منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • یکشنبه 13 خرداد 1397 09:02 ب.ظ نظرات ()

     از ابتدای سال 1915 ، هنگامی که تلفات کشتی رانی در برابر حملات زیردریایی ها به طور قابل توجهی افزایش یافت، دریاداری بخش قابل توجهی از منابع خود را به جنگ های ضدزیردریایی اختصاص داد، و از دانشمندان، مهندسان، دانشگاهیان و دیگران برای کمک به توسعه راه هایی برای از بین بردن زیردریایی ها کمک خواستبا اعتقاد بر این که بهترین دفاع حمله است، سلاح های اصلی ضدزیردریایی در جنگ جهانی اول ظاهر شدند:

    ·        شکارچیان سطحی: دریاداری حمل و نقل ابتدا چند فروند، سپس صدها فروند، و بعدتر هزاران فروند کشتی برای مقابله با زیردریایی ها به اقیانوس ها فرستاد. این کشتی ها شامل انواع ناوشکن ها، ناوچه ها، قایق های تفریحی و کشتی های بادبانی مسلح (Q-ships) بودند که به عنوان تله در دریاها ول بودندبرخی از کشتی ها به گیرنده های صوتی غیرفعال مجهز شده بودند، که می توانست سر و صدای موتور یک زیردریایی را در سطح اب تشخیص دهد، اما تنها در صورتی که خود کشتی شکارچی در حال حرکت نباشد.

    ·        بمبهای زیرآبی: در سال 1916 بسیاری از این کشتی های ضدزیردریایی تهاجمی با یک سلاح جدید به نام بمب زیر آبی مسلح شدندبهترین ازنوع این بمب های زیر آب مشتق شده از مینهای زیر آبی بودند که حاوی 300 پوند TNT یا آماتول بوده و دارای فیوز های هیدرواستاتیکی بودند که می توانست برای انفجار در عمق 40 و 80 فوت و بعدتر تا 50 تا 200 فوت تنظیم شودنداز آنجایی که بمبهای زیرآبی از پاشنه ی کشتی به آب انداخته شده در عمق کم عمق منفجر می شدند، کشتی مهاجم باید حداکثر سرعت را داشت و یا آسیب جدی به پاشنه ی خود را بپذیرد.بنابراین، کشتی های کندرو نمی توانستند از بمبهای زیرآبی 300 پوندی استفاده کنند تا زمانی که فیوز هایی با تنظیم برای عمق بیشتر ساخته شدنددر تمام سال 1916 نیروی دریایی بریتانیا تنها دو زیردریایی را با بمب زیرآبی غرق کرددر سال های 1917 و 1918، هنگامی که بمبهای زیرآبی بهبود یافته بود و بیشتر در دسترس بود، نرخ شکار توسط این سلاح به میزان قابل توجهی افزایش یافت.

    ·        شکارچیان هوابرد:  زمانی که جنگ آغاز شد، سن صنعت هوانوردی کمتر از ده سال بود. نیروی دریایی سلطنتی در حدود پنجاه فروند هواپیمای آبنشین و هفت فروند کشتی هوایی (زیپلن) برای دیده بانی نیروی دریایی دشمن دراختیار داشت. برخی از این هواپیما به شکار زیردریایی ها اختصاص داده شدند اما، با توجه به عدم اطمینان از موتور، سرعت کم، ظرفیت سوخت و بمب محدود، و عوامل دیگر، بی فایده بودند. با این حال آشکار شد که زمانی که یک هواپیما در نزدیکی یک زیردریایی ظاهر می شد، زیردیایی به عمق آب شیرجه می رود و بی حرکت می شوداز این رو گشت زنی هوایی برای مجبورکردن زیردریایی ها به ماندن در زیر آب سودمند بود و در نتیجه کشتی ها را قادر می ساخت تا منطقه ی خطر را دور بزنند و از حمله جلوگیری کنند. در سال 1915 نیروی دریایی سلطنتی هواپیماهای آب نشین بهبود یافته (کرتیس آمریکایی) و بالن های بیشتری به دست آورداینها با بمبهای 100 یا 520 پوندی با فیوز ضربه ای و یا بمبهای زیرآبی 230 پوندی با فیوز تاخیری، که در عمق هفتاد پا منفجر می شود، مسلح بودند، اما نرخ شکار زیردریایی توسط هواپیما اساسا صفر باقی ماند.

    ·        زیردریایی های شکارچی: نیروی دریایی سلطنتی بر اساس این نظریه که "دزد را برای گرفتن یک دزد بفرست" آبهای ساحلی آلمان را با زیردریای های مجهز به هیدروفون پرکردگشت های اولیه هیچ شکار تأیید شده ای نداشتند، اما حضور زیردریایی های بریتانیایی در آبهای آلمان، از جمله دریای بالتیک، که در آنجا خدمه ی زیردریایی های آلمان آموزش می دیدند، موجب اضطراب فراوانی شد و روالهای آموزشی را مختل کرداز آغاز سال 1915، زیردریایی های بریتانیایی شروع کردن تا زیردریایی های آلمانی را به تعداد قابل توجهی به اژدرببندنددریاداری طراحی و تولید یک زیردریایی کوچک (کلاس R) را مخصوصا برای شکار زیردریاییها در دستور قرار داد، اما دیگر خیلی دیر شده بوداگر اژدرهای بریتانیایی بیشتر قابل اعتماد بودند، زیردریایی بدون شک می توانستند بسیاری از زیردریایی های آلمانی را از بین ببرند.

    ·        مینها: از روزهای اول جنگ، هر دو طرف درگیر در جنگ از مین های تماسی که در آب های کم عمق کاشته شده بودند، معمولا برای دفاع و گاهی برای حمله استفاده می کردند. میدان های مین دفاعی برای جلوگیری از نیروهای دشمن از نفوذ به آب های ساحلی برای بمباران ساحل، جلوگیری از حمل و نقل دریایی، و یا حمله ی دشمن کاشته شدند. چنین مین ریزی هایی با توجه به اهداف و برنامه ریزی انجام می شدند و خطوط مخفی امن برای کشتی رانی و نیروی دریایی خودی را در اختیار می گذاشتند. به منظور حمله به کشتی رانی بریتانیا، زیردریایی های آلمانی اغلب به مجبور بودند تا میانهای مین را دورزده و یا با قبول خطر به قلب میدان مین بزنند. بسیاری از زیردریایی ها در میدان های مین بریتانیا گرفتار می شدند و یا به مینهایی می خوردند که جابجا شده یا ول شده بودندمین ریزی تهاجمی پیچیده تر بود و اغلب یا به هدف می خورد و یا بی فایده بود. شناورهای سطحی، تحت پوشش تاریکی و با عجله، مینها را در مسیرهایی مانند خطوط دریایی و یا گاهی اوقات حتی در راه های امن میدان های مین خودی می کاشتند، تا کشتی های دشمن و یا کشتی های تجاری را غافلگیر کنند. بعدا در جنگ، هر دو طرف زیردریایی ها را برای مینگذاری به کار گرفتند و دو سلاح دریایی بسیار خطرناک را با هم ترکیب کردند.

    برای جلوگیری از دسترسی زیردریایی های آلمانی به اقیانوس اطلس از طریق کانال انگلیس، بریتانیا خطوطی از مینها را در سراسر کانال از دوور انگلستان، تا کیپ گریس-نز فرانسه کاشت. با این حال، در سال های 1915 و 1916، مینها تماسی بریتانیا معیوب بودند، و تا زمانی که دریاسالاری به کپی و تولید انبوه مینهای استاندارد آلمان نپرداخت میدان "دوور" نتوانست از عبور زیردریایی های آلمانی جلوگیری کند.هنگامی که میدان دوور در نهایت موثر شد، زیردریایی مجبور شدند برای رسیدن به اقیانوس اطلس شمال اسکاتلند را دور بزنند و حدود 1400 مایل (حدود هفت روز) به سفر آنها اضافه شد.

    پس از اینکه ایالات متحده وارد جنگ شد و به نیروی دریایی سلطنتی یک نوع مین محرمانه با فیوز مغناطیسی عرضه کرد، متفقین طرحی برای کاشت 200،000 عدد از این نوع مین در سرتاسر دریای شمال از جزایر اورکنی تا ساحل نروژ ریختند. اگرچه نیروهای آمریکایی و بریتانیایی در این بنا به اصطلاح در این دیوار دفاعی حدود 80،000 مین کاشتند، اما بیشتر این مینها نیز معیوب بودند و آسیب اندکی به آلمان ها وارد کردند. با این وجود، مینهای متفقین در همه ی مناطق به عنوان قاتل زیردریایی ها شناخته شدند.

    ·        استراق سمع: هنگامی که جنگ آغاز شد، ارتباط بیسیم و یا تلگراف بی سیم یک فن آوری نظامی جدید بود که بریتانیا در آن خبره بود. با بهره گیری از امتیاز یک دفترچه ی رمز نیروی دریایی آلمان، که به صورت اتفاقی به دست آمده بود، و همچنین استفاده از کمبود خبرگی در مخابرات و امنیت بیسیمهای آلمان، بریتانیا به طور کامل در ارتباطات نیروی دریایی آلمان نفوذ کرد. بریتانیا ابتدا در روش کشف جهت رادیویی برای شناسایی و شناسایی فرستنده های ساحلی و دریایی آلمان استاد شدند. با استفاده از دفترچه کد به دست آمده، آنها اکثر مخابرات نیروی دریایی آلمان را می خواندند. سرویس استراق سمع دریاداری (معروف به اتاق 40) با استفاده از این اطلاعات پربها را فعال کنید به رهگیری زیردریایی های آلمانی می پرداخت. یک مورخ انگلیسی نوشت که  در اوایل سال 1915، اتاق 40 قدرت مجموع ناوگان زیردریایی آلمان، نرخ رشد آن ... موقعیت هر ناوگان ... تعداد زیردریایی های در حال گشت یا در بندر، و اینکه چه هنگام قرار است به دریا بروند... تلفاتشان، هنگامی که یک زیردریایی به پایگاهش بازنمی گشت، و در اغلب موارد، میزان تهدید [زیردریاییها] در هر منطقه ی خاص را می دانست.


     

    آخرین ویرایش: یکشنبه 13 خرداد 1397 09:53 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 7 خرداد 1397 01:02 ب.ظ نظرات ()
    آخرین ویرایش: دوشنبه 7 خرداد 1397 09:08 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 2 خرداد 1397 12:56 ب.ظ نظرات ()

    هنگامی که جنگ جهانی اول در روزهای ابتدایی آگوست سال 1914 آغاز شد، نیروی دریایی امپراطوری آلمان گسترش کشتی های بزرگش را آغاز نکرده بود. بنابراین ناوگان آبهای آزاد آنقدر قدرتمند نبود تا در مصافی قاطع به مصاف ناوگان بزرگ بریتانیا برود. نیروی دریایی سلطنتی نیز قادر نبود تا یک حمله ی قاطع به نیروی دریایی آلمان در آبهای آن کشور انجام دهد. در پی انسدادی که حاصل شده بود فرماندهان هر طرف در فکر این بودند که در محدوده ی دریای شمال با حیله و فریب حریف را به تله بیاندازند. بنابر این جنگ دریایی این دو قدرت با روشی کنجکاوانه، محتاطانه و غیر قابل پیش بینی به پیش می رفت. بین آن دو تنها یک نبرد بزرگ دریایی ،نبرد ژوتلند، روی داد که کوتاه و بی سرانجام بود.

    در ابتدای جنگ هم آلمان و هم بریتانیا زیردریایی را در نقش یک سلاح تهاجمی بکار بردند. تاخت و تازهای اولیه ی آنها قابل ملاحظه است. زیردریایی های آلمانی 3 رزمناو سنگین و 2 رزمناو سبک بریتانیا را ، با بیش از 2000 نفر تلفات، غرق کردند. زیردریایی های بریتانیایی زیردریایی سبک هلا را غرق کردند. بنابراین هر دو طرف ناچار شدند تا به زیردریایی ها به عنوان یک تهدید جدید خطرناک نگاه کنند و بر اساس آن عکس العمل نشان بدهند. ناوگان بزرگ بریتانیا از پایگاه خود در اسکاپا فلو به آبهای شمال ایرلند رفت. ناوگان دریای آزاد آلمان عملیاتش را به آبهای ساحلی خود محدود کرد.

    بریتانیا یک محاصره ی دریایی را بر علیه آلمان اعمال کرد با این هدف که از رسیدن مواد لازم برای ماشین جنگی آنها جلوگیری کند. حتی کشتی های بی طرفی که مواد غذایی به آلمان می بردند مورد حمله قرار می گرفتند، راهشان سد می شد یا بازگردانده می شدند. در تلافی، نیروی دریایی آلمان به زیردریایی هایش دستور داد تا کشتی های تجاری متفقین را مورد حمله قرار بدهند. در روز بیستم اکتبر 1914، یک زیردریایی آلمانی در آبهای ساحلی نروژ یک کشتی باری بریتانیایی را پس از بازرسی غرق کرد. یک هفته بعد زیردریایی دیگری که در کانال مانش عملیات می کرد بدون اخطار یک کشتی بخار فرانسوی را به اژدر بست که پر از سرباز بود. در حقیقت کشتی توسط 2400 نفر پناهنده ی بلژیکی ،که بسیاری از آنان زن و بچه بودند پر شده بود. خوشبختانه این کشتی غرق نشد.

    این دو زیردریایی به کشتی های تجاری بی دفاعی حمله کردند که نجات بریتانیا وابسته به آنها بود. ممکن بود که جنگ با کشتی های تجاری ویرانگر باشد. بر این اساس، دولت بریتانیا این حملات را غیرقانونی،جنایت آمیز، دزدی دریایی و زشت اعلام کرد. دارندگان کشتی، تجار و شرکتهای بیمه با این شکایتهای هم نوا شدند.


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 2 خرداد 1397 08:59 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 2 اسفند 1396 04:06 ق.ظ نظرات ()

    قبل از اینکه موشکهای برد بلند وارد کارزار بشوند جنگهای هوایی خلاصه می شد در مانورهایی که دو جنگنده باید انجام می دادند تا بتوانند به موقعیت مناسبی برای شلیک به طرف مقابل برسند. در زیر چند تایی از این مانورها را می بینید.

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 9 فروردین 1397 10:51 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 12 بهمن 1396 07:12 ب.ظ نظرات ()



     

    جنگ جهانی اول که آغازشد قرار نبود خلبانها به همدیگر شلیک کنند. خلبانها عموما خود را اعضای یک صنف می دانستند و حمله به همدیگر را دور از شئونات صنفی خود می دیدند. به هرحال، جنگ کار خود را کرد و اولین نبرد هوایی با شلیک یک هفت تیر آغاز شد.

     

    هواپیماهای آن زمان عمدتا برای عملیات شناسایی به کار گرفته می شدند و مسلح کردن آنها دشواری های زیادی در پی داشت. نصب مسلسل بر روی یک هواپیما ،به صورتی که بتوان به آن اطمینان کرد و با دقت تیراندازی کرد، در ظاهر ساده ولی در عمل بسیار پیچیده است. نصب مسلسل برای کمک خلبان امکان پذیر بود و بسیاری از هواپیماها کابین کمک خلبان را مسلح کردند. اما هواپیماهایی که تنها یک خلبان داشتند با معضل روبرو شدند. اگر قرار بود مسلسل بر روی بال نصب شود خلبان امکان هدف گیری دقیق نداشت. اگر هم قرار بود خلبان به صورتی دقیق هدف گیری کند تنها راه این بود که مسلسل را بر روی دماغه و دقیقا جلوی خلبان قرار می دادند. در این صورت شلیک تیر همان و از هم دریده شدن ملخ چوبی خود هواپیما همان. در نهایت این آنتونی فوکر هلندی بود که توانست با ابداع یک مکانیزم مکانیکی شلیک مسلسل را از پره های ملخ هواپیما را امکان پذیر کند. فوکر این مکانیزم را بر روی هواپیمای یک باله ی آیندکر نصب کرد و از اینجا به بعد بود که جنگهای هوایی وارد عصر جدیدی گردید.



    Fokker e iv.jpg

    نمونه ی نهایی جنگنده ی آیندکر



    نمونه ی اولیه یونکرس دی.1 معروف به جی.7


    یونکرس دی.1

    اما جنگنده های ابتدایی جنگ جهانی اول هنوز یک اشکال مهم دیگر هم داشتند، بدنه. بدنه ی این هواپیماها از چوب و بال آنها از پارچه ساخت می شد. به همین دلیل این جنگنده ها در برابر آتش دشمن بسیار آسیب پذیر بودند مخصوصا اینکه هیچ حافظتی برای خدمه ی هواپیما ایجاد نمی کردند. اینبار این شرکت یونکرس بود که با ساخت اولین هواپیما با بدنه ی کاملا فلزی مشکل را حل کرد. یونکرس اولین نمونه ی جنگنده اش را در سال 1915 تمام کرد و آن را جی.1 نام نهاد. اما این هواپیما نتوانست برای تولید انبوه توجه وزارت هوانوردی را جلب کند. یونکرس به کار بر روی یک جنگنده ی تمام فلزی ادامه داد و در سال 1917 توانست یونکرس دی.1 را عرضه کند. دی.1 اولین هواپیمای جنگنده ای بود که از بدنه ای تمام فلزی استفاده می کرد و به تولید انبوه رسید. نمونه ی آزمایشی آن ،به نام جی.7، در روز 17 سپتامبر 1917 اولین پرواز آزمایشی خود را انجام داد. پس از آزمایشهای پروازی تغییرات زیادی بر روی آن اعمال شد و هنگامی که مقامات پرواز آن را دیدند 3 فروند دیگر برای آزمایشهای بیشتر سفارش دادند. مدل تغییر یافته جی.9 نامیده شد. آزمایشها نشان دادند که مانورپذیری این هواپیما به عنوان جنگنده ی خط مقدم کافی نیست و در نتیجه 12 فروند از آنها را برای نیروی دریایی سفارش دادند. در نهایت تعداد 41 فروند از این هواپیما ساخت شد که تنها یک فروند از آنها در موزه ی هوافضا در فرودگاه له-بورژه ی پاریس باقی مانده است.

    رضا کیانی موحد

    منبع

    https://en.wikipedia.org/wiki/Junkers_D.I

     Junkers D.I (MAE).JPG

    تنها بازمانده ی یونکرس دی.1

    مشخصات

    یونکرس دی.9

    خدمه

    1 نفر

    طول

    7.25 متر

    عرض بال

    9متر

    ارتفاع

    2.6متر

    وزن خالی

    645 کیلوگرم

    بیشینه وزن

    834 کیلوگرم

    پیشرانه

    1 دستگاه موتور 6 سیلندر بی.ام.و خنک شونده با آب

    توان

    185 اسب بخار

    بیشینه سرعت

    176 کیلومتر/ساعت

    سقف پرواز عملیاتی

    6000متر

    نرخ صعود

    3.5 متر/ثانیه

    مداومت پروازی

    1.5 ساعت

    تسلیحات

    2 قبضه مسلسل

     

     

    آخرین ویرایش: سه شنبه 10 بهمن 1396 10:24 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 15 دی 1396 09:32 ق.ظ نظرات ()


    جنگ در جبهه ی شرقی با یکی از مانورهای درخشانی آغازشد که جای آنها در جبهه ی غربی خالی بود. نبرد تاننبرگ مهمترین پیروزی تهاجمی آلمان در جنگ، اما فریبنده، بود. بن بست و فرسایش بر جبهه ی شرق هم مانند جبهه ی غرب حاکم شد.

    بازسازی نظامی روسها، پس از جنگ روس و ژاپن، احتیاطهای استراتژیک طرح فون اشلیفن را فرسوده کرد و قبل از اینکه ارتش هشتم آلمان در پروس شرقی زیر حمله قرار بگیرد زمان اندکی [برای آلمان] باقی گذاشت. ارتشهای اول و دوم روسیه به آرامی بسیج شدند، و بر مدافعان پروس شرقی برتری عددی پیداکردند اما جنگلها و دریاچه ها پیشروی های آنها را چندپاره کرد. آنها واحدهایشان را برای حمایت از جناح هایشان به هدر داردند و از خط دوم نیروی ذخیره ی خود استفاده نکردند. در نتیجه، ارتش هشتم، که شامل تعداد زیادی شبه نظامی بود، بر تک تک ارتشهای روس برتری عددی پیدا می کرد. ژنرال پاول فون هیندنبرگ پس از شکست ثبت نشده ی آلمانها در گامبینن (Gumbinnen) (20 آگوست 1914) هدایت ارتش هشتم را در دست گرفت و لودندورف را به عنوان فرمانده ی ستادش انتخاب کرد. دستورات تلگرافی صادرشده برای حفظ وضعیت، همزمان شد با دستورات فرمانده ی ستاد ارتش هشتم و نمونه ای شد از ارزش یک آموزه ی مشترک. همانند جوفره (Joffre) قبل از مارن (Marne)، آلمانها سربازانشان را از یک جناح به وسیله ی قطار به جناح دیگر فرستادند درحالیکه شنود آنها نشان می داد که ارتش اول روسیه عکس العملی نشان نخواهد داد. ارتش اول آلمان به پشت جناح غربی ارتش دوم روسیه چرخید و از پشت آن ها سردرآورد و بعد به شمال پیچید تا کل ارتش دوم را در باریکه ای نزدیک تاننبرگ محاصره کند. فرمانده ی روسها خود را کشت و 100 هزار سرباز روس تسلیم شدند.

     

    با جبهه ی طولانی تر شرقی، هنوز مانورهای نظامی ممکن بود. روسیه متحدین را با نمایش یک تهاجم قبل از بسیج کامل و تهاجم به پروس شرقی و عقب راندن اتریش-مجارستان به شمال کوه های کارپات غافلگیر کرد. فرماندهی عالی اتریش-مجارستان نقشه ی خود را عوض کرد، اول بیشتر سپاهیانش را به سمت صربستان فرستاد، بعد نیروی عمده ی خود را عقب کشید تا در برابر روسها دفاع کند.


    آخرین ویرایش: جمعه 15 دی 1396 01:39 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 4 1 2 3 4