منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • دوشنبه 5 بهمن 1394 07:43 ب.ظ نظرات ()

    Trireme.jpg

     تصویری از کشتی های جنگی بادبانی-پارویی مرسوم در مدیترانه

    زمان وقوع : 394 قبل از میلاد

    مکان وقوع : دریای اژه

    نتیجه : پیروزی قاطع متحدین هخامنشی-آتنی

     

    متخاصمین

    دولت شهر اسپارت

    امپراتوری هخامنشی

    دولت شهر آتن

    فرماندهان

    پیساندر

    کنون

    فارنابازوس(ساتراپ هخامنشی)

     

    استعداد

    85 فروند کشتی

    90 فروند کشتی

    تلفات

    تمامی ناوگان

    حداقل


    پیش زمینه تاریخی

    در سال 394 شاه اسپارت ،آژسیلاس دوم، برای شرکت کردن در جنگهای کورینتایی از آسیای صغیر به خاک یونان فراخوانده شدند. ناوگان اسپارت تحت فرماندهای پیساندر نیز از سنیدوس به سوی یونان بادبان کشید.

    ناوگان مشترک ایران و آتن از چرسونسه برای سدکردن ناوگان اسپارت حرکت کرد. هر دو ناوگان در نزدیک سنیدوس به یکدیگر رسیدند.

    نبرد

    منابع تاریخی درباره ی خود نبرد ساکت یا مبهم هستند. ظاهرا ناوگان اسپارت با طلایه داران ناوگان آتنی ها روبرو شدند و با موفقیت آنها را شکست دادند. سپس ناوگان هخامنشی ها سر رسید و ناوگان اسپارت را غافلگیر کرد. اسپارتها تقریبا تمامی کشتی هایشان را از دست دادند و فرمانده ی آنها کشته شد.

    سرانجام

    این نبرد به کوشش اسپارتها برای اینکه تبدیل به یک قدرت دریایی شوند پایان داد. اسپارت دیگر هیچ عملیات دریایی بزرگی را در دریا انجام نداد و آتن تبدیل به قدرتمندترین نیروی دریایی یونانی ها شد.

    کنون بلافاصله به آتن بازگشت و شروع به بازسازی حصارهای اطراف شهر نمود.  هخامنشی ها نفوذ خود را در ایوونیه بازیافتند و حاکم بخشهایی از دریای اژه شدند. در پیمان صلح آنتالسیداس در سال 387 توفق ایرانی ها رسمیت یافت و این توفق تا زمان اسکندرکبیر حفظ شد.

    مترجم

    رضا کیانی موحد

    منبع

    https://en.wikipedia.org/wiki/Battle_of_Cnidus

    آخرین ویرایش: یکشنبه 11 بهمن 1394 06:59 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 4 خرداد 1392 09:38 ب.ظ نظرات ()

    دموكراسی را حكومت مردم بر مردم معنا كرده اند. حكومت همه ی مردم بر همه مردم ،اما، نه خواستنی است و نه عملی. حتی دموكرات ترین حكومتهای دنیا هم برای انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان محدودیتهایی قائل هستند. اولین محدودیت ،كه تقریبا در تمامی دنیای دموكراتیك مشترك است، همانا محدودیت سنی است. هر آدم عاقلی انتظار دارد كه در یك نظام انتخاباتی هم انتخاب شوندگان و هم انتخاب كنندگان به حداقلی از درك و شعور و بلوغ فکری رسیده باشند كه بتوانند قائم به خود و بر اساس مصالح زندگی خود و جامعه ای كه در آن زندگی می كنند در فرآیند انتخابات شركت كنند. حكومت یك بچه ی 5 ساله بر مردم یا انتخاب یك رئیس جمهور توسط یك بچه ی 10 ساله شاید ظاهری دموكراتیك داشته باشد اما كیست كه نداند نهایت مسیر چنین حكومتی چه خواهد بود؟

    بسته به این كه در چه كشوری زندگی می كنید و چه فرهنگی دارید قوانین انتخاباتی محدودیتهای دیگری هم انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان اعمال می كنند. داشتن تابعیت ملی، نداشتن سوء سابقه ی قضایی، داشتن سابقه ی روشن مالی و .... به صورت كم وبیش در تمام كشورهای دموكراتیك دنیا اعمال می شوند.

    شرط داشتن تابعیت به دموكراسی های آتن و رم باستان بازمی گردد. هر چند كه در دنیای متمدن آتن و رم اولین نمونه های حكومت دموكراتیك بودند اما در هر دو شهر تنها كسانی می توانستند در انتخابات شركت كنند كه شهروند رسمی آتن یا رم محسوب شوند. حق شهروندی البته به این نبود كه زادگاه افراد این شهرها باشد بلكه افرادی شهروند شناخته می شدند كه نسل اندر نسل پدرانشان شهروند آتن یا رم بوده اند. زنان، بردگان و مهاجران شهرها و كشورهای دیگر شهروند رسمی شناخته نمی شدند و در بازی انتخابات به بازی گرفته نمی شدند. البته در انتهای امپراطوری رم این قانون تعدیل شد و افرادی غیر رمی كه خدمت شایانی به رم كرده بودند ممكن بود به شهروندی رم برگزیده شده و حتی در سنای رم به مقامات بالایی دست پیدا كنند. اما قانون دیگری كه در رم اعمال می شد ،و من عقیده دارم كه عدم اجرای این قانون آفت بزرگ دموكراسی های مدرن است، قانون تمكن مالی بود. بر اساس قانون رم همه ی شهروندان ذكور رمی حق شركت در انتخابات را داشتند به شرطی كه از حداقل تمكن مالی برخوردار بودند. یعنی مالمیك افراد توسط مأموران حكومت برآورد می شود و تنها به كسانی اجازه ی شركت در انتخابات داده می شد كه مقدار معینی زمین و دارایی نقدی داشته باشند. این قانون شاید در كشورهای دموكراتیك غربی چندان مورد نیاز نباشد،كه به نظر من هست، اما در ایران حتما باید اجرا شود. با توجه به فشارهای اقتصادی كه بر اقشار فقیر جامعه وارد می شود كاندیدایی كه بتواند با وعده های اقتصادی خود چشم ها را بیشتر خیره كند بیشتر شانس برنده شدن در بازی انتخابات را دارد. از همین رو است كه یك كاندیدا وعده ی افزایش كمكهای مالی به همه ی شهروندان را پیش می كشد. دیگری از اشتغال خانگی سخن می گوید. آن یكی یارانه ی سبز را وعده می دهد و... تا بتوانند رأی بیشتری جمع كنند. این امر البته ظاهر قانونی قضیه است. یعنی هر كاندیدایی حق دارد كه هر چقدر كه دوست دارد وعده و وعید بدهد و در نهایت این مردم هستند كه تصمیم می گیرند كه به چه كسی رأی بدهند یا ندهند. اما این قضیه ممكن است كه جنبه های خاكستری یا سیاه هم به خود بگیرد. در انتخابات گذشته دولت قسمتی از كمكهای كشاورزی خود را موكول كرد به اواخر سال و نزدیك به ایام انتخابات. عمه ی پیر یكی از همكاران كه در دهات قزوین زندگی می كند به اعتراض گفته بود كه در انتخابات بعدی شركت نخواهد كرد چرا كه دولت پولی به او پرداخت نكرده بود. یعنی ممكن است كاندیدایی به گونه ای سعی در خرید آرای اقشار پایین دست جامعه كند كه واضح است كه این عملكرد از روح دموكراسی چقدر فاصله دارد. چنین دموكراسی به جای حكومت مردم بر مردم تبدیل می شود به حكومت عده ای از مردم كه می توانند رأی بیشتری را خریداری كنند بر سایر اقشار مردم. چنین دموكراسی چقدر ارزش دموكراتیك دارد؟

    پی نوشت: همین الان برنامه ی تلویزیونی حاج محسن رو دیدم. در دو تا جمله خلاصه ش می کنم: این بنده ی خدا همون جور که بعد از 8 سال جنگیدن از جنگ سردرنیاورد بعد از 20 سال حکومت کردن هنوز هم از حکومت کردن چیزی نمی فهمه. نمونه ش هم ادعاش درباره ی سر دوراهی قرار دادن آمریکا و اعمال فشار به این کشور. بنده ی خدا فکر کرده آمریکا مثلا بحرین یا امارات عربی متحده است.

    یادداشت سوم

    یادداشت چهارم

    یادداشت پنجم

    یادداشت ششم

    یادداشت هفتم

    آخرین ویرایش: دوشنبه 31 تیر 1392 10:24 ب.ظ
    ارسال دیدگاه