منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • جمعه 16 اسفند 1398 08:42 ق.ظ نظرات ()

    مؤلف: رضا کیانی موحد

    شکسته شدن خط دفاعی ماژینو و در نهایت تسلیم ارتش فرانسه نه تنها یک پیروزی بزرگ نظامی برای آلمان بود بلکه هدیه ای ارزشمند از غنایم جنگی را برای نیروهای نظامی هیتلر به دنبال داشت که می توانستند در مراحل بعدی جاه طلبی های هیتلر بسیار مؤثر باشند. آلمانها ارتش خود را به گونه ای سازمان داده بودند که هر سلاح غنیمتی خوب و به درد خوری را در خود هضم کند. صد البته این غارتها در عمل با حک و اصلاحات زیادی همراه بود تا تجهیزات جدید برای استفاده در ارتش هیتلری بهینه سازی شوند.

    از مهمترین سلاح هایی که به دست آلمانها افتاد تعداد زیادی از تانکهای سبک و متوسط فرانسوی بود. بین سالهای 1935 تا ژوئن 1940، کارخانجات تانک سازی فرانسه در حدود 3500 دستگاه تانک ساخته بودند. تعدادی از آنها صادر شده بود، تعدادی هم به مستعمرات گوناگون فرانسه فرستاده شده بود؛ اما قسمت عمده ای از آنها در ارتش فرانسه خدمت می کردند. پس از تسلیم فرانسه، تعدادی از تانکهایی که از تهاجم ورماخت جان سالم به در بردند به عنوان غنیمت جنگی بین متحدین آلمان توزیع شدند. اما بیشتر این تانکهای غنیمتی با تبدیل به انواع گوناگون توپهای خودکششی فرصت پیدا کردند تا دوباره به جبهه بازگردند.

    در آن زمان آلمان دو نوع توپ خودکششی در سازمان رزم خود داشت: زره کوب ها (یا شکارچیان تانک) و توپهای هجومی. هر دو نوع توپ خودکششی برای پشتیبانی پیاده نظام طراحی شده بودند: اولی برای شکار تانکهای دشمن و حفاظت سربازان در برابر تک زرهی حریف و دومی پشتیبانی آتش از سربازان پیاده مخصوصا در برابر مواضع دفاعی دشمن. این دو سلاح به دلیل اینکه برجک گردان نداشتند ساده تر و در نتیجه ارزانتر از تانکهای معمولی تمام می شدند. به علاوه نداشتن برجک متحرک سبب شد تا بتوانند توپهای سنگین تری را بر روی آنها نصب کنند. بعضی از این نوع توپ های خودکششی در میدان جنگ خوب درخشیدند. در اینجا نگاه کوتاهی به انواع توپهای خودکششی که آلمانها بر روی شاسی تانکهای فرانسوی ساختند می اندازیم.

    آخرین ویرایش: سه شنبه 13 اسفند 1398 09:01 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 4 اسفند 1398 07:19 ق.ظ نظرات ()


    ترجمه و تلخیص: رضا کیانی موحد

    تاریخ: 25 می تا 3 جولای 1944

    موقعیت: دروار، بوسنی و هرزگوین

    نتیجه:پیروزی پارتیزانهای یوگسلاوی

    متخاصمین

    پارتیزان های یوگسلاوی

     

    آلمان

    کشور خودمختاری کرواسی

    چتنیک های بوسنی

    فرماندهان

    جوزف تیتو

    لوتار رندولیک

    کورت ریبکا

    دراژا میهایلووچ

    استعداد رزمی

    یک تیپ پیاده

     

    3500 نفر چترباز

    چند هزار نفر نیروی کمکی

    تلفات

    ادعای پارتیزانها

    500 نفر کشته

    1000 نفر مجروح

    2000 نفر غیرنظامی

    ادعای آلمانها

    در حدود 6000 نفر

    ادعای پارتیزانها

    788 نفر کشته

    881 نفر زخمی

    50 نفر مفقود

    ادعای آلمانها

    789 نفر کشته

    929 نفر زخمی

    57 نفر مفقود

     

    پیش زمینه ی تاریخی

    زمانی که هیتلر جنگ جهانی دوم را آغاز کرد موسیلینی تنها به این فکر می کرد که از قافله عقب نماند. اندیشه های توسعه طلبانه ی موسیلینی اما در حد و اندازه ی توانایی های ارتش ایتالیا نبود. حمله ی موسیلینی به بالکان به یک فاجعه تبدیل شد و در نهایت هیتلر مجبور شد قسمتی از نیروهایش را برای در هم کوبیدن یونان و یوگسلاوی (سابق) به بالکان اعزام کند. مقاومت زیرزمینی مردم یوگسلاوی (که امروزه آنها را پارتیزان می نامیم) باعث شد که سربازان متحدین تا انتهای جنگ در آنجا زمین گیر بشوند. در بهار 1944 آلمان برای از بین بردن مقاومت پارتیزانها نقشه ای جاه طلبانه کشید: از بین بردن شخص مارشال تیتو با یک عملیات هوابرد.

    متن کامل این عملیات را از اینجا دانلود کنید و بخوانید.

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 1 اسفند 1398 09:23 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 24 تیر 1397 10:20 ق.ظ نظرات ()
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 21 تیر 1397 10:19 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 7 تیر 1397 10:40 ق.ظ نظرات ()


     

    تفنگهای ضد زره

    اولین سلاح ضدتانک آلمان تفنگهای نسبتا ضعیف ضدتانک (  Panzerbüchse) بود که از سال 1917 تا 1943 در خدمت ورماخت بودند. Panzerbüchse  به معنی "تفنگ ضد زره" بوده و سابقه ی آن به موزر T- Gewer (اولین تفنگ ضدتانک جهان) در سال 1917 بازمی گشت. این تفنگ به عنوان یک پاسخ فوری در برابر ظهور تانک های بریتانیایی در جبهه غربی ساخته شد. به عنوان یک تفنگ گلنگدنی و با تیراژ در حدود 15،800 قبضه، این تفنگ از موفقیت متوسطی برخوردار بود.  Panzerbüchse39 یا (PzB39) مهمترین تفنگ ضدتانک آلمانی در جنگ جهانی دوم بود. این تفنگ نسخه بهبود یافته ی Panzerbuche38 یا (PzB38) بود.

    سابقه ی آلمان در توسعه ی تفنگهای ضدتانک به اواخر دهه 1930 بازمی گشت. در تلاش برای ارائه ی یک اسلحه ضدتانک سبک وزن قابل حمل توسط پیاده نظام، این وظیفه به مهندس بی.بروئر، واگذارشد. PzB38 یک سلاح تک تیر با لوله ی عقب نشینی کننده بود. هنگامی که PzB38 شلیک می کرد، لوله در حدود 9 سانتیمتر عقب می آمد، شکاف گلوله گذاری باز می شد و پوکه بیرون می افتاد. شکاف گلوله گذاری همچنان باز می ماند تا تیرانداز یک فشنگ دیگر را در جان لوله قرار بدهد. سپس تیرانداز گلنگدن را به جلو حرکت می داد تا شکاف گلوله گذاری بسته شود و ماشه در وضعیت آماده برای شلیک قرار بگیرد. این مکانیسم پیچیده به آسانی گیر می کرد و در میدان جنگ موجب اشکال می شد.

    اگرچه PzB38 با قطعات فولاد فشرده ، که با جوش نقطه ای به یکدیگر متصل می شدند، ساخته شد به علت مکانیسم پیچیده ی گلنگدن، ساخت آن بسیار دشوار بود و تنها تعداد کمی از آنها (1408 قبضه) در سالهای 1939 و 1940 در کارخانه Gustloff Werke  ساخته شد و تنها 62 قبضه از این سلاح توسط نیروهای آلمانی در حمله به لهستان در سال 1939 مورد استفاده قرار گرفت.

    PzB39 قدم بعدی در توسعه ی PzB38 بود، و بهبودهای اساسی که در طرح آن داده شد سبب شد که ساخت PzB38 لغو شده و تولید PzB39 بلافاصله آغازگردد. با این حال آن نیز از همان مکانیسم پیچیده ی گلنگدن و فشنگ PzB38استفاده می کرد. PzB39 لوله ی PzB38 را حفظ کرد و تنها طول آن اندکی افزایش یافت و وزنش به 12.6 کیلوگرم کاسته شد. عملکرد PzB39 اساسا مشابه PzB38 بود. برای افزایش عملی نرخ آتش، دو خشاب، هر کدام حاوی 10 گلوله به هر دو طرف سلاح در نزدیکی گلنگدن متصل بود، هرچند که PzB39 اساسا یک تفنگ خشاب خور نبود. فشنگ گذار بازهم باید گلوله ها را از این خشابها به صورت دستی خارج کرده و فشنگ گذاری می کرد. 568 قبضه PzB39 توسط ارتش آلمان در حمله به لهستان استفاده شد. دو سال بعد، در آغاز جنگ علیه روسیه، 25998 قبضه PzB39 توسط نیروهای آلمانی مورد استفاده قرار گرفت. تولید کل PzB39 از مارس 1940 تا نوامبر 1941، زمانی که تولید آن متوقف شد، 39،232 قبضه بود. PzB39  تا سال 1944 در خدمت باقی ماند. در آن زمان PzB39 دیگر حتی در برابر خودروهای سبک تر  زرهی نیز حرفی برای گفتن نداشت.


     

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 6 تیر 1397 08:53 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 5 فروردین 1397 11:05 ب.ظ نظرات ()
    دو سه روز پیش با یکی از بچه های ملیلتاری داشتیم توی تلگرام چت می کردیم.... گفتم شما رو از این گپ و گفت بی نصیب نذارم.... رنگ آبی من و رنگ قرمز دوستم هستش.... شاید کلمات رکیکی توی این دیالوگ باشه... اما از نظر تفسیر عکس خودش یه کارگاه آموزشی عالیه... از دست ش ندید...

    اون: سلام!استاد میشه یک تفسیری روی این ۲ مطلب بفرمایید!

    فلک به مردم نادان دهد زمام مراد....تو اهل فضل و دانشی همین گناهت بس. حافظ

    کفر چو منی گزاف و آسان نبود.... محکم تر از ایمان من ایمان نبود

    در دهر یکی چون من و او هم کافر.... پس در همه در  دهر یک مسلمان نبود... ابن سینا

     

    من: تفسیر اولی اینه که اگه چیزی می دونی که مردم سردرنمیارن بی خیال شو... تفسیر دومی اینه که کلا خشک مقدسها فک میکنن فقط خودشون به خدا ایمان دارن.... حاجی این عکسه مال جنگ ویتنامه... تحلیل شما چیه؟

     http://wars-and-history.persiangig.com/image/chat/photo_2018-03-25_21-35-08.jpg

    اون: چه جور تحلیلی ؟..... سرباز ام۱۴ داره خیلی هم خسته ست مشخصه توی وضعیت امن هم نیست چون سلاحش دستشه اماده شلیکه .... مدت زیادی هم هست اینطوری سلاح رو گرفته رگ روی بازوی راستش باد کرده خیلی هم خسته است ....تانک هم ام ۴۸ یا ام۴۷ است فکرکنم .....دقیق الان تشخیص نمی تونم بدم .....روشم چراغ سرچ مادون قرمز نصبه ....هم محور توپ اصلی و یک سری جعبه مهمات واسه تقویت برجک گذاشتن روش.....البته راننده تانک زده بیرون ولی با کلاهش چون توی ردیف خطی کاروانی با پیاده نظام دارن سیر میکنن..... و باید حواسش به پیاده ها باشه.....یکی ۲ تا تانک و چند تا خودروی تراک جلو احتمالا باید باشن رد لاستیکاشون مشخصه.....البته سربازه شاید توی نقطه امن داره سیر میکنه یا کلا بی خیال شده از بس روش فشار بوده .... چشارو بسته ول داده کلا .


    آخرین ویرایش: دوشنبه 6 فروردین 1397 09:50 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 24 آبان 1395 09:09 ق.ظ نظرات ()


    قسمت اول

    قسمت دوم

    قسمت سوم

    قسمت چهارم

    در طی 3 روز آتی بالک حلقه ی محاصره را تنگ تر و تنگ تر کرد تا در نهایت در روز 28 دسامبر مقاومت روسها در هم شکست و سعی کردند تا با شکست خط محاصره به شمال فرار کنند. اما تنها 12 دستگاه تانک و 30 دستگاه خودروی روسی توانستند فرار کنند و هنگامی که نیروهای بالک ظاهرشدند آنها ابتدا تمام واحدهای باقیمانده ی روسها را نابود کردند و بعد چرخیدند تا ستون فراری روسها را تعقیب کنند و تمام خودروهایشان را نابود کردند. یک سپاه دیگر روسها به دست لشکر نصفه نیمه ی بالک نابودشده بود. بالک یک "نبرد کانای" مدرن را رقم زد و از آن به بعد لشکر یازدهم زرهی لقب "هانیبال" را داده بودند.

    بالک به نبرد در زمستان ادامه داد تا در ابتدای مارس 1943 منتقل شد. در آخرین روز فرماندهی لشکرش توانست هزارمین تانک خود را از ابتدای فرماندهی بالک شکار کند. در طی دوره ی بین هفتم دسامبر1942 تا 31 ژانویه 1943 لشکر یازدهم زرهی توانست 225 دستگاه تانک، 347 توپ ضدتانک، 35 قبضه توپ را نابود کند و 30700 سرباز روس را بر خاک بیاندازد. تلفات بالک در این دوره عبارت بود از 16 دستگاه تانک، 12 قبضه توپ ضدتانک، 215 نفر کشته، 1019 نفر زخمی و 155 نفر مفقودالاثر.


    آخرین ویرایش: جمعه 21 آبان 1395 09:42 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 4 1 2 3 4
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic