منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • یکشنبه 11 آبان 1393 10:24 ق.ظ نظرات ()


    آغاز جنگ ایران و عراق مبدایی شد بر شکوفا شدن قوه ی خلاقیت و ابتکار. شرایط آن روزگار سبب کمبودهایی شد که جز با توسل به ابتکار رفع آنها ممکن نبود. اما در این وادی آزمون و خطا بسیار پیش آمد که شروع کردیم به اختراع دوباره و دوباره ی چرخ.

    گفتیم که اولین حرکت مستقل سپاه با عملیات امام مهدی (عج) کلید خورد. موفقیت تاکتیک پیاده نظام در این عملیات (با محوریت دور زدن مواضع حریف) موجب شد تا این تاکتیک به صورتی گسترده تر در دیگر عملیاتها بکارگرفته شود. اوج بکارگیری این تاکتیک دور زدن مواضع عراق در عملیات طریق القدس از طریق احداث جاده ی فانوس بود. فرماندهان وقت سپاه ،که فکر می کردند آموزه ی جدیدی را در عرصه ی نظامی گیری کشف کرده اند، بارها و بارها از این روشهای تاکتیکی در جنگ استفاده کردند تا جاییکه عراقی ها کاملا به روشهای آنان آشنا شدند و راه های مبارزه با آن را فراگرفتند. اولین عملیات برون مرزی ایران ،عملیات رمضان، به همین دلیل به گل نشست. این روشها پس از آن دیگر نتوانستند یک پیرزوی استراتژیک برای ایران به ارمغان بیاورند. روشهای تاکتیکی که در حقیقت بسیار قدیمی تر از آن بودند که فرماندهان سپاه می پنداشتند.

    تاکتیکهای نفوذ در طی سالهای انتهایی جنگ جهانی اول و در پی بن بستی که ناشی از جنگهای خندقی بود به صورت جداگانه توسط روسها، فرانسوی ها، بریتانیایی ها و آلمانها توسعه یافتند. البته به دلیل پیروزی درخشان آلمان در نبردهایی چون نبرد کاپورتو اغلب، این تاکتیکها را منتسب به آلمانها می دانند. پس از پیروزی درخشان ژنرال هویتر آلمانی در عملیات میشل (مارس 1918) این تاکتیکها به نام "تاکتیکهای هویتر" معروف شدند.

    اولین نوشته ی مدون درباره ی این تاکتیکها توسط ارتش فرانسه در آوریل 1915 با نام یادداشت 5779 منتشر شد. در این جزوه ذکر شده بود که اولین امواج حمله ی پیاده نظام (در آن زمان از یک طرف هنوز زرهی وارد جنگ نشده بود و از طرف دیگر سواره نظام عملا منسوخ شده بود و نمی توانست وظیفه ی خط شکنی را برعهده بگیرد) باید تا حد ممکن در خطوط دشمن نفوذ کند و نقاط دفاعی قدرتمند را برای امواج بعدی حمله کنار بگذارد. این روش حمله در روز 9 می 1915 در نبرد دوم آرتویز توسط سپاه هجدهم ارتش فرانسه بکارگرفته شد و این واحد توانست در طی 1.5 ساعت در حدود 4.5 کیلومتر در خطوط دفاعی دشمن پیشروی کند. مشکل اصلی فرانسوی ها تقویت نیروهای تک ور و نگهداشتن مواضع تصرف شده در برابر ضدحمله ی آلمانها بود.

    چند ماه بعد یک افسر جوان فرانسوی به نام ،آندره لافورژه، تجربیاتش از نبرد نهم می را در جزوه ای منتشر کرد. جزوه ی لافورژه بر واحدهای کوچکی تمرکز کرده بود که برای مقابله با مواضع محکم دشمن آتش توپخانه ی خودی را به یاری می طلبید و از این نظریه دفاع می کرد که اولین موج حمله باید در شکافهای بین مواضع دشمن (که موقتا توسط آتش توپخانه ی خودی ایجاد می شوند) رخنه کند. پس از آن، این مواضع باید توسط امواج بعدی پیاده نظام محاصره شده و مورد حمله قرار می گرفتند. جزوه ی لافورژه ،که نمونه ی کامل تر یادداشت 5779 بود، در همان سال توسط فرانسوی ها منتشر شد و بریتانیایی ها در همان سال آن را ترجمه کرده و در میان نیروهای خود پخش کردند. آمریکایی ها هم یک سال بعد ترجمه ی این جزوه را در ارتش خود منتشر کردند.

    در همان زمان آلمانها هم به دنبال راه حلی برای غلبه بر بن بست جنگهای خندقی بودند و به نتایجی مشابه نتایج فرانسوی ها رسیده بودند با این تفاوت که روش آلمانها از امواج حمله ی انسانی استفاده نمی کرد. در بهار 1915 یک واحد نمونه توسط سرگرد کالسو تشکل شد و اندکی بعد هدایت این واحد به سروان ویلی روهر سپرده شد.

    سلاح اصلی سربازان روهر عبارت بود از نارنجک، کارابین های 98آ و سرنیزه. روهر اعتقاد داشت که سبک باری سرباز مهمترین اصل برای اجرای تاکتیک نفوذ است و بنابراین بسیاری از ادوات و سلاح های سنگین استاندارد ارتش آلمان را کنار گذاشت و برای آنها جایگزینهای سبکتری پیداکرد. بعدتر کارابینهای 98آ نیز جای خود را به مسلسل دستی ام.پی-18 برگمان دادند که نواخت تیر بیشتری را در اختیار سربازان تک ور قرار می داد. اولین حمله ی بزرگ واحد روهر نبرد وردن در فوریه ی 1916 بود. در آوریل 1916 استعداد این واحد از 2 گروهان به 4 گروهان تبدیل شد و چند گردان یاگر ارتش آلمان هم شروع به تغییر بر اساس استانداردهای واحد رزمی روهر کردند.



    General von hutier.jpg

    فون هویتر

    کارایی واحد روهر سبب شد تا ارتش آلمان تشکیل واحدهایی مانند این واحد را در دستور کار قراردهد. افراد این واحدهای نخبه در ارتش آلمان به "تکاور" معروف شدند. اما کسی که این تاکتیکها را به انتهای قدرت خود رساند ژنرال اسکار فون هویتر بود. هویتر ابتدا در جبهه ی شرق تاکتکیهای نفوذش را بکار برد و سبب شد تا خطوط دفاعی روسها در هم فرو بریزد. پس از تسلیم شدن روسها هویتر به غرب رفت و در عملیات میشل در مارس 1918 بالاخره توانست بن بست 4 ساله ی جنگهای خندقی را بشکند و در خطوط متفقین نفوذ کند. به هرحال این پیروزی دیگر برای آلمان بسیار دیر بود و ارتش از رمق افتاده ی آلمان تاب مقاومت در برابر حملات متفقین ،که به تازگی با سربازان تازه نفس آمریکایی تقویت شده بودند، را نداشت.

    تاکتیک نفوذی هویتر با بمباران کوتاه ولی شدید خطوط مقدم دشمن برای تحت فشار قرار دادن و نابود کردن روحیه ی مدافعین شروع می شد. این بمباران (که شامل بمب شیمیایی هم می شد) به خطوط مواصلاتی، مواضع توپخانه و مقرهای فرماندهی دشمن در پشت جبهه تعمیم داده می شد تا ارتباط عقبه ی دشمن با خط مقدم قطع شود. این بمباران برای گیج کردن دشمن و کاهش توانایی اجرای ضدحمله لازم بود. برای تأثیر بیشتر فلشهای اصلی حمله تا آخرین لحظه مخفی نگه داشته می شد.

    پس از بمباران، پیاده نظام سبک حمله را آغاز می کرد. آنها باید نقاط ضعف حریف را شناسایی کرده و از این نقاط به داخل خطوط دشمن نفوذ می کردند و نقاط مستحکم تر را رها می کردند. پس از موج اول حمله، موج بعدی حمله با پیاده نظام سنگین تر سر می رسید و به نقاط دفاعی باقیمانده ی حریف حمله می کرد تا جایی که کل مواضع دشمن دچار فروپاشی می شد. امواج بعدی حمله از مسلسلهای سبک، خمپاره و آتش افکن برای حمله به مواضع مستحکم دشمن استفاده می کردند. این روش حمله بر اساس سرعت عمل و غافلگیری بود. هر چند که این تاکتیک در ابتدا موفق بود اما استفاده ی زیاد از آن در طول جنگ جهانی اول سبب شد تا روشهای دفاعی برای مقابله با آن تکامل پیداکند.

    یکی از مشکلات جنگهای خندقی در جنگ جهانی اول آن بود که پس از شکستن خط دشمن وضعیت زمین آنقدر خراب بود که رساندن نیروی کمکی و تجهیزات به نیروهای تک ور به سختی صورت می گرفت و همین امر سبب می شد که دشمن بتواند خود را پیداکند و با تجدید سازمان نیروهایش ضدحمله کند. بدین خاطر نیروی تک ور پس از مدت کوتاهی توان خود را از دست می داد و دیر یا زود متوقف می شد.

    روسها در سال 1916 تاکتیکهایی مشابه تاکتیکهای هویتر را حمله ی بروسیلف بکاربردند اما انقلاب فوریه و پس از آن انقلاب سرخ شیرازه ی امور را در روسیه از هم به دربردند. بریتانیایی ها هم در همان سال دستورالعمل اس.اس-143 را منتشر کردند که نسخه ی انگلیسی تاکتیکهای نفوذ به شمار می رفت. در روش انگلیسی ها به جای اینکه از گروهان به عنوان عنصر اصلی حمله استفاده شود از جوخه استفاده می شد. ژنرال انورپاشا در سال 1917 واحدهایی مشابه "تکاوران" ارتش آلمان را در ارتش عثمانی سازمان داد. اتریشی ها هم که در شرق دچار بن بست جنگهای خندقی شده بودند در سال 1916 تعدادی از افسران و درجه داران خود را برای دوره دیدن درباره ی تاکتیکهای نفوذ به آلمانن فرستادند و واحدهای تکاوری مشابه آلمانها تشکیل دادند. روش حمله به نقاط ضعیف دشمن و دور زدن نقاط قدرتمند دفاعی او بعدتر در جنگ جهانی دوم در حملات رعدآسای ورماخت بکاربرده شد.

    منابع

    http://en.wikipedia.org/wiki/Stormtrooper

    http://en.wikipedia.org/wiki/Infiltration_tactics

     

    آخرین ویرایش: شنبه 10 آبان 1393 10:36 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 17 مرداد 1393 01:40 ق.ظ نظرات ()


    قسمت اول

    قسمت دوم

    شهید سیدمحمدجواد دیده ور که در این عملیات جاوادنه شد

    تاریخ: 26/12/59

    محل:غرب سوسنگرد

    نتیجه: پیروزی ایران

    متخاصمین

    جمهوری اسلامی ایران

    عراق

    فرماندهان

    علی شمع خانی فرمانده سپاه خوزستان

    مسعود صفایی مقدم فرمانده سپاه سوسنگرد

    احمد غلامپور مسئول واحدعملیات سپاه سوسنگرد

    محمدعلی (عزیز) جعفری جانشین واحدعملیات سپاه سوسنگرد

    اسحاق عزیزی

    علی رضا نوری

    سیدمحمد جواد دیده ور

    سرهنگ حیدری فرمانده تیپ 55 هوابرد

    ؟

    استعداد رزمی

    در حدود 200 نفر از سپاه سوسنگرد و نیروهای مردمی

    3 گردان ( احتمالا یک گردان زرهی و یک گردان مکانیزه) از لشکر 9 زرهی

    تلفات

    13 نفر شهید

    17 نفر مجروح

    30 دستگاه تانک و نفربر

    2 دستگاه مهندسی

    200 نفر کشته و مجروح

    60 نفر اسیر

     

     

    پیش زمینه

    پس از دو شکست سنگین ارتش جمهوری اسلامی ایران در عملیات های نصر و توکل به فاصله ی 5 روز از هم، روحیه ی رزمندگان ایرانی به شدت تضعیف شد. رقابت سیاسی بین بنی صدر و حزب جمهوری ،که دامنه ی آنها به بسیاری از نیروهای رزمنده نیز کشیده شده بود نیز وضعیت روحی جبهه ی ایران را متزلزل تر کرده بود. در این زمان بعضی حملات ایذائی توسط گروه هایی از سپاه و نیروهای مردمی در قسمتهایی از جبهه انجام می شد که اغلب به صورت شبیخون بودند. اندکی پس از شکست عملیاتهای نصر و توکل گروهی از مدافعین شهر سوسنگرد با توجه به وضعیت عوارض منطقه متوجه شدند که می توانند عملیات محدودی را برای عقب زدن نیروهای مهاجم عراقی انجام دهند تا از فشار بر روی سوسنگرد کاسته شود. این عملیات محدود عملیات امام مهدی (عج) نام گرفت.

    منطقه ی عملیات

    شهر سوسنگرد در روز هفتم جنگ سقوط کرد اما با پایمردی نیروهای مردمی و تهاجم غافلگیر کننده ی آنان در روز دهم جنگ عراقی ها تا پشت بستان عقب نشینی کردند. پس از آن عراق دوباره از محور بستان به سمت سوسنگرد پیشروی کرد و پس از چند زد و خورد با مدافعین شهر در غرب شهر مستقر شد. پس از عملیات نصر و سقوط هویزه عراق از سمت جنوب هم به سمت سوسنگرد پیشروی کرد و در نتیجه در زمان انجام عملیات امام مهدی (ع) مواضع عراق در غرب و جنوب سوسنگرد تثبیت شده بود.

    از نظر جغرافیایی محور اصلی عملیات در راستای جاده ی سوسنگرد-بستان (شمال غربی) و به موازات رود کرخه صورت می گرفت. این منطقه از سمت غرب به دشت، از سمت شمال به رودکرخه و از جنوب به رودخانه ی نیسان محدود می شود. تعداد زیادی از شاخه های رود کرخه در این منقطه عبور می کنند. برای عبور از رودخانه ی نیسان ،که در غرب سوسنگرد به صورت عمود بر رود کرخه واقع شده است، به همت نیروهای مردمی یک پل معلق توسط کابل و الوارهای چوبی نصب شد.

    طراحی عملیات

    در اواخر بهمن 59 فکر استفاده از عوارض زمینی و کانالهای موجود در منطقه برای ضربه زدن به عراق در بعضی از افراد سپاه سوسنگرد ریشه دواند. محمدعلی (عزیز) جعفری ،فرمانده ی فعلی سپاه پاسداران، به عنوان مسئول طراحی عملیات به همراه در حدود 20 نفر کار شناسایی منطقه از سوسنگرد تا کنار رودخانه نیسان را به پایان رساندند و اطلاعات کافی از مواضع، استعداد و آرایش واحدهای دشمن را در آن منطقه به دست آوردند.

    خاکریز عراق در غرب شهر در حدود 2 کیلومتر طول داشت ولی به خاکریزی که عراقی ها از سمت هویزه زده بودند وصل نبود. در حدود 2 گردان عراقی در پشت خاکریز صف آرایی کرده بودند و یک گردان احتیاط در اختیار داشتند.

    قرار شد که یک گروه کوچک به صورت ایذایی از روبرو با افراد پشت خاکریز درگیر شود و همزمان دو گروه ، هر یک به استعداد هفتاد نفر، از دو طرف خاکریز را دور زده و تک اصلی را انجام دهند و تا روستای احیمر پیش روی کنند. برای اینکه اصل غافلگیری انجام شود تعدادی از نیروهای مردمی شروع به حفر کانالهایی کردند که تا نزدیکی خاکریز عراقی ها پیش می رفت بدون اینکه نیروی تک ور توسط مدافعین عراقی دیده شود.

    به دلیل اینکه سپاه در آن زمان امکان پل زدن بر روی رودخانه را نداشت تا بتواند تجهیزات مهندسی خود را عبور داده و پس از عقب راندن عراقی ها اقدام به زدن خاکریز کند قرار شد تا در این عملیات فقط به انهدام نیروهای دشمن اکتفا شود و پس از آن نیروها به پشت خاکریز خودی بازگردند. در آخرین روزهای طرح ریزی عملیات قرار شد تا تیپ 55 هوابرد ارتش آتش تهیه ی مورد نیاز عملیات را برعهده بگیرد.

    کپی کالک عملیاتی که توسط سردار جعفری تهیه شده بود. کانالهایی که توسط مدافعین سوسنگرد تا خطوط عراقی ها زده شدند به صورت خط چین به نمایش درآمده اند.

    آغاز عملیات

    در ساعت 8 صبح روز 26/12/59 با شروع آتشباری تیپ 55 هوابرد به مدت 5 دقیقه عملیات امام مهدی (عج) شروع شد. مدافعین عراقی که کاملا غافلگیر شده بودند با حمله ی گازانبری واحدهای تک ور از دو سو مواجه شدند و به سرعت تسلیم شدند. یکی از گردانهای عمل کننده در طی 2 ساعت توانست 4 کیلومتر در مواضع دشمن پیش روی کند. در ساعت 10:30 عملیات به پایان رسیده بود و نیروها آماده ی بازگشت به خاکریز خودی بودند که پاتک عراقی ها  آغاز شد. رزمندگان سپاه توانستند با موفقیت و حمایت توپخانه ی ارتش عقب نشینی کرده و به خط خودی بازگردند.

    در طی عملیات امام مهدی (عج) تعدادی تانک و نفربر به غنیمت گرفته شد که چون پلی بر روی رودخانه ی کرخه در دست نبود نیروهای تک ور نتوانستند آنها را به عقب انتقال بدهند.

    پل معلقی که توسط کابلهای فلزی و قطعات الوار بر روی رودخانه ی نیسان بسته شد.


    پس از نبرد

    مهمترین نتیجه ی عملیات امام مهدی (ع) بالارفتن روحیه ی رزمندگان ،چه ارتشی و چه سپاهی، بود. از ابتدای جنگ با عراق این اولین عملیاتی بود که با طرح و برنامه پیش رفته بود و کاملا به موفقیت رسیده بود. نتیجه ی بعدی این عملیات رسیدن نیروهای سپاه به این خودباوری بود که می توانند به صورت مستقل و بدون حضور ارتش عملیاتی را طراحی کرده و اجرا کنند. تا آن زمان نیروهای سپاه اغلب در مواضع دفاعی بکار گرفته می شدند و در زمان حمله نیز نقش پیاده نظام را در کنار واحدهای زرهی و مکانیزه ی ارتش بازی می کردند.

    الگوی تهاجمی پیاده نظام بر علیه زرهی ،که در این عملیات بکاربرده شد، بعدها به صورت الگوی ثابت حملات سپاه پاسداران درآمد. راهکارهای ارائه شد در عملیات امام مهدی (ع) 2 ماه بعد در عملیاتهای غرب سوسنگرد و امام علی (ع) و برای بازپس گیری تپه های الله اکبر در شمال سوسنگرد و با موفقیت بکارگرفته شدند و سبب شد تا عراقی ها تا نزدیکی دهلاویه عقب نشینی کنند.


    سردار محمدعلی (عزیز) جعفری فرمانده ی فعلی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

    نگارش و تحقیق


    رضاکیانی موحد


    فهرست منابع

    دشت آزادگان در جنگ-  اطلس راهنما-4- ابوالقاسم حبیبی، فریبا آهنگرزاده- مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه چاپ دوم 1387

    کالکهای خاکی- خاطرات شفاهی سرلشکر پاسدار محمدعلی جعفری- کتاب یکم- انتشارات سوره مهر چاپ دوم 1392




    آخرین ویرایش: چهارشنبه 15 مرداد 1393 10:00 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو