منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • سه شنبه 15 بهمن 1398 08:24 ق.ظ نظرات ()
    http://s6.picofile.com/file/8386427676/107921484_61046.jpg
    امثال نوشته ی بالا را حتما در چند سال اخیر زیاد دیده اید یا شنیده اید: خلاصه اینکه اگر سپاه قدس در عراق به مقابله ی نظامی با داعش نمی پرداخت داعش به مرزهای ایران حمله و می کرد و .... اینکه ما با عملیات نظامی در خاک عراق عمق استراتژیک خود را بیشتر کرده ایم و اگر در خاک عراق با داعش روبرو نمی شدیم حتما باید در کرمانشاه و قصرشیرین و چه بسا در همدان با آن غولهای بی سر و دم رو برو می شدیم و چه و چه .... 
    این گونه استدالال ها و جملات ، که در درون خود نشانه های بارزی از تبلیغات صدا و سیما را مستتر کرده اند، ادعا که با تشکیل داعش در سال 1394 حمله ی گسترده ی آنها به شهرهای عراق نیروهای سپاه قدس و متحدین آنها در عراق به مقابله با داعش شتافتند. متاسفانه این ادعا قسمتی دروغ و قسمتی راست است.    اسنادی که به تازگی سپاه منتشر کرده  نشان می دهد که حضور نظامی سپاه در عراق نه از سال 1394 بلکه از سال 1370 آغاز شده است و سپاه از همان سال سعی کرد تا با تقسیم پول و سلاح در میان عشایر عرب جنوب عراق برای خود در این کشور جای پایی پیدا کند. این عملیات کورت با هدایت مستقیم سران عالی رتبه ی سپاه انجام شده است و نمی توانیم آن را حرکتی خودجوش از جانب عده ای خودسر در درون نظام بدانیم که قصد ضربه زدن به انقلاب و نظام را داشته اند. با اینکه پس از پذیرش قطعنامه ی 598 ایران با عراق وارد مرحله ی آتش بس شد و در طی جنگ اول خلیج فارس رسما موضع بی طرفی گرفت اما سپاه در طی حضور مستقیم خود در خاک عراق هم با آتش بس حاصل از 598 به مقابله برخواست و هم بی طرفی ایران را زیر سوال برد و در نهایت اینکه به صورت آگاهانه ای سعی کرد تا در بی ثباتی در خاک عراق دامن بزند... از یاد نبریم که  بی ثباتی که امروز دشمن امنیت ملی ایران خوانده می شود تا حدودی دست پخت عملکرد خود ما است.
    آخرین ویرایش: یکشنبه 13 بهمن 1398 10:06 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 7 بهمن 1398 04:26 ب.ظ نظرات ()
    در سقوط پرواز 752 اوکراین سوالی که هیچ کس نکرد و اتفاقا واجب بود که قبل از هر سوال دیگری مطرح بشه اینه که اصلا چرا سپاه برداشته و سایت سری خودش رو دقیقا بعد از تموم شدن باند فرودگاه امام خمینی (ره) درست کرده؟ ببینید فرودگاه امام فرودگاهی هست که ساختش در حدود سال 1356 (یعنی حدود یه سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی) شروع شده... یعنی در اون زمان یه شرکت آمریکایی (که مقاطعه کار اصلی بوده) به همراه شرکای ایرانی ش اومدن و جانمایی فرودگاه رو انجام دادن... حالا بعد از انقلاب که جای فرودگاه روی زمین دقیقا معلوم بوده و ابعادش مشخص، درسته که کارهای ساخت و ساز فرودگاه انجام نشده بوده اما عزیزان سپاه اومدن و در مجاورت اون یه سایت نظامی درست کردن... خوب چه اشکالی داشت می رفتن و 50 کیلومتر 100 کیلومتر اون طرف تر سایت نظامی درست می کردن... اصلا چه اصراری هست که توی این مملکت به این بزرگی همه چی دور و بر پایتخت جمع بشه... شما تصور کن اگه سایت سپاه مثلا در جنوب قزوین توی بیابونهای اطراف بویین زهرا ساخته شده بود الان اون بندگان خدا همه زنده بودن... وقت شما هم تلف نمیشد که توی این سه هفته مزخرفات من رو بخونی....
    حالا هم همه شدن مدعی العموم که بگردن به دنبال مقصر...به دنبال مقصر شلیک موشک گشتن اشتباه محضه اگر نرید دنبال مقصر ساخته شدن سایت نظامی سپاه در کنار فرودگاه امام نگردید... من که البته دنبال هیچ کدوم نمی گردم....
    آخرین ویرایش: دوشنبه 7 بهمن 1398 09:12 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 25 دی 1398 10:09 ب.ظ نظرات ()
    شفافیت کالایی است نادر در ایران. عدم شفافیت خصوصیت رفتاری هر ایرونی با اصل و نسبی است.... یعنی اگه دیدی یه  کسی مثه کف دست میمونه بدون که توی ژن ایرونی بودنش حتما یه خرده شیشه ای هست... عدم شفافیت از همون وختی که خیلی کوچیک هستیم توی ما ایرونی ها رشد میکنه و نهادینه میشه، از همون موقع که بابایی میگه «هر کی پشت در بود بگو من خونه نیستم» یا مامانی میگه «به بابایی بگو دارم میرم خونه خاله اقدس سفره حضرت اباالفضل» در حالیکه با دوستاش داره می ره ددر دودور... خلاصه اینکه تا کلاس پنجم ابتدایی انقدر این شجره ی ملعونه توی ذهنمون ریشه کرده که اگه یه وقت یه نمره کم گرفتیم به صورت خودجوش کارنامه رو قایم کنیم و بابایی رو بپیچونیم و بعدش همین داستان تا دبیرستان و ازدواج و ... به جایی می رسیم که بعد ازدواج اگه یه ایرونی اصیل بخواد راست بگه هم نمیتونه... یعنی اصلا دیگه دیفالت کارخانه ش روی پیچوندن تنظیم شده.. در نهایت همین چرخه ی معیوب نسل به نسل منتقل میشه تا جایی که آخر سر کل این تمدن 3000 ساله ی کوفتی با سر بخوره زمین.... به علتش کاری ندارم که چرا ایرانی جماعت اینقدر در رفتار اجتماعی اش عدم شفافیت داره ولی گستردگی اش قابل کتمان نیس.
    یادمه یه بار یکی از همکارا باهام دس به یخه شد که چرا گفتم «ما کارمند دولتیم و چون مردم صاحب کار ما هستن حق دارن بدونن ما چقد حقوق می گیریم و به ازای این پولی که می گیریم چیکار داریم می کنیم».... طرف می گفت «الا و بلّا حقوقی که میگیریم یه مسئله ی خصوصیه و به کسی مربوط نیست» همین الان توی دور و برت اگه نیگا کنی خیلیا همین طورن... طرف سی سال با زن ش زندگی کرده ولی بعد سی سال هنوز زنش نمی دونه چقدر درامد داره... حتا حاج خانوم حدود درآمد آقایی شون رو هم نمی دونه. بچه هه وقتی بابایی ش سرشو گذاشت زمین و ریغ رحمتو سرکشید تازه می فهمه که چند تا داداش و آبجی قد و نیم قد داشته که بابایی اونها و البته مادر مکرّمه شون رو از اینها قایم کرده بوده... خلاصه که اوضاعیه....
     حالا توی این وضعیت که عدم شفافیت در همه مون نهادینه شده و از ریز و درشتمون سعی می کنیم یه چیزایی رو از همدیگه قایم کنیم و از طرف دیگه توی این هاگیرواگیر که ملت همه موندن تو کف بی کفایتی یه مشت آدم بی کفایت و متأسفانه تعدادی از هم وطنان هم داغدار شدن؛ یه آدم روانی، یه آدم مخبط، یه آدم مجنون پیدا میشه که به جای اینکه سعی کنه تسلیتی بگه به کسانی که داغدار بی کفایتی یه عده ای شدن برمیداره آب میریزه رو آتیش و از خودش تئوری در میده: « هواپیمای اکراینی به این علت افتاد که آمریکا برداشته بود سیستمهای الکترونیکی هواپیما و رادارهای زمینی و موشکی ایران رو هک کرده بوده و با حمله ی سایبری سبب این اشتباه شد.» 
    مردم م که کشته مرده ی یه چیز تازه ن که بشینن درباره ش ور ور کنن و فرضیه بسازن و هی موضوع رو کش ش بدن.... حالا توی هر خراب شده ای که می ری بحث اینه که سپاه کارش رو درست انجام داده... مشکل جای دیگه بوده.... طرفدارای سپاه با نشر این تئوری من درآوردی از یه طرف می گن سپاه اگه نبود امنیت نداشتیم و بچه های سپاه خعلی کارشون درسته و اصلا اشتباه نمی کنن و اگه هم اشتباه کردن از کس دیگه ای بوده و الان سپاه مظلوم واقع شده و... از طرف دیگه  برای ماست مالی کردن اشتباهی که رخ داده دارن جوّ می دن که هی آمریکا رو ببرن بالا و بالا و بالاتر که معنی دیگه اش در حقیقت اینه که با بودن سپاه هم ما امنیت نداریم... شدن کاسه داغ تر از دوغ... خود سردار اومد توی تلویزیون گفت اشتباه از ما بوده.... اینها حالا ول کن نیستن که نخیر
    یکی نیس بپرسه: «خب الاغ جون اگه سپاه هست و ما تو دل کشور خودمون امنیت نداریم پس چرا اینهمه بابت ش باس هزینه بدیم؟ ببندیم درش رو و خلاص..... اگه قراره ما موشک بخریم که به عوض زدن هواپیمای دشمن هر چند وقت یه بار بیاد و خودمون رو داغدار کنه اصلا چرا جمع ش نکنیم این بساط رو؟ این دیگه چه جور امنیته؟»
    حالا دو روزه هر کی ما رو تو خیابون میبینه ، میگه «شما که متخصص امور نظامی هستی بگو ببینم این داستان هک کردن چیه؟» بذار خلاصه بگم تا خیال همتون راحت بشه:
    اگه تو بتونی با یه گوشی نوکیا 3310 سماور نفتی خونه ی ما رو هک بکنی آمریکایی ها هم می تونن سیستم پدافند موشکی تور ام-1 رو هک کنن.
    گرفتی دادا؟ به خدا که نه...



    آخرین ویرایش: چهارشنبه 25 دی 1398 10:41 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 19 اردیبهشت 1398 09:04 ق.ظ نظرات ()
    استقرار نیروها، برنامه ریز عملیات
    در اولین پست از این سلسله درسها با سازمان رزمی دو طرف در ابتدای عملیات آشنا شدیم. توجه بفرمایید که این ترتیبات بعدتر و در طول 5 مرحله عملیات بارها و بارها تغییر کرد. از سوی ایران بعضی از واحدها از فرمان یک قرار گاه خارج شده و تحت فرمان قرار گاه دیگری قرار داده می شدند. چون ایران تمام نیروی انسانی در دسترس خود را وارد کارزار کرده بود در طول عملیات واحدی به واحدهای موجود اضافه نشدند. عراقی ها هم بارها نیروهایشان را جابجا کردند و در طی عملیات چند واحد زرهی را از العماره به منطقه نبرد منتقل کردند. حال نگاهی بیندازیم به وضعیت استقرار این واحدها. همانطور که گفته شد دفاع از این قسمت از جبهه را برعهده سپاه سوم ارش عراق گذاشته بودند که عمده ی واحدهای آن را واحدها زرهی تشکیل می دادند. در نقشه اول آرایش دفاعی عراقی ها را مشاهده می کنید.
    http://s9.picofile.com/file/8359871850/%D8%B0_001.jpg

    دفاع از شمال و شمال غرب جبهه هم برعهده ی خاکریزهای مثلثی است که به صورت یک L وارونه قرار دارد و بعدتر درباره آن صحبت می کنیم. همانطور که ملاحظه می فرمایید در شمال منطقه عملیات از حدود کوشک و طلاییه لشکر 6ام زرهی از شلع شمالی مثلثی ها دفاع می کند. در سمت شمال شرقی منطقه عملیات لشکر5ام مکانیزه موضع گرفته است و دفاع از ضلع شرقی مثلثی ها را برعهده دارد. پایین تر از مثلثی ها و روبروی پاسگاه زید به ترتیب از بالا به پایین لشکر های 3ام و 9ام زرهی قرار دارند. دفاع از شلمچه هم بر عهده ی لشکر 11ام پیاده است. در غرب و جنوب اتصال دو نیروی متخاصم بر روی خط مرزی است و در طلاییه عراقی ها هنوز قسمتهایی از خاک ایران را در دست دارند.  کمی عقب تر از خط مرزی و به صورت عمودی ی دژ مرزی ایران است که در زمان محمدرضا پهلوی درست شده است. درست روبروی دژ مرزی ایران یک دژ مرزی هم عراقی ها درست کرده بودند که بلندتر از دژ ما بود. این دو عارضه مصنوعی مهمترین عوارض زمین در این منطقه بودند. از شلمچه به سمت شمال غرب یک کانال دراز به طول حدود 30 کیلومتر و عرض تقریبا 1 کیلومتر است که عراقی ها در آن آب انداخته بودند و نام آن کانال پرورش ماهی بود. این کانال را می توان به نوعی خندقی در کنار بصره نامید. 3 پل که در نزدیک پاسگاه بوبیان احداث شده بود شرق و غرب کانال را به هم متصل می کرد. 
    همان طور که در قسمت اول و سازمان رزم دو طرف دیدید ایرانی ها نیروهایشان را در 4 قرارگاه آرایش داده بودند. در فرهنگ سازمانی سپاه هر قرارگاه را می توانیم معادل یک سپاه بدانیم. این 4 قرارگاه به صورتی آرایش گرفته بودند که در نقشه زیر دیده می شود:
    http://s8.picofile.com/file/8359871876/%D8%B0_002.jpg

    ترتیب عملیات به این صورت بود که قرارگاه قدس باید از بالا به مثلثی ها می زد و پس از شکستن دفاع عراق در غرب مثلثی ها موضوع می گرفت. قرارگاه فجر در سمت چپ قرارگاه قدس وارد عمل می شد و پس از عبور از مثلثی ها در جنوب فتح موضع می گرفت. قرارگاه فتح باید تا کانال پرورش ماهی پیشروی می کرد و پشت آن موضع می گرفت. 
    آخرین واحد ایرانی قرارگاه نصر بود که قرار شد در مرحله ی دوم عملیات از شلمچه وارد خاک عراق شده و پس از عبور از پاسگاه کوت سواری از پشت کانال پرورش ماهی پیشروی کند.
    در مرحله سوم عملیات قرارگاه قدس باید جنوب مثلثی ها را پاکسازی می کرد، تا نشوه پیشروی می کرد و در کنار شط العرب موضع می گرفت. پایین دست قدس باید نصر وارد میدان می شد خود را به پلهای شط العرب در جنوب نشوه می رساند و به شط العرب تکیه می داد.  فتح نیز باید از سمت شمال کانال ماهی را دور زده و با عبور از نهر کتیبان خود را به شط العرب می رساند و پس از آن به سمت جنوب برمیگشت و با پیشروی تا تنومه پشت کانال ماهی را پاکسازی می کرد. دست آخر نصر باید از جنوب به سمت شمال باز می شد و در شمال تنومه با فتح دست به دست می داد.
    با اجرای این 3 مرحله عملیات عملا شرق شط العرب از جنوب جزایر مجنون تا شلمچه در دست ایران قرار می گرفت. همانطور که می بینید برای محاصره بصره و فتح آن فلشی در نظر گرفته نشده است. ایران امیدوار بود تا با چنین نفوذ عمیقی مردم شیعه بصره بر علیه بغداد شورش کنند و خود به خود بصره دست ایران قرار بگیرد. این همان امیدی بود که صدام در آغاز جنگ نسبت به مردم عرب زبان اهواز بدان امید بسته بود. گذشت زمان نشان داد که نه امید ایرانی ها و نه امید عراقی ها به شورش گسترده ی مردم طرف مقابل امیدی بیهوده بوده است. تا انتهای جنگ نه مردم ایران و نه مردم عراق بر علیه حاکمان خود شورش نکردند. هر چند که حرکتهای مسلحانه ی مخالفان هر دو نظام تا انتهای جنگ ادامه پیدا کرد مثلا کردهایی که در ایران بر علیه ایران می جنگیدند و شیعیان عراقی که به ایران پیوسته بودند و بر علیه صدام می جنگیدند، اما این گونه حرکتها هیچ گاه به صورت یک شورش سراسری در نیامدند.
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 30 مرداد 1398 07:07 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 23 فروردین 1398 10:12 ب.ظ نظرات ()
    Image result for ‫نمایندگان مجلس شورا با لباس سپاه‬‎
    همانطور که مستحضر هستید از روز اول انقلاب تا همین امروز مسئولین و سیاستگذاران سیاست خارجی ایران هیچگاه در هیچ حرکتی پیشگام نبوده اند. تا به امروز مسئولین صبر می کردند تا یک اتفاقی بیافتد و بعد به صورتی کاملا منفعل نسبت به آن واکنش نشان می دادند. مثلا اول صبر می کردند تا حجاج ایرانی در مکه کشته بشوند و بعد اعتراضات شدید اللحن بکنند، یا اول صبر می کردند تا دیپلماتهای ایران در افغانستان کشته بشوند و بعد چند تا لشکر ببرند لب مرز مانور نظامی انجام بدهند تا طالبان بترسند و همین طور بگیر برو تا آخر. یک بار هم نشده که محض رضای خدا ما یک کاری را بکنیم تا دشمن را به موضع انفعال بکشانیم. مثلا قبل از اینکه ترامپ از برجام خارج بشود ما خارج بشویم... یا قبل از اینکه سپاه پاسداران توسط وزارت امور خارجه آمریکا در لیست تروریسم قرار بگیرد ما آنها را در لیست تروریست قرار بدهیم.... تنها حرکتی پیشگامانه ی ما در حوزه ی سیاست خارجی انقلاب دوم بود که آن هم در حقیقت توسط مردم صورت گرفت و نه دولت موقت و اتفاقا بلافاصله پس از انقلاب دوم دولت موقب به نشانه ی اعتراض استعفا داد.
    حال که به حول و قوه ی الهی قرار شده تا ارکان تصمیم گیری نظام متفقا نیروهای نظامی آمریکا را در لیست تروریستم قرار بدهند من پیشنهاد می دهم تا این اتفاق فرخنده را با قرار دادن عربستان سعودی، امارات، دولت قانونی یمن، مصر، اردن، اسرائیل، تمامی کشورهای عضو ناتو جز کشور دوست و برادر ترکیه در لیست تروریسم خود تکمیل کنیم تا دست کم برای یکبار پس از چهل سال تاریخ انقلاب اسلامی ایران سیاست خارجی ما از موضع انفعال خارج شود.
    تنها نکته ای که برای من کمی تا قسمتی مبهم است این است که اساسا آیا وزارت امور خارجه ایران لیست تروریسم دارد و اگر پاسخ مثبت است چه کشورها و اشخاص و سازمانهایی را در آن وارد کرده اند و کجا منتشر شده است؟
    آخرین ویرایش: سه شنبه 20 فروردین 1398 10:22 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 9 فروردین 1398 09:26 ق.ظ نظرات ()
    رسانه ی معاند بی.بی.سی گزارش خلاصه ای درباره فعالیتهای فضایی ایران در سال 97 به قلم بابک تقوی ارائه کرده است. تمام گزارش را می توانید در اینجا بخوانید اما چیزی که برای من در این گزارش جالب است این جملات زیر است:

    «سازمان فضایی و صنایع هوافضا وابسته به وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ایران در چهلمین سالگرد انقلاب، از دو ماهواره‌بر سیمرغ و سفیر برای پرتاب ماهواره‌های بومی امیرکبیر و دوستی استفاده کرد که هر دو با شکست مواجه شدند.

    با وجود ناکامی هر دو پرتاب، کشورهای غربی به خصوص ایالات متحده و اسرائیل نگرانی خودشان را از پرتاب این ماهواره‌برها نشان دادند و آنها را تهدیدی برای امنیت ملی کشورشان و متحدانشان قلمداد کردند. آنها ادعا می‌کنند که تکنولوژی ساخت و توسعه ماهواره‌برها و اطلاعات به دست آمده از پرتاب آنها به توسعه و ساخت موشک قاره پیما در سازمان جهاد خودکفایی سپاه پاسداران کمک می‌کند اما از دیدگاه تخصصی چنین نیست و بیشتر این انتقادها و اعتراض‌ها جنبه سیاسی و روانی دارند

    توجه کنید که در متن فوق به وضوح از بایاس و جهتگیری سیاسی و اغراض لجوجانه و عنودانه ی استکبار جهانی بر علیه پیشرفتهای علمی ایران اسلامی پرده برداشته شده است.



    آخرین ویرایش: یکشنبه 4 فروردین 1398 09:31 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 2 1 2
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic