منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • دوشنبه 23 دی 1398 07:31 ق.ظ نظرات ()


    سردار حاجی زاده عزیز در مصاحبه امروز خود درباره ی سقوط پرواز 752 اوکراین فرموده اند که:

    «در آن لحظاتی که این اتفاق می‌افتد این سامانه مواجه می‌شود با هدفی در 19 کیلومتری که «کروز» تشخیص داده می‌شود. این سامانه ساعت 12 شب در منطقه مورد نظر مستقر می شود و  و زمانی که هواپیمای اوکراینی پرواز می‌کند -با توجه به سمت پروازی که داشته است- از طرف سامانه، موشک کروز تشخیص داده می شود. اما اپراتور باید تماس می گرفته و تایید این موضوع را دریافت می کرده است.....»


    سوالات زیادی در همین  2- 3 خط پیش می آید که نیازمند پاسخگویی و تنویر افکار عمومی نسبت به این شبهات می باشد. داستان موشک کروز به قدری عجیب می نماید که ذهن خیلی ها را به سمت حتی عمدی بودن این واقعه پیش برده است. اما چرا نمی توان داستان تشخیص هواپیمای غول پیکر مسافربری به جای موشک کروز را باور نمود؟

    هواپیمای اوکراینی در ارتفاع حدود 1400 متری از سطح زمین مورد اصابت قرار گرفته است در حالی که عموم موشکهای کروز در ارتفاع زیر 100 متر از سطح زمین و بیشتر بین 30 تا 90 متر پرواز می کنند به همین علت به آنها کروز می گویند. 
    هواپیمای اوکراینی به تازگی از فرودگاه برخواسته و در حال اوج گیری می باشد. کدام موشک کروز فرضی دشمنی در نزدیکی هدف در حال اوج گرفتن می باشد در حالی که در خط سیر مستقیم و ارتفاع پایین در حال حرکت می باشد( هیچ مانع زمینی همچون کوه نیز وجود ندارد) و همین طور سمت هواپیمای اوکراینی به سمت دور شدن از تهران می باشد در صورتی که موشک کروز قاعدتا باید به سمت هدف حرکت کند.

    مورد بعدی بحث سطح مقطع راداری می باشد که در این مورد نیز برای رادار تفاوت یک هواپیمای مسافربری با یک  مشک کروز همانند فیل و فنجان می باشد. چه طور ممکن است راداری آن هم در فاصله ی چند کیلومتری  آن را موشک کروز تشخیص دهد؟

    تمام پروازهای عبوری دارای مسیر مشخص عبور می باشند که اطلاعات تمام این پروازها همچون مسیر و زمان و موقعیت مکانی در اختیار پدافند هوایی می باشد ولو اینکه هواپیمای اوکراینی تنها یک هواپیمای عبوری معمولی نبوده بر فراز ایران نبوده است بلکه از فرودگاه امام نزدیک همین پدافند بلند شده است که پروازهای آن در کنترل و دید خودشان می باشد.

    چگونه ممکن است پدافند یک هواپیمای غول پیکر مسافربری با تفاوت سطح مقطع راداری فاحش، با سرعت متفاوت، با ارتفاع پروازی متفاوت ( جدا از ارتفاع پروازی، هواپیمای مسافربری در حال اوج گیری است)، بلند شده از فرودگاه خود، به اشتباه موشک کروز شناسایی شود؟ 

    جدا از مسائل فنی بالا، سوالات مهمتری نیز اذهان را به خود مشغول کرده است و آن هم اینکه چرا پس از 3 روز دروغگویی و کتمان ماجرا، این موضوع به گردن گرفته شد؟ جز اینکه این سه روز دروغگویی تنها باعث سلب اعتماد بیشتر مردم نسبت به حاکمیت شده  و تنها هزینه و خسارات این اتفاق را دو چندان کرده است؟
    و همچنان مهمترین سوالی که هنوز جوابی برایش داده نشده است این می باشد که چرا در اوج آمادگی 100 صد در صدی پدافند و احتمال آغاز جنگ در هر لحظه به خاطر پاسخ احتمالی آمریکا به پرتاب موشکهای سپاه، پروازهای فرودگاه های کشورلغو نشد؟  مگر نه اینکه حتی در زمان صلح و در زمان رژه نیروهای مسلح و ارتش در 29 فروردین به علت پرواز نیروی هوایی ارتش و مسائل ایمنی، پروازهای دو فرودگاه مهرآباد و امام برای چندین ساعت لغو می شود؟  بیایید فرض کنید آمریکا تصمیم به پاسخ گرفته و تعداد زیادی شلیک موشکهای کروز به سمت اهداف مهم در تهران را شاهد بودیم. در شرایطی که پروازها را لغو نکرده اند، چند هواپیمای مسافربری در حال پرواز با آن سطح مقطع راداری بزرگ هدف سیستم های پدافندی خودی و شاید آمریکایی ها قرار می گرفتند؟ 

    اینها سوالاتی است که این روزها ذهنهای بسیاری را در جامعه ی ما به خود مشغول داشته است و نیازمند پاسخگویی سردار حاجی زاده و دیگر مسئولین در این رابطه برای برطرف کردن هر گونه شک و شبهه ای در حقیقت داستان می باشد.

    جنگها و تاریخ این ضایعه ی دردناک را تسلیت عرض می نماید و برای بستگان این عزیزان از دست رفته طلب صبر از خدای متعال می نماید.

    رضا کیانی موحد

    آخرین ویرایش: جمعه 27 دی 1398 10:56 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 21 دی 1398 10:42 ب.ظ نظرات ()
    سلام دکتر جان! 
    هفته ی پیش که توی کانال تلگرامی تون دم از انتقام کشیدن می زدید تعجب کردم.... راستش از شما انتظار نداشتم.... همون طور که از من 30 سال مهندس برق کسی انتظار نداره که دست بکنم تو پریز برقدار... مردم می گن این چه مهندسی بود که با 30 سال تجربه عقل ش نرسید اول پریز رو با فازمتر چک کنه بعد انگشت بکنه توش....
    ما هم انتظاراتی داشتیم از شما... از شما که البت خیر... از تایتل شما... بالاخره هیچی نباشه توی بهترین دانشگاه مهندسی این کشور درس خوندید... توی بهترین دانشگاه های اروپا اقتصاد خوندید... توی بهترین دانشگاه های ایران الان دارید درس می دید.... هیچ کسی نفهمه شما باید معنی هزینه-فایده رو بفهیمد.... هیچ کس نفهمه شما باید می فهمیدید که انتقام گرفتن مفتی مفتی به دست نمیاد... باید پاش هزینه داد
    حالا که بعد از یه هفته برای هر ایرانی عاقل فهیمی دیگه کاملا مسجل شده که هزینه ی انتقام کشی از آمریکا رو چه کسانی و به چه قیمتی پرداختند می خواستم بپرسم که دلتون خنک شد؟ انتقام تون رو گرفتید؟ به چیزی که خواستید رسیدید؟
    راستی حق می دیدی که کسانی که زن و بچه و پدر و برادرشون توی اون پرواز کباب شدن که تقاضای انتقام کنن.... یا انتقام فقط مختص یه قشر خاصی است؟ 
    شرمنده تند نوشتم... اوقاتم تلخ تر از این نمیشه... اوقات همه مون تلخه.... 
    آخرین ویرایش: جمعه 27 دی 1398 10:57 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 21 آذر 1390 12:40 ق.ظ نظرات ()


    چند روز گذشته تیتر اول رسانه های خبری دنیا تعلق داشت به خبری تحت عنوان اینکه نیروی هوا و فضای سپاه ادعا کرده است که توانسته است یک پرنده بدون سرنشین پیشرفته امریکایی که برای مقاصد شناسایی به کار می رود را در آسمان تحت کنترل خود درآورده و فرود آورد. پس از حدود 1 یا 2 روز تصاویری از این پهپاد (پرنده بدون سرنشین) را نیز در رسانه ها به نمایش گذاشت.

    اینکه آیا واقعا سپاه این کار را انجام داده است و یا ارتش، بحث ما نیست و ارزش چندانی البته در اینجا ندارد. زیرا شایعاتی وجود دارد که پدافند ارتش این هواپیما را به دست آورده است سپس سپاه در اختیار گرفته است.

    در این فاصله زمانی گمانه زنی های زیادی توسط مردم عادی در اقصی نقاط دنیا انجام گرفته و بحثهای زیادی در این باره صورت گرفت. این اتفاقات من را به یاد داستانی در سال 1961 انداخت که در آن شوروی سابق ادعا کرده بود که یک هواپیمای پنهانکار جاسوسی پیشرفته در آن زمان به نام  یو- 2 را که بر فراز خاک اتحاد جماهیر شوروی در حال پرواز عملیاتی بوده است شناسایی و ساقط کرده است. در همان زمان به مانند حال شایعات زیادی بر سر زبانها افتاد. کم کم شمار کسانی که شوروی را متهم به دروغگویی می کردند رو به فزونی گرفت. از انجاییکه اتحاد جماهیر شوروی تصویر و یا فیلمی از هواپیمای مربوطه را نشان نمی داد این شایعه روز به روز بیشتر قوت می گرفت. دولت مردان امریکا بعد ازگذشت چند روز ازوقوع حادثه و سکوت روسها در مورد خلبان، با تصوراینکه خلبان مرده است اعلام کردند که یک هواپیمای یو-2 سازمان ناسا که کارهواشناسی می کرده است چند روز قبل در شمال ترکیه ارتباط خود را از دست داده و ناپدید شده است( امریکایی ها در واکنش به ادعای ایران در مورد به دست اوردن همین پهپاد نیز اعلام کردند که از حدود یک هفته پیش کنترل یک پهپاد ار کیو 170 در غرب افغانستان را از دست داده و در ان نواحی ناپدید شده است.). همچنین برای داستان سازی بیشتر اعلام کردند که خلبان در اخرین تماسهای خود اعلام مشکل در سیستم اکسیژن خود کرده است و بیهوش شده است، به همین دلیل بعد از بیهوشی خلبان، سیستم خلبان اتوماتیک فرود اضطراری کرده است و سریعا اقدام به رنگ کردن یک هواپیمای یو- 2 به رنگ سازمان ناسا کرده و ان را به عنوان هواپیمای پیدا شده معرفی کردند. به علت تبلیغات دولتمردان امریکا در این زمینه و دروغگو خوانده شدن شوروی، در نهایت خروشچف رهبر وقت اتحاد جماهیر شوروی در مراسمی اعلام کرد:

    باید به شما رازی را بگویم. وقتی بار اول در این مورد صحبت کردم به عمد چیزی در مورد زنده و سالم بودن خلبان نگفتم... الان فقط نگاه کنید که چه مقدار حرفهای چرت و احمقانه گفته اند( امریکاییها).


    و همزمان با نشان دادن خلبان و تکه هایی از لاشه هواپیما ضربه خورد کننده ای به ابرو و حیثیت دولت امریکا وارد کردند و دروغ طولانی انها را برای مردم دنیا نقش برآب کردند. این حادثه یکی از بزرگترین شرمساری ها را برای دولت امریکا به وجود اورد. علت اینکه چرا اتحاد جماهیر شوروی در ابتدا حاضر به نمایش نبود این بود که اگر آنها لاشه هواپیما را نشان می دادند سریعا برای کارشناسان غربی مشخص می شد که چه مقدار از اطلاعات مفید و محرمانه  و تکنولوژی به کار رفته در آن لو رفته است و چه مقدار از لاشه هواپیما برای روسها قابل بازیابی است. اما با شدت گرفتن اتهام جعل و دروغگویی،  روسها در فرصتی مناسب و نه عجولانه، در نهایت اقدام به نمایش عمومی خلبان اسیر شده و لاشه هواپیما کردند تا بهترین سود ممکن را از نمایش رسانه ای ببرند.اگر همان ابتدا روسها اقدام به نمایش خلبان و لاشه هواپیما می کردند هیچگاه نمی توانستند ان شرمساری را برای دولت امریکا به وجود بیاورند. این قضیه این موضوع را به ما گوشزد می کند که حتی مخفی نگاه داشتن سرنوشت خلبان نیز چه قدر حائز اهمیت است و نمایش او می تواند باعث تبعاتی شود که شد. به عنوان مثال در صورت مخفی ماندن سرنوشت خلبان و یا اعلام مرگ او به راحتی می توان با هر روش ممکن و تحت هر شکنجه ای او را تخلیه اطلاعاتی کرد و یا با انجام گفتگوهای پشت پرده با دشمن زنده بودن او را اعلام،  و آنها را وادار به امتیازاتی در مقابل تحویل خلبان کرد و یا به مانند داستان بالا که تف سربالا برای امریکاییان شد، با تظاهر به مرگ خلبان ابتدا به امریکاییها اجازه مانور حسابی روی این قضیه را داده، سپس دست انها را رو کردند.

    اما زمانی که برای عموم اعلام شود که خلبان زنده است پای سازمانهای حقوق بشری به میان کشیده می شود و دولت مزبور تحت فشار اذهان عمومی جهان برای آزاد سازی او و رفتار بر اساس حقوق اسرا با او، قرار می گیرد و به ناچار برای حفظ وجه عمومی بدون گرفتن امتیاز خاصی مجبور به آزادی او می شود. به علت مورد توجه بودن موضوع در بین روزنامه نگاران و افکارعمومی و با توجه به کنوانسیونهای مختلف و به میدان آمدن صلیب سرخ جهانی قابلیت اعمال هر روش غیر انسانی و شکنجه برای تخلیه اطلاعاتی نیز از بین می رود . به خاطر همین اهمیت، روسها در نهایت به اجبار،برای خنثی سازی دروغگویی بزرگ امریکاییان به نمایش رو آوردند. این داستان سطح هوشیاری کارشناسان و تصمیم گیرندگان شوروی را نشان می دهد که برای هر عملی عکس العملی  کاملا مناسب با بیشترین منفعت را در نظر داشته اند.

     

    فرانسیس گری پاورز خلبان اسیر شده در کنار یک هواپیمای حاسوسی یو-2 (U-2)

    فرانسیس گری پاورز در سمت راست در یک محاکمه در مسکو.

    خروشچف در حال بازدید از باقی مانده هواپیما در یک نمایش عمومی


    تصور من بر این اساس بود که ایران تصویری از این پهپاد را انتشار ندهد تا آنالیزورها، کارشناسان و سازمانهای امنیتی امریکایی را دچار سردرگمی کرده و آنها را در فقر اطلاعاتی نگاه دارد . مگر در یک حالت که فردای آن روز نشان داد که آن حالت اجرا شده است.

    فرضیه و یا حالت  دوم عبارت بود از آنکه اگر جمهوری اسلامی اقدام به انتشار تصاویر کرد این مقصود را می رساند که  توان فهم و استفاده از تکنولوژی و دانش به کار رفته در آن را آنچنان ندارد. زیرا ارزش آن از ارزش تبلیغاتی و رسانه ای که برایشان به ارمغان می آورد کمتر است که اقدام به انتشار فیلمها و تصاویر کرده اند . جدا از ارزش تبلیغاتی که برایشان داشته است آن را در قبال معامله هایی به کشورهایی که زیرساختهای صنعتی و تکنولوژیکی داشته و این گونه اتفاقات برایشان حکم طلا داشته می فروشند واین کشورها با بررسی آن، تکنولوژی نهفته در آن را تا حد زیادی متوجه شده و در محصولات آینده و سیستمهای دفاع هوایی  خود به کار می برند. و ارزش این کار بسیار بیشتر از تبلیغ رسانه ای برای آنهاست.

    مسئولین امر اعلام کردند که کنترل هواپیمای مورد نظر را به دست گرفته و به زمین نشانده اند. اما چیزی که شواهد نشان می دهد خلاف این را نمایان میسازد. در تصویر زیر همان طور که ملاحظه می فرمایید قسمت زیرین هواپیما توسط چادرهای استتار نظامی پوشانده شده است که نشاندهنده اسیب دیدن این قسمت می باشد، همین طور 2 بال هواپیما دچار شکستگی بدنه شده است و در قسمتهایی از آن فرورفتگی هایی بر اثر ضربه وجود دارد که همه ی این علائم نشانه ی یک فرود سخت و اضطراری، بدون باز بودن چرخها به صورت گلایدر در یک محیط باز می باشد. آنچه که مشخص است داستان  به دست گرفتن هدایت این هواپیما و کنترل آن بیشتر شبیه یک اغراق رسانه ای و بلوف است. زیرا با به دست گرفتن هدایت هواپیما دیگر نباید شاهد همچین مواردی در هواپیما می بودیم.



    به ساییدگی زیر بدنه هواپیما توجه بفرمایید که نشان دهنده فرود سخت، کشیدگی روی زمین و از بین رفتن ارابه های فرود و سیستم لندینگ می باشد.


    اما در مورد اینکه چگونه این هواپیما به دست نیروهای پدافندی افتاده است 2 نظریه را می توان در نظر گرفت.

    گزینه ی اول نشان از آن دارد که نیروهای پدافندی در ابتدا با شناسایی هواپیما و سپس با جمینگ و اخلال در سیگنالهای دریافتی هواپیما باعث قطع ارتباط و فرود اضطراری آن شده اند و یا خود هواپیما دچار نقص فنی سنگینی هم در سیستم ارتباطی خود و هم در سیستم لندینگ شده است که به مانند بالا ارتباطات خود را از دست داده و مجبور به فرود اضطراری شده است.

    گزینه دومی نیز وجود دارد که بیشتر خطرناک جلوه می کند و آن هم خطر وجود داستان از پیش تعیین شده می باشد. به این صورت که پهپاد مورد نظر را از نظر سطح تکنولوژیکی رادارها و سیستمهای ارتباطی و جاسوسی و شناسایی پایین تر آورده و برای تست رادارهای جدید پدافندی ایران وارد کارزار نموده اند و با این کار به عبارتی مار را از لانه اش بیرون کشیده تا مورد بررسی قرار دهند و یا با عمدی بودن سقوط و دادن هواپیما به دست دشمن،  باعث دادن اطلاعات غلط در مورد این هواپیما شده تا  توان طرف مقابل را برای غلبه برتکنولوژیهای نوین خود گمراه کرده و از بین ببرند. حال ممکن است امریکایی ها با علم بر اینکه بالاخره تحت معامله هایی این هواپیما به دست روسها می رسد این عمل را انجام داده و هدف در این قضیه روسها باشند نه ایران.
     این عمل جدا از منظر فنی نظامی، باعث تاثیر گذاری روانی و اشتباه و گمراهی در اتخاذ تصمیمات و استراتژی ها و تاکتیکهای نظامی طرف مقابل می شود. به گواه تاریخ این گونه بازیها بارها اجرا شده است، مخصوصا در تاریخ جنگ سرد بارها از این شیوه ها برای فریب دشمن استفاده شده و دشمن هزینه های زیادی را در مسیرهای اشتباهی از دست داده است. برای غلبه بر این موضوع کارشناسان امر و تحلیلگران نظامی مربوطه باید سطح هوشیاری بالایی داشته باشند تا بتوانند در دام این گونه بازیها نیافتند و واقعیت را از توهم تشخیص دهند. نباید اسیر احساسات و خوشحالی موفقیت باشند وغرور کاذب و پوشالی انها را در بر گیرد زیرا ممکن است کوتاه مدت و بد سرانجام باشد.

    نویسنده : محمد حسین پاز

    باهمکاری

    رضاکیانی موحد

    پی نوشت: فیلم زیر در مورد داستان سقوط هواپیمای یو 2 و نمایش عمومی باقی مانده هواپیما است . در یوتیوب:

    []


    در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.

     جواب مسابقه سوم جنگها و تاریخ

    بر باد رفته،  تلاش قدرتهای جنگ سرد و سرویسهای اطلاعاتی برای به دست اوردن تکنولوژی و جمع آوری اطلاعات نظامی




    آخرین ویرایش: پنجشنبه 24 آذر 1390 05:19 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic