منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • جمعه 21 تیر 1398 10:22 ق.ظ نظرات ()

    ضعف استراتژی

    همانطور که در قسمت قبلی بیان شد یک سری فرضیات (بعضا درست و بعضا غلط) ایران را به ادامه ی درگیری نظامی با عراق تشویق کرد. در نهایت همانطور که نمودار زیر نشان می دهد نه ایران و نه عراق چاره ای جز نشستن بر پشت میز مذاکره نداشتند اما طرف ایرانی (که فکر می کرد به جایی رسیده است که دست بالا را دارد) به جای آتش بس و مذاکره راهکار ادامه ی جنگ را انتخاب کرد چرا که گمان می کرد شرایط بین المللی و منطقه ای به گونه ای است که برای رسیدن ایران به اهدافش راهکار دیگری ندارد.

     http://s8.picofile.com/file/8366393300/02.png

     اندکی قبل از حمله ی نظامی ایران به سوی بصره قطعنامه ی 514 سازمان ملل متحده صادر شد که از طرفین خواسته بود به درگیریهای نظامی پایان داده و به آتش بس تعهد بدهند اما ایران این قطعنامه را برای رسیدن به صلح پایدار کافی نمی دانستند. دستگاه دیپلماسی ایران از این نکته غفلت کرده بود که هدف از این قطعنامه نه رسیدن به صلح عملی بلکه برداشتن گامی برای محدود کردن عملیات نظامی و در انتها ترغیب طرفین درگیری نظامی به انتخاب راهکارهای سیاسی بود. وضعیت روحی آن زمان سیاستگذاران ایران و قاطبه ی مردم به گونه ای بود که هر گونه پذیرش راهکار سیاسی را به معنای وادادگی و خیانت به آرمانهای انقلاب تلقی می کردند و صداهای اندکی که در راستای پذیرش این قطعنامه در جامعه طنین افکند در جامعه خریداری پیدا نکرد.

    از طرف دیگر دیدیم که بر اساس یک سری موارد نظامی و سیاسی تنها راهکار نظامی ایران برای ادامه ی جنگ حمله به بصره بود. امروز قصد داریم که استراتژی ایران برای ادامه ی جنگ را بیشتر بشکافیم.

    همانطور که همه می دانیم و بارها و بارها به آن اشاره شده است مرحوم هاشمی رفسنجانی ،به عنوان معمار استراتژی نظامی ایران در برابر عراق، شعار جنگ جنگ تا پیروزی را تبدیل کرد به شعار جنگ جنگ تا یک پیروزی. این تعبیر تمسخر آمیز تعبیری است که بسیاری از فرماندهان سپاه در اشاره به استراتژی رفسنجانی از آن استفاده می کنند و منظورشان این است که تا یک زمانی هدف جمهوری اسلامی شکست دادن عراق بود اما رفسنجانی به فرماندهان عالی جنگ گفته بود که اگر شما بتوانید یک جای استراتژیک از خاک عراق را فتح کنید من جنگ را به روشهای سیاسی پایان خواهم داد و دیگر نیازی به ادامه ی جنگ نخواهد بود. اگر مباحث سابق را درباره ی 36 استراتژی کهن چین به یاد داشته باشیم باید بدانیم که این استراتژی جدید تحت هیچ کدام از آن استراتژی ها نبود و در حقیقت رفسنجانی یک استراتژی از خودش ابداع کرده بود که تنها گذشت زمان ثابت کرد استراتژی اشتباهی بوده است. حتی اگر ایران موفق به تصرف بصره، کرکوک، خانقین یا حتی خود بغداد هم می شد دلیل نمی شد که بر این اساس بتوان جنگ را به پایان رساند. بارها و بارها در طول تاریخ کشورهایی مورد تهاجم قرار گرفته و حتی پایتخت آنها هم سقوط کرده اما در نهایت آن کشور جنگ را به موفقیت به پایان رسانده است.

    اما از غلط بودن یا ضعف این استراتژی که بگذریم اشکال اصلی در خود این استراتژی نبود بلکه در اجرای آن بود. دستگاه اداری ایران هیچ گاه در تمامی 6 سال بعدی جنگ نخواست یا نتوانست خود را برای رسیدن به همین تک پیروزی هم آماده کند. وضعیت نیروهای مسلح هیچگاه بهبود پیدا نکرد. سازمان های رزمی ایران بارها و بارها اشتباهاتشان را تکرار کردند. صنایع ایران هیچگاه برای چنین جنگی تجهیز نشدند و عموما از تهیه ی مایتحتاج مورد نیاز این جنگ برکنار ماندند و تنها در اواخر جنگ بود که برای بعضی از آنها تکالیفی در جهت تهیه ی ملزومات جنگ ابلاغ شد. سازمانهای اداری ایران نیز در خدمت اهداف جنگ قرار نگرفتند. هرچند که قرار بود تمام سازمانها و نهادها در خدمت جنگ باشند اما این شعار تنها در مرحله ی حرف باقیماند و جز بعضی نهادهای خاص (مانند جهادسازندگی) هیچ گاه به صورت کامل عملی نشد. دستگاه دیپلماسی کشور کماکان از درک تحولات نظام بین المللی غافل بود و تا انتهای جنگ هیچ حرکت مؤثری در کاهش نفوذ سیاسی بغداد و برعکس افزایش نفوذ ایران نکرد. دانشگاه های کشور همان طور که الان هم به صورت جزایری جدا از نیازهای کشور به فعالیت خود ادامه می دهند در آن زمان هم به صورت مستقل از نیازهای جبهه و جنگ فعالیت می کردند و به جز مواردی اندک و معدود کمتر مواردی می شد که پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکتری در جهت حل مسائل و مشکلات جنگ باشد.

    به صورت خلاصه دستگاه اداری کشور راه خود را می رفت و دستگاه نظامی کشور هم راه خود را می رفت. در نهایت عدم مدیریت صحیح این واگرایی سبب شد تا آن نامه ی معروف دکتر/سردار/حاج آقا رضایی خطاب به امام خمینی (ره) نوشته شود که تمامی موارد بالا را به صورت جزء به جزء شرح داده بود و نشان می داد که دستگاه اداری کشور تا چه حد از تدارک جنگ غافل بوده است.

    در ادامه ی این سلسله درسها به موارد جزئی دیگری هم می پردازیم که بسیاری از آنها ریشه در دیدگاه غلط استراتژیک سیاستگذاران و فرماندهان نظامی ایران دارد.

    با ما باشید

     

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 30 مرداد 1398 06:57 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 12 تیر 1398 10:05 ق.ظ نظرات ()
    با اجازه دوستان ما دیروز بعد از ظهر از پایان نامه مون دفاع کردیم و حالا فرصت بیشتری داریم که سلسله درسهای رمضان رو پیگیری کنیم.
    تا حالا دوزاده قسمت قبلی این سلسله درسها درس واقعی نبودند بلکه ما فرصت گذاشتیم و 5 مرحله ی انجام گرفته از این عملیات رو در تابستان 61 خلاصه وار مرور کردیم. از امروز قصد داریم تا بازهم خلاصه وار ببینیم که این عملیات برای نیروهای نظامی ما چه درسهایی دربرداشته و چه مقدار از این درسها عبرت گرفته شده است.
    هدف
    ضرب المثل معروفی هست که میگه معما چو حل گشت آسان شود. اکنون که پس از 37 سال به پشت سر نگاه می کنیم شاید خیلی از ما اجرای عملیات رمضان رو اشتباه بدانیم اما یک بررسی تاریخی منصفانه ما رو ملزم می کنه که خودمون رو جای سیاستگذاران و برنامه ریزان اون موقع ایران قرار بدهیم. با توجه به اوضاع اون روز منطقه و ایران این عملیات نه تنها اشتباه نبود بلکه تنها انتخاب منطقی ایران بود. فقط این انتخاب یک اشکال اساسی داشته که در انتها به آن اشاره می کنم.
    شرایط آن روز ایران وضعیتی بود که فرماندهان ایرانی (هم سپاه و  هم بیشتر فرماندهان عالی رتبه ارتش) مست از غرور شکستهای متوالی عراق شده بودند. ایران در یک سلسله عملیات زنجیر وار که از عملیات شکست حصر آبادان شروع شد و با تصرف مجدد خرمشهر به پایان رسید چندین و چند بار ماشین نظامی صدام را در هم کوبید و تقریبا تمامی زمینهایی را که ارتش عراق در ابتدای جنگ در منطقه ی جنوب اشغال کرده بود بازپس گرفت. همین شکستها منطقا فرماندهان ما را به سوی این نکته راهنمایی کرد که دیگر کار صدام تمام است و تنها یک فشار کوچک لازم است تا نظام سیاسی حاکم بر عراق سرنگون شود. شما حتی اگر به درسهای اول و نقشه های آن دقت بکنید می بینید که هدف عملیات رمضان نه فتح بصره بلکه محاصره ی بصره بوده است و برای فتح شهر برنامه ریزی نشده بود. هم سیاسیون و هم نظامیان ایرانی گمان می کردند به مجرد اینکه نیروی نظامی ایران وارد حومه بصره بشود خود مردم شیعه ی این شهر قیام خواهند کرد و شهر را به برادران شیعی خود واگذار خواهند کرد. به همین دلیل بود که امام خمینی (ره) همزمان با آغاز عملیات اطلاعیه ای خطاب به مردم بصره و شیعیان عراق صادر کرد و خواستار حمایت آنها از عملیات نظامی ایران و شورش بر علیه حکومت عراق شد.
    از طرفی دیگر سیاست خارجی اشتباه ایران سبب شده بود تا سازمانهای بین المللی در برابر جنگ ایران و عراق به انفعال کشیده بشوند و کشورهای عرب منطقه هم (جز سوریه و لیبی) پشت صدام قرار بگیرند. قطعنامه های سازمان ملل و سازمانهایی مثل سازمان همکاری کشورهای اسلامی و .... درباره ی جنگ برای طرف ایرانی راضی کننده نبود چرا که ایران خود را مورد تجاوز نظامی عراق می دانست و ادعا داشت که این سازمانهای بین المللی باید تجاوز صدام به خاک ایران را به شدت محکوم کرده و در جهت محاکمه ی رسمی صدام و گرفتن خسارتهای مادی ایران از عراق گام بردارند. از طرف دیگر ایران حمایت کشورهای عرب منطقه (مخصوصا عربستان سعود و کویت) را دلیل دشمنی و کینه ی اعراب از انقلاب اسلامی می دانست و گمان می کرد که این کشورها صدام را تشویق می کنند تا به جنگ به ایران ادامه بدهد. این دیدگاه سبب می شد تا از دید ایران برای رسیدن ما به حق و حقوقمان هیچ چاره ی سیاسی باقی نمانده باشد و تنها توسل به نیروی نظامی چاره و انتخاب ایران باشد. درباره ی اینکه این دیدگاه سیاسی نسبت به سیاست بین المللل و گروه بندی های منطقه ای درست بوده یا غلط اینجا بحثی نمیکنم اما به هرحال این دیدگاهی بود که در آن زمان هم در میان مسئولان و هم در میان مردم عادی غالب بود و در نتیجه اقدام نظامی ایران در تهاجم خاک عراق را به جهت گرفتن حقوق از دست رفته ی ایران در جنگ توجیه و مشروع می کرد.
    از دید آمادگی نظامی هم شرایط آن زمان برای حمله به خاک عراق مناسب بود چرا که همان طور که ذکر شد بسیاری از مردم عادی فکر می کردند که صدام حق و حقوق ایران را نخواهد داد مگر با توسل به زور و هم اینکه بسیاری از رزمندگانی که در حدود یک ماه پیش در آزادسازی خرمشهر شرکت کرده بودند روحیه ی بالایی داشتند و دوست داشتند که زودتر کار جنگ را فیصله بدهند. جمع این دو فاکتور (ناامیدی مردم از اینکه صدام حق و حقوق ایران را بدهد و روحیه ی بالای رزمندگان) وضعیت آمادگی روحی را برای حمله به خاک عراق در بهترین حالت گذاشته بود.

    آخرین ویرایش: جمعه 25 مرداد 1398 09:56 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 3 خرداد 1398 10:34 ق.ظ نظرات ()
    در درسهای قبلی این سلسله دروس دیدیم که عملیات رمضان با یک تک جبهه ای از شرق به غرب برای محاصره ی بصره برنامه ریزی شده بود.
    http://s8.picofile.com/file/8359871876/%D8%B0_002.jpg
    طبق نقشه ی بالا قرار بود که حمله از چهار محور اصلی انجام شود که چون عراق در منطقه ی جنوب پاسگاه بوبیان آب انداخت راهکار قرارگاه نصر مسدود شد و عملیات در 3 محور شمالی تر صورت گرفت. به هرحال دو قرارگاه قدس و فتح نوانستند از خاکریزهای مثلثی در شمال عبور کنند و تنها قرارگاه فتح توانست به شمال کانال پرورش ماهی برسد که آن هم با پاتک زرهی عراق مجبور به عقب نشینی شد.
    http://s9.picofile.com/file/8360697384/07.jpg
    در مرحله ی دوم عملیات قرار شد که تعدادی از واحدهای زبده تر لشکر فتح سپاه به قرارگاه نصر واگذار شوند تا عملیات از همان محوری که قرارگاه فتح توانسته بود در مرحله ی اول در آن موفق شود توسط لشکر نصر انجام شود. همانطور که گفته شد این عملیات هم موفق نبود و در نتیجه پس از دو سه روز قرار شد که مرحله ی سوم عملیات رمضان اینبار توسط لشکر فتح سپاه انجام شود. قبل از بررسی مرحله ی سوم عملیات رمضان اول نگاهی به ترکیب نیروی تک ور بیندازیم.
    همانطور که دیده می شود اینبار قرار شد دو لشکر فتح و فجر سپاه وارد عمل شوند. برنامه ریزی شد که لشکر فجر از مثلثیهای اول و دوم حمله کند و پس از پاکسازی مثلثی ها شروع کند به ساختن یک خاکریز شرقی-غربی که باید جبهه شمالی را تامین می کرد تا عراق نتواند دوباره با تک زرهی لشکر فتح را قیچی کند. از جنوب لشکر فجر لشکر فتح سپاه با پشتیبانی عناصری از نیروی زمینی ارتش مجددا مانند مرحله ی اول وارد عمل شده و وظیفه داشت تا با رسیدن به کانال پرورش ماهی فاصله ی پاسگاه زید تا پاسگاه بوبیان را پاکسازی کند و با چسبیدن به کانال ماهی از شرق خود دفاع کند. همانطور که گفته شد جناح راست این لشکر باید توسط خاکریز احداث شده توسط لشکر فجر پوشش داده می شد.
    قرارگاه های قدس و نصر هم باید به ترتیب در شمالی ترین و جنوبی ترین قسمتهای جببه موضع پدافندی می گرفتند.
    در کالک زیر استقرار نیروی تک ور ایران را در مرحله ی سوم عملیات رمضان می بینید
    http://s9.picofile.com/file/8361468684/%D8%B0_00%D8%A6%D8%A6%D8%A6nn1.jpg
    شرح عملیات و وقایعی که روی داد را در درس بعدی پیگیری می کنیم.
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 30 مرداد 1398 07:03 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 23 اردیبهشت 1398 09:12 ق.ظ نظرات ()
    ضد پاتک
    در قسمت سوم این سلسله درسها دیدیم که عملیاتی که در شب 23 ام تیر 61 آغاز شد تنها در یک محور به موفقیت رسید. ظهر24ام مدافعین عراقی با جمع کردن قوای زرهی خود در شمال نیروهای تک ور ایرانی (که به عراقی ها پهلو داده بودند و جناح راستشان کاملا بی دفاع بود) و اجرای یک ضدحمله ی متمرکز سبب شدند که ایران با دادن تلفاتی عقب نشینی کند. نقشه ی پاتک عراق را مجددا ببینید:

    http://s8.picofile.com/file/8360279450/04.jpg

    سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا امکان داشت که به گونه ای از این پاتک جلوگیری کرد؟ پاسخ به این سوال شاید چندان ساده نباشد اما می توان راهکارهایی را در نظر گرفت. اینکه این راهکارها چقدر می توانستند در عمل موفق باشند خود سوال دیگری است که در حال حاضر پاسخی برای آنها وجود ندارد چون دیگر نمی توانیم شرایط آن دوران را بازسازی کنیم مگر با داشتن شبیه سازهای قدرتمند که من دسترسی به آنها ندارم.
    همانطور که در نقشه ی بالا دیده می شود جناح قرارگاه فتح (فتح2یعنی تیپ17 علی بن ابی طالب + تیپ2 لشکر92 زرهی) توانست خود را به شمال کانال پرورش ماهی برساند. در این زمان اگر 2 لشکر زرهی احتیاط در اختیار فرماندهان فتح بود می توانستند با عبور آنها از معبر ایجاد شده در خطوط عراق و چرخش مجدد به سمت شرق و شمال ضربه ای کاری به مدافعین عراقی وارد کنند. نقشه ی ضدحمله ی پیشنهادی من را می توانید در پایین ببینید:
    http://s9.picofile.com/file/8360279484/05.jpg
    یک حرکت زرهی به صورتی که در فلش نشان داده شده بود می توانست مدافعین عراقی را بین چکش تک زرهی فتح و سندان قرارگاه های قدس و فجر در شمال منطقه ی عملیات در هم بکوبد. متاسفانه در این عملیات هیچ ذخیره ی استراتژیکی تعریف نشده بود و لشکر 30 زرهی سپاه که بر روی کاغذ قرار بود به عنوان احتیاط در نظر گرفته شود عملا به صورت دسته های تانک در بین نیروهای پیاده پخش شده بود. به همین دلیل در لحظه ی حساسی که نیاز به یک نیروی احتیاط کارا بود چنین نیرویی در اختیار فرماندهان نبود تا از آن بهره بگیرند.
    در عوض فرماندهان صحنه سعی کردند تا جناح راست فتح را با ایجاد یک خاکریز شرقی-غربی تأمین کنند که در عمل به دلیل فشار زرهی عراق و آتش مستقیم تانکهای عراقی بر روی ماشین آلات راه سازی ایران نتوانستند چنین خاکریزی را در روز روشن و زیر چشم عراقی ها بسازند.
    همزمان با پاتک موفق زرهی عراق در شمال فتح در قسمت جنوبی فتح (فتح4 یعنی تیپ25کربلا+گردان 283 سوارزرهی) که توانسته بودند خود را به یکی از پلهای نصب شده بر روی کانال پرورش ماهی برسانند و با عبور از پل در آن سوی پل سرپلی به دست آوردند نیز با پاتک عراقی ها مواجه شدند. مقاومت فتح4 در اثر پاتک عراق شکسته شد و با نفوذ زرهی عراق در جنوب منطقه ی تحت کنترل قرارگاه فتح امکان داشت که کل نیروهای تک ور فتح محاصره شوند. در نهایت با عقب نشینی تمام واحدهای تحت فرمان فتح به سمت خطوط دفاعی خود (نیم دایره های سیاه رنگ) در کنار جاده ی زید-بوبیان مرحله ی اول عملیات رمضان پایان یافت.
    http://s9.picofile.com/file/8360282650/06.jpg

    به دلیل اینکه قرارگاه ها قدس و فجر در طی مرحله ی اول عملیات موفقیت چندانی کسب نکردند و نتوانستند به اهداف خود برسند از بررسی عملکرد آنها در اینجا خودداری کردیم ولی این توضیح کوتاه لازم است که بدانیم هر دو قرارگاه در مواجه با خاکریزهای مثلثی عراق تلفات نسبتا سنگینی را متحمل شدند تا جائیکه قاسم سلیمانی (سردار سلیمانی در آن زمان فرمانده تیپ41ثارالله بودند) در بیسیم خواستار نیروی کمکی می شود:
    قاسم سلیمانی: فشار دشمن شدید شده.. خسارت سنگینی به تیپ وارد شده است.
    احمد غلامپور(فرمانده لشکرقدس): تیپ شما به هر نحو ممکن باید از مواضع موجود دفاع کند. با احداث خاکریز های بیشتر منطقه پدافندی خود را تقویت کنید.
    قاسم سلیمانی: خاکریز به مقدار کافی هست، ولی نیرویی برای اشغال آن در دستر ما نیست.
    همانطور که دیدید فشار بی امان مدافعان عراقی تلفات زیادی را به نیروی تک ور ایرانی وارد کرد. درباره حجم تلفات وارد شده بر دو طرف بعدتر صحبت خواهیم کرد.


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 30 مرداد 1398 07:06 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 18 اردیبهشت 1398 08:16 ق.ظ نظرات ()

    سازمان رزم ایران و عراق در ابتدای عملیات رمضان

    ماه مبارک رمضان آغاز شده و برای چون منی این ماه تداعی کننده عملیات رمضان است. در ماه رمضان سال 1361 خورشیدی سیاستمداران و نظامیان ایران تصمیمی گرفتند که جنگ را در خاک عراق دنبال کنند. به همین منظور بزرگترین تمرکز نیرو در منتها الیه جنوب غربی کشور انجام شد تا با تصرف بصره ماشین جنگی صدام به زانو درآید.... اما روند حملات ایران آن طور که انتظار می رفت به پیش نرفت و در نتیجه اولین شکست نظامی ایران پس از فتح خرمشهر رقم خورد. شکستی که بعدها نشان داد عطش ایران برای رسیدن به بصره حاصلی جز کوبیدن بر در بسته ندارد. شکست عملیات رمضان درسهای زیادی را در بر دارد که در چند پست سعی می کنیم به آنها بپردازیم. اما قبل از آغاز بحث لازم است موارد زیر را بدانید.

    1- تحلیل عملیات رمضان بی طرفانه نخواهد بود چرا که به اسناد طرف عراقی دسترسی نداریم. زمانی می توانیم تحلیل درستی از اوضاع ارائه کنیم که بتوانیم اسناد و مدارک نظامی عراقی را نیز بخوانیم و تحلیل کنیم.
    2- تحلیل عملیات رمضان بی طرفانه نخواهد بود چرا که به اسناد نیروی زمینی ارتش خودمان هم دسترسی نداریم.
    3- تحلیل عملیات رمضان بی طرفانه نخواهد بود چرا که از میان صدها سند نیروی زمینی سپاه تنها به معدودی از آنها دسترسی داریم.
    برای اینکه دست خالی از اینجا نروید قبل از هر چیز بد نیست نگاهی بیندازید به سازمان رزم ایران و عراق در طی این عملیات.... در آینده ای نزدیک سیر وقایع و درسهای گرفته شده از این عملیات را مرور خواهیم کرد با این توضیح که این سیر دارای زمان بندی منطقی نخواهد بود.
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 19 اردیبهشت 1398 09:47 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 2 مرداد 1397 06:37 ق.ظ نظرات ()
    آخرین ویرایش: شنبه 30 تیر 1397 06:37 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 8 1 2 3 4 5 6 7 ...