منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • سه شنبه 11 دی 1397 09:46 ق.ظ نظرات ()

    اصولا گروگانگیری از مواردی است که به مذاق بعضی از سران سیاسی و نظامی ایران خوش  آمده است. مثلا سردار سرلشکر دکتر حاج محسن رضایی در موردی گفته بودند که ما باید چندتایی سرباز آمریکایی را گروگان بگیریم تا بتوانیم از آنها امتیازات سیاسی و اقتصادی بگیریم. احتمالا منظور حضرت سربازهایی از جنس زیر بوده است.

     


     

    سربازهای آمریکایی که قرار است به دست بسیجیان ایرانی اسیر
    بشوند.

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 12 دی 1397 09:08 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 29 مرداد 1391 07:04 ب.ظ نظرات ()

    در یکی دو روز گذشته در خبرها آمد که شورشیان سوریه در انتشار فیلمی مدعی به دست آوردن 3 پهپاد شناسایی ایرانی شده اند، پس از دیدن فیلم مورد نظر نکاتی توجهم را جلب کرد که تصمیم گرفتم آنها را در اینجا اعلام کنم. در گذشته چندین بار تصمیم به نوشتن مطلبی در مورد سوریه کرده بودم که بنا به ملاحظاتی از نوشتن آنها صرفنظر کردم تا زمانی که دیدن فیلم مذکور این انگیزه را داد تا از دید خیلی ساده ی فنی مساله را نگاه کنیم.
    با توجه به ظاهر وسیله ها، هیچکدام به طور کامل به پهپادهای ایرانی شباهت ندارند و از بین پهپادهای ایرانی، 2 مدل دارای شباهت به این وسیله های ادعایی هستند.
    شاید بتوان گفت پهپاد صاعقه به علت داشتن بال دلتایی به آن شباهت دارد. با نگاهی به وسیله ی ادعایی شورشیان اولین چیزی که به چشم می آید وجود کانارد ( بالچه های جلوی هواپیما) است که در پهپاد ایرانی قابل مشاهده نیست. اگر پهپاد ابابیل را مدنظر قرار بگیریم در آن صورت وجود بال دلتایی در وسیله ادعایی شورشیان با پهپاد ایرانی آن را متمایز می کند.

    http://wars-and-history.persiangig.com/image/پهپاد ایران/234234.jpg

    پهپاد ادعایی شورشیان مسلح در سوریه


    http://wars-and-history.persiangig.com/image/پهپاد ایران/8~85.jpg

    پهپاد ابابیل، به شکل بالها و زوایا در 2 شکل توجه کنید.

    http://wars-and-history.persiangig.com/image/پهپاد ایران/Image01222.jpg

    پهپاد صاعقه که دارای کانارد نمی باشد و بالهای دلتا شکل آن تا قسمت انتهایی هواپیما را پوشانده است.


    آخرین ویرایش: یکشنبه 29 مرداد 1391 10:22 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 20 دی 1390 11:00 ب.ظ نظرات ()


    برای نمایش در سایز اصلی بر روی تصویر کلیک نمایید.

    همان طور که مشاهده می فرمایید اسرائیل یکی از پیشگامان صنایع هوایی به خصوص در زمینه ساخت هواپیماهای بدون سرنشین می باشد. کشوری که تنها کمی بیش از 60 سال از وجودش می گذرد و چندین جنگ بزرگ را پشت سر گذاشته و همیشه در مرزهای خود به علت وجود گروههای مقاومت فلسطینی و لبنانی دغدغه امنیتی دارد، توانسته است در زمینه نظامی به یکی از تولید کنندگان خوب و مطرح دنیا تبدیل شود. اسرائیل در طول تاریخ وجود خود به مانند کشورهای عربی همسایه خود تنها به خرید تجهیزات نظامی اکتفا نکرد. بلکه در کنار خرید تحهیزات نظامی از کشورهای صنعتی، خود نیز با اتکا به دانشمندان و متخصصان داخلی و تجارب به دست امده  از جنگها واستفاده از خریدهای مورد نظر به تولید در این زمینه دست زد.
    زمانی که ناسیونالیسم عربی غالب کشورهای عربی خاورمیانه را گرفته بود و سران انها با سخنانی نژادپرستانه و توهین آمیز دو کشور غیر عربی خاورمیانه یعنی ایران و اسرائیل را مورد حمله قرار می دادند . این 2 کشور در کنار خرید تسلیحات از قدرتها خود دست به تحقیق و توسعه ساخت سلاح در داخل زده بودند . حتی در بعضی موارد این 2 کشور دست به پروژه های مشترکی همچون ساخت جنگنده و بمب اتمی زدند. اما با وقوع انقلاب سال 1357 در ایران رابطه ی 2 طرف قطع و به طبع ان این پروژه های مشترک نیز منحل شد. به علت وقوع جنگ که با حمله عراق به ایران صورت گرفته و به مدت 8 سال طول کشید و از طرف دیگر به علت سیاستهای ایران که مورد تحریم قرار گرفت. ایران دچار عقب ماندگی نسبت به اسرائیل در زمینه ی نظامی شد. البته در زمینه ی تکنولوژی موشکی ایران در سطح برتری نسبت به اسرائیل قرار دارد .
    یکی از زمینه های خوب اسرائیل بخش هوا و فضا به خصوص ساخت هواپیماهای بدون سرنشین می باشد. کیفیت و تکنولوژی ساخت این هواپیماها به قدری بالاست که کشورهای صنعتی بزرگ دنیا نیز از ان استفاده می کنند.  از کشورهایی همچون روسیه که خود یکی از قدرتهای بزرگ ساخت تسلیحات است تا کشورهای عضو ناتو در افغانستان و ترکیه دست به خرید پهپاد(هواپیمای بدون سرنشین) از اسرائیل زده اند. اخیرا اعلام شد که دولت  الهام علیف  نیز درخواست خرید پهپادهایی را به اسرائیل داده است.
    با نگاهی به تاریخ چند دهه اخیر باید این سوال را پرسید چرا کشورهای عربی به مانند اسرائیل نشدند؟ در صورتی که این کشورها دارای جمعیت بسیار بسیار بیشتر نسبت به اسرائیل بوده و در نتیجه نیروی انسانی نخبه بیشتری داشته اند، دارای نفتی بوده اند که سرمایه و ثروت هنگفتی حساب می شود که اسرائیل از ان بی بهره بوده است. پس چه تفاوتی بوده است که اسرائیل به یکی از تولیدکنندگان مطرح دنیا تبدیل شده است و کشورهای عربی اطراف ان خیر؟


    پی نوشت: این گفتار کوتاه تنها گفتاری نظامی در مورد اسرائیل است و هیچگونه تاییدی و یا جانبداری بر وجود و یا سیاست ان نیست.


    نویسنده :محمدحسین پاز

    با همکاری رضا کیانی موحد

    در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.




    آخرین ویرایش: چهارشنبه 21 دی 1390 12:42 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 8 دی 1390 07:25 ب.ظ نظرات ()

    رابطه پاکستان با آمریکا را می توان به سه دوره تقسیم کرد: دوران جنگ سرد تا پایان اشغال افغانستان، سالهای بحرانی 1990 تا 1993 و دوران مبارزه مشترک با طالبان.

    در دوره اول پاکستان متحد اصلی آمریکا در جنوب آسیا بود. این کشور به خاطر اتحاد با آمریکا سالانه میلیونها دلار کمکهای غیرنظامی و نظامی از آمریکا دریافت می کرد. با تهاجم شوروی سابق به افغانستان دوستی پاکستان و آمریکا عمیق تر شد. سازمان سیا و سازمان اطلاعاتی ارتش پاکستان ،موسوم به آی اس آی، در بزرگترین عملیات مخفی تاریخ میلیون ها دلار پول و سلاح به مجاهدین افغان دادند و در نهایت توانستند افغانستان را به ویتنامی برای روسها تبدیل کنند.

    اما با توسعه بمب اتمی پاکستان این کشور از چشم آمریکا افتاد. آمریکا در اعتراض به بمب هسته ای پاکستان از تحویل دادن تسلیحاتی که پاکستان قبل از 1990 از آن کشور خریده بود خودداری کرد و حتی پول پرداخته شده برای آنها را پس نداد.

    روابط بین دو کشور همچنان سرد ماند تا اینکه حادثه یازدهم سپتامبر روی داد و جرج بوش پسر به طالبان و القاعده اعلان جنگ داد. در آن زمان پاکستان با اکراه در جنگ با طالبان به آمریکا پیوست و دوباره از کمکهای مالی و نظامی آمریکا برخوردار شد.

    پس از سقوط طالبان روابط دو کشور رو به بهبود بود تا اینکه چند حادثه مناسبات بین پاکستان و آمریکا را به کلی تغییر داد.

    استخوان لای زخم

    زمانی که مجاهدین افغانستان توانستند حکومت کمونیستی وابسته به شوروی را در کابل سرنگون کنند در اسلام آباد دو نگرانی عمده بوجود آمد. نگرانی اول ترس از نفوذ دهلی در افغانستان و تبدیل افغانستان به یک دشمن جدید بود. این ترس با وجود اختلافات ارضی بین دو کشور و ادعای افغانستان بر بعضی مناطق پاکستان چندان هم بی دلیل نبود. نگرانی دوم ترس از نفوذ آشوب به درون مناطق مرزی پاکستان در اثر بی ثباتی افغانستان بود.

    از این رو پاکستان تصمیم گرفت تا گروهی متحد با خود را در افغانستان بر سر کار آورد؛ طالبان. اما حکومت طالبان با تندروی های خود و پناه دادن به تروریستهای القاعده نام خوشی برجای نگذاشت و حملات یازدهم سپتامبر سبب شد تا آمریکا مستقیما با القاعده و متحد اصلی آن ،طالبان، رویاروی شود.

    ژنرال پرویز مشرف از روی ناچاری به ائتلاف ضدتروریسم به رهبری آمریکا پیوست و برعلیه دست پرورده خود در افغانستان وارد جنگ شد اما نگرانی های پاکستان هنوز هم برجای بود. مشرف می ترسید که با خروج آمریکا از افغانستان این کشور به دام گروه های جنگجوی مخالف پاکستان بیافتد و از این روی بازی جدیدی را با آمریکا شروع کرد. مشرف تصمیم گرفت که یک افغانستان متحد و همسو با پاکستان را در آینده تضمین کند. بعدها باراک اوباما قرار دادن تمام تخم مرغها در سبد ژنرال مشرف را از سوی آمریکا اشتباه خواند.

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 8 دی 1390 07:37 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 21 آذر 1390 12:40 ق.ظ نظرات ()


    چند روز گذشته تیتر اول رسانه های خبری دنیا تعلق داشت به خبری تحت عنوان اینکه نیروی هوا و فضای سپاه ادعا کرده است که توانسته است یک پرنده بدون سرنشین پیشرفته امریکایی که برای مقاصد شناسایی به کار می رود را در آسمان تحت کنترل خود درآورده و فرود آورد. پس از حدود 1 یا 2 روز تصاویری از این پهپاد (پرنده بدون سرنشین) را نیز در رسانه ها به نمایش گذاشت.

    اینکه آیا واقعا سپاه این کار را انجام داده است و یا ارتش، بحث ما نیست و ارزش چندانی البته در اینجا ندارد. زیرا شایعاتی وجود دارد که پدافند ارتش این هواپیما را به دست آورده است سپس سپاه در اختیار گرفته است.

    در این فاصله زمانی گمانه زنی های زیادی توسط مردم عادی در اقصی نقاط دنیا انجام گرفته و بحثهای زیادی در این باره صورت گرفت. این اتفاقات من را به یاد داستانی در سال 1961 انداخت که در آن شوروی سابق ادعا کرده بود که یک هواپیمای پنهانکار جاسوسی پیشرفته در آن زمان به نام  یو- 2 را که بر فراز خاک اتحاد جماهیر شوروی در حال پرواز عملیاتی بوده است شناسایی و ساقط کرده است. در همان زمان به مانند حال شایعات زیادی بر سر زبانها افتاد. کم کم شمار کسانی که شوروی را متهم به دروغگویی می کردند رو به فزونی گرفت. از انجاییکه اتحاد جماهیر شوروی تصویر و یا فیلمی از هواپیمای مربوطه را نشان نمی داد این شایعه روز به روز بیشتر قوت می گرفت. دولت مردان امریکا بعد ازگذشت چند روز ازوقوع حادثه و سکوت روسها در مورد خلبان، با تصوراینکه خلبان مرده است اعلام کردند که یک هواپیمای یو-2 سازمان ناسا که کارهواشناسی می کرده است چند روز قبل در شمال ترکیه ارتباط خود را از دست داده و ناپدید شده است( امریکایی ها در واکنش به ادعای ایران در مورد به دست اوردن همین پهپاد نیز اعلام کردند که از حدود یک هفته پیش کنترل یک پهپاد ار کیو 170 در غرب افغانستان را از دست داده و در ان نواحی ناپدید شده است.). همچنین برای داستان سازی بیشتر اعلام کردند که خلبان در اخرین تماسهای خود اعلام مشکل در سیستم اکسیژن خود کرده است و بیهوش شده است، به همین دلیل بعد از بیهوشی خلبان، سیستم خلبان اتوماتیک فرود اضطراری کرده است و سریعا اقدام به رنگ کردن یک هواپیمای یو- 2 به رنگ سازمان ناسا کرده و ان را به عنوان هواپیمای پیدا شده معرفی کردند. به علت تبلیغات دولتمردان امریکا در این زمینه و دروغگو خوانده شدن شوروی، در نهایت خروشچف رهبر وقت اتحاد جماهیر شوروی در مراسمی اعلام کرد:

    باید به شما رازی را بگویم. وقتی بار اول در این مورد صحبت کردم به عمد چیزی در مورد زنده و سالم بودن خلبان نگفتم... الان فقط نگاه کنید که چه مقدار حرفهای چرت و احمقانه گفته اند( امریکاییها).


    و همزمان با نشان دادن خلبان و تکه هایی از لاشه هواپیما ضربه خورد کننده ای به ابرو و حیثیت دولت امریکا وارد کردند و دروغ طولانی انها را برای مردم دنیا نقش برآب کردند. این حادثه یکی از بزرگترین شرمساری ها را برای دولت امریکا به وجود اورد. علت اینکه چرا اتحاد جماهیر شوروی در ابتدا حاضر به نمایش نبود این بود که اگر آنها لاشه هواپیما را نشان می دادند سریعا برای کارشناسان غربی مشخص می شد که چه مقدار از اطلاعات مفید و محرمانه  و تکنولوژی به کار رفته در آن لو رفته است و چه مقدار از لاشه هواپیما برای روسها قابل بازیابی است. اما با شدت گرفتن اتهام جعل و دروغگویی،  روسها در فرصتی مناسب و نه عجولانه، در نهایت اقدام به نمایش عمومی خلبان اسیر شده و لاشه هواپیما کردند تا بهترین سود ممکن را از نمایش رسانه ای ببرند.اگر همان ابتدا روسها اقدام به نمایش خلبان و لاشه هواپیما می کردند هیچگاه نمی توانستند ان شرمساری را برای دولت امریکا به وجود بیاورند. این قضیه این موضوع را به ما گوشزد می کند که حتی مخفی نگاه داشتن سرنوشت خلبان نیز چه قدر حائز اهمیت است و نمایش او می تواند باعث تبعاتی شود که شد. به عنوان مثال در صورت مخفی ماندن سرنوشت خلبان و یا اعلام مرگ او به راحتی می توان با هر روش ممکن و تحت هر شکنجه ای او را تخلیه اطلاعاتی کرد و یا با انجام گفتگوهای پشت پرده با دشمن زنده بودن او را اعلام،  و آنها را وادار به امتیازاتی در مقابل تحویل خلبان کرد و یا به مانند داستان بالا که تف سربالا برای امریکاییان شد، با تظاهر به مرگ خلبان ابتدا به امریکاییها اجازه مانور حسابی روی این قضیه را داده، سپس دست انها را رو کردند.

    اما زمانی که برای عموم اعلام شود که خلبان زنده است پای سازمانهای حقوق بشری به میان کشیده می شود و دولت مزبور تحت فشار اذهان عمومی جهان برای آزاد سازی او و رفتار بر اساس حقوق اسرا با او، قرار می گیرد و به ناچار برای حفظ وجه عمومی بدون گرفتن امتیاز خاصی مجبور به آزادی او می شود. به علت مورد توجه بودن موضوع در بین روزنامه نگاران و افکارعمومی و با توجه به کنوانسیونهای مختلف و به میدان آمدن صلیب سرخ جهانی قابلیت اعمال هر روش غیر انسانی و شکنجه برای تخلیه اطلاعاتی نیز از بین می رود . به خاطر همین اهمیت، روسها در نهایت به اجبار،برای خنثی سازی دروغگویی بزرگ امریکاییان به نمایش رو آوردند. این داستان سطح هوشیاری کارشناسان و تصمیم گیرندگان شوروی را نشان می دهد که برای هر عملی عکس العملی  کاملا مناسب با بیشترین منفعت را در نظر داشته اند.

     

    فرانسیس گری پاورز خلبان اسیر شده در کنار یک هواپیمای حاسوسی یو-2 (U-2)

    فرانسیس گری پاورز در سمت راست در یک محاکمه در مسکو.

    خروشچف در حال بازدید از باقی مانده هواپیما در یک نمایش عمومی


    تصور من بر این اساس بود که ایران تصویری از این پهپاد را انتشار ندهد تا آنالیزورها، کارشناسان و سازمانهای امنیتی امریکایی را دچار سردرگمی کرده و آنها را در فقر اطلاعاتی نگاه دارد . مگر در یک حالت که فردای آن روز نشان داد که آن حالت اجرا شده است.

    فرضیه و یا حالت  دوم عبارت بود از آنکه اگر جمهوری اسلامی اقدام به انتشار تصاویر کرد این مقصود را می رساند که  توان فهم و استفاده از تکنولوژی و دانش به کار رفته در آن را آنچنان ندارد. زیرا ارزش آن از ارزش تبلیغاتی و رسانه ای که برایشان به ارمغان می آورد کمتر است که اقدام به انتشار فیلمها و تصاویر کرده اند . جدا از ارزش تبلیغاتی که برایشان داشته است آن را در قبال معامله هایی به کشورهایی که زیرساختهای صنعتی و تکنولوژیکی داشته و این گونه اتفاقات برایشان حکم طلا داشته می فروشند واین کشورها با بررسی آن، تکنولوژی نهفته در آن را تا حد زیادی متوجه شده و در محصولات آینده و سیستمهای دفاع هوایی  خود به کار می برند. و ارزش این کار بسیار بیشتر از تبلیغ رسانه ای برای آنهاست.

    مسئولین امر اعلام کردند که کنترل هواپیمای مورد نظر را به دست گرفته و به زمین نشانده اند. اما چیزی که شواهد نشان می دهد خلاف این را نمایان میسازد. در تصویر زیر همان طور که ملاحظه می فرمایید قسمت زیرین هواپیما توسط چادرهای استتار نظامی پوشانده شده است که نشاندهنده اسیب دیدن این قسمت می باشد، همین طور 2 بال هواپیما دچار شکستگی بدنه شده است و در قسمتهایی از آن فرورفتگی هایی بر اثر ضربه وجود دارد که همه ی این علائم نشانه ی یک فرود سخت و اضطراری، بدون باز بودن چرخها به صورت گلایدر در یک محیط باز می باشد. آنچه که مشخص است داستان  به دست گرفتن هدایت این هواپیما و کنترل آن بیشتر شبیه یک اغراق رسانه ای و بلوف است. زیرا با به دست گرفتن هدایت هواپیما دیگر نباید شاهد همچین مواردی در هواپیما می بودیم.



    به ساییدگی زیر بدنه هواپیما توجه بفرمایید که نشان دهنده فرود سخت، کشیدگی روی زمین و از بین رفتن ارابه های فرود و سیستم لندینگ می باشد.


    اما در مورد اینکه چگونه این هواپیما به دست نیروهای پدافندی افتاده است 2 نظریه را می توان در نظر گرفت.

    گزینه ی اول نشان از آن دارد که نیروهای پدافندی در ابتدا با شناسایی هواپیما و سپس با جمینگ و اخلال در سیگنالهای دریافتی هواپیما باعث قطع ارتباط و فرود اضطراری آن شده اند و یا خود هواپیما دچار نقص فنی سنگینی هم در سیستم ارتباطی خود و هم در سیستم لندینگ شده است که به مانند بالا ارتباطات خود را از دست داده و مجبور به فرود اضطراری شده است.

    گزینه دومی نیز وجود دارد که بیشتر خطرناک جلوه می کند و آن هم خطر وجود داستان از پیش تعیین شده می باشد. به این صورت که پهپاد مورد نظر را از نظر سطح تکنولوژیکی رادارها و سیستمهای ارتباطی و جاسوسی و شناسایی پایین تر آورده و برای تست رادارهای جدید پدافندی ایران وارد کارزار نموده اند و با این کار به عبارتی مار را از لانه اش بیرون کشیده تا مورد بررسی قرار دهند و یا با عمدی بودن سقوط و دادن هواپیما به دست دشمن،  باعث دادن اطلاعات غلط در مورد این هواپیما شده تا  توان طرف مقابل را برای غلبه برتکنولوژیهای نوین خود گمراه کرده و از بین ببرند. حال ممکن است امریکایی ها با علم بر اینکه بالاخره تحت معامله هایی این هواپیما به دست روسها می رسد این عمل را انجام داده و هدف در این قضیه روسها باشند نه ایران.
     این عمل جدا از منظر فنی نظامی، باعث تاثیر گذاری روانی و اشتباه و گمراهی در اتخاذ تصمیمات و استراتژی ها و تاکتیکهای نظامی طرف مقابل می شود. به گواه تاریخ این گونه بازیها بارها اجرا شده است، مخصوصا در تاریخ جنگ سرد بارها از این شیوه ها برای فریب دشمن استفاده شده و دشمن هزینه های زیادی را در مسیرهای اشتباهی از دست داده است. برای غلبه بر این موضوع کارشناسان امر و تحلیلگران نظامی مربوطه باید سطح هوشیاری بالایی داشته باشند تا بتوانند در دام این گونه بازیها نیافتند و واقعیت را از توهم تشخیص دهند. نباید اسیر احساسات و خوشحالی موفقیت باشند وغرور کاذب و پوشالی انها را در بر گیرد زیرا ممکن است کوتاه مدت و بد سرانجام باشد.

    نویسنده : محمد حسین پاز

    باهمکاری

    رضاکیانی موحد

    پی نوشت: فیلم زیر در مورد داستان سقوط هواپیمای یو 2 و نمایش عمومی باقی مانده هواپیما است . در یوتیوب:

    []


    در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.

     جواب مسابقه سوم جنگها و تاریخ

    بر باد رفته،  تلاش قدرتهای جنگ سرد و سرویسهای اطلاعاتی برای به دست اوردن تکنولوژی و جمع آوری اطلاعات نظامی




    آخرین ویرایش: پنجشنبه 24 آذر 1390 05:19 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic