سه شنبه 24 شهریور 1394 04:02 ق.ظ نظرات ()


قسمت اول

شورش ائوفمیوس

فرصت مناسب برای تصرف سیسیل با شورش ائوفمیوس ، دریاسالار بیزانسی سیسیل به دست آمد . طبق اطلاعات داده شده توسط منابع تاریخی بعدی و بر اساس یک روایت تخیلی ، ائوفمیوس که شهوت او را برای رسیدن به یک زن راهبه کور کرده بود ، وی را ناچار به ازدواج با خود کرد . برادران او به امپراتور میخائیل دوم شکایت بردند و امپراتور به حکمران سیسیل فرمان داد ماجرا را بررسی کند و در صورت صحت اتهامات ، بینی ائوفمیوس را به عنوان کیفر ببرد . ائوفمیوس که در حال بازگشت از یک حمله به سواحل شمال آفریقا بود فهمید که به زودی بازداشت خواهد شد . به همین دلیل به سیراکوز حمله و آن را اشغال کرد . فرماندار سیسیل به کاتانا پناه برد . ائوفمیوس توانست ظرف مدت کوتاهی پشتیبانی رهبران نظامی جزیره را کسب کند . شورشیان نه تنها حمله نیروهای وفادار به امپراتوری به سیراکوز را در هم شکستند بلکه با تعقیب فرماندار او را از کاتانا هم بیرون راندند ، سپس وی را دستگیر کردند و کشتند . ائوفمیوس خود را امپراتور اعلام کرد . الکساندر واسیلیف ، مورخ ، ماجرای رمانتیک شورش را رد می کند و این شورش را سوءاستفاده ائوفمیوس از تضعیف قدرت مرکزی امپراتوری در اثر شورش ( توماس اسلاو )  و فتح جزیره کرت به دست مسلمانان می داند .

در همین حال ، ائوفمیوس با فرار یکی از نزدیک ترین و مهم ترین دوستان خود مواجه شد . این فرد که در منابع عربی با نام( بالاتا ) شناخته می شود ( احتمالا نامش افلاطون ، یا همان پلاتو  بوده است ) به همراه پسرعمویش میخائیل که والی پالرمو بود وفاداری خود را به امپراتوری اعلام کردند ، به سیراکوز یورش بردند و با شکست ائوفمیوس او را از شهر بیرون راندند .

ائوفمیوس مانند یکی از پیشینیان خود ، الپیدیوس ، که بر امپراتور ایرن آتنی شوریده بود ، به همراه تعدادی از هواداران خود به دشمنان امپراتوری در افریقیه پناه برد . با فرستادن یک هیئت به دربار اغلبیان ، ائوفمیوس از زیادةالله ، امیر اغلبی درخواست کمک نظامی کرد و پذیرفت در قبال آن خراجگذار اغلبیان باشد . این فرصتی طلایی برای اغلبیان بود که با مشکلات داخلی ناشی از اختلافات قومی عرب های مهاجر و بربرها  و شورش های ناشی از اختلاف میان نخبگان نظامی مهاجر عرب رو به رو بودند . برخی از روحانیون مذهب مالکی نیز نیز نظام مالیاتی ( غیراسلامی ) و زندگی پرشکوه و اسراف گرانه حاکمان اغلبی را نقد می کردند . در زمان رسیدن ائوفمیوس ، زیادة الله به تازگی یک شورش خطرناک ساله جند ( نظامیان اعزامی عرب از طرف مرکز خلافت ) به فرماندهی منصور تنبوضی را در هم شکسته بود . با اعلام جهاد به منظور گسترش قلمرو اسلامی در مقیاس بزرگ ، که برای اولین بار در شمال آفریقا پس از فتح اسپانیا در دوره اموی صورت می گرفت ، انتقادات روحانیون خاموش می شد . در همان حال انرژی نظامیان اعزامی از طرف خلافت صرف این درگیری می شد و احتمال شورش کاهش می یافت و منابع ثروت و جمعیت جدیدی نیز به دست می آمد .

اعضای شورای تصمیم گیری زیادة الله در این مورد اختلافاتی داشتند ، اما در پایان سخنان قاضی با نفوذ قیروان ، اسد بن فرات ، که آیاتی از قرآن را برای دفاع از مواضعش به کار گرفت اختلافات را از بین برد . اسد در راس نیروی اعزامی به سیسیل قرار گرفت ، این در حالی بود که او یک قاضی بود و پستش با فرماندهی نظامی سازگار نبود . نیروهای مسلمان ده هزار پیاده و هفت هزار سوار بودند که بیشترشان را عرب های افریقیه و بربرها تشکیل می دادند ، اما احتمالا عرب های اهل خراسان هم همراهشان بودند . ناوگان مسلمان بین هفتاد تا صد کشتی داشت و ناوگان تحت کنترل ائوفمیوس هم به آنان پیوست .