منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • پنجشنبه 11 شهریور 1395 08:55 ق.ظ نظرات ()

    رضا کیانی موحد

    ساحره های شب نام مستعاری است که آلمانها بر روی خلبانهای هنگ 588ام بمب افکن های شبروی نیروی هوایی شوروی [سابق] گذاشته بودند. این واحد بعدتر به نام هنگ بمب افکنهای شب روی 46ام تامان نامیده شد. تمامی خلبانان این واحد را زنان جوانی تشکیل می دادند که سنی در حدود اوایل بیست سالگی داشتند. هنگ ساحره های شب توسط سرهنگ مارینا راسکووآ سازماندهی شد و بعدتر هدایت آن به سرگرد یودوکیا برشانسکایا واگذار شد.

    عملیات این واحد متمرکز بر بمباران بزن در رو و دقیق به صورت شبانه از سال 1942 تا انتهای جنگ جهانی دوم بود. این واحد در بهترین حالت دارای 40 فروند بمب افکن دو نفره بود. ساحره های شب در طی جنگ 24 هزار سورتی پرواز کردند و 23 هزار تن بمب بر سر دشمن ریختند. این واحد پرافتخارترین واحد هوایی نیروی هوایی شوروی بود که خلبانان آن تمامشان زن بودند. هر کدام از ساحره های شب تا انتهای جنگ به طور متوسط 800 سورتی پرواز جنگی داشتند و 23 نفر از آنها به مدال "قهرمان اتحاد جماهیر شوروی" دست یافتند. 30 نفر از اعضای این واحد در طی رزم از دست رفتند.


    سلاح اصلی ساحره های شب بمب افکن دو باله ی پولیکارپوف پی.او-2 بود. پی.او-2 یک هواپیمای قدیمی متعلق به انتهای دهه ی 30 میلادی بود و نقش اصلی آن هواپیمای آزمایشی بود و بیشتر به عنوان هواپیمای سمپاش بکار برده می شد. پی.او-2 پر تعداد ترین هواپیمای دوباله ای است که تا به امروز در تاریخ هوانوردی ساخته شده است. نقطه ضعف اصلی پی.او-2 این بود که مقدار کمی بمب حمل می کرد و برای انجام عملیات ناچار بودند که بارها و بارها تجدید مهمات کنند. اما نقطه ی قوت آن این بود که سرعت آن آنقدر پایین بود که جنگنده های مدرن آلمانی اگر می خواستند در پشت سر آنها قرار بگیرند به سرعت واماندگی می رسدیدند و خودشان سقوط می کردند. خلبانهای لوفت واقه ساقط کردن این هواپیماهای کهنه را بسیار سخت یافتند. روسها برای غافلگیری بیشتر در نزدیکی هدف موتور هواپیما را خاموش می کردند و به صورت هواسر به سمت دشمن حمله می کردند. استفاده از این تاکتیک ساده در بمباران شبانه بسیار کارآمد بود. صدای سوت کشیدن کابلهای نگهدارنده ی بالهای پی.او-2 سبب شد تا سربازان ورماخت نام ساحره های شب را بر روی این خلبانها بگذارند.

     منبع

    https://en.wikipedia.org/wiki/Night_Witches

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 10 شهریور 1395 11:03 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 10 دی 1394 01:49 ق.ظ نظرات ()
    Pak40 parola 1.jpg
    رضاکیانی موحد

    توپ 75 میلیمتری پک-40 یک سلاح ضدتانک بود که در سالهای بین 1939 تا 1941 توسط راینمتال توسعه یافت و در طی جنگ جهانی دوم به صورت ستون فقرات توپخانه ضدتانک آلمان نازی درآمد.

    توسعه

    توسعه پک-40 با برگزاری مناقصه ای بین شرکتهای کروپ و راینمتال برای ساخت یک توپ 75 میلیمتری ضدتانک جدید در سال 1939 شروع شد. به دلیل اینکه اولویت این سلاح چندان بالا نبود پروژه پک-40 چندان جدی گرفته نشد. با این وجود، پس از حمله هیتلر به روسیه شوروی در سال 1941 و ناتوانی توپخانه ضدتانک آلمان در برابر تانکهای قدرتمند تی-34 و کا.وی-1، طرح پک-40 در اولویت قرارگرفت. اولین پیش نمونه تولید شده پک-40 در نوامبر 1941 تحویل داده شد.

    در آوریل 1942، ورماخت تنها 44 قبضه توپ پک-40 در اختیار داشت اما یکسال بعد این سلاح تبدیل به توپ اصلی آلمان برای مقابله با ادوات زرهی دشمن شده بود.


     
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 9 دی 1394 11:14 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 14 آذر 1394 07:04 ق.ظ نظرات ()
    نتیجه تصویری برای ‪allerberger german-snipers ww2‬‏
    جوزف آلربرگر در سال 1924 در اتریش به دنیا آمد. پس از حمله ی هیتلر به روسیه او به عنوان مسلسل چی به جبهه ی شرق فرستاده شد. او در استاوروپول مجروح شد و در دوران نقاهت با یک تفنگ موسین ناگات روسی که مجهز به دوربین بود تمرین می کرد. او به تک تیراندازی علاقه نشان داد و توانست 27 نفر از سربازان روسی را هلاک کند. فرماندهانش او را به مدرسه ی تک تیراندازی فرستادند و او با یک موزر 98 به همراه یک دوربین با بزرگنمایی 4x به جبهه بازگشت. تعداد قربانیان او را 257 نفر ثبت کرده اند.
    پس از پایان جنگ آلربرگر به شغل خانوادگی خود ،نجاری، بازگشت و در سال 2010 در شهر محل تولد خود ،والس سیزنهایم، درگذشت. او در طی جنگ به خاطر خدماتش توانست به مدالهای صلیب آهنی درجه 2 و 1، صلیب شوالیه، نشان پیاده نظام، نشان نقره ای مجروحین، نشان تک تیراندازی رسید. در سال 2005 کتابی از خاطرات او به قلم آلبرت واکر منتشر شد. واکر این کتاب را بر اساس مصاحبه ی خود با آلربرگر نوشت.
    ترجمه وتخلیص: رضا کیانی موحد

    منبع
    https://en.wikipedia.org/wiki/Josef_Allerberger
    آخرین ویرایش: شنبه 14 آذر 1394 08:19 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 21 آبان 1394 02:17 ق.ظ نظرات ()
    Untitled design (2) (1)

    یکی از معروف ترین و موفقترین فرماندهان تانک آلمانی اتو سایروس نام داشت. سایروس در طی جنگ جهانی دوم بیش از 150 دستگاه تانک دشمن را منهدم کرد و برخلاف بسیاری از سربازان آلمانی جنگ جهانی دوم در سال 2015 و در صلح درگذشت. او توانست به خاطر شجاعت و فرماندهی عالی اش در صحنه های جنگ به مدالهای صلیب آهنی شوالیه به همراه برگهای بلوط دست پیدا کند.
    سایروس در سال 1922 متولد شد و دوبار از پیوستن به ارتش خودداری کرد چرا که روحیه ی خود را برای خدمت در ارتش مناسب نمی دانست. به هرحال او در سال 1940 به یک گردان پیاده ملحق شد.
    سایروس پس از اتمام دوره ی آموزشی داوطلب پیوستن به یک واحد زرهی شد. او به گردان هفتم زرهی رفت و در هلشتاین دوره دید. بزودی این واحد با هنگ 21ام زرهی یکی شد و سایروس در ژوئن 1941 به پروس شرقی فرستاده شد. او در جبهه و در درون تانک خود زخمی شد.
    سایروس در سال 1943 به گردان زرهی سنگین 502ام فرستاده شد. این واحد زرهی در نبرد لنینگراد و ناروا در استونی درگیر بود.

    Otto Carius

    سایروس در سال 1944 در حالیکه داشت تانکش را از پشت یک موتور سیکلت هدایت می کرد به شدت زخمی شد. او در جلوی تانکش حرکت می کرد تا مطمئن شود مسیر پاک و ایمن است. پس از این سانحه سایروس به فرماندهی واحد خود رسید.

    پس از پایان جنگ سایروس به دانشگاه رفت تا داروسازی بخواند. پس از اتمام تحصیل او داروخانه ای بازکرد و نام آن را "تانک تایگر" گذاشت. این داروخانه تا سال 2011 توسط شخص او مدیریت شد. او همچنین کتابی درباره ی تجربیات ش از جنگ نوشت و نام آن را " تایگر در ماسه" گذاشت.

    ترجمه ی آزاد از:

    https://www.warhistoryonline.com/war-articles/otto-carius-famous-german-panzer-ace-of-wwii-dies-at-92.html
    مترجم
    رضاکیانی
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 21 آبان 1394 09:04 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 21 خرداد 1394 02:09 ق.ظ نظرات ()

    Vatutin.jpg

    قبل از جنگ

    نیکولای فیدروویچ واتوتین در دهکده ای در نزدیکی بلگورود اوبلاست امروزی و در خانواده ای کشاورز به دنیا آمد. او در سال 1920 به ارتش سرخ ملحق و وارد جنگ با پارتیزانهای اوکراینی شد. یک سال بعد او به حزب کمونیست پیوست. در سال 1926 واتوتین به آکادمی نظامی فرونژه رفت و تا یک دهه به مطالعه ی نظامی گری پرداخت. با آغاز تصفیه ی بزرگ استالینی در سال 1937 و کنار گذاشته شدن بسیاری از فرماندهان ارتش سرخ، راه برای پیشرفت  واتوتین بازشد و او به فرماندهی ستاد منطقه ی نظامی کیف منصوب شد. واتوتین فعالیتهای نظامی خود را با فعالیتهای سیاسی اش به خوبی در هم آمیخته بود.

    در روز 23 آگوست سال 1939 با امضای معاهده ی مخفی مولوتوف- ریبن تروپ بین روسیه ی کمونیستی و آلمان نازی این دو قدرت تصمیم گرفتند تا اروپای شرقی و مرکزی را بین خود تقسیم کنند. پس از حمله ی آلمان به لهستان استالین تصمیم گرفت که از شرق وارد لهستان شود و در نتیجه واتوتین در میان برنامه ریزان اشغال لهستان قرارگرفت. او در طی عملیات اشغال لهستان به عنوان رئیس ستاد گروه ارتش جنوب خدمت می کرد.

    File:Ribbentrop-Molotov.svg

    تقسیم لهستان بین آلمان هیتلری و روسیه ی شوروی

    واتوتین در مرحله ی بعدی تقسیم اروپا در سال 1940 و تحت فرمان گئورگی ژوکوف ،فرمانده ی معروف ارتش سرخ، بسارابیا را از رومانی گرفت. به عنوان پاداش برای این عملیات بدون خون ریزی واتوتین به درجه ی سپهبدی ارتقاء یافت و به ستاد کل ارتش سرخ راه یافت. به هرحال مشکل اصلی واتوتین این بود که تجربیات رزمی اندکی داشت و دانش وی درباره ی عملیات رزمی و استراتژی بیشتر نظری بود تا عملی.

    تقسیم رومانی بین آلمان و شوروی بر اساس عهدنامه مولوتوف-ریبن تروپ

    عملیات بارباروسا

    اما ماه عسل بین احزاب نازی  و کمونیست چندان هم دیرپا نبود و دست آخر هیتلر به خاطر عدم اطمینان به استالین تصمیم گرفت که در حمله به دشمن پیش دستی کند. این چنین بود که عملیات بارباروسا در روز 22 ژوئن 1941 کلید خورد. در روز 30ام ژوئن 1941 واتوتین به ریاست ستاد جبهه[i] ی شمال غربی تحت فرمان کوزنتسوف منصوب شد. او در این سمت توانست توانایی هایش را بهتر از قبل نمایش دهد. واتوتین شخصیت خاصی داشت و عمدتا در پی این نبود که موفقیتهایش به رخ بالادستی ها بکشد بلکه بیشتر تمایل داشت تا زیردستان با کفایتش را تشخیص داده و آنها را در سلسله مراتب نظامی بالابکشد. خصوصیت اخلاقی دیگر او بی پروائی اش بود. زمانی که در ابتدای جنگ بیشتر افسران عالیرتبه ی ارتش سرخ واحدهایشان از هم گسیخته بود و میل به دفاع داشتند او به دنبال فرصتی برای عملیات تهاجمی می گشت.

    جبهه ی شمال غربی وظیفه ی حفاظت از لنینگراد را برعهده داشت و از 3 ارتش تشکیل شده بود. این جبهه توسط گروه ارتش[ii] شمال ورماخت و لشکرهای پانزر پیشتاز فون مانشتاین تهدید می شد. واتوتین فرماندهی مدافعین روسی در جنوب نوگورود را برعهده گرفت و آنها را برای تهاجم آماده کرد. او سعی کرد تا یکی از واحدهای بزرگ آلمانی را محاصره کند. ضدحمله ی واتوتین مانشتاین را غافلگیرکرد و او را وادار کرد تا مواضع دفاعی بگیرد. گروه ارتش شمال ناچار شد تا تجدید سازمان کند تا بتواند جلوی تهاجم واتوتین را بگیرد. در اثر ضدحمله ی واتوتین ورماخت فرصت حمله در تابستان را از دست داد در حالیکه روسها فرصت پیدا کردند تا خطوط دفاعی اطراف لنینگراد را بیشتر تقویت کنند. همین ناکامی ورماخت در تصرف لنینگراد یکی از مشکلات کلیدی استراتژی آلمانها در مرحله ی اول جنگ شد و آنها را از برنامه های زمان بندی شده شان عقب انداخت. از سوی دیگر، نتایج عملی آنی ضدحمله ی واتوتین کمتر راضی کننده بود. او ظرفیت نیروهایش را بیشتر از حد برآورد و در نتیجه اهداف جاه طلبانه ای برای آنها تعیین کرد، درحالیکه هماهنگی بین نیروهای روسی و هدایت آنها در طی عملیات بسیار ضعیف بود. به علاوه او زمین سخت منطقه را ،که دفاع آلمانها را تسهیل کرده بود، در برنامه ریزی خود برای حمله به حساب نیاورده بود. بی کفایتی افسران زیردستش ،که بازماندگان بی خاصیت تصفیه ی بزرگ بودند، مشکلات واتوتین را بیش از بیش ساخته بود. تنها استثناء در میان آنها حمله ی درخشان یک سرهنگ گمنام به نام ایوان چرنیاخوفسکی ،فرمانده ی لشکر 28ام زرهی، بود. بعدتر علائق مشترک این دو فرمانده را به دوستانی نزدیک تبدیل کرد.

    عملیات بارباروسا-ضدحمله ی نیمه تمام واتوتین با فلش آبی نشان داده شده است.

    نبرد مسکو

    در طی تهاجم زمستانی روسها در سال 1942 و نبرد مسکو نیروهای واتوتین برای اولین بار از آغاز جنگ نزدیک  بود که 2 سپاه آلمانی را محاصره کنند و به دام اندازند. ارتشهای آلمانی و روسی استعدادی یکسان داشتند. در طی نبرد، واتوتین از تاکتیکهای ابتکاری بهره می گرفت در حالیکه پاسخ آلمانها مبتنی بر تاکتیکهای متعارف بود. ارتش سرخ ،عمدتا به خاطر ضعف نیروی هوایی، قادر به شکستن دفاع آلمانها نبود.


    در آوریل 1942 واتوتین توانست در نهایت رخنه ای در خطوط آلمانها ایجاد کند. ورماخت از فرار نیروهایش از حلقه ی محاصره نتیجه ای اشتباه برداشت کرد: نیروهای تحت محاصره می توانند با توسل به پشتیبانی هوایی دربرابر محاصره ی روسها مقاومت کنند تا نیروهای کمکی از راه برسند. این نتیجه گیری غلط بعدتر منجر به فاجعه ی استالینگراد گردید.




    [i] - جبهه معادل روسی یک گروه ارتش در ورماخت است و به طور متوسط شامل 3 تا 4 ارتش می باشد و بین 400 هزار تا یک میلیون نفر استعداد دارد.

    [ii] - در زمان آغاز عملیات بارباروسا ورماخت دارای 3 گروه ارتش شمالی، مرکزی و جنوبی بود. گروه ارتش شمالی به سمت جمهوری های بالتیک و نهایتا لنینگراد حرکت می کرد. گروه ارتش مرکزی در پی اشغال مسکو بود و گروه ارتش جنوبی به سمت قفقاز و چاه های نفت باکو هدف گیری شده بود.

    [iii] - به استعداد  حدود 50 هزار نفر و 250 دستگاه تانک

    آخرین ویرایش: سه شنبه 19 خرداد 1394 09:38 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 6 بهمن 1393 02:06 ق.ظ نظرات ()


    دومنیک لومایر

    رضاکیانی موحد

    در میان تانکهای آلمانی تنها تایگر است که می تواند آوازه پانتر را تحت شعاع قرار دهد. پانتر تقریبا یک سال پس از پسرعموی بزرگتر خود به خط مقدم اعزام شد و ثابت کرد که کاملترین تانکی است که صنایع نظامی آلمان در زمان جنگ تولید کرده اند. با وجود وزن 45 تن، به سادگی می توانست در جاده به سرعت بالای 50 کیلومتر در ساعت برسد و همپای تانکهای بسیار سبکتری مانند تی-34 قرار گیرد. پانتر پاسخ آلمانها به تی-34 روسها بود. بهتر از آن مسلح شده بود و زرهی بسیار قوی تر اشت. تانک آلمانها یک سرو گردن بالاتر از رقبا قرار می گرفت. در جبهه غرب و در برابر شرمنها پانتر یک بلا بود.

    http://wars-and-history.persiangig.com/%D8%B2%D8%B1%D9%87%DB%8C/panter/normandy44.jpg

    نرماندی-1944

    http://wars-and-history.persiangig.com/%D8%B2%D8%B1%D9%87%DB%8C/panter/easternfront1943.jpg

    جبهه شرق-1943

    http://wars-and-history.persiangig.com/%D8%B2%D8%B1%D9%87%DB%8C/panter/102007919.jpg

    پانتر در کنار نارنجک انداز در دشتهای روسیه


    پانتر امتیازی برای حریف نیز بود چرا که از نظر مکانیکی بسیار ضعیف بود و در طی عقب نشینی ها تعداد زیادی تلفات داشت و در لحظات وخیم تعداد تانکهای قابل استفاده بسیار کاهش می یافت. وزن زیاد، حمل و نقل و جابجا کردن آن را سخت و گران می ساخت و در انتها پیچیدگی آن تعداد تولید شده را کاهش داد. 6000 دستگاه که به معنی یک دستگاه پانتر در برابر 7 دستگاه تی-34 یا 8 دستگاه شرمن است. در جمع، با نسبت 1 به15 پانتر شانسی برای پیروزی نداشت. به صورت رسمی پانتر یک تانک متوسط است ولی در عرف آن زمان تانکی با وزن 45 تن را در رده تانکهای سنگین می شناختند.

     

    پانتردی

    بر خلاف آنچه ترتیب الفبا ممکن است نشان دهند، مدل دی اولین سری پانتر بود. پانترآ بعد از آن آمد. این تانک برای اولین بار درصحنه نبرد کورسک -جاییکه به علت کاستی ها، متحمل تلفات وحشتناکی شد- عملیاتی شد. با وجود این، پانتر به زودی نشان داد که یکی از بهترین تانکهای جنگ جهانی دوم است. پانتر به مقدار زیادی از تی-34 های مهیب از نظر سلاح و زره سر بود. نقطه ضعف اساسی آنها آسیب پذیری شان از پهلوها بود و شکنندگی مکانیکی آنها. وقتی پانتر که در مکانی نامناسب و در زمانی نامناسب از کار می افتاد، اگر یدک کشی وجود نداشت باید از دست رفته به شمار می آمد چرا که تعمیر آن در محل غیرممکن بود.

    مشخصات: سه مدل اصلی پانتر مانند همدیگر هستند. جایگاه فرمانده در مدلها متفاوت هستند. به غیر از توپ، دو دریچه برای دید فرمانده وجود داشت. در مدلهای بعدی دوربین دید یک چشمی شد و تنها یک سوراخ ایجاد شد. (با شکاف مسلسل هم محور در سمت راست توپ اشتباه نشود.) دریچه های دوطرف برجک در مدلهای بعدی برداشته شدند.

    http://wars-and-history.persiangig.com/%D8%B2%D8%B1%D9%87%DB%8C/panter/panter-d.jpg

    پانترآ

    تولید دومین سری از پانترها در سپتامبر1943، پس از اینکه پانتردی ارزش خود را نشان داد، شروع شد. بین این دو مدل تنها چند تفاوت کوچک وجود داشت. از سال 1944 به بعد پانترها ،به همراه پانزر-4، ستون فقرات لشکرهای زرهی ورماخت را تشکیل دادند. از تابستان سال1944 تیپهای زرهی به همراه پانزرها-به عنوان نیروی متحرک هجومی- تشکیل شدند. بعدتر ثابت شد که این تغییرات سازماندهی بیهوده است و تانکهای گرانبها را به لشکرهای کلاسیک زرهی بازگشت دادند.

    مشخصات: جایگاه فرمانده و دریچه های جانبی بر روی برجک اجازه می دهد تا به سادگی تفاوت بین مدلهای آ و دی آشکار شود.(باید متوجه بود که آخرین مدلهای دی به جایگاه فرمانده مدل آ مجهز شدند.) به غیر از توپ، تنها یک سوراخ برای دید فرمانده وجود داشت. شکاف دیدبانی در بدنه فرورفته بود تا راننده دیده نشود. در مدل جی آن را با پریسکوپ عوض کردند. محل نصب توپ در مدلهای جی اصلاح شد. در مدل آ، ورقهای زره قسمت عقب تانک در بالای شنی پله پله بودند و در مدل جی مستقیم.

    http://wars-and-history.persiangig.com/%D8%B2%D8%B1%D9%87%DB%8C/panter/Panther_CanadianWarMuseum.jpg

     

     
    آخرین ویرایش: یکشنبه 5 بهمن 1393 06:18 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 3 1 2 3
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو