منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • دوشنبه 28 بهمن 1398 04:40 ق.ظ نظرات ()

    کانال خبری-تلگرامی شهرجدید هشتگرد از خواننده هاش خواسته که خواسته هاشون رو از نماینده ی بعدی مجلس بفرستن ... مردم هم خواسته هاشون رو فرستادن که خلاصه شو می تونید اینجا بخونید... کلا اگر این مشتهای نمونه ی خروار رو بخوام جم بندی کنم می تونم خواسته های مردم شهرجدید هشتگرد رو از نماینده ی مجلس به این صورت خلاصه کنم:
    • دریافت بودجه برای شهر.
    • ایجاد اشتغال
    • پیگیری امور مردم
    • سوال از قوه ی مجریه
    • نشست و برخواست با مردم حوزه ی انتخابیه مخصوصا روستاها و جاهای دورافتاده
    • رسیدگی به معیشت مردم
    • رسیدگی به محیط زیست
    • ارتباط دادن مردم با مسئولین
    • داشتن صداقت
    • رسیدگی به وضعیت شهر و روستاها
    • اسفالت کردن راه های خاکی و دوبانده کردن جاده های یک بانده
    همون طور که دیده میشه تنها یکی از افرادی که درخواستهای شون رو برای کانال خبر شهر جدید فرستادن به وظیفه ی اصلی نماینده ی شهر (سوال از قوه ی مجریه) و البته تنها به یکی از وظایف نماینده آینده شون اشاره کرده.
    اگه بخواهیم به صورت سرانگشتی حساب کنیم وظایف اصلی یه نماینده ی مجلس میشه:
    • نوشتن قوانین خوب، لغو قوانین بد و اصلاح قوانین مشکل دار.
    • نظارت بر قوه ی مجریه برای اینکه ببینه قوانین رو درست اجرا کرده یا نه
    • رای دادن به هیأت وزرا و کابینه تا بهترین مدیرهای موجود در کشور اون رو اداره کنن
    • سوال و استیضاح از رییس جمهور و اعضای کابینه و در صورت لزوم از کار برکنار کردن اونها تا بازهم بهترین مدیرهای موجود در کشور جای اونها رو بگیرن
    • رای دادن/ندادن به بودجه تا دخل و خرج دولت روی حساب باشه و بعدش هم نظارت بر همون دخل و خرج
    • رای دادن/ندادن به قراردادهای خارجی تا سرمون کلاه نره
    حالا شما نگاه کنید این وظایف رو با خواسته های مردم.... مردم عادی انقدر گرفتارن که یتربص بکل حشیش تا فقط سرشون رو بتونن بالای آب نگه دارند. طرف دو تا پسرش سربازه یه دخترشم دانشجوی دانشگاه آزاده خودشم کارگره... معلومه که از وقتی نماینده ها وعده ی کار و اشتغال میدن به چی فک می کنه؟
    حالا توی این هاگیر واگیر یه سری روشنفکر و تاریک فکر و فلان و بهمان از مردم می خوان که رأی ندن... میگی چرا ندن؟ میگی برای اینکه مشروعیت نظام رو زیر سوال ببرن... وات ده فاک... چی چی رو زیر سوال ببرن برادر من؟ مردم الان انقدر گرفتارن که اصلا به مشروعیت نظام فک نمی کنن ... از صد تا شون بپرسی نود تاشون نه میدونن شورای نگهبان چیه نه می دونن چن تا عضو داره نه میدونن نظارت استصوابی چیه و نه حتی میدونن قبل از احمدی نژاد خاتمی رئیس جمهور بوده یا رفسنجانی ... با این خواسته ها باس براتون معلوم شده باشه که مردم ما اصلا دنبال نماینده نیستن ... گرفتاری ها انقدر زیاده و ادارات دولتی انقدر فشل هستن که مردم فقط دنبال یه کارچاق کن هستن ؛ فقط قبلا پول می دادن یکی توی اداره فلان براشون کارچاق کنی می کرد حالا اسکیل کار رو بزرگ تر کردن، رأی میدن تا یکی توی مجلس براشون کارچاق کنی کنه ... یعنی الان بیشتر مردم دنبال این هستن که یکی بره مجلس براشون اشتغال درست کنه، جاده درست کنه، پارک درست کنه و ...
    توی این وضعیت صحبت کردن از دموکراسی و انتخابات و ... مثل این میمونه برای کسانی که توی یه روستای دورافتاده و بدون برق زندگی می کنن کولرگازی کادو ببری... شما هم بیخود زور نزن... اون که باس رأی بده رأی ش رو میده ... حرفای روشن فکرا و تاریک فکرای ما آدمو یاد داستان نان و شراب می ندازه...
    پی نوشت: یکی از خوانندگان عزیز درخواست کرده بود یادداشت های چند سال قبل م رو درباره ی دموکراسی بذارم.... این شما و این هم یادداشتهای من، بخوانید و لذت ببرید:
    آخرین ویرایش: سه شنبه 29 بهمن 1398 02:03 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 22 مهر 1398 10:37 ب.ظ نظرات ()
    گزارش تسنیم را بخوانید که بسی آموزنده است.
    خلاصه ی بیانات رهبری را هم بخوانید تا ببینید بین آنچه که ایشان به حق از نظام آموزشی کشور درخواست کرده اند و آنچه که نمایندگان ملت به ناحق در حال جا انداختن آن هستند چقدر تفاوت است:


    من همین‌جا این حرفی را که گاهی هم گفته‌ام به مسئولین آموزش‌ و پرورش [تکرار می کنم‌]؛ شاید به مسئولین محترم فعلی نگفته باشم امّا قبل ها مکرّر گفته‌ام؛ این اصرار بر ترویج زبان انگلیسی در کشور ما یک کار ناسالم است. بله، زبان خارجی را باید بلد بود امّا زبان خارجی که فقط انگلیسی نیست، زبان علم که فقط انگلیسی نیست. چرا زبانهای دیگر را در مدارس به‌عنوان درس زبان معیّن نمیکنند؟ چه اصراری است؟

    این میراث دوران طاغوت است، این میراث دوران پهلوی است.

    [مثلاً] زبان اسپانیولی؛ امروز کسانی که به زبان اسپانیولی حرف میزنند کمتر از کسانی نیستند که به زبان انگلیسی حرف میزنند؛ در کشورهای مختلف، در آمریکای لاتین یا در آفریقا کسان زیادی هستند. مثلاً میگویم؛ بنده حالا مروّج [زبان] اسپانیا نیستم که بخواهم برای آنها کار بکنم، امّا مثال دارم میزنم. چرا زبان فرانسه یا زبان آلمانی تعلیم داده نمی شود؟

    زبان های کشورهای پیشرفته‌ی شرقی هم زبان بیگانه است، اینها هم زبان علم است.

    آقا جان! در کشورهای دیگر به این مسئله توجّه می کنند و جلوی نفوذ و دخالت و توسعه‌ی زبان بیگانه را می گیرند؛ ما حالا از پاپ کاتولیک‌تر شده‌ایم! آمده‌ایم میدان را باز کرده‌ایم و علاوه بر اینکه این زبان را کرده‌ایم زبانِ خارجیِ انحصاریِ مدارسمان، مدام داریم می‌آوریمش [در مقاطع] پایین؛ در دبستان ها و در مهدِکودک‌ها! چرا؟

    ما که میخواهیم زبان فارسی را ترویج کنیم، باید یک عالَم خرج کنیم و زحمت بکشیم. [وقتی‌] کرسی زبان را در یک‌جا تعطیل می کنند، باید تماس های دیپلماتیک بگیریم که چرا کرسی زبان را تعطیل کردید. نمی گذارند، اجازه‌ی دانشجو گرفتن نمی دهند، امتیاز نمی دهند، برای اینکه زبان فارسی را یک‌جا می خواهیم ترویج کنیم؛ آن‌وقت ما بیاییم زبان آن ها را خودمان با پول خودمان، با خرج خودمان، با مشکلات خودمان ترویج کنیم.

    این عقلائی است؟ من نمیفهمم! این را داخل پرانتز گفتم، برای اینکه همه بدانند، توجّه کنند. [البتّه‌] نمیگویم که فردا برویم زبان انگلیسی را در مدارس تعطیل کنیم؛ نه، حرف من این نیست؛ حرف این است که بدانیم چه‌کار داریم میکنیم؛ بدانیم طرف میخواهد چگونه نسلی در این کشور پرورش بیابد، و با چه خصوصیّاتی.
    آخرین ویرایش: دوشنبه 22 مهر 1398 10:42 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات