منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • شنبه 4 اردیبهشت 1395 09:20 ب.ظ نظرات ()



    تانک ام-48 پاتن 3 در ویتنام. 1967.


    تا پایان جنگ دوم جهانی دوم، کشورها و ارتشها در حال استفاده از تانک‌های ِ سبک، متوسط، سنگین و فوق سنگین برای انجام ماموریتهای مختلف بودند. اما پس از جنگ دوم جهانی، ارتشها و کشورها به دنبال این ایده بودند که تنها از یک نوع تانک استفاده کرده که قدرت انجام تمامی مأموریت‌های محوله به انواع مختلف تانک‌ها را داشته باشد. این طبقه جدید از تانک‌ها تانک اصلی میدان نبرد (main battle tank به‌اختصار MBT) نامیده می‌شدند.
    اولین نوع غربی از تانک اصلی میدان نبرد سری تانکهای ام-47 و ام-48 پاتون بودند. البته این دو تانک طرحی موقت بودند تا زمانی که طرح نخستین تانک اصلی میدان نبرد آمریکایی‌ها یعنی ام۶۰ نهایی شده و به تولید برسد. تانک ام-47 پس از چند سال جای خود را به ام-48 داد و به متحدان آمریکایی ها فروخته شد و در بسیاری از جنگها از جمله جنگ ایران و عراق، جنگ شش روزه اعراب و اسراییل و ترکیه با قبرس به کار رفت اما در خود ارتش آمریکا در هیچ جنگی شرکت نکرد. اما تانک ام-48 با وجود شباهت ظاهری به ام-47 از طراحی کاملا نوینی برخوردار بود که به صورت گسترده در جنگهای مختلفی توسط ارتش آمریکا و متحدا آمریکا به کار رفت. این تانک جایگزین  تانکهای ام-4 شرمن زمان جنگ دوم جهانی بود که چندین بار در طول دوران خدمت خود مورد به روزرسانی قرار گرفت. با ورود تانکهای ام-60. تانکهای ام-48 نیز همچنان به خدمت خود ادامه دادند و در جنگهای ویتنام، ایران و عراق، جنگهای اعراب و اسراییل به صورت گسترده مورد استفاده قرار گرفتند. در جنگ یوم کیپور اسراییل و اعراب، اسراییلیها تلفات سنگین زرهی را متحمل شدند، به همین جهت آمریکاییها اقدام به ارسال تعدادی از تانکهای ام-60 خود به اسراییل نمودند و برای رفع موقت کمبود تانک خود  اقدام به بروز رسانی تعدادی از ام-48 نمودند که شامل تعویض توپ و موتور آنها با نمونه های مورد استفاده در تانکهای ام-60 بود. تانک ام-60 از توپ 105 میلیمتری و موتور قویتری بهره می برد.
    تانک ان-48 پاتن آخرین تانک آمریکایی می باشد که مجهز به توپ 90 میلیمتری شده است. این کالیبر 10 م م کمتر از رقیب شرقی آن یعنی تی 54/55 می باشد. اما در ازای آن از سامانه کنترل آنش قویتر با دقت شلیک اول بالا بهره می برد. به طوری که با خدمه ی با تجربه می توانست از 2 کیلومتری در عرض 7 ثانیه هدف را با احتمال 90 درصد مورد اصابت قرار دهد. اما این ویژگی در جنگ ویتنام کاملا بی فایده بود. زیرا برد درگیریها به علت بافت جنگلی وناهمواری زمین به ندرت در این فاصله قرار می گرفت و بیشتر نبردها از نزدیک صورت می گرفت.  این تانکها تا دهه ی 80 همچنان در ارتش آمریکا به خدمت خود ادامه دادند و امروزه در چندین کشور دیگر همچون ایران، ترکیه، اسراییل، یونان و ... با انجام بهسازیهایی در حال انجام خدمت هستند.






    آخرین ویرایش: یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 06:46 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 14 خرداد 1394 03:54 ب.ظ نظرات ()


    در روز هفتم آگوست 1964 کنگره ی آمریکا قطعنامه ای را تصویب کرد که به رئیس جمهور آمریکا اجازه می داد تا به صورت مستقیم در درگیریهای نظامی ویتنام دخالت کند. تا قبل از این قطعنامه رئیس جمهور وقت آمریکا ،لیندون جانسون، با چند عملیات مخفی نظامی برعلیه ویتنام شمالی موافقت کرده بود. این گونه عملیات شامل شنود و جمع آوری اطلاعات مخابراتی ویتنام شمالی توسط کشتی های آمریکایی در سواحل این کشور نیز می شد.

    در روز دوم آگوست یکی از ناوشکنهای آمریکایی با نام یو.اس.اس مادوکس ،که در حال شنود مخابرات ویتنامی ها در خلیج تونکین بود، توسط 3 فروند قایق اژدرافکن ویتنامی مورد حمله قرار گرفت. هرچند که اژدرهای شلیک شده به خطا رفتند اما یو.اس.اس ترنر نیز به یاری مادوکس شتافت و گزارش شد که دو روز بعد نیز این دو کشتی دوباره تحت حمله قرارگرفته اند. تحقیقات بعدی نشان دادند که حمله ی روز چهارم آگوست احتمالا صورت نگرفته است.

    جانسون بلافاصله دستور داد تا حملات هوایی بر علیه ویتنام شمالی انجام شود. او همچنین از کنگره درخواست کرد تا قطعنامه ای را تصویب کند که به اجازه دهد تا هر اقدام لازمی را برای جلوگیری از خشونتهای بیشتر و بر ضد نیروهای آمریکا انجام دهد.

    به دلیل قطعنامه ی خلیج تونکین ، که در دسامبر 1970 توسط کنگره لغو شد، دولت آمریکا هیچگاه نیازی ندید که به صورت رسمی بر علیه ویتنام شمالی اعلان جنگ کند اما این کشور وارد جنگی شد که برای آمریکایی ها طولانی تر از هر جنگ رسمی دیگری تا آن زمان شد.


    آخرین ویرایش: جمعه 15 خرداد 1394 10:57 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 12 خرداد 1394 08:05 ب.ظ نظرات ()

    "بمباران کردن برای صلح مثل رابطه جنسی برای باکرگیست."

    اعتراضات ضد جنگ ویتنام سال 1969.


    آخرین ویرایش: دوشنبه 11 خرداد 1394 08:09 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 14 بهمن 1393 08:25 ق.ظ نظرات ()

    Paratroopers arrive to reinforce the beleaguered U.S. forces

    تاریخ: 10 تا 20 می 1969

    محل: استان تائو تین در ویتنام جنوبی

    نتیجه: پیروزی تاکتیکی و عقب نشینی آمریکا و ویتنام جنوبی

    متخاصمین

    ایالات متحده آمریکا

    ویتنام جنوبی

    ویتنام شمالی

    ویت کونگ

    فرماندهان

    ملیون زایس فرمانده ی لشکر 101 ام هوابرد

    سرهنگ دوم ولدون هانیکات فرمانده ی گردان سوم از هنگ 187ام پیاده

    سرهنگ دوم رابرت گرمان فرمانده ی گردان دوم از هنگ 501ام چترباز

    سرهنگ دوم جان بوورز فرمانده ی گردان اول از هنگ 506ام چترباز

    ما وین لان

    استعداد رزمی

    در حدود 1800 نفر

    10 آتشبار توپخانه

    272 سورتی پرواز پشتیبانی

    2گردان (در حدود 800 نفر)

    تلفات

    سربازان آمریکا: 72 کشته و 372 زخمی

    سربازان ویتنام جنوبی: نامعلوم

    ادعای آمریکا: 675 کشته و 3 اسیر

     

    موقعیت

    تپه ی همبرگر در میان یک رشته کوه کم ارتفاع پوشیده از جنگل های انبوه بود. نام نظامی این تپه "تپه ی 937" بود اما پس از درگیری سخت بین سربازان آمریکایی و ویتنام شمالی بر سر کنترل این تپه آمریکایی ها نام آن را به "تپه ی همبرگر" تغییر دادند. این نام اشاره ای طنز آمیز به نبرد پورک چاپ هیل در جنگ کره بود.

    سازمان رزم

    در سال 1969 آمریکایی ها تصمیم گرفتند تا با به راه انداختن چند رشته عملیات نظامی چریکهای ارتش ویتنام شمالی را از پایگاه هایشان واقع در دره ی شائو برانند. سپهبد ریچارد استیل ول ،فرمانده ی سپاه 24ام، دو لشکر به همراه چند واحد توپخانه را در این ناحیه گرد هم آورد. ویتنام شمالی 3 هنگ ششم، نهم و 29ام را به منطقه آورده بود تا تلفات ناشی از حملات قبلی تفنگداران دریایی آمریکا را جبران کند.

    A harrowing scene from "Hamburger Hill

    برای این عملیات 3 گردان هوابرد از لشکر 101ام هوابرد تحت فرمان سرلشکر ملوین زایس اختصاص داده شدند. این واحدها عبارت بودند از گردان سوم از هنگ 187ام پیاده ،تحت فرمان سرهنگ دوم ولدون هانیکات، گردان دوم از هنگ 501ام چترباز ،تحت فرمان  سرهنگ دوم رابرت گرمان، و گردان اول از هنگ 506ام چترباز ،تحت فرمان سرهنگ دوم جان بوورز. گردان های دوم و چهارم از لشکر یکم نیروی زمینی ویتنام جنوبی نیز به عنوان نیروی پشتیبانی مأمور شدند. واحدهای دیگر نظامی عبارت بودند از هنگ نهم تفنگداران دریایی و اسکادران سوم از هنگ پنجم سواره نظام و هنگ سوم ارتش ویتنام جنوبی.

    برنامه ریزی

    برنامه ی سرهنگ کانمی ،فرمانده ی تیپ سوم لشکر 101ام هوابرد، عبارت بود از گشت همراه با درگیری برای جستجوی مواضع ویتنامی ها و بستن راه های پشتیبانی آنها. قرار بود تا تفنگداران دریایی و سواره نظام اطراف مرز لائوس را جستجو کنند و واحدهای ویتنام جنوبی مسیرهای تدارکاتی دشمن را در دره مسدود کنند. هنگهای 501ام و 506 ام هم قرار بود تا در محدوده ی خود دشمن را نابود کرده واز فرارکردن آنها به سمت لائوس جلوگیری کنند. اگر یکی از واحدها دچار مشکل می شد بقیه ی واحدهای اطراف باید با هلیکوپتر به کمک آن می آمدند. در تئوری سرعت عکس العمل واحدهای هوابرد به آن اندازه بالا بود که از گیرافتادن و سرکوب شدن یک  واحد توسط شمالی ها جلوگیری کنند.

    آمریکایی ها بر اساس اطلاعاتی که جمع کرده بودند و تجارت قبلی خود می دانستند که با مقاومت سختی روبرو خواهندشد. اما آنها اطلاعات اندکی از استعداد و موقعیت واحدهای دشمن داشتند. شمالی ها به خوبی واحدهایشان را استتار می کردند و فقط شب هنگام جابجا می شدند. پیامهایشان توسط پیک های پیاده و حداکثر تلفنهای سیمی جابجا می شد و در نتیجه آمریکایی ها امکان نداشت که با دستگاه های شنود اطلاعات زیادی از مقاصد دشمن دریافت کنند. آمریکایی ها ناچار بودند با فرستادن واحدهای گشتی اطلاعات اندکی از دشمن کشف کنند.

    A Soldier grimaces with pain

    تجربیات قبلی نشان می داد که ارتش ویتنام شمالی در ابتدا مقاومت سختی از خود نشان می دهد اما قبل از اینکه آمریکایی ها بتوانند تمام قدرت آتش خود را متمرکز کنند دست به عقب نشینی می زند. آنها به ندرت درگیر یک نبرد طولانی مدت می شدند.

    نبرد

    کمک رسانی به تپه ی 937

    آمریکایی ها تا میانه ی روز 13 می تماسی با دشمن برقرار نکردند و فرمانده ی هنگ ،سرهنگ کانمی، تصمیم گرفت تا واحدهایش را حرکت بدهد و مسیر کمک رسانی به دشمن از طریق لائوس را مسدود کند تا هانیکات بتواند از سمت جنوب به تپه ی 937 حمله کند. گروهان دوم توسط هلیکوپتر به تپه ی 916 حمل شد اما باقیمانده ی گردان مجبور شدند تا 4 کیلومتر پیاده روی کنند تا به پای تپه برسند. هانیکات و کانمی انتظار داشتند که چتربازان سرهنگ بوورز حداکثر برای دو روز بعد بتوانند وارد کارزار شوند. اگرچه گروهان دوم هانیکات در روز 15 می تپه ی 916 را اشغال کرد اما موضع گیری کامل گردان برای حمله ی نهایی به خاطر جنگلهای انبوه تا 4 روز بعد به طول انجامید.

    در روزهای 14 و 15 می هانیکات چند حمله ی کوچک را انجام داد که تلفات سنگینی را نتیجه داد. گردان 506ام چترباز یک عملیات جستجو را در شیب جنوبی تپه در روزهای 16 و 17 می انجام دادند. زمین سخت و مقاومت سازماندهی شده ی ویتنام شمالی بارها تهاجم آمریکایی ها را به تپه های 916، 900 و 937 ناکام گذاشت. شیب تند و جنگل انبوه فضای اندکی برای عملیات هلی برد آمریکایی ها برجای گذاشته بود. در ضمن، پوشش گیاهی منطقه اختفای خوبی برای سربازان ویتنام شمالی فراهم کرده بود و مواضع و تحرکات آنها را از دید آمریکایی ها مخفی می کرد. آنها در اطراف محل فرود هلیکوپترها مخفی می شدند و پس از رسیدن آنها هلیکوپترها را به گلوله می بستند. حملات آنها به پستهای فرماندهی و سنگرهای تدارکاتی آمریکایی ها سبب می شد تا آنها ناچار شوند تعداد زیادی از سربازانشان را برای نگهبانی بکاربگیرند. واحدهای هجومی آمریکا ناچار بودند تا تمام 360 درجه ی اطرافشان را مراقبت کنند چرا که وضعیت زمین اجازه نمی داد که واحدهای عقبی واحدهای پیشتاز را از پشت سر پشتیبانی کنند. سربازان ویتنام شمالی در واحدهایی به استعداد جوخه و گروهان بارها و بارها از پشت و پهلو به آمریکایی ها می زدند.

    مصائب تاکتیک

    واحدهای آمریکایی در حال پیشروی به مواضع به خوبی آماده شده ی ویتنام شمالی ها برخورد می کردند. قدرت آتش آمریکایی ها محدود شده بود به سلاح های کوچک و نارنجک دستی. آنها واحدهایشان را بارها و بارها عقب می کشیدند تا پشتیبانی آتش توپخانه و هواپیماهایشان مواضع شمالی ها را در هم بکوبد اما شمالیها سنگرهای سرپوشیده ی خود را به خوبی محکم کرده بودند تا در برابر بمباران بتوانند مقاومت کنند. هرچند که در طول نبرد از بین رفتن پوشش گیاهی سنگرها را نمایان می کرد اما آنها را آنقدر خوب ساخته بودند که آتش غیرمستقیم بر آنها کارگر نبود. برای نابود کردن مواضع ویتنامی ها آمریکایی ها از ناپالم و شلیک مستقیم بازوکا استفاده می کردند.

    فرماندهی عملیاتی واحدهای رزمی آمریکایی به صورت حساسی تمرکز زدایی شده بود. به همین دلیل هانیکات دائما فرماندهانش را ترغیب می کرد که پیشروی کنند. او برای هماهنگی حرکات دو جناح تا رسیدن به حمله ی نهایی کاراندکی می توانست انجام بدهد. عملیات پشتیبانی آتش از واحدها هم تمرکز زدایی شده بود. آتش پشتیبانی ،حتی بمباران هوایی توسط ناظرین خط مقدم، اغلب در سطح جوخه هدایت می شد. در نهایتا اشتباهات انسانی سبب شد تا 5 بمباران هوایی موجب کشته شدن 7 سرباز و مجروح شدن 53 آمریکایی دیگر شود.

    تپه ی همبرگر

    در روز شانزدهم می خبرنگار آسوشیتدپرس ،جی شاربوت، فهمید که عملیاتی در تپه ی 937 در حال انجام است و خود را به منطقه رساند. او با زایس مصاحبه کرد و سوال کرد که چرا به جای توپخانه پیاده نظام برای حمله به تپه ی 937 انتخاب شده است. پس از آن خبرنگاران دیگر نیز سر رسیدند و اصطلاح "تپه ی همبرگر" باب شد. فرماندهی تیپ دستور داد تا دو گردان به صورت همزمان در روز 18 می به تپه حمله کنند. قرار شد که گردان اول از هنگ 506ام از جنوب و گردان سوم از هنگ 187ام از شمال حمله کنند تا هنگ 29ام ارتش ویتنام شمالی را از حمله به دیگر گردانها بازدارند. گروهان سوم از گردان سوم هنگ 187ام تقریبا به بالای تپه رسید اما تقریبا تمام افسرانش را از دست داد. نبرد در حال تبدیل شدن به یک جنگ تن به تن بود. هانیکات سعی می کرد که از طریق پرواز با هلیکوپتر مانورهای دیگر گروهان ها را با هم هماهنگ کند اما یک طوفان غیرمنتظره دید را کاهش و به نبرد پایان داد. گردان سوم که قادر به پیشروی نبود شروع به عقب نشینی کرد. 3 گروهان در حال نزدیک شدن به هم از گردان اول هنگ 506 سعی کردند تا تپه ی 900 را در جنوب منطقه ی نبرد گردان سوم بگیرند اما با آتش شدید مدافعان روبرو شدند. زایس به خاطر تلفات سنگینی که تا به آن روز داده بود و تحت فشار خبرنگاران قصد داشت که حمله را متوقف کند اما به جای آن تصمیم دیگری گرفت. هم فرمانده ی سپاه وهم ارشدترین مستشار نظامی آمریکا در ویتنام ،ژنرال آبرامز، از تصمیم زایس جانبداری کردند. او تصمیم گرفت تا 3 گردان ذخیره ی خود را وارد نبرد کند و با یکی از آنها جای گردان سوم را بگیرد. گردان سوم تقریبا 320 کشته و مجروح داشت و 60 درصد سربازان باتجربه اش را از دست داده بود. 2 نفر از 4 فرماندهان گروهان و 8 نفر از 12 فرمانده ی جوخه های این واحد جزو آمار تلفات بودند. فرمانده ی گردان دوم هنگ 506ام سرهنگ دوم جنه شرون در بعد از ظهر روز 18 می به مقر فرماندهی هانیکات رفت تا جابجایی با گردان سوم هنگ 187 را هماهنگ کند. این واحد در حالی با هلیکوپتر تخلیه شد که هانیکات هنوز از جایگزین شدن واحدش با دیگر واحدها خبردار نشده بود. زایس به مقر هانیکات رفت و هانیکات شروع به بحث کردن دراین باره کرد که گردان او هنوز عملیاتی است. پس از یک جدال لفظی زایس پشیمان شد و یکی از گردانهای شرون را،به عنوان ذخیره، به هانیکات واگذار کرد.

    http://namsense.com/wp-content/uploads/2014/10/Hamburger-Hill-Aftermath.jpg

    نبرد نهایی

    گردانهای تازه نفس دوم از هنگ 501ام پیاده و دوم از هنگ سوم پیاده ی ویتنام جنوبی در روز 19 می با هلیکوپتر به شمال و جنوب تپه ی همبرگر منتقل شدند. هر دو گردان به سرعت به سمت کوه حرکت کردند و آماده ی حمله برای فردا صبح شدند. همزمان گردان اول از هنگ 506 برای سومین روز متوالی سعی می کرد که تپه ی 900 را تأمین کند.

    در ساعت 10 روز 20 می تیپ سوم چهارمین گردانش را به علاوه ی دو گروهان از گردان سوم هنگ 187 که توسط گروهان اول از گردان اول هنگ 506ام تقویت شده بود به میدان فرستاد. قبل از حمله مواضع مدافعین به مدت دو ساعت توسط هواپیما و بعد 90 دقیقه توسط توپخانه بمباران شد. تمام گردانها همزمان حمله کردند و در ساعت 12 عناصری از گردان سوم هنگ 187ام به قله رسیدند. بعضی از سربازان  ویتنام شمالی توانستند به لائوس فرارکنند و در نهایت تپه ی 937 در ساعت 17 تأمین شد.

    نقش ارتش ویتنام جنوبی

    بر اساس خاطرات ژنرال آبرامز گردان دوم از هنگ سوم لشکر اول ویتنام جنوبی پس از بررسی مواضع شمالی ها حمله ی خود را با واحدهای آمریکایی شروع کرد و زودتر از آنها به قله ی تپه رسید. اما برای اینکه آنها توسط آتش خودی مورد اصابت قرارنگیرند به آنها دستور عقب نشینی داده شد.

    نتیجه

    سرلشکر جان.و. رایت در روز پنجم ژوئن دستور تخلیه ی سریع تپه ی همبرگر را صادرکرد. بحث درباره ی ارزش نظامی این عملیات بی فایده به کنگره ی آمریکا کشیده شد. در روز 27 ژوئن مجله ی لایف عکسهایی از کشته شدگان آمریکایی در ویتنام چاپ و منتشر کرد که خشم عمومی را بر علیه جنگ طلبان پنتاگون برانگیخت. در حالیکه تنها تعداد اندکی از عکسها متعلق به نبرد تپه ی همبرگر بودن اما افکار عمومی آمریکا گمان می کردند که تمام این عکسها متعلق به این نبرد هستند.

    افتضاح تپه ی همبرگر سبب شد تا استراتژی نظامی آمریکا در ویتنام جنوبی تغییر کند. ژنرال آبرامز تصمیم گرفت تا به جای گزینه ی"فشارماکزیمم" گزینه ی "عکس العمل حفاظتی" را برای سربازانش برگزیند. همزمان نیکسون اعلام کرد که سربازان آمریکایی را از ویتنام جنوبی عقب خواهدکشید.

    مترجم: رضاکیانی موحد

    منبع: http://en.wikipedia.org/wiki/Battle_of_Hamburger_Hill

    آخرین ویرایش: سه شنبه 14 بهمن 1393 08:32 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 7 اسفند 1392 09:57 ق.ظ نظرات ()
    Vietnam War Memorial
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 7 اسفند 1392 05:15 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 17 آذر 1392 08:45 ق.ظ نظرات ()


    اولین شکار سام؛قسمت اول

    اولین شکار سام؛قسمت دوم

    یک جایزه ی چشمگیر

     


    عکس گروهی از خلبانهای تایوانی یو-2. نفر دوم از سمت راست تری لی/لین بود که هواپیمایش در روز 7 ژوئن 1964 توسط یوئه ژنهوا مورد اصابت قرار گرفت و کشته شد. این چهارمین و آخرین شکار ژنهوا بود. نفر سوم از سمت چپ تام وانگ/هوانگ در روز 8 سپتامبر 1967 مورد اصابت قرارگرفت و کشته شد. این هواپیما آخرین یو-2 ساقط شده در آسمان چین بود. غیرنظامیان سفید پوست مربیان آمریکایی آنها هستند.

    ساقط کردن یو-2ها بیشتر از آنکه به عنوان پیروزی ارتش خلق چین بر امپریالیستها تلقی شود به عنوان نشانه ی توانایی چین در دفاع از مام میهن معرفی شد[i]. به همین دلیل سقوط یو-2ها بیشتر به نمایش عمومی گذاشته می شد تا آنها که افتخار شکارکردن آنها را داشته اند. در روز 6 ژوئن 1964 گردان دوم موشکی به  نشان افتخار "گردان قهرمان" دست یافت و در روز 23 جولای 1964 نشان افتخار اعضای گردان توسط شخص مائو به آنها اهداشد. فرمانده یوئه ژنهوا به خاطر نقش آفرینی در پیروزی های گردان به درجه ی سرهنگ تمامی رسید[ii] که بالاترین درجه در میان افسران ارتش خلق چین به عنوان یک فرمانده ی گردان بود. هر چند که افزایش آمار شکار یو-2 ها به عنوان تبلیغات چینی ها استفاده می شد اما (همان طور که در بالا ذکر شد) به سقوط آر.بی-57 در روز هفتم اکتبر 1959 تنها اشاره ی کوتاهی شد. یک ربع قرن بعد رسما آشکار شد که چه اتفاقی افتاده است برای آن هواپیما افتاده است هرچند که در خارج از چین تنها چند نفر به این رویداد توجه کردند. در حقیقت، هنگامی که برای اولین بار موشکهای سام تحویل چینی ها داده شد آنها با روسها توافق کردند که اگر یک هواپیما خارجی توسط آنها شکار شد هر دو طرف باید از انتشار جزئیات درباره ی نحوه ی ساقط شدن هواپیما ،به ویژه استفاده از موشکهای زمین به هوا، خودداری کنند. در ابتدا بر فاش شدن توانایی های این سلاح جدید (در آن زمان) حساسیت وجود داشت اما پس از سقوط چند فروند یو-2 بر فراز شوروی [سابق]، کوبا و چین این حساسیت از بین رفت. با این حال چه کسی می تواند بگوید که حفاظت از اسرار نظامی ،به ویژه در کشورهای کمونیستی، بر پایه ی منطق است؟ ویکتور سلوسار نگران از اتمام مأموریتش در چین به شوروی [سابق] بازگشت و در نیروی دفاع هوایی این کشور خدمت کرد و تا درجه ی سرلشکری ارتقا یافت. او پس از بازنشستگی در بلوروس ساکن شد. پس از فروپاشی شوروی [سابق] سلوسار به عنوان یک مهمان بلندمرتبه به سفارت چین در مینسک دعوت شد و از او به خاطر تلاشهایش در چند دهه قبل قدردانی صورت گرفت.

     

    یوئه ژنهوا، سمت چپ، در حال دست دادن با مائو تسه تونگ

    اختتامیه

    با ادامه ی بکارگیری یو-2 ها، برنامه ی بهسازی آنها با نصب یک دستگاه جنگ الکترونیک جدید با توانایی ایجاد اختلال راداری به صورت فعال ادامه یافت. اما بازهم این دستگاه ها نتوانستند از سقوط 2 فروند یو-2 دیگر جلوگیری کنند. در روز 10 ژانویه 1965 یک فروند یو-2 (به شماره ی بدنه ی 358) بر فراز مغولستان داخلی توسط شلیک موشکهای گردان اول موشکی ارتش خلق چین ساقط شد. خلبان یو-2 ،چانگ لی-یی نجات یافت و به همراه یه چانگ دی در روز 10 نوامبر 1982 آزاد شد. آخرین شکار یو-2 بر فراز چین در روز 8 سپتامبر 1967 [iii]صورت گرفت. در این روز یو-2 به شماره بدنه 373 (به خلبانی هوانگ چانگ-بئی) بر فراز استان ژجیانگ توسط گردان چهاردهم موشکی[iv] مورد هدف قرار گرفت. متاسفانه این سانحه برای خلبان یو-2 کشنده بود.

    اندکی بعد پروازهای جاسوسی در عمق خاک چین کنارگذاشته شد. چند سال بعد دوره ی جدیدی از روابط چین و آمریکا توسط بازدید رسمی نیکسون از پکن آغازشد. این بازدید نه به معنای پایان کامل فعالیتهای هوایی در جنگ سرد بود و نه به معنای بیکار شدن خدمه ی موشکهای سام چینی اما این داستان، داستان دیگری است...

     

    پکن 1956؛ نمایش لاشه ی هر چهار فروند یو-2 ساقط شده بر فراز چین تا آن تاریخ. 3 فروند از آنها توسط واحد یوئه شینهوا شکار شدند.



    [i] - این امربا توجه به مداخلات [قبلی] کشورهای غرب و ژاپن در چین ،که زخم عمیقی در ناخودآگاه جمعی ملت چین باقی گذاشته است و تنها با مشاهده ی توانایی دفاع چین در برابر مداخلات خارجی درمان می شود، قابل درک است.

    [ii] - ژنهوا برای اینکه تبدیل به یک "تکخال" در زمینه ی موشکهای زمین به هوا شود تنها یک شکار کم داشت. تا زمان شدت گرفتن جنگ ویتنام و جنگ های اعراب و اسرائیل بی برو برگرد او خبره ترین متخصص موشکهای سام در برابر هواپیماهای واقعی بود. او در ضمن اولین کسی بود که در شرایط جنگی از موشکهای سام استفاده کرده بود. همین دلیل به تنهایی کافی است تا او را در کتابهای مرجع جنگهای هوایی جای دهند. دست کم او 4 فروند هواپیمای جاسوسی در ارتفاع بالا را شکار کرد که این رکورد توسط هیچ کس دیگری تکرار نشده است.

    [iii] - تاریخ نهم سپتامبر نیز در بعضی منابع ذکر شده است.

    [iv] - توسط موشکهای سام-2 بهسازی شده توسط چین معروف به اچ.کیو-2

    آخرین ویرایش: یکشنبه 17 آذر 1392 01:53 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 3 1 2 3
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic