منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • شنبه 18 خرداد 1398 08:54 ب.ظ نظرات ()
    یک بحث تاریخی درباره رویارویی لژیون های رومی و فالاکنسهای یونانی

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 22 خرداد 1398 08:04 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 25 آبان 1391 06:06 ق.ظ نظرات ()

    نبرد ایسوس


    اسکندر در میانه نبرد ایسوس

    تاریخ: نوامبر سال 333 قبل از میلاد

    محل: ایسوس در جنوب آناتولی، اسکندروم امروزی در ترکیه

    نتیجه: پیروزی قاطع اسکندر

    متخاصمین

    مقدونیها و اتحادیه یونانیها

    هخامنشیان و مزدوران یونانی

    فرماندهان

    اسکندرکبیر

    داریوش سوم

    استعداد

    5000سوارنظام

    26000پیاده

    12000سواره نظام

    80000پیاده نظام

    10000گاردجاویدان

    10000مزدوریونانی

    تلفات

    500نفرکشته و مجروح

    10000نفرکشته و مجروح

     

    پس از شکست ایرانی ها در گرانیکوس داریوش سوم آخرین پادشاه هخامنشی تصمیم گرفت که خود به مقابله با فرمانده جوان مقدونی بپردازد. او به دنبال سپاه اسکندر به راه افتاد تا خطوط تدارکاتی اسکندر را قطع کند.


    مسیر قرمز حرکت داریوش از سوریه و مسیر آبی مسیر اسکندر در کنار دریای مدیترانه را برای رسیدن به ایسوس نشان می دهد


    خلاصه نبرد ایسوس

    مرحله اول


    در این نبرد عوارض زمین نقشی حساس در پیروزی یونانی ها داشتند . از این رو در نقشه به صورت برجسته تری نمایش داده شده اند. محدوده بسیار تنگ عملیات بیان می کند که ایرانی ها فقط می توانسته اند تعداد کمی از ردیفهای جلویی سربازان خود را بکارگیرند که در نقشه با دو ستون نشان داده شده اند. همچنین، داریوش با قسمتی از سواره نظام خود حرکتی مانوری انجام داد. او در جناح چپ خود واحدهای خود را به جلو فرستاد تا به جناح راست اسکندر هجوم برند تا بتوانند آنها رو دور بزنند و از پشت سر سواره نظام نخبه اسکندر که در جناح راست سپاه یونان قرارداشت سردرآورند. همچنین او مقدونی ها را با حرکت دوم خود غافلگیر کرد. او تعداد زیادی از سواره نظام خود را از جناح چپ به راست فرستاد که زمین بهتری برای مانور سواره نظام داشت.(پیکان نارنجی رنگ در نقشه بالا) او امیدوار بود که بتواند خطوط تسالاینی ها را که تحت فرماندهی پارمنیون پیر بودند بشکافد. همانطور که در مرحله بعدی نبرد خواهید دید داریوش در رسیدن به هدف خود خیلی نزدیک شده بود . اما اسکندر هر دو حرکت او را به خوبی دید و دو واحد  کوچک را به سمت راست فرستاد(آگریانها و سواره نظام سبک) و بیشتر سواره نظام او در جناح چپ باقی ماندند تا از شکستن خط توسط ایرانی ها جلوگیری کنند. در هم شکستن آرایش این سپاه کوچک می توانست پیامدهای غم انگیزی برای مقدونی ها داشته باشد چرا که موفقیت آنها بستگی به ایستادگی پیاده نظام در مرکز داشت که بتوانند جلوی مرکز ایرانی ها را سد کنند حتی اگر برتری عددی با ایرانی ها باشد. این زمان برای حمله اسکندر به جناح دشمن قاطع بود.


    آخرین ویرایش: جمعه 26 آبان 1391 05:33 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 18 آبان 1391 06:04 ق.ظ نظرات ()


    یک لحظه چشمان خود را ببندید و تصور کنید که اگر بشر موفق به کشف و استفاده از فلزات نشده بود در چه دنیایی زندگی می کردیم؟! مسلما در دنیایی کاملا متفاوت به سر می بردیم. حال دوباره چشم خود را ببندید و تصور کنید که اگر اسکندر مقدونی به دنیا نیامده بود در چه دنیایی زندگی می کردیم؟! بله! اگر اسکندر مقدونی به دنیا نمی آمد امروز در دنیایی زندگی می کردیم که کاملا از دنیای فعلی متفاوت بود. دنیایی که حتی تصور آن نیز مشکل به نظر می رسد. اسکندر کبیر -که خود شاگرد معلم اول فلسفه ارسطو بود- یکی از تاثیر گذارترین کشورگشایان و فاتحین تاریخ است. اسکندر از معدود سردارانی است که با اتکا به مهارتهای خود چه در زمنیه نظامی گری و چه در زمینه مدیریت توانست دنیا را عوض کند. او بزرگترین ابرقدرت زمان خود یعنی امپراطوری هخامنشی را توانست تنها در 3 نبرد شکست دهد، مصر را فتح کرد و تا حوزه رود سند اسب راند. اسکندر سفر خود را در 21 سالگی شروع کرد و در هنگام مرگ مالک نیمی از دنیای شناخته شده آن زمان بود بدون اینکه شکستی خورده باشد. اسکندر در زمان مرگ تنها 33 سال داشت. در این مقاله نگاهی به 3 پیروزی درخشان او بر سپاه ایران می اندازیم اما قبل از آن بد نیست که به صورت اجمالی به بررسی ارتش او که عامل اصلی پیروزیهای اسکندر بود بپردازیم:

    انقلاب نظامی فیلیپ

    فیلیپ دوم پدر اسکندر فرمانروای مقدونیه بود. در آن دوران یونان عبارت بود از چند دولت-شهر که همواره در حال نزاع با یکدیگر بودند و حکومت مرکزی در بین یونانی زبانهای جایی نداشت. آنها با اینکه مردمانی شجاع بودند هیچگاه با هم متحد نمی شدند و اغلب شجاعت خود را به صورت ارسال مزدور در اختیار دیگر دولتها و مخصوصا امپراطوری هخامنشی می گذاشتند. تعداد زیادی سردار و دریاسالار یونانی در سپاه ایران خدمت می کردند و قدرت زیادی به ارتش هخامنشی بخشیده بودند. فیلیپ با انقلابی که در تفکر نظامی و شیوه های جنگی مقدونی ها داد توانست تمام یونان را فتح کرده و یکپارچه کند. او جنگیدن را به زندگی مقدونی ها تبدیل کرد. تا قبل از فیلیپ مقدونی ها به صورت پاره وقت به جنگ می رفتند و بیشتر وقت خود را در مزارع می گذارندند اما فیلیپ از آنها سپاهی دائم تشکیل داد. او تاکتیک سنتی جنگی یونانی ها یعنی فالانکس را بهبود بخشید و بین فالانکسها، سواره نظام و کمانداران هماهنگی ایجاد کرد که توان جنگی سپاه مقدونی را به نحو فزاینده ای افزایش می داد.

    فالانکسها که بودند؟


    فالانکس عبارت بود از چند ردیف سرباز که نیزه های بلند در دست داشتند و تمام ردیفها در هنگام نبرد نیزه خود را به سمت جلو نگه می داشتند. این آرایش باعث می شد که بتوانند سواره نظام و پیاده نظام دشمن را به راحتی تحت فشار بگذارند. نیزه هایی که فیلیپ برای فالانکسهایش استفاده کرد تا 6 متر طول داشتند که بلندتر از نیزه های سنتی یونانی ها بود. این نیزه های که دودستی بکار میرفتند در دفاع و حمله به خوبی استفاده می شدند. اولین پیروزی مهم فالانکسهای یونانی در دشت ماراتن در برابر سپاه خشایارشاه به دست آمد که باعث شد خشایارشاه اندیشه فتح یونان را از سربه در کند.

    فالانکسها آرایشی غیرقابل انعطاف داشتند و در میدان نبرد به سختی می توانستند آرایش آنها را تغییر جهت دهند. به همین دلیل پهلوها و پشت آنها نقطه ضعف آنها بود و سواره نظام با حملات از پهلو و پشت می توانست که آنها را مضمحل کند. از این رو فیلیپ در آرایش سپاه خود گردانهای فالانکس خود را در مرکز سپاه قرار می داد و طرفین آنها را توسط پیاده نظام و سواره نظام پوشش می داد.


    فالانکس یونانی دیواره ای از نیزه و زره

     آرایشی که فیلیپ ابداع کرد بعدها توسط پسرش اسکندر به خوبی در میدانهای جنگ بکارگرفته شد. تاکتیک ترکیب سواره نظام-فالانکس از تاکتیک سنتی استفاده از فالانکس به صورت تنها بسیار بهتر و موثرتر بود. نقطه ضعف دیگر فالانکس در برابر کمانگیران و زوبین اندازان ظاهر می شد چراکه سرعت حرکت فالانکس کند بود و کمانگیران می توانستند از فاصله دور تلفات زیادی بر آنها وارد کنند. برای جلوگیری از این امر از دسته های زدو خورد کننده(پلتاست) اسفتاده می شد که کمانگیران و زوبین اندازان را از حمله به فالانکس بازدارند. رومی ها راه های مناسبی برای حمله به فالانکس پیدا کردند اما بعدها در زمان ژولیوس سزار خودشان آرایش فالانکس را احیا کرده و بهبود بخشیدند. لژیونرهای رومی آرایش خارپشت خود را از روی فالانکس بوجود آوردند. نیزه داران سوئسی در قرون وسطی از بهترین نیروهای پیاده نظام اروپا بودند و آرایش آنها شباهت زیادی به فالانکس داشت.

    فالانکس سنتی یونان معروف به هوپلایت

    آخرین ویرایش: جمعه 19 آبان 1391 06:12 ق.ظ
    ارسال دیدگاه