یکشنبه 15 دی 1392 08:02 ق.ظ نظرات ()


تاریخ: 27-28 فوریه 1942

محل: برونوال فرانسه

نتیجه:پیروزی قاطع بریتانیا

 

متخاصمین

بریتانیا

رایش سوم

فرماندهان

جان فارست فرمانده ی کل عملیات و دسته ی هاردی

ستوان تیموتی فرمانده ی دسته ی رودنی

ستوان چارتریز فرمانده ی دسته ی نلسون

ستوان نائماف فرمانده ی دسته ی دریک

ستوان یانگ فرمانده ی دسته ی جلیکو

ناشناس

استعداد رزمی

120 نفر چترباز از گردان دوم لشکر یکم هوابرد

32 نفر از افراد گردان 12ام کماندوی نیروی زمینی

1 اسکادران ترابری نیروی هوایی سلطنتی

پشتیبانی نیروی دریایی استرالیا

در حدود 130 نفر

تلفات

2 نفر کشته

6 نفر مجروح

6 نفر اسیر

5 نفرکشته

2 نفر مجروح

2 نفر اسیر

3 نفر گمشده

 

در سال 1941 عملیات هوابرد  هنوز جای خود را در لغتنامه های نظامی بازنکرده بود. در ابتدای جنگ جهانی دوم چند عملیات هوابرد موفقیت آمیز توسط لوفت وافه انجام شد و همین موفقیتها سبب شد تا متفقین هم به سرعت به تشکیل واحدهای چترباز روی بیاورند. هنوز ،اما، عملیات هوابرد بیشتر از آنکه یک عملیات عادی نظامی باشد یک ریسک غیرقابل پیش بینی بود. تجربه ی آلمان در فتح جزیره ی کرت با استفاده از عملیات هوابرد (عملیات مرکوری) و تلفاتی که به چتربازهای لوفت وافه وارد شد باعث شد که هیلتر در همان ابتدای کار واحد چتربازش را بازنشسته کند. از آن پس چتربازان لوفت وافه در هیچ عملیات مهم دیگری بکارگرفته نشدند. اما در همان زمان بریتانیا در ابتدای تجربه ی عملیات هوابرد بود. حمله ی هوابرد به برونوال را شاید بتوان اولین عملیات هوابرد موفق بریتانیایی ها دانست. همین موفقیت سبب شد تا متفقین برای واحدهای چترباز اهمیت بیشتری قائل شوند.

 

طرحی از آنتن رادار فریا

 

موقعیت برونوال در کنار کانال مانش

پس زمینه

پس از پایان نبرد فرانسه و تخلیه ی سربازان بریتانیایی از دانکرک (عملیات دینامو)، بیشتر توان نظامی بریتانیا بر روی بمباران استراتژیک آلمان متمرکز شد. دفع حملات هوایی لوفت وافه باعث شد که روحیه ی بریتانیایی ها ،که پس از شکست در دانکرک به شدت متزلزل شده بود، بهبود بیابد و نیروی هوایی سلطنتی از لاک دفاعی خارج شود. به هرحال، افزایش تلفات بمب افکنهای بریتانیایی سبب شد که دستگاه های اطلاعاتی بریتانیا به این نتیجه برسند که آلمانها از روشهای راداری پیشرفته ای برای مقابله با بمب افکنهای آنها استفاده می کنند. تا آن زمان یک دهه بود که آلمان و بریتانیا در حوزه ی رادار با هم رقابت با داشتند. در این رقابت اغلب آلمانها در سطح بریتانیایی ها یا اندکی جلوتر بودند. در ابتدای آغاز جنگ جهانی دوم، دانشمندان بریتانیایی ،که مهمترین شان رابرت واتسون-وات بود، بر تکنولوژی رادار تمرکز کردند و به سطح مؤثری رسیدند اگرچه این تکنولوژی هنوز در ابتدای راه بود. دانشمند دیگر بریتانیایی که در این زمینه کار می کرد آر.وی جونز نام داشت. جونز اولین دانشمندی بود که به خدمت سرویس اطلاعاتی این کشور در آمد. او سال اول جنگ را صرف مطالعه ی پیشرفتهای آلمان در حوزه ی رادار کرد و شکاکان را متقاعد کرد که آلمانها واقعا به تکنولوژی رادار دست یافته اند.

با موشکافی مدارکی که از آلمانها به دست آمده بود (هواپیماهای سقوط کرده، شکستن رمزهای مخابراتی آلمان و بازجویی از اسرای آلمانی) جونز کشف کرد که سیگنالهای رادیویی فرکانس بالایی که به سمت بریتانیا ارسال می شوند از محلی در خاک اروپا می آیند و او باور داشت که این سیگنالها برای هدایت هواپیماهای آلمانی استفاده می شوند. چند ماه از این کشف گذشته بود که جونز چند سیستم راداری را تشخیص داد. یکی از آنها شبکه ی راداری فریا-ملدانگ بود که برای رهگیری بمب افکنهای بریتانیایی بکار می رفت. جونز در نهایت توانست دلایل قطعی وجود شبکه ی راداری فریا را پس از مشاهده ی چند عکس هوایی بیابد. این عکسها که توسط هواپیماهای شناسایی در اطراف کاپ دی آنتیفر برداشته شده بودند دو دایره که هر کدام دارای یک آنتن گردان با عرض 6 متر بودند نشان می دادند. با این مدارک جونز و زیردستانش شروع کرد تا تجهیزات مقابله با فریا را فراهم کند. او همچنین ،با استفاده از اطلاعات ناشی از کشف رمز آلمانها، فهمید که دومین قسمت شبکه ی راداری آلمان در وورزبورگ واقع شده است. عکسهای هوایی که در نوابر 1941 گرفته شدند این حدس را تأیید کردند. این رادار دارای آنتنی به قطر 3 متر بود. این رادارها برای کشف بمب افکنهای انگلیسی و هدایت بمب افکنهای شب پرواز لوفت وافه بکار می رفتند. این دو سیستم همدیگر را تکمیل می کردند: فریا یک رادار بردبلند بود اما دقت کمی داشت. وورزبورگ برد کمتری داشت اما دقت آن بیشتر بود. همچنین وورزبورگ این برتری را داشت که کوچکتر از فریا بود و ساخت تعداد زیادی از آن برای دفاع از آلمان ساده تر بود.

پیش درآمد

به منظور خنثی کردن وورزبورگ جونز و گروهش نیاز داشتند تا آن را از نزدیک مطالعه کنند یا دست کم قسمتهای مهم آن را در دست داشته باشند. از بختیاری جونز یکی از پروازهای شناسایی توانسته بود چنین راداری را در نزدیکی لوهاور در آن سوی کانال مانش کشف کند. این رادار بر روی تپه ای در شمال روستای برونوال نصب شده بود و نزدیک ترین سایت راداری آلمان به بریتانیا محسوب می شد. درخواستی به دریاسالار لرد باتآن ،فرمانده ی عملیات مختلط، فرستاده شد تا یک حمله ی کماندویی بر علیه این سایت انجام شود. پس از تأیید عملیات در ستادمشترک، مونت باتآن و ستادش کار بر روی نقشه ی عملیاتی را آغازکردند. آنها به سرعت به این نتیجه رسیدند که به خاطر دفاع ساحلی منطقه امکان یک حمله ی مستقیم از سمت دریا وجود ندارد. با این وضعیت، تنها راه حل موجود یک حمله ی کماندویی بود. تلفات این حمله بالا به نظر می رسید و سرعت آن کمتر از آن بود که بتوانند به تأسیسات رادار دست پیداکنند. با باور به اینکه غافلگیری و سرعت عمل تنها راه موفقیت می باشند مونت باتآن به یک حمله ی هوابرد تمایل پیداکرد. در هشتم ژانویه 1942 او با نیروی هوایی تماس گرفت تا امکان یک حمله ی هوابرد را بررسی کند. سرلشکر فردریک برونینگ ،فرمانده ی لشکر اول هوابرد، گمان می کرد که موفقیت در چنین حمله ای روحیه ی افرادش را به شدت بالا خواهد برد و ارزش آنها را ثابت خواهدکرد.