منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • چهارشنبه 2 بهمن 1398 10:36 ق.ظ نظرات ()
    ذهن پارانوئیدی ایرونی جماعت همیشه فک می کنه که سیاست "تفرقه بینداز و حکومت کن" از ابداعات انگلیسیاس..... غافلند از اینکه اولین کسانی که به صورت سیستماتیک در سیاست خارجی شون از تز تفرقه بینداز و حکومت کن استفاده کردن هخامنشیان بودن. نقشه ی زیر رو که با دقت ببینید متوجه می شید:
    اونجاهایی که امروزه استانبول و آنتالیا و .... هستند یه زمانی جزو امپراطوری هخامنشی بودن. این مناطق رو به صورت تاریخی ایونیا می نامن ... البته این جزو امپراطوری بودن به این معنی نیس که مردم اون جاها فارس یا ماد بودن .... در حقیقت حاشیه ی شبه جزیره ی آناتولی رو مستعمراتی فراگرفته بود که زمانی مهاجرنشینهای یونانی بودن و مردم اون شهرها با مردم خاک اصلی یونان پیوندی قوی داشتن و خودشون رو یونانی می دونستن. زمانی که لیدیه توسط کورش سرنگون شد و  آناتولی یکسره به دست هخامنشی ها افتاد این شهرها هم زیر نگین امپراطوری هخامنشی قرار گرفتن اما همچنان ارتباط خودشون رو با دولت-شهرهای یونانی حفظ کردن. همین ارتباط سبب شد که بعد از مدتی مردم ایونیا به فکر استقلال بیفتند و با شورشهایی که در نقشه با علامت ستاره قرمز مشخص شده بر علیه ساتراپهای ایرانی قیام کنن. مردم آتن و متحدین آتن  به پشتیبانی مردم ایونیا برخواستن .... اما بسیاری از دولت-شهرهای یونان (مهمتر از همه اسپارت) در برابر سرکوب مردم ایونیا بی طرف موندن و آتن رو در برابر تهاجم ویرانگر هخامنشیان تنها گذاشتن .... بد نیس بدونیم هزینه ی این بی طرفی مردم اسپارت با طلاهایی که از ایران اومدن پرداخت شد. 
    در نهایت داریوش شورشهای ایونیا رو سرکوب کرد و تصمیم گرفت که برای گوشمالی دادن مردم آتن وارد خاک یونان بشه. میدونیم که شکست ایران در ماراتن به بلندپروازی های داریوش پایان داد و درنهایت یونانی ها تونستن در زمان خشایارشاه ایرونی ها رو از کشورشون بیرون کنن ... 
    اما شکست نظامی داریوش پایانی نبود بر سیاست پخش پول و طلا در میان دولت-شهرهای یونانی ... ایرانی ها با دقت اوضاع سیاسی این دولت-شهرهای کوچک را تحت نظر داشتن و سعی می کردن تا با عمیق کردن اختلافات موجود بین یونانی ها اونها رو به جون هم بندازن تا هیچ وقت یه دولت مرکزی قدرمند در یونان پا نگیره که بخواد موی دماغ ایران در آناتولی بشه.... دلیل انتخاب این رویکرد توسط هخامنشیان همون چیزی بود که امروز ما بهش می گیم امنیت ملی..... 
    سوال اینه که سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن هخامنشی در یونان چقدر موثر بود و تا کجا ادامه یافت؟ .... تاریخ رو همه میدونیم و نیازی نیس که وارد جزئیات بشم... در نهایت یونانی ها تونستند تحت حکومت فیلیپ (پدر اسکند مقدونی) متحد بشن و با ورود اسکندر به خاک آسیا طومار امپراطوری ریخت و پاش کن هخامنشی رو در هم بپیچن. 
    جالبه بدونید که حتی با ورود اسکندر به خاک آسیا امپراطوری هخامنشی کماکان به سیاست شکست خورده ی تفرقه بینداز و حکومت کن خود ادامه می داد و حتی در میان سپاهیان هخامنشی بسیاری از مزدوران یونانی وجود داشتند که طلای ایرانی ها اونها رو به جنگ با برادران یونانی شان واداشته بود. ریخت و پاش طلای ایرانی ها در میان یونانی ها نه امنیتی پایدار برای اونها به بار آورد و نه حتی ملیتی برایشان باقی گذاشت .... ویران شدن پرسپولیس پاسخی بود بر بلندپروازی های هخامنشیان که امنیت ملی خود را نه در خاک خود بلکه هزاران فرسنگ فراسوی مرزهای خود دنبال می کردند.


    File:Map Greco-Persian Wars-en.svg

    الان حدود 25 قرن از شکستهای ایران در یونان (نبرد پلاته در سال 479 ق.م به حضور نظامی ایران در خاک یونان برای همیشه پایان داد) گذشته .... 
    زمامداران و سیاستگذاران جمهوری اسلامی ایران در تقبیح امپراطوری و شاهنشاهی کم نگذاشتن؛ شاهنشاهی از هر نوعش به تعبیر جمهوری اسلامی یعنی شر مطلق .... اما در میدان سیاست خارجی آنها هنوز گمان می کنن که اجرای روشهای شکست خورده ی هخامنشیان بهترین راه برای رسیدن به امنیت ملی است: تفرقه بینداز و حکومت کن .... 
    امروزه جمهوری اسلامی ایران  در حال تأمین مالی و تجهیز تسلیحاتی بعضی گروه های قومی و فرقه های مذهبی در تمامی منطقه است .... این گروه ها نه حافظ منافع ملی مردم خود بلکه حافظ منافع جمهوری اسلامی هستن و برای حفظ رابطه ی خود با مقامات کشور حاضرن که در برابر دیگر هموطنان شان یا هم زبانان شان صف آرایی کنن. همانطور که در جنگهای ایران و یونان مقدونی ها طرف ایران رو گرفتن امروزه هم در جنگ بین جمهوری اسلامی وعربستان انصار الله طرف جمهوری اسلامی رو گرفتن ....
    از سوی دیگر پولی که می توانست برای جلوگیری از سیل در گلستان و سیستان بلوچستان هزینه بشه، برای بازسازی مناطق زلزله زده ی غرب کشور به کاربرهد، هزینه ی تجهیز مدارس و دانشگاه ها بشه، صرف ساخت خودروهایی با آلودگی کمتر بشه و ... امروزه در افغانستان، یمن، عراق، سوریه، لبنان و فلسطین و توسط گروه های طرفدار جمهوری اسلامی خرج می شه. پرچمهای حلقه زده به گرد سردار حاجی زاده را دوباره نگاه کنین:
    سردار حاجی‌ زاده ,

    زینبیون پاکستان، فاطمیون افغانستان، حماس فلسطین، حشد الشعبی عراق، انصار الله یمن، حزب الله لبنان قله ی کوه یخی گروه هایی هستند که از جمهوری اسلامی کمکهای نظامی و مالی دریافت می کنند و مردم اونها رو به نام عمومی جبهه ی مقاومت می شناسن. 
    بر اساس آمارهای غیر رسمی مجموع نفرات تحت کنترل این گروه های نظامی و شبه نظامی در حدود 250 هزار نفر میشه. اگر هر کدوم از این بزرگواران فقط در طول روزی یه دونه نون بربری هزار تومنی بخورن هزینه ی نون بربری گروه های مقاومت در حدود 250 میلیون تومن در روز و 7میلیارد و 500 تومن در ماه میشه... حالا شما اضافه کن هزینه ی لباس و پوتین و فانوسقه و گلوله و تفنگ و آرپی چی و دوشکا و وانت و موشک تاو و .... در آخر سر هم هزینه های جانبی مثه آموزش و بیمارستان و عمل جراحی و نقاحت بعد از عمل و ... باهاش جمع بزن تا ببینی رقم به کجا ها می رسه.... 
    مسئولین مختلف جمهوری اسلامی در رده های مختلف بارها بیان کردن که هزینه ی مقاومت رو میدن و از علنی کردن اون ابایی ندارن و اون رو از نقاط قوت کارنامه ی خود می دونن .... این عزیزان بارها و بارها گفتن که اگر ایران هزینه ی مقاومت رو نده به عوض اینکه در مرز شمال لبنان با دشمن بجنگه باید در قصر شیرین باهاش روبروه بشه..... 
    اما سوال اینه که این هزینه ی گزاف در نهایت امنیت ملی جمهوری اسلامی رو تأمین می کنه یا خیر؟ 
    جواب این سوال رو هم البته تاریخ خواهد داد .... همان طور که تاریخ به هخامنشیان پاسخ داد
    رضا کیانی موحد


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 9 بهمن 1398 10:40 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 17 فروردین 1398 07:59 ب.ظ نظرات ()
    منبع

    ما نباید همه ندانم‌کاری‌ها و مشکلات‌مان را به گردن آمریکا بیندازیم. الان داخل شانزدهمین سال از عمر انقلاب اسلامی هستیم و هنوز بعضی از مسئولین حتی مسئولین نهادهایی که پس از انقلاب تأسیس شده‌اند مشکلات مدیریتی و مسائل خود را به گردن رژیم گذشته می‌اندازند و ندانم‌کاری‌های خود را ناشی از مشکلات به جای مانده از رژیم طاغوت می‌دانند.

    ایضاً بعضی‌ها همه نقاط ضعف و بی‌کفایتی خود را با هیاهو به گردن استکبار جهانی و آمریکا انداخته و از زیر بار مسئولیت شانه خالی می‌کنند. 

    در اینکه مشکلات و مسائل ما به کارشکنی دشمنان‌مان و خباثت و کارشکنی آمریکا و ضدیت صهیونیست‌ها برمی‌گردد شکی نیست. اما گسترش فساد اداری و رشوه‌خواری در ادارات و مؤسسات دولتی به خودمان برمی‌گردد. اتخاذ تصمیمات نابخردانه درباره ذخایر ارزی مملکت توسط خودمان بوده است.

    آقای دکتر کاشان (حاج اصغر آقا فخریه) در زمان تصدی پست معاونت ارزی بانک مرکزی مملکت درِ خزانه بانک را باز کرد و به هر دلال و قاچاقچی و چاقوکش 5 هزار دلار تقدیم کرد و روزانه میلیو‌‌ن‌ها دلار ذخایر ارزی بانک مرکزی را به جیب گانگسترها ریخت.

    آیا این نقشه تهی‌ کردن خزانه ارزی مملکت را آمریکای جنایتکار جلوی حاج اصغرآقا گذاشته بود و یا به تصمیم‌گیری نابخردانه شخص او مربوط می‌شد؟

    آخرین سخنرانی مرحوم سید احمدآقا خمینی

    آیا این بابا رئیس و بزرگتری نداشت تا جلوی کار او را بگیرد؟ میلیاردها ریال بیت‌المال هزینه ساخت پل هوایی می‌شود و ناگهان صدها تن سیمان و بتون و میل‌گرد روی سر رهگذران آوار می‌شود و جان عده‌ای را می‌گیرد.

    آیا سهل‌انگاری ساختن یک سازه بتنی توطئه آمریکای جنایتکار بوده است؟

    ضعف مدیریتی و امنیت پرواز باعث سقوط پی‌درپی هواپیماهای مسافربری سیویل و نظامی می‌شود و هنوز مرکب خبر سقوط هواپیمای فوکر و آسمان‌ خشک نشده خبر سقوط طیاره دیگری منتشر می‌شود.

    آیا این هم از توطئه آمریکا است؟

    از یک طرف آقایان مرتباً مشکلات مملکت را به گردن نیروهای ناشناخته و استکبار موهوم می‌اندازند و مرتباً می‌گویند در محاصره اقتصادی و غیره و ذلک هستیم و از طرف دیگر عده‌ای از رجال می‌گویند ما چیزی نداریم که بخواهیم به آمریکا بفروشیم و احتیاجات خودمان را به نحو احسن از سایر کشورهای اروپایی و ژاپن تأمین کرده و نیازی به آمریکا نداریم. 

    بنابراین اثر محاصره اقتصادی آمریکا مردود است و به اعتراف خود آقایان تأثیری در حال و روز ما ندارد. در ثانی اگر قرار بود محاصره اقتصادی آمریکا مؤثر باشد تا به حال باید دولت کوبا و ملت کوبا و کشور کوبا با طی چهار دهه گذشته که در محاصره کامل دریایی آمریکا قرار دارد از بیخ و بن مضمحل شده باشد.

    آیا آمریکا به ما گفت که دور دنیا راه بیفتیم و از هر کشور و دولتی که سر راه‌مان بود چند صد میلیون و چندین میلیارد دلار وام بگیریم و مملکت را زیر بار استقراض خارجی ببریم؟

    جالب اینکه در همان ایامی که آقایان برای اخذ وام خارجی دور دنیا راه افتاده بودند در روزنامه‌ها و نشریات داخل کشور مرتباً مضرات اخذ وام خارجی و سرنوشت ممالک مقروض و بدهکار جهان چاپ می‌شد و سرنوشت کشورهایی مثل برزیل و مکزیک مثال زده می‌شدند.

    یک مدت ایام ماه عسل بود. آقایان از دردسر جنگ فراغت یافته و پول‌های موجود را هزینه می‌کردند. دوستان انقلاب و نظام مرتباً حرص می‌خوردند و مضرات دریافت وام‌های سنگین خارجی را گوشزد می‌کردند اما آقایان در مصاحبه‌های خود دریافت هر گونه وجهی را از کشورهای خارجی تکذیب کرده و با قاطعیت می‌گفتند ما هیچ‌گونه بدهی خارجی نداریم.

    حالا اعلام می‌شود که صحبت از 25 تا 30 میلیارد دلار بدهی است و هر چند هفته یک بار اخبار مربوط به نحوه پرداخت بدهی‌ها به آلمان و فرانسه و انگلیس و هلند و کره و ژاپن و بعضی ممالک دور و نزدیک در جراید چاپ می‌شود و یک نفر هم نیست که این روزنامه‌ها را بردارد ببرد بگذارد جلوی برادر دکتر عادلی رئیس کل سابق بانک مرکزی و دکتر نوربخش وزیر سابق دارایی و از آقایان بپرسد که مگر شما نمی‌گفتید ما به ممالک خارجی بدهکار نیستیم. آقایان حالا عذر بدتر از گناه می‌آورند و می‌گویند عدم ثبات قیمت‌های نفت و کاهش درآمد ارزی مملکت باعث مقروض بودن مالی ما شده است.

    به جای اینکه آینده قیمت نفت را به درستی و کارشناسانه پیش‌بینی کنید؛ براساس یک درآمد موهوم و تضمین نشده حساب نسیه باز کرده‌اید، گناه مشکلات امروز و نابسامانی اقتصادی زیر سر شیطان‌های بزرگ و کوچک است و می‌گویید باید مشکلات امروز را که ریشه در بی‌کفایتی چند ماه و چند سال قبل و تصمیم‌گیری‌های غلط اقتصادی دارد به گردن آمریکا بیندازیم؟

    حاج‌ سیداحمدآقا اشاره‌ای حکیمانه‌ای کرده‌اند: ما حق نداریم همه ضعف‌ها و سوءمدیریتی‌ها و بی‌کفایتی‌های خودمان را به گردن این و آن بیندازیم. به قول یکی از برادران، ضرباتی که توسط خودمان طی چند سال اخیر به بدنه اقتصاد مملکت وارد آمده مهلک‌تر از توطئه‌های شرق و غرب است و اگر همه دشمنان انقلاب و نظام هم جمع می‌شدند نمی‌توانستند بلایی که خود ما بر سر پول ملی‌مان آوردیم، بر سر ریال بیاورند.

    حالا سررسیدن وام‌های دریافتی یکی پس از دیگری فرا می‌رسد و آقایان مدیرانی که طی سال‌های اخیر با استراتژی «فردا که نیامده است فریاد مکن!» و «روش مدیریتی امروز را بگذران برای فردا خدا بزرگ است» به اداره کشور سرگرم بوده‌اند. فشار کشورهای وام‌دهنده برای بازپس‌گیری وام‌های پرداختی را به جامعه می‌خواهند از طریق سوبسید، کاهش ارزش پول ملی، افزایش قیمت کالا و خدمات و عدم تزریق کافی ارزهای معتبر خارجی به بازار و صنایع می‌کوشند چک‌ها و سفته‌های مملکت را پاس کنند. نتیجتاً یک شبه 20 هزار تومان روی یک سکه طلا کشیده می‌شود و دلار آمریکا به مرزهای 500 تومان نزدیک می‌گردد.

    ظاهراً همه نبوغ و  زیرکی و سیاست‌ آقایان هم متوجه برخورد با مردم و داخل مملکت است. آقایان به جای اینکه سعی کنند ارز ناشی از صادرات را به داخل مملکت برگردانند ارزش نفت صادراتی را در بازارهای بین‌المللی افزایش دهند در خریدهای خارجی رعایت صرفه‌جویی و چانه‌ زدن را بکنند، هزینه‌های جاری مملکت را کاهش دهند.

    از مخارج سنگین دستگاه‌های بروکراتیک مملکت بکاهند، تولید داخلی و ارزش افزوده صنایع و کالاها و تولیدات کشاورزی را افزایش دهند.

    دلار آمریکا را تا حد امکان از مبادلات اقتصادی مملکت خارج کنند و در جهت تقویت اقتصاد و پول ملی و قدرت خرید مملکت و مردم تلاش کنند چون زورشان به اجنبی نمی‌چربد سرگرم چپاول مردم شده‌اند.

    ملاحظه بفرمایید که چه بلایی بر سر پول ملی آمده آقای رئیس کل بانک مرکزی (رئیس سابق) همان وقت که به کار گماشته شد رئوس برنامه‌های خود را یک نرخ کردن ارز و افزایش ارزش پول ملی اعلام کرد. 

    به شهادت دوره روزنامه‌های یومیه کشور ایشان اظهار داشت‌ که ارزش واقعی هر دلار آمریکا چیزی حدود 100 تومان است و بانک مرکزی قیمت هر دلار را به 100 تومان خواهد رساند.

    همچنین ایشان هدف اجرای سیاست‌های پولی بانک مرکزی را تک‌نرخی کردن ارز اعلام کرد. برخی از این آقایان مدیران اقتصادی که حالا هنوز هم در مصدر کار هستند در شروع ادعا کردند که هدف از حذف ارز دولتی و شناور کردن قیمت ارز و تک‌نرخی کردن آن و اتخاذ سیاست‌های تعدیل اقتصادی، واقعی کردن قیمت‌ها و رونق اقتصادی و کاهش نقدینگی در جامعه است.

    آیا حالا کسی هست بیاید یک رجوعی به برنامه‌های اقتصادی آقایان بکند و از آنها بپرسد چه شد آن‌همه وعده و وعیدی که می‌دادید؟ مگر قرار نبود ارز تک‌نرخی شود؟ چطور 5-4 نرخ جدید هم به آن اضافه شد. یک موقعی ارز دولتی، رقابتی و آزاد داشتیم حالا در روز یک نرخ جدید هم به آن اضافه می‌کنند. ارز دولتی و آزاد سابق حالا تبدیل به انواع ارز صادراتی، رقابتی، مداخله‌ای، مسافرتی، آزاد، بازار سیاه شده است.

    آمدند اقدام به صدور جواز برای صرافی نموده و شغل بنی‌اسرائیلی را در میان امت اسلام رسمیت بخشیدند. قرار بود صرافی‌ها ارز را از بانک مرکزی خریداری کنند و با اندکی استفاده به خریداران تحویل نمایند. خریدوفروش ارز در پیاده‌روها و چهارراه استانبول ممنوع و بگیر و ببند دلالان خرده‌پا آغاز شد. این تحرکات جدید قیمت دلار را در بازار سیاه به حدود 500 تومان رساند و دلاری که بانک مرکزی 177-176 تومان به صرافی‌ها می‌داد در بازار آزاد تا حدود 500 تومان خرید و فروش می‌شد. فوراً اعلام شد که من بعد 300 تا هزار دلار ارز به مسافران در فرودگاه داده می‌شود!

    آخرین سخنرانی مرحوم سید احمد آقا خمینی

    بنابراین صرافی‌ها که تا دیروز فروشنده ارز 278 تومانی بودند بیکار ماندند و با اشاره بانک مرکزی شروع به فروش ارز 400 تومان به بالا نمودند با توجه به اینکه صرافی‌ها دارای جواز رسمی از بانک مرکزی هستند. نصب قیمت 430-440 تومانی برای هر دلار پشت شیشه آنها یک قیمت رسمی تلقی می‌شود و باز هم با توجه به اینکه بانک مرکزی تأسیس‌کننده ارز مورد نیاز صرافی‌ها است مسلماً بانک هم ارز را با یکی دو تومان کمتر به آنها می‌دهد که دور و بر همین 430-40 تومان خواهد بود.

    به این ترتیب بی‌سروصدا قیمت دلار که آقایان قول داده بودند دور و بر 100 تومان تثبیت شود به مرزهای 500 تومان نزدیک می‌شود و چون قیمت ارزهای خارجی به صورت معیار اصلی تعیین قیمت برای انواع کالا و خدمات مورد نیاز مردم درآمده است مسلماً باعث افزایش مجدد قیمت‌ها می‌گردد. آیا در این تصمیم‌گیری‌ها آمریکای جنایتکار اعمال نظر و نفوذ کرده و ما را در یک دور تسلسل باطل گرفتار ساخته است و یا اینکه ما به دنبال حوادث و رویدادها حرکت می‌کنیم و قادر به برنامه‌ریزی صحیح و تفکر صحیح اقتصادی و تدوین اصول خدشه‌ناپذیر اقتصادی نیستیم؟

    اگر قدری منصف باشیم می‌بینیم که بسیاری از مشکلات و مسائل امروز ناشی از بد عمل کردن، سوءمدیریت، نابخردی و بی‌کفایتی مدیران نالایق است و بسیاری از این تصمیم‌گیری‌های غلط زیان‌هایی را به مملکت وارد می‌سازد که دشمنان ما هرگز قادر به وارد کردن آن به ما نیستند. 

    یادگار گرامی و فرزانه امام این نکته را هم اضافه می‌کند که اگرچه همه مشکلات را نمی‌شود به گردن آمریکا انداخت اما بسیاری از مشکلات ما از آمریکا است و بقیه مشکلات ما هم به گردن تحصیلکرده‌های آمریکا، آمریکاگرایان، معقتدین به لیبرالیسم اقتصادی و خودباخته‌هایی است که به درمان‌های بانک جهانی و نسخه‌های صندوق بین‌المللی پول اعتماد دارند.

    این مسائل اقتصادی، اما حالا ببینیم که بلیه مشکلات ما از کجاست؟

    آیا در اختلاس کلانی هم که توسط گروهی از افراد قدر قدرت و صاحب‌نام از بانک صادرات صورت می‌گیرد و 124 میلیارد تومان سواستفاده مالی می‌شود نیز آمریکا دخالت دارد؟

    جمهوری اسلامی ایران در سال 1992 بزرگترین واردکننده برنج جهانی بوده و از اغلب کشورهای تولیدکننده، برنج وارد کرده است. یعنی واردات برنج ما از چین و ژاپن و شوروی سابق و کلیه ممالک کوچک و بزرگ دنیا بیشتر بوده است.

    ژاپن با 125میلیون نفر جمعیت و مساحتی کمتر از استان‌های مازندران و گیلان هم نیاز مردم خودش را تأمین و هم به خارج برنج صادر می‌کند و ما که فقط مساحت استان مازندران و استان گیلان کشورمان برابر مساحت چندین کشور اروپایی است و این دو استان زرخیز قابلیت تأمین غذای چندصدمیلیون نفر جمعیت را دارند، بزرگترین واردکننده برنج جهان بوده‌‌ایم! آیا آمریکا مقصر است که ما مزارع برنج و زمین‌های مرغوب کشاورزی را به ویلا و آپارتمان تبدیل می‌کنیم؟

    در طول سال‌های اخیر بسیاری از جنگل‌های شمال کشور نابود شده و نابودی پوشش گیاهی موجب نابودی موانع طبیعی و جاری شدن سیل و تخریب شدید شده است. آیا آمریکا جلوی وظایف سازمان‌های ذی‌ربط در حفظ جنگل‌ها و مراتع گرفته است. کوره بلند کارخانه ذوب‌آهن در فردای روز بهره‌برداری فرو می‌ریزد آیا استکبار و دست‌های پنهان در محاسبات فنی ما دستکاری کرده بودند؟

    مدیر بلندپایه‌ای در وزارت معادن و فلزات با حجم بزرگی از بیت‌المال از کشور فرار می‌کند آیا آمریکا ما را مجبور کرده بود که یک چنین شخص دزد و بی‌ایمان را استخدام کنیم و امکانات عمومی را به دستش دهیم؟

    آیا نابسامانی در توزیع دارو و سرگردان کردن مردم در کوچه پس کوچه‌های ناصرخسرو ناشی از شیطنت استکبار جهانی است یا سوءمدیریت در ارگان‌های دارویی کشور؟

    بعضی از مشکلات ما در سیاست‌های خارجی ناشی از فشارهای آمریکا است اما در اداره امور داخلی مملکت بیشتر مسائل و مشکلات به سوءمدیریت و بی‌برنامگی و روزمرگی و باری به هر قیمت بودن برمی‌گردد و ما نه تنها نباید گناه ندانم‌کاری‌های خود را به گردن استکبار و این و آن بیندازیم بلکه باید با زیرکی و درایت و هوشیاری مشکلات و مسائل نیز به جوامع آنها منتقل کنیم.

    آخرین ویرایش: سه شنبه 13 فروردین 1398 01:24 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 13 اسفند 1397 06:44 ب.ظ نظرات ()

    نویسنده: علی سرزعیم،اقتصاددان و معاون اقتصادی وزیر محترم کار


    منتشره در ویژه نامه بودجه روزنامه توسعه ایرانی، بهمن 1397


    آخرین ویرایش: یکشنبه 12 اسفند 1397 06:50 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 26 آذر 1397 08:23 ب.ظ نظرات ()

    سرور عزیزم دکتر سرزعیم مصاحبه ای داشته اند که توصیه می کنم دوستان با دقت ببینند.

     


     

    ادرس

    آخرین ویرایش: دوشنبه 26 آذر 1397 08:22 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 16 آذر 1397 09:40 ق.ظ نظرات ()
    دیشب برای بار سوم یا چهارم فیلم معروف دیوانه از قفس پرید را تماشا کردم. دوستان جوانی که میل دارند از ساز و کار حکومتهای توتالیتر سر در بیاورند بد نیست که دو سه باری با دقت فیلم را ببینند.
    پی نوشت:
    این فیلم دومین فیلم در تاریخ سینما است (پس از فیلم در یک شب اتفاق افتاد) که هر 5 جایزه اصلی اسکار(نقش اول مرد، نقش اول زن، فیلمنامه، بهترین فیلم، بهترین کارگردان) را با هم می برد.
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 15 آذر 1397 09:48 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 23 آبان 1397 07:01 ب.ظ نظرات ()
    یک مقاله ی جالب درباره سیاست خارجی آمریکا و نقش مخرب سازمان مجاهدین خلق در جهت دادن به آن.
    آخرین ویرایش: سه شنبه 22 آبان 1397 06:59 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 17 1 2 3 4 5 6 7 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات