منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • جمعه 25 مرداد 1398 10:11 ق.ظ نظرات ()
    من خیلی وقت هست که قصد دارم درباره ی طب سنتی و رواج عجیب آن در دهه ی گذشته بنویسم که البته فرصت نمی شود چون دارم پایان نامه م رو ترجمه می کنم به انگلیسی که با سواد انگلیسی من قطعا چند سالی طول خواهد کشید.... فعلا و عجالتا شما این مطلب رو بخوانید تا نوشته ی من داغ از تنور بیرون بیاید ان شالله تعالی
    آخرین ویرایش: جمعه 25 مرداد 1398 10:15 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 14 اردیبهشت 1398 09:45 ب.ظ نظرات ()
    یک فیلم کوتاه به زبان استانبولی درباره رصدخانه سمرقند که توسط تیم تحقیقاتی مرحوم سزگین طراحی و ساخته شده است.


    پی نوشت: اگر دوستان به ترکی استانبولی اشنا هستند لطف کنند و خلاصه داستان را به صورت کامنت برای دیگران قرار بدهند.
    آخرین ویرایش: شنبه 14 اردیبهشت 1398 09:48 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 7 آذر 1397 11:10 ق.ظ نظرات ()

    با پیشرفت تمدن های اولیه رقابت بین آنها بر سر منابع موجود بالاگرفت. منابعی که مورد نیاز تمدن های اولیه بودند عبارت بودند از: زمینهای حاصل خیز، فلزات و سنگهای قیمتی، ذخایر غلات و در نهایت نیروی انسانی. این رقابتها غالبا به دو صورت خود را نشان می دادند: رقابت های تجاری و درگیریهای نظامی. رقابت بین تجار و زد و خورد بین سرداران جنگی سبب شد تا آنها برای از میدان به دربردن حریف دست به حیله بزنند و برای اینکه حیله های آنها کارگر شود ناچار بودند تا پیامهای خود را به صورتی برای دوستان یا متحدانشان بفرستند که اگر در اثر تصادف این پیام به دست حریف افتاد وی از درک معنای آن عاجز شود. چنین بود که رمزنگاری پس از ابداع خط در تمدنهایی مانند تمدن مصر، یونان، روم و... زاده شد. با تبدیل کشور-شهرها به امپراتوری های بزرگ، این فن به صورت یک فن ضروری برای کاتبان و نظامیان درآمد. رمزهای اولیه، رمزهای ساده ای بودند که با جابجا کردن چند حرف از حروف الفبا به دست می آمدند. به تدریج ،اما، با آشکار شدن ضعف رمزهای ساده و با رشد روشهای ریاضی سعی شد تا با به کارگیری الگوریتمهای ریاضی رمزهای پیچیده تری ساخته شود تا پی بردن به متن رمز شده را برای دیگران دشوارتر یا حتی ناممکن کند. از اینجا به بعد بود که رقابتی بین رمزنگاران و رمزگشایان درگرفت. رمزگشایان همواره در راه یافتن الگوریتمهایی برای حمله به پیامهای رمز شده و رمزنگاران همواره در پی اصلاح الگوریتمهای رمزنگاری بودند. رقابت بین این دو گروه تا امروز ادامه یافته است.

    با پیچیده شدن هرچه بیشتر الگوریتمهای رمزنگاری، آشکار شد که امپراتوریها باید کارشناسانی را پرورش بدهند که بتوانند پیامهای رمز را در کوتاه ترین زمان ممکن بشکنند. به تدریج طبقۀ جدیدی از کاتبان به وجود آمدند که سعی می کردند تا با ابزار ریاضی پیامهای رمز شده را بشکنند و این فن را از طریق کتابها و رساله هایشان به نوآموزان آموزش بدهند. این تلاش امروزه در شبکه های جاسوسی و ضدجاسوسی کشورها به صورت متمرکز و با ابزارهای پیشرفتۀ فنی صورت می گیرد.

    رمزنگاری پیامها در زندگی مدرن نقشی حیاتی بازی می کند. نرم افزارها، شبکه های کامپیوتری و تجهیزات مخابراتی قبل از ارسال یک پیام آن را به رمز درمی آورند. گیرندۀ پیام با استفاده از الگوریتمی، که باید فرستندۀ پیام در اختیارش بگذارد، اقدام به رمزگشایی متن پیام می کند. کنشهای مالی ما در بانکداری اینترنتی، پیامهای ما در شبکه های اجتماعی و طیف وسیعی از برنامه هایی که از طریق شبکه های تلویزیونی ماهواره ای می بینیم وابسته به رمزنگاری هستند.

    هرچند که استفاده از روشهای رمزگشایی عملا به قبل از دوران اسلامی بازمی گردد اما اولین تلاش روشمند برای ابداع راه های رمزگشایی توسط ریاضی دانان دورۀ اسلامی صورت گرفته است. دیوید کاهن در کتاب معروفش به نام رمزگشایان، می گوید رمزگشایی  در میان اعراب زاده شده است. منبع اصلی کاهن کتاب صبح الأعشی فی صناعة الانشاء از نویسندۀ مصری قـَلقـَشـَندی (756-821ق) است. اما کشف یک رسالۀ گم شده از یعقوب بن اسحاق کِندی (185-256ق) سبب شد تا تاریخ نگاران علم زمان ابداع رمزگشایی  را تا سدۀ سوم هجری عقب ببرند. امروزه، تاریخ نگاران علم کتاب کنـدی با نـام رسـالة فی استخــراج المعمّی را کهن ترین اثر کشــف شـده در حـوزۀ رمزگشایی می دانند. 

    آنچه که در بالا خواندید مقدمه ی اولین مقاله ی آکادمیک این حقیر است که در فصلنامه میراث علمی (شماره12 پاییز زمستان 96)  چاپ شده است. اگر علاقمند بودید اصل مقاله را می توانید از اینجا دانلود کنید(صفحه 111). به علاوه یک مقاله ی ترجمه شده در همین موضوع نیز بلافاصله بعد از مقاله ام هست که توصیه می کنم آن را هم بخوانید.

    آخرین ویرایش: سه شنبه 6 آذر 1397 11:12 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 29 مهر 1397 09:03 ب.ظ نظرات ()


    و هرکس کارهای ایشان را مطالعه کند، آن را چنان دور از درستی می بیند که ادعای دیگران را درباره رصدهای هندیان نمی پذیرد. ولی چون سرزمین هندیان بسیار دوراست، و کارهای خود را سخت پوشیده نگاه می دارند، و از بازگو کردن کمترین دانشی که بویی از آن می برند بخل می ورزند، و با وجود تهی بودن ایشان از حکمت، و با وجود آسانی این گونه کارها برای پژوهندگان، عامه ی مردم آنان را خداوندان حکمت می دانند، شماره ی کسانی که درباره ی آنان تعصب می ورزند و به آنچه آشکار است توجه ندارند و به برهان سنگی نمی هند و از گزافگوی پروا ندارند، بسیار است که در حق ایشان ادعاها می کنند.

    تحدید النهایة الاماکن صفحه 84 ترجمه احمد آرام

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 25 مهر 1397 09:00 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 11 شهریور 1397 01:07 ب.ظ نظرات ()
    انقلاب که شد قرار بر این بود که انسان طراز نویینی ساخته بشود.... قرار نبود که پدربزرگها آمریکا را شیطان بزرگ بنامند و نوه ها و نتیجه در آمریکا ادامه تحصیل بدهند. اول از همه قرار شد که اسامی خیابانها را عوض کنند. اما این مسئله چاره ساز نبود. پس اسامی شهرها رو عوض کردند. اما بازهم این راه حل چاره ساز نشد. بعدترش دانشگاه را بستند و کمی بعدتر در آن انقلاب فرهنگی کردند. انقلاب فرهنگی اما بدون داشتن علوم انقلابی ابتر بود. پس در پی ساختن علوم انقلابی برآمدند و چون انقلاب در دین ریشه داشت به دنبال دینی کردن علوم یا علمی کردن دین رفتند. نتیجه این شد که قرار شد علمای اعلام هجرت کنند از حوزه به دانشگاه و در پیوندی ناگسستنی این مهم را به سرانجام برسانند. پس علما شروع کنند تا مسئله ی بالا را سرانجام برسانند... و چهل سال بعد نتیجه ی این پیوند مبارک را می بینید:

    اینجا را بخوانید تا بفهمید وقتی که برادران پاکستانی ما هم خواستند چنین راهی را بروند به کجا رسیدند.
    آخرین ویرایش: دوشنبه 12 شهریور 1397 08:32 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 22 مرداد 1397 09:23 ق.ظ نظرات ()
    یاد داشتی از حجه الاسلام رسول جعفریان استاد دانشگاه و مسئول کتابخانه دانشگاه تهران
    سالهای سال است که ما تمدن اسلامی را به بزرگانی چون کندی، فارابی، بیرونی، ابن سینا، فخر رازی، خواجه نصیر و تنی چند از بزرگان علم و دانش در دنیای اسلام می شناسیم؛ روی نوآوری ها و تکاپوی های علمی آنها تأکید می کنیم و بویژه این که افکار آنان هزار سال است که تمدن اسلامی را سیراب کرده و شکوه و عظمتی ویژه به ما بخشیده، تأکید می کنیم. در اینجا، و ضمن تأکید این که اینان بهترین های دوره های میانی تاریخ تفکر و تاریخ علم در میان ما هستند، دو نکته دیگر را هم باید مد نظر قرار دهیم. 
    نخست آن که بدانیم حاصل تکاپوی علمی و آثار آن در تمدن اسلامی، طی قرون مختلف، چه مقدار بوده، و مهم تر آن که، آیا این میراث علمی، میراثی پویا و متحول متناسب با مفهوم علم و فرضیه و تغییر و پیشرفت علمی بوده، یا آن که بیشتر در فضایی جامد و بی تحرک امتداد یافته است. به نظرم روشن است که با همه عظمتی که این میراث دارد، ما نتیجه روشنی از آن دانش برای ایجاد تحول و انقلاب علمی نگرفته ایم و درجا زده ایم، حالا لازم است بار دیگر تأمل کنیم که اشکال کار در کجا بوده است. 
    نکته دیگر این است که در تمدن اسلامی، روشن کنیم اساس این تمدن، روی علم و دانش برگرفته از آثار این بزرگان بوده، یا نوعی دانش توده ای و مردمی سطح پایین در سراسر این تمدن جریان داشته، و هزاران نسخه و اثر از آن شبه علم باقی مانده؛ افکار پوسیده ای که در قالب کتاب و رساله، دست طبیبان و منجمان و قصه گویان بوده و مردم را از آنها سیراب می کرده اند. در این مورد هم ناچاریم اعتراف کنیم تنها بخش اندکی متعلق به خروجی آن اندیشوران نامی در تمدن اسلامی، و اما بخش عمده، مربوط به همان علم توده ای و مردمی است که حاصل و برکشیده هزاران سال اندیشه های علمی عامیانه میان بشر بوده، و بطن اندر بطن در جوامع مختلف امتداد یافته است. 
    نکته مهم این است که آن عالمان، می بایست، دانش علمی را به گونه ای سامان می دادند که بتواند این اسکلت فلزی و سخت را که دانش توده ای را حفظ و حراست کرده، بشکنند و تحول و تحرک را در علم پدید آورند، اما چنین اتفاقی نیفتاد و در واقع، پاردایم حاکم بر دانش یونانی هزار سال دیگر هم دوام آورد.
     این که چرا آنها نتوانستند به این نقطه برسند، نکته بسیار مهمی است. در یک کلام، به رغم بزرگی آن افراد، دانش علمی و به طور خاص علوم تجربی ما همان چیزی بود که که بخش مهمش از یونان، و بخش های اندکش از ایران و هند و تجربه های مردمی عرب بهم تنیده شده و محصولی را به عنوان «علوم تجربی» در میان ما شکل داد. بدنه این دانش، و ارکان آن، سبب انقلاب علمی در میان ما نشد، و ما نتوانستیم پارادایم یونانی علوم تجربی و علومی مانند جغرافی و نظیر اینها را تغییر داده و مسیر تازه ای را آغاز کنیم. اگر این انقلاب علمی شده بود که ما باید آثار آن را می دیدیم. چشم که داریم.
    بدتر از همه آن که از قرن ششم هجری به بعد، همین تحرک علمی مختصر نیز از بین رفت و با برآمدن اندیشه های شبه عرفانی و تسلط همه جانبه جهان بینی عرفانی بر تمام معرفت بشری، راه علوم تجربی را کاملا سد کرد. ما یک سره به بزرگانی چون فارابی و ابن سینا می نازیم، اما نه تنها آثار خوب آنها برای زمانشان، در دوره بعد نتوانست چارچوب تازه ای برای علوم تجربی بگشایند ـ به مانند آنچه در قرن پانزدهم و شانزدهم و بعد از آن در غرب پدید آمد ـ بلکه چنان جمودی و سکونی بر دانش تجربی ما حاکم شد، که تا هزار سال بعد که حالا باشد، فقط توانستیم به آن افتخار کنیم و به آن ببالیم، اما نتوانستیم هیچ در بسته ای را بگشاییم. زمانی که چراغ علم این بار و دوباره از غرب به این سوی آمد، تسلط و هیمنه آن، چنان ما را به تعجب واداشت که طالب علمان ما، همه مدارس قدیم را کنار گذاشتیم و سراع علوم جدید رفتند. این آثار همان انقلاب علمی است که این بار و مثل دوره ای که یونان میان ما آمد، در میان ما پدید آمد و ما را از گذشته برید. البته مقاومت های بیهوده ای کردیم، و هنوز هم می کنیم و این را به اسم دینی کردن و سنتی کردن علم جدید دنبال می کنیم، اما بیشتر آنچه نوشته می شود، راه به جایی نمی برد. متاسفانه  برخی از ما، مقاومت مان بیشتر است، و با ادبیات عوام پسند، مرتب یاد از عظمت گذشته علمی می کنیم، این که نسخه های این آثار فراوان  است، این که در قرن چهاردهم و بعد از آن آثار ما در اروپا چاپ می شده و ...، اما حقیقت آن است که دنیا راه خود را می رود و علم به سمت گشودن افق های تازه حرکت می کند، بدون این که ملاحظات ما را در نظر بگیرد.
    آخرین ویرایش: دوشنبه 22 مرداد 1397 09:24 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 2 1 2