منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • سه شنبه 19 بهمن 1395 09:43 ق.ظ نظرات ()
    http://wars-and-history.persiangig.com/%D8%AC%D9%86%DA%AF%20%D9%88%DB%8C%D8%AA%D9%86%D8%A7%D9%85/7ea8835c884c7365ce920609d88dbd17.jpg



    http://wars-and-history.persiangig.com/%D8%AC%D9%86%DA%AF%20%D9%88%DB%8C%D8%AA%D9%86%D8%A7%D9%85/071fe0b8066a893e4e538ed3a96b8a87.jpg


    آخرین ویرایش: سه شنبه 19 بهمن 1395 07:28 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 29 تیر 1395 08:00 ب.ظ نظرات ()



    اجساد چتربازان آمریکایی در طی نبرد آن نین(An Ninh)، ویتنام، 18 سپتامبر 1965.


    زمانی که اولین واحدها از لشکر 101 هوابرد آمریکا فرود آمدند با آتش سنگین چریکهای ویت کونگ مورد هدف قرار گرفتند. این نبرد یکی از نخستین نبردهایی بود که در آن واحدهای اکثرا آمریکایی با ویت کونگها درگیر شدند.
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 31 تیر 1395 05:33 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 14 بهمن 1393 08:25 ق.ظ نظرات ()

    Paratroopers arrive to reinforce the beleaguered U.S. forces

    تاریخ: 10 تا 20 می 1969

    محل: استان تائو تین در ویتنام جنوبی

    نتیجه: پیروزی تاکتیکی و عقب نشینی آمریکا و ویتنام جنوبی

    متخاصمین

    ایالات متحده آمریکا

    ویتنام جنوبی

    ویتنام شمالی

    ویت کونگ

    فرماندهان

    ملیون زایس فرمانده ی لشکر 101 ام هوابرد

    سرهنگ دوم ولدون هانیکات فرمانده ی گردان سوم از هنگ 187ام پیاده

    سرهنگ دوم رابرت گرمان فرمانده ی گردان دوم از هنگ 501ام چترباز

    سرهنگ دوم جان بوورز فرمانده ی گردان اول از هنگ 506ام چترباز

    ما وین لان

    استعداد رزمی

    در حدود 1800 نفر

    10 آتشبار توپخانه

    272 سورتی پرواز پشتیبانی

    2گردان (در حدود 800 نفر)

    تلفات

    سربازان آمریکا: 72 کشته و 372 زخمی

    سربازان ویتنام جنوبی: نامعلوم

    ادعای آمریکا: 675 کشته و 3 اسیر

     

    موقعیت

    تپه ی همبرگر در میان یک رشته کوه کم ارتفاع پوشیده از جنگل های انبوه بود. نام نظامی این تپه "تپه ی 937" بود اما پس از درگیری سخت بین سربازان آمریکایی و ویتنام شمالی بر سر کنترل این تپه آمریکایی ها نام آن را به "تپه ی همبرگر" تغییر دادند. این نام اشاره ای طنز آمیز به نبرد پورک چاپ هیل در جنگ کره بود.

    سازمان رزم

    در سال 1969 آمریکایی ها تصمیم گرفتند تا با به راه انداختن چند رشته عملیات نظامی چریکهای ارتش ویتنام شمالی را از پایگاه هایشان واقع در دره ی شائو برانند. سپهبد ریچارد استیل ول ،فرمانده ی سپاه 24ام، دو لشکر به همراه چند واحد توپخانه را در این ناحیه گرد هم آورد. ویتنام شمالی 3 هنگ ششم، نهم و 29ام را به منطقه آورده بود تا تلفات ناشی از حملات قبلی تفنگداران دریایی آمریکا را جبران کند.

    A harrowing scene from "Hamburger Hill

    برای این عملیات 3 گردان هوابرد از لشکر 101ام هوابرد تحت فرمان سرلشکر ملوین زایس اختصاص داده شدند. این واحدها عبارت بودند از گردان سوم از هنگ 187ام پیاده ،تحت فرمان سرهنگ دوم ولدون هانیکات، گردان دوم از هنگ 501ام چترباز ،تحت فرمان  سرهنگ دوم رابرت گرمان، و گردان اول از هنگ 506ام چترباز ،تحت فرمان سرهنگ دوم جان بوورز. گردان های دوم و چهارم از لشکر یکم نیروی زمینی ویتنام جنوبی نیز به عنوان نیروی پشتیبانی مأمور شدند. واحدهای دیگر نظامی عبارت بودند از هنگ نهم تفنگداران دریایی و اسکادران سوم از هنگ پنجم سواره نظام و هنگ سوم ارتش ویتنام جنوبی.

    برنامه ریزی

    برنامه ی سرهنگ کانمی ،فرمانده ی تیپ سوم لشکر 101ام هوابرد، عبارت بود از گشت همراه با درگیری برای جستجوی مواضع ویتنامی ها و بستن راه های پشتیبانی آنها. قرار بود تا تفنگداران دریایی و سواره نظام اطراف مرز لائوس را جستجو کنند و واحدهای ویتنام جنوبی مسیرهای تدارکاتی دشمن را در دره مسدود کنند. هنگهای 501ام و 506 ام هم قرار بود تا در محدوده ی خود دشمن را نابود کرده واز فرارکردن آنها به سمت لائوس جلوگیری کنند. اگر یکی از واحدها دچار مشکل می شد بقیه ی واحدهای اطراف باید با هلیکوپتر به کمک آن می آمدند. در تئوری سرعت عکس العمل واحدهای هوابرد به آن اندازه بالا بود که از گیرافتادن و سرکوب شدن یک  واحد توسط شمالی ها جلوگیری کنند.

    آمریکایی ها بر اساس اطلاعاتی که جمع کرده بودند و تجارت قبلی خود می دانستند که با مقاومت سختی روبرو خواهندشد. اما آنها اطلاعات اندکی از استعداد و موقعیت واحدهای دشمن داشتند. شمالی ها به خوبی واحدهایشان را استتار می کردند و فقط شب هنگام جابجا می شدند. پیامهایشان توسط پیک های پیاده و حداکثر تلفنهای سیمی جابجا می شد و در نتیجه آمریکایی ها امکان نداشت که با دستگاه های شنود اطلاعات زیادی از مقاصد دشمن دریافت کنند. آمریکایی ها ناچار بودند با فرستادن واحدهای گشتی اطلاعات اندکی از دشمن کشف کنند.

    A Soldier grimaces with pain

    تجربیات قبلی نشان می داد که ارتش ویتنام شمالی در ابتدا مقاومت سختی از خود نشان می دهد اما قبل از اینکه آمریکایی ها بتوانند تمام قدرت آتش خود را متمرکز کنند دست به عقب نشینی می زند. آنها به ندرت درگیر یک نبرد طولانی مدت می شدند.

    نبرد

    کمک رسانی به تپه ی 937

    آمریکایی ها تا میانه ی روز 13 می تماسی با دشمن برقرار نکردند و فرمانده ی هنگ ،سرهنگ کانمی، تصمیم گرفت تا واحدهایش را حرکت بدهد و مسیر کمک رسانی به دشمن از طریق لائوس را مسدود کند تا هانیکات بتواند از سمت جنوب به تپه ی 937 حمله کند. گروهان دوم توسط هلیکوپتر به تپه ی 916 حمل شد اما باقیمانده ی گردان مجبور شدند تا 4 کیلومتر پیاده روی کنند تا به پای تپه برسند. هانیکات و کانمی انتظار داشتند که چتربازان سرهنگ بوورز حداکثر برای دو روز بعد بتوانند وارد کارزار شوند. اگرچه گروهان دوم هانیکات در روز 15 می تپه ی 916 را اشغال کرد اما موضع گیری کامل گردان برای حمله ی نهایی به خاطر جنگلهای انبوه تا 4 روز بعد به طول انجامید.

    در روزهای 14 و 15 می هانیکات چند حمله ی کوچک را انجام داد که تلفات سنگینی را نتیجه داد. گردان 506ام چترباز یک عملیات جستجو را در شیب جنوبی تپه در روزهای 16 و 17 می انجام دادند. زمین سخت و مقاومت سازماندهی شده ی ویتنام شمالی بارها تهاجم آمریکایی ها را به تپه های 916، 900 و 937 ناکام گذاشت. شیب تند و جنگل انبوه فضای اندکی برای عملیات هلی برد آمریکایی ها برجای گذاشته بود. در ضمن، پوشش گیاهی منطقه اختفای خوبی برای سربازان ویتنام شمالی فراهم کرده بود و مواضع و تحرکات آنها را از دید آمریکایی ها مخفی می کرد. آنها در اطراف محل فرود هلیکوپترها مخفی می شدند و پس از رسیدن آنها هلیکوپترها را به گلوله می بستند. حملات آنها به پستهای فرماندهی و سنگرهای تدارکاتی آمریکایی ها سبب می شد تا آنها ناچار شوند تعداد زیادی از سربازانشان را برای نگهبانی بکاربگیرند. واحدهای هجومی آمریکا ناچار بودند تا تمام 360 درجه ی اطرافشان را مراقبت کنند چرا که وضعیت زمین اجازه نمی داد که واحدهای عقبی واحدهای پیشتاز را از پشت سر پشتیبانی کنند. سربازان ویتنام شمالی در واحدهایی به استعداد جوخه و گروهان بارها و بارها از پشت و پهلو به آمریکایی ها می زدند.

    مصائب تاکتیک

    واحدهای آمریکایی در حال پیشروی به مواضع به خوبی آماده شده ی ویتنام شمالی ها برخورد می کردند. قدرت آتش آمریکایی ها محدود شده بود به سلاح های کوچک و نارنجک دستی. آنها واحدهایشان را بارها و بارها عقب می کشیدند تا پشتیبانی آتش توپخانه و هواپیماهایشان مواضع شمالی ها را در هم بکوبد اما شمالیها سنگرهای سرپوشیده ی خود را به خوبی محکم کرده بودند تا در برابر بمباران بتوانند مقاومت کنند. هرچند که در طول نبرد از بین رفتن پوشش گیاهی سنگرها را نمایان می کرد اما آنها را آنقدر خوب ساخته بودند که آتش غیرمستقیم بر آنها کارگر نبود. برای نابود کردن مواضع ویتنامی ها آمریکایی ها از ناپالم و شلیک مستقیم بازوکا استفاده می کردند.

    فرماندهی عملیاتی واحدهای رزمی آمریکایی به صورت حساسی تمرکز زدایی شده بود. به همین دلیل هانیکات دائما فرماندهانش را ترغیب می کرد که پیشروی کنند. او برای هماهنگی حرکات دو جناح تا رسیدن به حمله ی نهایی کاراندکی می توانست انجام بدهد. عملیات پشتیبانی آتش از واحدها هم تمرکز زدایی شده بود. آتش پشتیبانی ،حتی بمباران هوایی توسط ناظرین خط مقدم، اغلب در سطح جوخه هدایت می شد. در نهایتا اشتباهات انسانی سبب شد تا 5 بمباران هوایی موجب کشته شدن 7 سرباز و مجروح شدن 53 آمریکایی دیگر شود.

    تپه ی همبرگر

    در روز شانزدهم می خبرنگار آسوشیتدپرس ،جی شاربوت، فهمید که عملیاتی در تپه ی 937 در حال انجام است و خود را به منطقه رساند. او با زایس مصاحبه کرد و سوال کرد که چرا به جای توپخانه پیاده نظام برای حمله به تپه ی 937 انتخاب شده است. پس از آن خبرنگاران دیگر نیز سر رسیدند و اصطلاح "تپه ی همبرگر" باب شد. فرماندهی تیپ دستور داد تا دو گردان به صورت همزمان در روز 18 می به تپه حمله کنند. قرار شد که گردان اول از هنگ 506ام از جنوب و گردان سوم از هنگ 187ام از شمال حمله کنند تا هنگ 29ام ارتش ویتنام شمالی را از حمله به دیگر گردانها بازدارند. گروهان سوم از گردان سوم هنگ 187ام تقریبا به بالای تپه رسید اما تقریبا تمام افسرانش را از دست داد. نبرد در حال تبدیل شدن به یک جنگ تن به تن بود. هانیکات سعی می کرد که از طریق پرواز با هلیکوپتر مانورهای دیگر گروهان ها را با هم هماهنگ کند اما یک طوفان غیرمنتظره دید را کاهش و به نبرد پایان داد. گردان سوم که قادر به پیشروی نبود شروع به عقب نشینی کرد. 3 گروهان در حال نزدیک شدن به هم از گردان اول هنگ 506 سعی کردند تا تپه ی 900 را در جنوب منطقه ی نبرد گردان سوم بگیرند اما با آتش شدید مدافعان روبرو شدند. زایس به خاطر تلفات سنگینی که تا به آن روز داده بود و تحت فشار خبرنگاران قصد داشت که حمله را متوقف کند اما به جای آن تصمیم دیگری گرفت. هم فرمانده ی سپاه وهم ارشدترین مستشار نظامی آمریکا در ویتنام ،ژنرال آبرامز، از تصمیم زایس جانبداری کردند. او تصمیم گرفت تا 3 گردان ذخیره ی خود را وارد نبرد کند و با یکی از آنها جای گردان سوم را بگیرد. گردان سوم تقریبا 320 کشته و مجروح داشت و 60 درصد سربازان باتجربه اش را از دست داده بود. 2 نفر از 4 فرماندهان گروهان و 8 نفر از 12 فرمانده ی جوخه های این واحد جزو آمار تلفات بودند. فرمانده ی گردان دوم هنگ 506ام سرهنگ دوم جنه شرون در بعد از ظهر روز 18 می به مقر فرماندهی هانیکات رفت تا جابجایی با گردان سوم هنگ 187 را هماهنگ کند. این واحد در حالی با هلیکوپتر تخلیه شد که هانیکات هنوز از جایگزین شدن واحدش با دیگر واحدها خبردار نشده بود. زایس به مقر هانیکات رفت و هانیکات شروع به بحث کردن دراین باره کرد که گردان او هنوز عملیاتی است. پس از یک جدال لفظی زایس پشیمان شد و یکی از گردانهای شرون را،به عنوان ذخیره، به هانیکات واگذار کرد.

    http://namsense.com/wp-content/uploads/2014/10/Hamburger-Hill-Aftermath.jpg

    نبرد نهایی

    گردانهای تازه نفس دوم از هنگ 501ام پیاده و دوم از هنگ سوم پیاده ی ویتنام جنوبی در روز 19 می با هلیکوپتر به شمال و جنوب تپه ی همبرگر منتقل شدند. هر دو گردان به سرعت به سمت کوه حرکت کردند و آماده ی حمله برای فردا صبح شدند. همزمان گردان اول از هنگ 506 برای سومین روز متوالی سعی می کرد که تپه ی 900 را تأمین کند.

    در ساعت 10 روز 20 می تیپ سوم چهارمین گردانش را به علاوه ی دو گروهان از گردان سوم هنگ 187 که توسط گروهان اول از گردان اول هنگ 506ام تقویت شده بود به میدان فرستاد. قبل از حمله مواضع مدافعین به مدت دو ساعت توسط هواپیما و بعد 90 دقیقه توسط توپخانه بمباران شد. تمام گردانها همزمان حمله کردند و در ساعت 12 عناصری از گردان سوم هنگ 187ام به قله رسیدند. بعضی از سربازان  ویتنام شمالی توانستند به لائوس فرارکنند و در نهایت تپه ی 937 در ساعت 17 تأمین شد.

    نقش ارتش ویتنام جنوبی

    بر اساس خاطرات ژنرال آبرامز گردان دوم از هنگ سوم لشکر اول ویتنام جنوبی پس از بررسی مواضع شمالی ها حمله ی خود را با واحدهای آمریکایی شروع کرد و زودتر از آنها به قله ی تپه رسید. اما برای اینکه آنها توسط آتش خودی مورد اصابت قرارنگیرند به آنها دستور عقب نشینی داده شد.

    نتیجه

    سرلشکر جان.و. رایت در روز پنجم ژوئن دستور تخلیه ی سریع تپه ی همبرگر را صادرکرد. بحث درباره ی ارزش نظامی این عملیات بی فایده به کنگره ی آمریکا کشیده شد. در روز 27 ژوئن مجله ی لایف عکسهایی از کشته شدگان آمریکایی در ویتنام چاپ و منتشر کرد که خشم عمومی را بر علیه جنگ طلبان پنتاگون برانگیخت. در حالیکه تنها تعداد اندکی از عکسها متعلق به نبرد تپه ی همبرگر بودن اما افکار عمومی آمریکا گمان می کردند که تمام این عکسها متعلق به این نبرد هستند.

    افتضاح تپه ی همبرگر سبب شد تا استراتژی نظامی آمریکا در ویتنام جنوبی تغییر کند. ژنرال آبرامز تصمیم گرفت تا به جای گزینه ی"فشارماکزیمم" گزینه ی "عکس العمل حفاظتی" را برای سربازانش برگزیند. همزمان نیکسون اعلام کرد که سربازان آمریکایی را از ویتنام جنوبی عقب خواهدکشید.

    مترجم: رضاکیانی موحد

    منبع: http://en.wikipedia.org/wiki/Battle_of_Hamburger_Hill

    آخرین ویرایش: سه شنبه 14 بهمن 1393 08:32 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic