امروزه بسیاری از فرزندان ما بیماری های مهلک و مسری را به راحتی از سر می گذراند بدون هیچ نگرانی....
    شاید فکر کنید که امروز می خواهم درباره ی مزیتهای پزشکی مدرن بر طب سنتی روضه بخوانم که البته اشتباه می کنید. بحث امروز ما درباره ی واکسینه شدن نظام مقدس جمهوری اسلامی در برابر شورشها و اعتراضات خیابانی است. برای دوستانی که سن کمتری دارند و دوران جنگ و پس از آن را به یاد نمی آورند تاریخچه ی کوتاهی می گویم و به اصل بحث برمیگردم.
    در بهار سال 1371 ایران 8 سال جنگ تحمیلی در برابر عراق و 4 سال دوره ی سازندگی را پشت سرگذاشته بود. فداکاری بی نظیر مردم در طی دوران جنگ که با جان و مال خود پشت نظام ایستادند و از آرمانهای خود عقب ننشستند دولت سازندگی را به این توهم رسانده بود که مردم آن چنان پشت نظام ایستاده اند که دولتمردان می توانند هر سیاست غلطی را اجرا کنند و همین که مردم این سیاست را سیاست نظام بدانند در برابر آن تمکین می کنند. اما در روز نهم خرداد 1371 شورش مردم مشهد نشان داد که مردم با دولتمردان چندان هم عهد اخوت نبسته اند. این شورش با شورش 13 مرداد 1373 مردم قزوین و شورش 15 فروردین 1374 مردم اسلامشهر دنبال شد. هرچند که علت هر سه شورش با هم تفاوت داشت (اولی برای اعتراض به خراب کردن خانه های بدون مجوز در قسمت فقیر نشین شهر، دومی به علت اعتراض به تفکیک نشدن استان قزوین از استان زنجان و سومی به علت اعتراض به گرانی کرایه ها) هر سه شورش مشترکات زیادی با هم داشتند:
    • شرکت کردن قسمت عمده ای از اقشار فقیر جامعه که نظام آنها را حامی بی چون و چرا و همیشگی خود می دانست.
    • حمله به ادارات، مراکز دولتی و کلانتری ها و ... توسط مردم.
    • در هر سه مورد اعتراضات محدود بودند به شهرها و به دیگر شهرها و استانها گسترده نشدند.
    • غافلگیر شدن دولت در هر سه مورد که در نهایت مجبور شدند با توسل به قوای نظامی و آتش مسلسل شورشها را سرکوب کنند.
    • کشته شدن تعداد زیادی از مردم توسط نیروهای نظامی حاضر در صحنه.
    • اعلام اینکه شورشها توسط اراذل و اوباش صورت گرفته اند به عنوان سیاست رسمی نظام در خبررسانی.
    • دستگیری تعداد زیادی از مردم به اتهام دست داشتن در شورشها و اعدام تعدادی از آنها پس از سرکوب مردم در خیابانها.
    هرچند که این شورشهای خیابانی این توهم سیاستمداران را بر هم نزد که مردم قشر فقیر همیشه و در همه حال حامی بی چون و چرای نظام خواهند ماند اما دستپاچگی آنها در سرکوب شورشها و هزینه ی زیادی که روشهای سرکوب اعتراضات خیابانی با استفاده از آتش مسلسل در بر داشت سبب شد تا نظام در پی چاره جویی برآمده و به دنبال راه حلهای نرم تری برای جلوگیری از اغتشاشات خیابانی و مدیریت چنین شورشهایی بگردد.
    در حمله به کوی دانشگاه در تیر 1378 (5 سال پس از سرکوب خونین شورش اسلامشهر) نظام هر چند که باز هم با عجله و پر هزینه شورشهای خیابانی را سرکوب کرد اما نیروهای امنیتی و نظامی واکنش نسبتا بهتری را در مدیریت شورش نشان دادند. اینکه این در این شورش مقصر که بود و علتهای بروز این اغتشاشات چه بودند را ما بررسی نمی کنیم و نخواهیم کرد. بحث بر سر این است که با وجود اینکه شورشهای متعاقب حمله به کوی دانشگاه خیلی سریع گسترش پیدا کردند و بر خلاف آن سه شورش قبلی حتی به شهر و استانهای دیگر هم کشیده شدند استفاده ی مناسبتر از روشهای های ضدشورش سبب شد تا این همه اعتراضات با کشته ها و مجروحان کمتری به پایان برسند. 
    درسهای شورش های تابستان 78 ده سال بعد و در طی فتنه ی 88 به کار نظام آمد. بازهم با وجود گسترده بودن اعتراضات و شورشهای مردم در بسیاری از شهرها و مراکز استان نیروهای نظامی، امنیتی و انتظامی با تعداد کشته ها و مجروحان نسبتا اندکی شورشها را سرکوب کردند.
    شورش های کور دی ماه 96 نیز سرنوشتی مشابه فتنه ی 88 داشتند. امروزه نظام مقدس جمهوری اسلامی نشان داده است که شورشهای متعدد مردم از ابتدای دهه ی هفتاد تا به امروز این نظام را در برابر این گونه اعتراضات به خوبی واکسینه کرده اند. شاید اگر مردم ایران کمتر به خاطر هیچ و پوچ به خیابان می ریختند امروز چنین تجربیات گرانبهایی را در زمینه ی ضد شورش نصیب نیرویهای امنیتی و انتظامی نمی کردند و همین شورشهای بنزین 98 می توانست پایه های نظام را به راحتی به لرزه درآورد اما بازهم دیدیم که با وجود گستردگی بسیار زیاد این شورشها، شاید گسترده ترین شورش مردم در سطح کشور که حتی در طی انقلاب 57 هم بی نظیر بود،  سرکوب آنها در طی تنها 3-4 روز و به راحتی و بازهم با تلفات جانی نسبتا اندکی صورت گرفت. مواردی را که سبب شد این شورش بنزین به راحتی سرکوب بشود را می توان به صورت زیر خلاصه کرد:
    • انتخاب زمان مناسب برای خبررسانی. یعنی دقیقا زمانی که مردم یا پای آنتن ماهواره نشسته بودند و یا در حال بازگشت از دعای کمیل بودند و در نتیجه فردا تا ظهر هم قرار بود بخوابند. در نتیجه تنها بخش اندکی از مردم از خبر گران شدن بنزین با خبر شدند و زمانی هم که خبردار شدند چنان چشمانشان گرم خواب بود که امکان واکنش از آنها سلب شده بود.
    • بی خبر گذاشتن تقریبا تمامی ارکان نظام از این اقدام که در نتیجه خبر گران شدن بنزین از قبل در میان مردم درز نکرده بود تا از قبل خودشان را برای هماهنگی مناسب یک شورش موفق آماده کنند.
    • نداشتن لیدر سیاسی مناسب برای معترضان که شورشهای آنها را به حرکاتی کور و قابل سرکوب تقلیل داده بود.
    • معتاد کردن مردم به اینرنت و قطع آن در یک لحظه ی مناسب که سبب شد ارتباطات بین شورشیان به راحتی از بین برود در حالیکه شورشی ها هیچ جایگزینی برای آن در نظر نداشتند.
    • بمباران خبری مردم درباره ی بروز خشونتهای کور د رسانه های خبری و برجسته کردن امنیت به عنوان اولویت اول مردم کوچه و بازار که بسیاری از کسانی را که بی طرف بودند به سمت مسئولان سوق داد.
    خلاصه اینکه از این به بعد اگر خواستید تا برای اعتراضهای سیاسی و یا معیشتی و یا دانشجویی و یا هر گونه اعتراض دیگری به خیابان بیایید و با لشکرکشی خیابانی نظام را به عقب نشینی وادار کنید توصیه ی من به عنوان کسی که تاریخ خوانده ام این است که کلاً بی خیال قضیه بشوید.... این نظام کاملا در برابر هر گونه شورش خیابانی واکسینه شده است.... اگر هم شورشی به قدری فراگیر بشود که بتواند روشهای ضد شورش نظام را خنثی کند سطح خشونتها به جایی خواهد رسید که در نهایت یا به سومالی خواهیم رسید، یا سوریه و یا افغانستان... ته ته ش چیزی برایتان نخواهند ماند جز ویرانه ای....
    از ما گفتن بود....
    رضا کیانی موحد
    آخرین ویرایش: جمعه 8 آذر 1398 09:30 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 5 آذر 1398 09:38 ب.ظ نظرات ()

    29 آبان 1398

    ایرناپلاس در این رابطه با علی سرزعیم، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی گفت‌وگو کرده تا از زبان او بشنویم این افزایش قیمت چه اثری بر معیشت ما دارد؟

    ⭕️آیا رابطه معناداری بین افزایش قیمت سوخت و کاهش مصرف آن وجود دارد؟

    بستگی دارد که افزایش قیمت سوخت چقدر باشد. اگر این افزایش قیمت قابل توجه نباشد، مصرف را کاهش نمی‌دهد. اما اگر افزایش قابل توجهی در قیمت رخ دهد، می‌تواند افراد را به تغییر رفتار سوق دهد. ما در گذشته به‌صورت پله‌ای افزایش قیمت بنزین داشته‌ایم. در مقطعی قیمت افزایش پیدا می‌کرده است. با این حال تا زمانی که می‌خواسته تغییر رفتار ایجاد شود، تورم افزایش پیدا می‌کرده، اما قیمت بنزین ثابت می‌مانده است. بنابراین انگار بنزین دوباره ارزان شده و این مسئله مانع می‌شده که تغییر رفتار ایجاد شود. اگر نرخ افزایش قیمت بنزین به‌طور پیوسته بیشتر از نرخ تورم می‌بود، آن زمان تغییر رفتار مردم را می‌دیدیم.

    با تشویق نمی‌شود مردم را دوچرخه‌سوار کرد. اگر مردم احساس کنند از نظر اقتصادی برایشان به‌صرفه است که با دوچرخه رفت‌وآمد کنند و تردد با خودرو برایشان گران تمام می‌شود، آن زمان به سمت استفاده از دوچرخه یا حمل‌ونقل عمومی می‌روند.

    ⭕️افزایش قیمت اخیر برای تغییر رفتار مصرف‌کننده، کافی است؟

    بعید است. ۶۰ لیتر که به‌اندازه مصرف روزانه است، قیمتش ۱۵۰۰ تومان است و تنها افراد پرمصرف، به‌ازای هر لیتر بنزین ۳۰۰۰ تومان پرداخت می‌کنند. این سیاست را نباید نهایی دید، بلکه باید آن را گام نخست دانست که سد تصمیم‌گیری درباره قیمت بنزین را شکسته است. بعد از این باید به راه‌حل بهتری که تخصیص سهمیه به‌افراد است، برسیم. در آن شیوه، هر شخص سهمیه خود از بنزین کشور را دریافت کرده و خودش تصمیم ‌می‌گیرد آن را مصرف کند یا بفروشد. این روش ایده‌آل است. در این روش قیمت بنزین ایران می‌تواند نزدیک قیمت جهانی شود و اتفاقاً مردم استقبال می‌کنند.

    ⭕️سال گذشته برخی از نمایندگان مجلس طرحی را پیگیری می‌کردند، شبیه به آنچه شما گفتید، اما این طرح در کمیسیون برنامه و بودجه رد شد. نامه‌ای را نیز شما و ۴۰ اقتصاددان دیگر در این رابطه نوشته و پیشنهادی مشابه را مطرح کردید. موانع اجرایی این طرح چه بود و چرا به سیاست‌های قبلی برگشتیم؟

    نظام تصمیم‌گیری ما بیش از حد ریسک‌گریز است و از کارهای جدید می‌ترسد، به‌ویژه در رابطه با موضوع مهمی مانند بنزین. در صورتی که کارت بنزین نیز در زمان خود، کار جدیدی بود. اما از آنجایی که جسارت آقای احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور وقت پشت ماجرا بود، اجرا شد. متأسفانه مجلس و دولت فعلی زیادی محتاط هستند و به همین علت ریسک انجام کار جدید را نپذیرفتند و مدل قبلی را ترجیح دادند. امیدوارم سیاست جدید به‌طور کامل اجرا شده، ترس آنها کم شود و سال بعد آن مدل بهتر را اجرا کنیم که رضایت بیشتری نیز می‌تواند ایجاد کند.

    ⭕️تا همین جا هم در شهرهای مختلف ما اعتراضات زیادی شکل گرفته است. کلیشه‌ای هم بین مردم ما وجود دارد مبنی بر اینکه اگر قرار است قیمت بنزین نزدیک به نرخ‌های جهانی شود، دستمزدهای ما نیز باید به همان میزان افزایش پیدا کند. چه پاسخی دارید؟

    اگر قرار باشد دستمزدهای ما و قیمت بنزین در ایران به اندازه سوییس باشد، اینجا هم سوییس می‌شود. آیا ما یک کشور توسعه‌یافته هستیم؟ ما نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم رفاه آنها را داشته باشیم، زیرا ما یک کشور در حال توسعه هستیم. بنابراین به‌صورت طبیعی باید این شکاف وجود داشته باشد.

    نکته دیگر اینکه از آنجایی که ما نفت داریم و در تولید بنزین هم تا حد زیادی خودکفا شده‌ایم، می‌توانیم بین رفاه بنزینی و غیربنزینی انتخاب کنیم. رفاه بنزینی یعنی ما نفت خود را تبدیل به بنزین می‌کنیم و به‌راحتی آن را می‌سوزانیم. راه دیگر این است که خودمان سختی بیشتری بکشیم، بنزین را صادر کنیم و با ارز حاصل از آن حمل و نقل عمومی را گسترش دهیم، هواپیماهای ایمن وارد کشور کنیم، مدارس خود را بازسازی کنیم و... . رفاه بنزینی در کوتاه‌مدت خوب است که برای ترددهایمان هزینه زیادی نمی‌کنیم و سختی نمی‌کشیم، اما در بلندمدت ضرر می‌کنیم. آلودگی هوا و ترافیک، سالانه بیش از ۱۷ هزار کشته و ۳۰۰ هزار زخمی بخشی از تبعات این وضعیت است.

    آیا می‌صرفد که منابع خود را به این صورت هدر دهیم یا بهتر است خودمان کمتر مصرف کنیم و بخشی از آن را صادر کنیم؟ با درآمد حاصل از این صادرات می‌توان تکنولوژی کارخانه‌ها را به‌روز کرد تا در سطح جهان قدرت رقابت داشته باشیم، مدارس خود را آباد کنیم، حمل و نقل ریلی را گسترش دهیم و... . اگر جامعه ما نگاهی منطقی داشته باشد، به این نتیجه می‌رسد که بهتر است قدری از رفاه بنزینی خود کم کند.

    ⭕️گویا دولت‌های مختلف حیثیت خود را گره خورده با نرخ ارز و قیمت بنزین می‌بینند. معمولاً رویه‌شان این است که چند سال قیمت این دو را سرکوب کرده و سپس با شوک قیمتی مواجه می‌شوند. این را چگونه تحلیل می‌کنید؟

    متأسفانه برخی از روشنفکران و اقتصاددان‌های ما تفکر غلطی را به‌مدت چند دهه در جامعه ترویج کرده‌اند و موفق هم شده‌اند. این افراد ترویج کرده‌اند که افزایش نرخ ارز و قیمت بنزین باعث افزایش تورم می‌شود. این فکر را در حاکمیت هم رسوخ داده‌اند. هر بار که بحث اصلاح نرخ ارز یا قیمت حامل‌های انرژی می‌شود، اکثر اعضای هیئت دولت می‌گویند این مسئله باعث ایجاد تورم می‌شود. این در حالی است که اکثر تحقیقات دانشگاهی نشان می‌دهد که تورم ناشی از کسری بودجه و رشد نقدینگی است. با این حال، آن تفکر غلط برای ذهن ساده است و راحت باور می‌کند.

    در حالی که کسری بودجه دولت و استقراض از بانک مرکزی باعث ایجاد پول پرقدرت، خلق پول توسط بانک‌ها و تبدیل آن به نقدینگی می‌شود و پس از چند سال روی قیمت‌ها سرریز می‌شود. توده مردم و خیلی از دولتمردان که در اقتصاد جزو عوام محسوب می‌شوند، این سازوکار پیچیده را نمی‌فهمند و همان تبیین ساده را باور می‌کنند. در نتیجه همان تبیین تکرار می‌شود و در رابطه با اصلاح قیمت ارز و بنزین حداکثر مقاومت صورت می‌گیرد. نشانه‌اش این است که ما تا پای جان در برابر افزایش قیمت بنزین و دلار مقاومت کرده‌ایم، مگر اینکه دیگر نتوانسته‌ایم قیمت آن را کنترل کنیم. با این حال، تورم ما همچنان جزو تورم‌های بالا در دنیا محسوب می‌شود. این نشان می‌دهد تصور عمومی درست نیست که دلار و بنزین باعث ایجاد تورم می‌شود، اتفاقاً نقدینگی است که باعث افزایش تورم می‌شود.

    ⭕️ارزیابی شما از مورد اخیر افزایش قیمت بنزین چیست و فکر می‌کنید چقدر می‌تواند اثر تورمی داشته باشد؟

    تمام موارد افزایش قیمت بنزین را در سال‌های گذشته بررسی کردم؛ معمولاً دو ماه شاخص قیمت بالا رفته و پس از آن پایین می‌آید. حدس من این است که اثر آن روی نرخ تورم کمتر از پنج درصد است.

    ⭕️می‌دانیم که استمرار پرداخت سوبسید به حامل‌های انرژی ممکن نبود. منتها ایرادی وارد می‌شود مبنی بر اینکه برهه مناسبی برای اجرای سیاست حذف بخشی از سوبسید انتخاب نشد. نظر شما چیست؟

    ما همیشه در «برهه حساس کنونی بوده‌ایم» و به همین علت هم سیاست‌های اصلاح اقتصادی را به تعویق انداخته‌ایم و بیماری اقتصاد ما بدتر شده است. این مسئله به زیان ما بوده و قدرت خرید ما دارد کمتر می‌شود. همچنین رشد اقتصادی ما پایین‌تر از کشورهای منطقه است. اگر به همین شیوه پیش برویم، از سایر کشورها عقب می‌مانیم و این تعارف ندارد. دنیا یک عرصه رقابت سنگین است و هر سالی که تلف شود، باعث جا ماندن یک کشور می‌شود. این مسئله تبعاتی دارد از جمله اینکه نخبگان به‌تدریج از کشور می‌روند، زیرا شرایط کشورهای همسایه بهتر است. اگر می‌خواهیم به چنین وضعی دچار شویم، دست نگاه داریم و منتظر باشیم تا زمان ایده‌آلی فرا برسد. زمانی که درآمد نفت زیاد باشد، سیاستمدار با خود می‌گوید اکنون نیازی به اجرای سیاست اصلاحی ندارم. پس چه زمانی وقت مناسب است؟ اجرای این سیاست در امروز، بهتر از فردا و بدتر از دیروز است. کاش ما در دهه ۱۳۸۰ این کار را انجام می‌دادیم.

    مرحوم هاشمی رفسنجانی در سال‌های ۱۳۷۴ و ۱۳۷۵ چند بار قصد انجام این کار را داشت. من شنیدم که قبل از دور دوم دولت خود چند بار در مجلس گفته بود بگذارید قیمت بنزین را به قیمت جهانی برسانم، ولو اینکه رأی نیاورم. با این همه مجلسی‌ها زیر بار نرفته بودند. اگر آن زمان این کار را انجام داده بودیم، خیلی راحت‌تر بود. مسئله را به تعویق انداخته‌ایم و کار سخت‌تر شده است. جامعه ما به بنزین معتاد شده و این اعتیاد مدام بیشتر می‌شود. بالأخره ترک اعتیاد سخت است. جامعه ناراحت است، زیرا بنزین به‌نحوی زندگی افراد را درگیر می‌کند و جدا کردن آن از زندگی مردم سخت است. ارزان بودن بنزین افراد را به رفتارهایی می‌کشاند که تغییر آن به‌راحتی ممکن نیست. فرد می‌خواهد به رفتار سابق خود ادامه دهد و به همین علت است که در برابر افزایش قیمت سوخت مقاومت می‌کند.

    ⭕️آیا بهتر نبود خوراک صنایع بزرگ مانند پتروشیمی‌ها و فولادی‌ها در اولویت حذف سوبسید قرار می‌گرفت؟

    در این صورت حاشیه سود در آنجا پایین می‌آمد. بیشتر سهام این دو صنعت نیز متعلق به دولت و صندوق‌های بازنشستگی است. در آنجا نیز با کسری بودجه مواجه می‌شد و تفاوتی حاصل نمی‌شد.

    ⭕️به کسری بودجه اشاره کردید، شبهه‌ای مطرح می‌شود که دولت برای جبران کسری بودجه خود سیاست فعلی را در پیش گرفته است. البته گفتند رئیس جمهور مخالفت کرده و گفته که حتی یک ریال از محل درآمدهای اجرای این طرح وارد خزانه نشود و تمام آن به مردم برگردانده شود. با این همه، در زمان بستن بودجه این سیاست اجرایی شده است. همچنین ممکن است منابعی که دولت از محل اجرای این سیاست به دست می‌آورد، بیش از چیزی باشد که قرار است به مردم برگرداند و این مابه‌التفاوت می‌تواند در بودجه لحاظ شود. برداشت شما چیست؟

    دولت متعهد است که درآمدهای این بخش را در بودجه استفاده نکند، اما اگر این کار را هم انجام می‌داد، برای جامعه خوب بود، زیرا دولت کسری بودجه دارد و این کسری می‌تواند به‌سرعت تبدیل به تورم شود. می‌دانیم که تورم وضع همه را بد می‌کند و وضع فقرا را خیلی بد می‌کند. این فقرا نه خودرو دارند و نه قدرت سفر. می‌توان قدری فشار را بر افرادی که خودرو دارند افزایش و درآمد حاصل از این محل را به فقرا داد یا اینکه کسری بودجه را کم کنیم تا تورم کم شود و فقرا نیز آسیب کمتری از این محل ببینند.

    من مطمئن نیستم که درآمد ناشی از اجرای این سیاست بیش از پولی شود که دولت می‌خواهد به مردم بپردازد. اتفاقاً نگرانی دارم که عکس این اتفاق بیفتد و این طرح دچار کسری بودجه شود.

    ⭕️مردم نگرانند پولی که دولت به آنها برمی‌گرداند، به‌اندازه چیزی نباشد که اصطلاحاً از جیبشان برداشته می‌شود. عددی بین ۵۵ تا ۲۰۵ هزار تومان به‌ازای تعداد اعضای خانوار در نظر گرفته شده است. آیا این اقدام دولت برای جبران تبعات اجرای این سیاست کافی است؟

    بررسی من درباره بودجه خانوار نشان می‌دهد که از این جهت خیلی جای نگرانی وجود ندارد. در واقع بیشتر دهک‌ها منتفع می‌شوند تا اینکه از این محل زیان ببینند. ما مصرف بنزین خانوارها را در دهک‌های مختلف بررسی کردیم، با فرض اینکه قیمت افزایش یافته و حتی مصرف نیز کم نشود و این پول مستقیماً به آنها برگردد. ثابت شد که برای بیشتر دهک‌ها بهتر است.

    ⭕️هنگامی که این سیاست را در کنار افزایش پایه‌های مالیاتی و اصلاح ساختاری بودجه قرار می‌دهیم، به پازلی می‌رسیم که گویا دولت یک بسته سیاست‌های اصلاحی را در پیش گرفته است. ارزیابی شما چیست؟

    خواست مقام معظم رهبری بود که اصلاحات ساختاری آغاز شود. به‌نظرم تدبیر درستی است، زیرا باید بالأخره از شیر نفت جدا شویم. اگر عقل و اراده‌اش را داشتیم، خودمان این کار را انجام می‌دادیم. اما این‌گونه نشد و ترامپ به‌زور این کار را کرد. ما باید کار سالم‌سازی اقتصاد را انجام دهیم. همان‌طور که بنزین جامعه را معتاد می‌کند، درآمد نفت نیز دولت را معتاد می‌کند. تحریم این اعتیاد را کم کرده و دولت به سمت اصلاح کشیده شده است. ای کاش پس از برجام خودش به این سمت می‌رفت.

    ما ناچاریم اصلاحات اقتصادی را انجام دهیم. باید مالیات بر ثروت را دریافت کنیم، پزشکان باید در مطب خود کارتخوان نصب کنند و مالیات دهند، حساب بانکی ثروتمندان ما باید چک شود تا مشخص شود از کجا منابع به دست آورده‌اند و کسانی هم که دارند بدون زحمت عادی سرمایه به دست می‌آورند باید مالیات دهند. به نظرم باید تمام معافیت‌های مالیاتی حذف شود. همه باید مالیات دهند، ولو اندک. فرهنگ اینکه صنف یا گروهی در مجلس چانه‌زنی کنند تا قانونی تصویب شود که آنها را از پرداخت مالیات معاف کند، باید برچیده شود.

    ما باید به سمت کشورهای مدرن برویم. در این کشورها همه مالیات می‌دهند و دولت از این محل اداره می‌شود. همچنین باید دولت را نیز کوچک کنیم. چرا باید تعداد زیادی کارمند داشته باشیم که کار نمی‌کنند و با بیکاری پنهان در بخش دولتی روبه‌رو باشیم؟ باید این افراد را از سازمان‌ها خارج و به آنها بیمه بیکاری پرداخت کرد و به این صورت هزینه‌های دولت را کاهش داد.

    ثروت زیرزمینی باید به ثروت روی زمین تبدیل شود، یعنی با پول نفت زیرساخت بسازیم. نفت ثروت بین‌نسلی است و زیرساخت نیز همین‌گونه است. صرف کردن پول نفت در بخش هزینه‌های جاری اشتباه است. اگر پول نفت را صرف زیرساخت‌ها کنیم، هم خودمان و هم نسل پس از ما رشد می‌کنند.

    ⭕️گفته می‌شود هنگام اجرای سیاست‌های اصلاحی، سه شرط باید وجود داشته باشد. سرمایه اجتماعی دولت برای اقناع کافی باشد، سازوکار شفاف و نظارت‌پذیری بر اجرای آن سیاست حاکم باشد و دیگر اینکه رویکرد انضمامی برای جبران تبعات آن سیاست وجود داشته باشد. آیا وضعیت فعلی با این سه شرط تطبیق‌پذیر است؟

    در رابطه با سرمایه اجتماعی، این دولت ضعیف‌تر از دولت احمدی‌نژاد بود. آقای احمدی‌نژاد بهتر با جامعه صحبت کرد و در قانع کردن نخبگان، مراجع، نهادهای سیاسی و توده‌های مردم برای انجام این کار موفق‌تر بود. در رابطه با سازوکار شفاف نیز می‌شود تدابیری اندیشید. مثلاً اینکه یک کمیته ملی متشکل از مجلس و نخبگان باشند که نحوه اجرا را پایش کنند. رسانه‌ها نیز می‌توانند به‌عنوان خواست تظاهرکنندگان، این موضوع را از حکومت بخواهند.

    در رابطه با رویکرد انضمامی برای جبران سوءاثرات نیز به‌نظرم پرداخت نقدی در این راستاست. اگر پولی باقی می‌ماند که بودجه نهادهای حمایتی را نیز بیشتر می‌کردیم، بهتر بود. البته سازوکار فعلی نیز به‌نوعی به دهک‌های ضعیف برمی‌گردد. بهتر بود به ۱۸ میلیون خانوار پرداخت نقدی نداشته باشیم، بلکه فقط به افراد بدون خودرو پرداخت کنیم. در این حالت پول بیشتری به افراد فقیر تعلق می‌گرفت که حمایت مؤثرتری بود.

    ⭕️منظورتان سه دهک پایینی است؟

    سرشماری نشان می‌دهد که پنج دهک خودرو دارند و بهتر بود فقط به پنج دهک پایینی پرداختن نقدی صورت گیرد. در این حالت انگیزه مخالفت آنها نیز کم می‌شد، مبلغ بیشتری به آنها تعلق می‌گرفت، رضایت بیشتری داشتند و فقرزدایی هم به‌صورت بهتری انجام می‌شد.

    ⭕️معتقدید پنج دهک بالایی اساساً به این مبلغ نیاز ندارند؟

    آنها هم اعتراض می‌کردند، منتها هم تعدادشان زیاد نبود و هم اینکه تحمل این مسئله برایشان راحت‌تر است. البته این نکته هم وجود دارد که شاید جای دهک چهار و پنج تغییر کند. اینها گرفتار اصلی این سیاست هستند، اما دهک هفت تا ۱۰ مشکل جدی ندارند.

    گلایه‌ای که به‌کرات طی چند روز اخیر شنیده‌ام این است که چرا اطلاع‌رسانی کافی در رابطه با اجرای این سیاست انجام نشد و به‌یکباره این سیاست به اجرا گذاشته شد. البته قابل حدس است که شاید بنا بر تجربه گذشته، دولت نگران اعتراضاتی بوده است.

    این نقد درستی نیست. شما خودتان را جای آن مسئول بگذارید، اگر مردم را غافلگیر نکنید، می‌خواهید چه کار کنید؟ اگر گفته شود مثلاً از شنبه آینده قرار است چنین طرحی به اجرا گذاشته شود، برخی با گالن به پمپ بنزین می‌روند، احتمال دعوا و آتش‌سوزی وجود دارد، تظاهرات پیش از آن برگزار می‌شود و... . این وضعیت بدتری است و نمی‌شود آن را کنترل کرد.

    ⭕️اگر نکته‌ای مد نظرتان است که در پرسش‌های من نبود، مطرح کنید.

    انتخاب‌های ما بین بد و خوب نیست، بلکه بین بد و بدتر است. من می‌فهمم سیاست افزایش قیمت بنزین، به‌ویژه در کوتاه‌مدت، سختی دارد. اما اگر این کار را انجام ندهیم، بعدها سخت‌تر می‌شود. این را هم می‌دانم که چنین سیاست‌هایی در بلندمدت به نفعمان است. میلی طبیعی به ادامه وضع موجود در همه هست. وظیفه ما این است به جامعه بگوییم نفعمان در این است که منافع بلندمدت را بر منافع کوتاه‌مدت ترجیح دهیم. نفع ما و فرزندان ما در این است. رفاه بنزینی کاملاً موقتی و آلوده به بیماری‌های تنفسی، ترافیک و... است. اگر می‌خواهیم اقتصادمان سالم باشد، بالأخره باید از جایی شروع کنیم.

    امیدوارم جامعه همراهی کند، دولت هم سازوکار شفافی راه‌اندازی کند و مردم اطمینان حاصل کنند که سختی کوتاه‌مدت به یک نفع بلندمدت تبدیل می‌شود. اگر ما با موفقیت این کار را انجام دهیم، راه برای اصلاحات اقتصادی و اصلاحات حکمرانی باز شده و شفافیت هم در دولت تقویت می‌شود. کشور ما نیز در مسیر توسعه قرار می‌گیرد و آینده ما روشن می‌شود. اما اگر در انجام این کار شکست بخوریم و وسوسه شویم که چون اعتراضاتی ایجاد شده، به وضع قبلی برگردیم، تا ۱۰ سال آینده نیز هیچ اصلاحات اقتصادی انجام نمی‌شود و هر دولتی می‌ترسد که اعتراضاتی شکل گیرد. در این حالت تا ۱۰ سال آینده وضعیت اقتصادی ما خیلی بدتر می‌شود و قدرت خرید ما به‌طور پیوسته کاهش می‌یابد. آیا راضی هستیم به‌تدریج فقیر شویم؟ همه علاقه‌مندیم به‌تدریج ثروتمندتر شویم یا حداقل فقیرتر نشویم؟ در این حالت باید به‌سختی تن دهیم و همراهی کنیم و در عین حال حداکثر شفافیت را نیز مطالبه کنیم. اصلاحات اقتصادی همراه با اصلاحات حکمرانی، مسیری است که منتج به آینده خوبی برای کشور می‌شود.

    @ali_sarzaeem

    آخرین ویرایش: سه شنبه 5 آذر 1398 09:57 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 4 آذر 1398 06:24 ب.ظ نظرات ()
    یاد داشت زیر رو دکتر پویا ناظران نوشته اند:

    ده روز سختی رو پشت سر گذاشتیم. اعتراضات مردم به خیابانها کشید، و احساس اونها نسبت به سیاستگذاری اقتصادی دولت، در قالب خشمی تخریب کننده بروز کرد.

    بیشترین هزینه این اتفاقات، هزینه انسانی بود. برای مجروحان سلامت، برای هموطنان فقیدمون مغفرت، و برای خانواده‌شون آرامش رو آرزومندم.

    ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

    بعد از هزینه انسانی، بزرگترین خسارت وارده به کشور، تخریب اماکن عمومی، یا جایگاه‌های بنزین نبود. بزرگترین خسارت حتی خسارت ناشی از قطع اینترنت هم نبود.

    البته هر سه این اتفاق، هزینه‌های گزافی به جامعه تحمیل کردند، اما بزرگترین خسارت، ناشی از ترسیدن سیاستمداران از اصلاح مجدد بازار بنزینه، ترسی که عواقب منفیش رو در آینده اقتصاد خواهیم دید.

    قیمت بنزین، در سطح پیشین خود پایدار نبود، و در سطح کنونی هم پایدار نیست. در کشوری که رشد نقدینگی ۲۵ درصده، قیمت هیچ چیز رو نمی‌شه تثبیت کرد، نه ارز و نه بنزین.

    تثبیت قیمت ارز و بنزین همواره به جهش‌های مخرب منجر شده. نگرانم که این بار هم قیمت بنزین رو به زور در سطح ۳۰۰۰ تومن نگه دارند، تا جایی که کسری بودجه خیلی شدید بشه، و در نتیجه مجبور بشوند ناگهان قیمت بنزین رو به رقمی مثل ۱۰ هزار تومن افزایش دهند. 

    ترسیدن سیاستمدار از اصلاح پایدار بازار بنزین، همان بزرگترین خسارتی‌ست که جامعه ما در این ده روز متحمل شده، خسارتی که تبعات منفی اون بر اقتصاد، در آینده ملموس خواهد شد.

    ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

     در این مدت، نقدهای بسیاری به طرح اصلاح بازار بنزین وارد شد. برخی در مورد تورم‌زا بودن طرح گفتند، و برخی در مورد اهمیت افزایش متناسب دستمزدها. برخی در مورد اهمیت آزادسازی قیمت نوشتند، و برخی در مورد اهمیت تشریح صادقانه و شفاف سیاست‌ها برای مردم. این نقدها شایسته تحلیل دقیقترند، چرا که در صحت برخی از اونها تردید دارم.
    آخرین ویرایش: دوشنبه 4 آذر 1398 06:25 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 3 آذر 1398 08:53 ب.ظ نظرات ()


    http://s6.picofile.com/file/8379531368/74a4911adbf7aacb25f3bd91110cc610.jpg

    ز یاران آنقدر بد دیده ام کز یار می ترسم

    به بیکاری چنان خو کرده ام کز کار می ترسم


    شاپویی ها خطرناکند و ترسیدن از آن واجب

    ولی با این خطرناکی من از دستار می ترسم


    نه از مار و نه از کژدم نه زین پیمان شکن مردم

    از آن شاهنشه بی دین خلق آزار می ترسم


    نمی ترسم نه از مار و نه از شیطان نه از جادو

    غم خود را به یک سو هشته از غمخوار می ترسم


    چو بی اصرار کار از دست مردم بر نمی آید

    چه کار آید ز دست من که از اصرار می ترسم


    فراوان گفتنی ها هست و باید گفتمش اما

    چه سازم دور دور دیگرست از دار می ترسم

    ایرج میرزا

    آخرین ویرایش: یکشنبه 3 آذر 1398 09:00 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 63 ... 4 5 6 7 8 9 10 ...
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو