منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • یکشنبه 27 مرداد 1398 09:45 ق.ظ نظرات ()
    به پایان آمد این دفتر... حکایت همچنان باقی
    روزی که این سلسله درسهای را آغازیدم قصد داشتم تا هر درس را به صورت کاملا مفصل و با سند و مدرک عرضه کنم.... بس که تشویق دوستان و خوانندگان عزیز زیاد بود هنوز به قسمت پنجم نرسیده بادم خوابید.... به هرحال این هم خودش تجربه ای بود.... شاید وقتی که وقت و حوصله ی بیشتری داشتم این سلسله درسها را به صورت یک جزوه تدوین کردم و برای دانشگاه امام علی فرستادم که دو دوره های دافوس درس بدهندش... شاید
    دوستان تاریخ دانی که خیلی در بند سند و مدرک هستند برای رجوع به اصل اسنادی که این مطالب از آنها جمع آوری شدند باید بروند سراغ دو تا کتاب تا عمق فاجعه را دریابند.
    کتاب اول: ضربت متقابل کارنامه عملیاتی لشکر 27 محمد رسول الله(ص) در تابستان 1361
    کتاب دوم: عبور از مرز(روزشمار جنگ ایران و عراق کتاب بیستم)

    هر دو کتاب کاملا مستند هستند و در کنار هم تصویر خوبی از آنچه که در تابستان 61 گذشت به دست می دهند.
    سرسبز باشید و سرفراز
    رضا کیانی موحد
    آخرین ویرایش: سه شنبه 29 مرداد 1398 07:30 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 10 مرداد 1398 04:15 ب.ظ نظرات ()


    بررسی وضعیت کیفیت نیروی انسانی که در عملیات رمضان شرکت کردند به سادگی دیگر موارد نیست. هم اسناد و مدارک کافی در دسترس نداریم و هم رویکرد مناسبی برای این مسئله تعریف نشده است. وضعیت صحیح این است که ابتدا کیفیت به چند مورد تقسیم شده و هر مورد به صورت کمّی درآید تا بتوان مأخذ مناسبی برای مقایسه داشت. مثلا کیفیت تیراندازی نفرات را می توان بر اساس نمره ای که در میدان تیر گرفته اند با هم مقایسه کرد ولی وقتی چهارچوب کمّی مناسبی برای کیفیت تعریف نشده باشد هر گونه بررسی کیفی به ناچار به یک سری کلی گویی و ژاژخواهی منجر خواهد شد.

    به هرحال... برای ورود به مبحث شاید بد نباشد که نیروهای رزمنده را یک تقسیم بندی ابتدایی بکنیم. لازم به توضیح نیست که این تقسیم بندی من درآوردی است:

    1.     نیروهای نظامی حرفه ای: پرسنل نیروی زمینی، هوایی و دریایی ارتش، ژاندارمری

    2.     نیروهای شبه نظامی حرفه ای: پرسنل سپاه پاسداران

    3.     نیروهای شبه نظامی غیرحرفه ای: سربازان اجباری

    4.     نیروهای شبه نظامی داوطلب: داوطلبان بسیج

    حال سعی می کنیم تا حد امکان هر دسته را به صورت خلاصه بررسی کنیم.

    1.     نیروهای نظامی حرفه ای: این نیروها در میان نیروهای رزمنده ی ایرانی بهترین آموزش و بهترین امکانات را داشتند. اما مسائل و مشکلاتی که از ابتدای انقلاب تا آغاز جنگ گریبان پرسنل ارتش را گرفت سبب شد تا کیفیت این نیروها در میدان جنگ بسیار پایین تر از آنی باشد که انتظار می رفت. در درجه ی اول اعدام بسیاری از فرماندهان عالی رتبه ی ارتش ،که هزینه ی زیادی برای آموزش و تربیت آنها بر بیت المال تحمیل شده بود، روحیه ی عمومی ارتش را پایین آورد و منابع انسانی آن را به صورت معنی داری تقلیل داد. در درجه ی دوم بی اعتمادی پس از کشف توطئه ی کودتای نوژه سبب شد تا بسیاری از نفرات ارتش در ارتباط با کودتا دستگیر بشوند که این امر هم ضربه ی دیگری بر ارتش بود چرا که هم تعدادی از نفراتش را از دست داد و هم اعتماد به ارتش در میان سیاستمداران از بین رفت. مسائل مربوط به جابجایی های گسترده در بین واحدها نظم بسیاری از واحدها را از بین برده بود. از طرفی ارتش ایران به شدت نیازمند سلاح و مهمات وارداتی بود و قطع واردات مهمات و قطعات یدکی و سلاح کیفیت رزمی ارتش را ،به ویژه در نیروی دریایی و هوایی که عمدتا سلاح-محور هستند تا نفر-محور، پایین آورد. در طی عملیات رمضان شاهد بودیم که ارتش در قواره ای که انتظار می رفت ظاهر نشد و عملا بار اصلی شکستن خط دشمن ، مخصوصا بعد از مراحل اول و دوم، به دوش سپاه افتاد.

    2.     نیروهای شبه نظامی حرفه ای: نیروهایی که پس از انقلاب به سپاه پیوستند نیروهای مردمی بودند که به خاطر دفاع از انقلاب نظامی گری را پیشه ی خود ساختند. این نیروهای شبه نظامی آموزش نسبتا کمی دریافت می کردند، 45 تا 90 روز، و پس از آن بین واحدهای سپاه تقسیم می شدند. سپاه عمدتا وظیفه ی حفاظت از شهرها را برعهده داشت و به همین دلیل نفرات این نیرو تجربه ی جنگی نسبتا کمی داشتند. با این وجود با آغاز جنگ سپاه تمام قد وارد عرصه شد و هر چه در توان داشت پای کارآورد. با وجود فداکاری ها و عزم بالای این نفرات نبود آموزش کافی و تجربه ی مناسب تلفات زیادی بر این نیرو وارد کرد. فرماندهان سپاه سن کمی داشتند (متوسط سن فرماندهان سپاه در زمان عملیات رمضان به زور به 30 سال می رسید) و سعی می کردند تا با آزمون و خطا به نتیجه برسند. بهترین تصویر از این فرماندهان را حاج همت در یک سخرانی توجیهی برای نفراتش پس از پایان عملیات رمضان ارائه کرده است: نه اصلا خود این فرماندهان قبل از جنگ دوره ی نظامی دیده بودند. هرچه آموختند، حاصل این خونها بوده.... هی خون بود که ریخته شد و دشت ها را گلگون کرد، ما روی این خون ها راه رفتیم و تجربه آموختیم..... تا ذره ذره یادگرفتیم چطور باید بجنگیم. کیفیت فرماندهی این فرماندهان را می توان در مرحله ی آخر عملیات دید که با اشتباه حاج همت و خرازی در تعیین موقعیت مثلثی های عراق خاکریزی که با مجاهدت بچه های جهاد سازندگی در شب عملیات احداث شد مسیری اشتباه داشت و در نتیجه کل عملیات به شکست انجامید. این مورد به صورت جزئی ،و خود عملیات رمضان به صورت کلی، همان چیزی است که همت با تعبیر تجربه آموختن از آن یادکرد.

    3.     نیروهای شبه نظامی غیرحرفه ای: اینها سربازان وظیفه ای بودند که به خدمت فراخوانده شده بودند. هرچند که آموزش سربازان ارتش از بسیاری از نفرات سپاه و بسیج بهتر و حرفه ای تر بود اما این مطلب مهم که آنها نه با پای خود بلکه به صورت اجباری به جنگ آمده بودند سبب شد تا کیفیت لازم را در زمان های حساس نداشته باشند.

    4.     نیروهای شبه نظامی داوطلب: داوطلبان بسیج بیشترین نیروی رزمنده ی ایران و همچنین بدکیفیت ترین آنها بودند. عبارت زیر را حسن باقری در یک جلسه ی تصمیم گیری پس از پایان مرحله ی پنجم درباره ی کیفیت نیروی بسیج گفت: ... دشمن با اتکا به این خاکریزها و دو جناح، جلو می آید. خب نیروهای پیاده ی ما نمی توانند تا این حد پیچیدگی را حل بکنند، نیروی ما از تخصص لازم برخوردار نیست تا در شرایط پیچیده، تصمیمهای پیچیده ای بگیرد. نیروهای بسیج یک آموزش عمومی 45 روزه دریافت می کردند که عموما شامل نظام جمع و نحوه ی کار با کلاشنیکوف و دست بالا آرپیجی بود. نتیجه اینکه بسیاری از آنها از مسائل مختلف تاکتیکی مثل کمین و ضد کمین، آرایشهای نظامی، جهت یابی و ... آگاهی کاملی نداشتند و نتیجه ی کیفیت آموزش پایین این نیروها را نه تنها در این عملیات بلکه در عملیات های بعدی هم دیدیم.  

    هرچند که تا انتهای جنگ مشکل کیفیت نیروی رزمنده ی ایرانی حل نشد ولی خوشبختانه در دوران پس از جنگ نیروهای نظامی ایرانی سرمایه گذاری بهتری بر روی نیروی انسانی خود کردند و هرچند که تا رسیدن به شرایط آرمانی در این حوزه فاصله داریم اما با برنامه ریزی بهتر و بودجه ی بیشتر می توانیم امید داشته باشیم که نیروی انسانی با کیفیتی در خدمت نیروهای نظامی ایران باشند.

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 10 مرداد 1398 04:23 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 21 تیر 1398 10:22 ق.ظ نظرات ()

    ضعف استراتژی

    همانطور که در قسمت قبلی بیان شد یک سری فرضیات (بعضا درست و بعضا غلط) ایران را به ادامه ی درگیری نظامی با عراق تشویق کرد. در نهایت همانطور که نمودار زیر نشان می دهد نه ایران و نه عراق چاره ای جز نشستن بر پشت میز مذاکره نداشتند اما طرف ایرانی (که فکر می کرد به جایی رسیده است که دست بالا را دارد) به جای آتش بس و مذاکره راهکار ادامه ی جنگ را انتخاب کرد چرا که گمان می کرد شرایط بین المللی و منطقه ای به گونه ای است که برای رسیدن ایران به اهدافش راهکار دیگری ندارد.

     http://s8.picofile.com/file/8366393300/02.png

     اندکی قبل از حمله ی نظامی ایران به سوی بصره قطعنامه ی 514 سازمان ملل متحده صادر شد که از طرفین خواسته بود به درگیریهای نظامی پایان داده و به آتش بس تعهد بدهند اما ایران این قطعنامه را برای رسیدن به صلح پایدار کافی نمی دانستند. دستگاه دیپلماسی ایران از این نکته غفلت کرده بود که هدف از این قطعنامه نه رسیدن به صلح عملی بلکه برداشتن گامی برای محدود کردن عملیات نظامی و در انتها ترغیب طرفین درگیری نظامی به انتخاب راهکارهای سیاسی بود. وضعیت روحی آن زمان سیاستگذاران ایران و قاطبه ی مردم به گونه ای بود که هر گونه پذیرش راهکار سیاسی را به معنای وادادگی و خیانت به آرمانهای انقلاب تلقی می کردند و صداهای اندکی که در راستای پذیرش این قطعنامه در جامعه طنین افکند در جامعه خریداری پیدا نکرد.

    از طرف دیگر دیدیم که بر اساس یک سری موارد نظامی و سیاسی تنها راهکار نظامی ایران برای ادامه ی جنگ حمله به بصره بود. امروز قصد داریم که استراتژی ایران برای ادامه ی جنگ را بیشتر بشکافیم.

    همانطور که همه می دانیم و بارها و بارها به آن اشاره شده است مرحوم هاشمی رفسنجانی ،به عنوان معمار استراتژی نظامی ایران در برابر عراق، شعار جنگ جنگ تا پیروزی را تبدیل کرد به شعار جنگ جنگ تا یک پیروزی. این تعبیر تمسخر آمیز تعبیری است که بسیاری از فرماندهان سپاه در اشاره به استراتژی رفسنجانی از آن استفاده می کنند و منظورشان این است که تا یک زمانی هدف جمهوری اسلامی شکست دادن عراق بود اما رفسنجانی به فرماندهان عالی جنگ گفته بود که اگر شما بتوانید یک جای استراتژیک از خاک عراق را فتح کنید من جنگ را به روشهای سیاسی پایان خواهم داد و دیگر نیازی به ادامه ی جنگ نخواهد بود. اگر مباحث سابق را درباره ی 36 استراتژی کهن چین به یاد داشته باشیم باید بدانیم که این استراتژی جدید تحت هیچ کدام از آن استراتژی ها نبود و در حقیقت رفسنجانی یک استراتژی از خودش ابداع کرده بود که تنها گذشت زمان ثابت کرد استراتژی اشتباهی بوده است. حتی اگر ایران موفق به تصرف بصره، کرکوک، خانقین یا حتی خود بغداد هم می شد دلیل نمی شد که بر این اساس بتوان جنگ را به پایان رساند. بارها و بارها در طول تاریخ کشورهایی مورد تهاجم قرار گرفته و حتی پایتخت آنها هم سقوط کرده اما در نهایت آن کشور جنگ را به موفقیت به پایان رسانده است.

    اما از غلط بودن یا ضعف این استراتژی که بگذریم اشکال اصلی در خود این استراتژی نبود بلکه در اجرای آن بود. دستگاه اداری ایران هیچ گاه در تمامی 6 سال بعدی جنگ نخواست یا نتوانست خود را برای رسیدن به همین تک پیروزی هم آماده کند. وضعیت نیروهای مسلح هیچگاه بهبود پیدا نکرد. سازمان های رزمی ایران بارها و بارها اشتباهاتشان را تکرار کردند. صنایع ایران هیچگاه برای چنین جنگی تجهیز نشدند و عموما از تهیه ی مایتحتاج مورد نیاز این جنگ برکنار ماندند و تنها در اواخر جنگ بود که برای بعضی از آنها تکالیفی در جهت تهیه ی ملزومات جنگ ابلاغ شد. سازمانهای اداری ایران نیز در خدمت اهداف جنگ قرار نگرفتند. هرچند که قرار بود تمام سازمانها و نهادها در خدمت جنگ باشند اما این شعار تنها در مرحله ی حرف باقیماند و جز بعضی نهادهای خاص (مانند جهادسازندگی) هیچ گاه به صورت کامل عملی نشد. دستگاه دیپلماسی کشور کماکان از درک تحولات نظام بین المللی غافل بود و تا انتهای جنگ هیچ حرکت مؤثری در کاهش نفوذ سیاسی بغداد و برعکس افزایش نفوذ ایران نکرد. دانشگاه های کشور همان طور که الان هم به صورت جزایری جدا از نیازهای کشور به فعالیت خود ادامه می دهند در آن زمان هم به صورت مستقل از نیازهای جبهه و جنگ فعالیت می کردند و به جز مواردی اندک و معدود کمتر مواردی می شد که پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکتری در جهت حل مسائل و مشکلات جنگ باشد.

    به صورت خلاصه دستگاه اداری کشور راه خود را می رفت و دستگاه نظامی کشور هم راه خود را می رفت. در نهایت عدم مدیریت صحیح این واگرایی سبب شد تا آن نامه ی معروف دکتر/سردار/حاج آقا رضایی خطاب به امام خمینی (ره) نوشته شود که تمامی موارد بالا را به صورت جزء به جزء شرح داده بود و نشان می داد که دستگاه اداری کشور تا چه حد از تدارک جنگ غافل بوده است.

    در ادامه ی این سلسله درسها به موارد جزئی دیگری هم می پردازیم که بسیاری از آنها ریشه در دیدگاه غلط استراتژیک سیاستگذاران و فرماندهان نظامی ایران دارد.

    با ما باشید

     

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 30 مرداد 1398 06:57 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 3 خرداد 1398 10:34 ق.ظ نظرات ()
    در درسهای قبلی این سلسله دروس دیدیم که عملیات رمضان با یک تک جبهه ای از شرق به غرب برای محاصره ی بصره برنامه ریزی شده بود.
    http://s8.picofile.com/file/8359871876/%D8%B0_002.jpg
    طبق نقشه ی بالا قرار بود که حمله از چهار محور اصلی انجام شود که چون عراق در منطقه ی جنوب پاسگاه بوبیان آب انداخت راهکار قرارگاه نصر مسدود شد و عملیات در 3 محور شمالی تر صورت گرفت. به هرحال دو قرارگاه قدس و فتح نوانستند از خاکریزهای مثلثی در شمال عبور کنند و تنها قرارگاه فتح توانست به شمال کانال پرورش ماهی برسد که آن هم با پاتک زرهی عراق مجبور به عقب نشینی شد.
    http://s9.picofile.com/file/8360697384/07.jpg
    در مرحله ی دوم عملیات قرار شد که تعدادی از واحدهای زبده تر لشکر فتح سپاه به قرارگاه نصر واگذار شوند تا عملیات از همان محوری که قرارگاه فتح توانسته بود در مرحله ی اول در آن موفق شود توسط لشکر نصر انجام شود. همانطور که گفته شد این عملیات هم موفق نبود و در نتیجه پس از دو سه روز قرار شد که مرحله ی سوم عملیات رمضان اینبار توسط لشکر فتح سپاه انجام شود. قبل از بررسی مرحله ی سوم عملیات رمضان اول نگاهی به ترکیب نیروی تک ور بیندازیم.
    همانطور که دیده می شود اینبار قرار شد دو لشکر فتح و فجر سپاه وارد عمل شوند. برنامه ریزی شد که لشکر فجر از مثلثیهای اول و دوم حمله کند و پس از پاکسازی مثلثی ها شروع کند به ساختن یک خاکریز شرقی-غربی که باید جبهه شمالی را تامین می کرد تا عراق نتواند دوباره با تک زرهی لشکر فتح را قیچی کند. از جنوب لشکر فجر لشکر فتح سپاه با پشتیبانی عناصری از نیروی زمینی ارتش مجددا مانند مرحله ی اول وارد عمل شده و وظیفه داشت تا با رسیدن به کانال پرورش ماهی فاصله ی پاسگاه زید تا پاسگاه بوبیان را پاکسازی کند و با چسبیدن به کانال ماهی از شرق خود دفاع کند. همانطور که گفته شد جناح راست این لشکر باید توسط خاکریز احداث شده توسط لشکر فجر پوشش داده می شد.
    قرارگاه های قدس و نصر هم باید به ترتیب در شمالی ترین و جنوبی ترین قسمتهای جببه موضع پدافندی می گرفتند.
    در کالک زیر استقرار نیروی تک ور ایران را در مرحله ی سوم عملیات رمضان می بینید
    http://s9.picofile.com/file/8361468684/%D8%B0_00%D8%A6%D8%A6%D8%A6nn1.jpg
    شرح عملیات و وقایعی که روی داد را در درس بعدی پیگیری می کنیم.
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 30 مرداد 1398 07:03 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 29 اردیبهشت 1398 10:50 ق.ظ نظرات ()
    در قسمت پنجم سلسله درسهایی از رمضان دیدیم که با تغییراتی در فرماندهی نیروها و همچنین جابجا کردن فیزیکی تعدادی از واحدها قرار شد که مرحله ی دوم عملیات رمضان آغاز شود. درمرحله ی دوم با توجه به موفقیت ابتدایی مرحله ی اول در قسمت پاسگاه زید و نفوذ عمیق نیروی تک ور فتح که تا انتهای کانال ماهی پیشروی کردند و عدم موفقیت قرارگاه های قدس و فجر در برابر مثلثی های عراقی تصمیم گرفت شد که تهاجم تنها به محور وسط یعنی حدفاصل بین پاسگاه زید و پاسگاه بوبیان محدود شود. یعنی آنچه که در طرح زیر متعلق به قرارگاه فتح بود به نیروهای قرارگاه نصر (که با چند واحد زبده تر قرارگاه فتح تقویت شده بودند) واگذار شد.


    http://s8.picofile.com/file/8359871876/%D8%B0_002.jpg

    در کالک زیر به صورت حدودی می توانید آرایش نیروهای تک ور قرارگاه نصر را ببینید. قسمت شمالی جبهه ی نبرد را مجددا به همان نیروهایی واگذار کردند که در مرحله ی اول توانسته بودند خود را به بالای کانال پرورش ماهی برسانند. این واحدها عبارت بودند از تیپ17 از سپاه و تیپ دوم از لشکر 92 زرهی ارتش. قسمت میانی جبهه راهکار دو تیپ لشکر نصر بود که در مرحله ی اول وارد عمل نشدند و در مواضع پدافندی خود باقی مانده بودند. هر کدام از این دو تیپ با یک تیپ از لشکر 21 پیاده ی نیروی زمینی تقویت می شدند. قسمت جنوبی جبهه نیز به دو واحد زبده ی قرارگاه فتح رسید.
    همانطور که دیده می شود در اطراف پاسگاه بوبیان عراق آبگرفتگی مصنوعی درست کرده بود که ساعت به ساعت بر وسعت آن اضافه می شد و امکان عملیات در این مناطق را از بین می برد. قرار بود تا تیپ 25 کربلا به همین آبگرفتگی پهلو بدهد و با خیال راحت از جناح چپ خود تا کانال ماهی پیشروی کند. تیپ 17 قم و تیپ2لشکر92 زرهی هم باید از قسمت شمالی ابتدا به اولین مثلثی حمله می کردند و پس از پاکسازی آن به بالای کانال پرورش ماهی می رسیدند و بعد باید در جناح راست آنها یک خاکریز سرتاسری شرقی-غربی (ازمثلثی اول تا بالای کانال ماهی) کشیده می شد و نیروهای این دو واحد با چرخش به سمت شمال پهلوی چپ خود را به کانال پرورش ماهی می دادند و پس از آن رو به شمال پدافند می کردند. فرماندهان عالی جنگ امیدوار بودند که رخنه ای در میان صفوف سپاه سوم به وجودبیاورند و با استفاده از آن بتوانند در مراحل بعدی به هدف اصلی خود که محاصره ی بصره بود دست پیدا کنند.
    قابل ذکر است که در مرحله ی اول عملیات نیروی تک ور ایرانی توانسته بود درمحور قرارگاه فتح تا جاده ی زید-بوبیان پیشروی کند و خط تماس دو نیرو اکنون اندکی به سمت غرب جابجا شده بود که با مقایسه ی دو نقشه معلوم است.
    http://s9.picofile.com/file/8360697384/07.jpg

    طبق معمول عملیات در ساعات میانی شب 25ام تیر با نفوذ گردانهای پیاده و بدون آتش تهیه ی توپخانه آغاز شد. اما وقایع آن طور که انتظار می رفت پیش نرفت و با وجود اینکه دوباره تیپ17قم و تیپ2 لشکر92 زرهی توانستند خطوط عراقی ها را بشکنند اما در نهایت با فشار عراقی ها به عقب رانده شدند. بقیه ی واحدها هم توانستند تا حدودی پیشروی کنند اما در نهایت فشار عراق سبب شد تا مرحله ی دوم عملیات رمضان بودن دست آورد مهمی و با عقب نشینی نیروهای تک ور ایرانی به مواضع اولیه ی خود به پایان برسد.
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 30 مرداد 1398 07:04 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 27 اردیبهشت 1398 10:14 ق.ظ نظرات ()
    سازمان رزم ایران در آغاز مرحله ی دوم عملیات رمضان
    Image result for ‫حسن باقری عملیات رمضان‬‎
    مرحله ی دوم عملیات رمضان در ساعات پایانی شب 25ام تیر 61 آغاز شد. قبل از اینکه به تحلیل این مرحله بنشینیم ابتدا نگاهی می اندازیم به سازمان رزم نیروی تک ور ایرانی در ابتدای مرحله ی دوم. همانطور که در فایل پی دی اف ملاحظه کردید در قسمت دوم عملیات نیروهای به نسبت کمتری مورد استفاده قرار گرفتند. نظر به اینکه نیروهای قرارگاه نصر در فاز اول عملیات به دلیل آبگرفتگی که عراق در برابر نیروهای آنها ایجاد کرد مورد استفاده قرار نگرفتند، این واحد کمترین آسیب را در مرحله ی اول عملیات دیده بود. به همین دلیل، و به دلیل اینکه فرماندهان عالی جنگ فکر می کردند که حسن باقری (خدا رحمتش کنه) توانایی فرماندهی بهتری دارد تعدادی از واحدهای قرارگاه فتح را تحت فرمان قرارگاه نصر قرار دادند و قرار شد که در مرحله ی دوم عملیات تنها قرارگاه نصر وارد عمل شده و بقیه ی قرارگاه ها در وضعیت پدافندی قرار بگیرند.
    نکته ی مهم آرایش جدید این بود که نسبت به مرحله ی اول تعداد کمتری از واحدهای نیروی زمینی ارتش در عملیات شرکت کردند که بعدتر درباره ی این موضوع به تفصیل صحبت خواهیم کرد.
    آخرین ویرایش: جمعه 27 اردیبهشت 1398 10:54 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 27 1 2 3 4 5 6 7 ...