منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • یکشنبه 4 اسفند 1398 06:19 ق.ظ نظرات ()


    ترجمه و تلخیص: رضا کیانی موحد

    تاریخ: 25 می تا 3 جولای 1944

    موقعیت: دروار، بوسنی و هرزگوین

    نتیجه:پیروزی پارتیزانهای یوگسلاوی

    متخاصمین

    پارتیزان های یوگسلاوی

     

    آلمان

    کشور خودمختاری کرواسی

    چتنیک های بوسنی

    فرماندهان

    جوزف تیتو

    لوتار رندولیک

    کورت ریبکا

    دراژا میهایلووچ

    استعداد رزمی

    یک تیپ پیاده

     

    3500 نفر چترباز

    چند هزار نفر نیروی کمکی

    تلفات

    ادعای پارتیزانها

    500 نفر کشته

    1000 نفر مجروح

    2000 نفر غیرنظامی

    ادعای آلمانها

    در حدود 6000 نفر

    ادعای پارتیزانها

    788 نفر کشته

    881 نفر زخمی

    50 نفر مفقود

    ادعای آلمانها

    789 نفر کشته

    929 نفر زخمی

    57 نفر مفقود

     

    پیش زمینه ی تاریخی

    زمانی که هیتلر جنگ جهانی دوم را آغاز کرد موسیلینی تنها به این فکر می کرد که از قافله عقب نماند. اندیشه های توسعه طلبانه ی موسیلینی اما در حد و اندازه ی توانایی های ارتش ایتالیا نبود. حمله ی موسیلینی به بالکان به یک فاجعه تبدیل شد و در نهایت هیتلر مجبور شد قسمتی از نیروهایش را برای در هم کوبیدن یونان و یوگسلاوی (سابق) به بالکان اعزام کند. مقاومت زیرزمینی مردم یوگسلاوی (که امروزه آنها را پارتیزان می نامیم) باعث شد که سربازان متحدین تا انتهای جنگ در آنجا زمین گیر بشوند. در بهار 1944 آلمان برای از بین بردن مقاومت پارتیزانها نقشه ای جاه طلبانه کشید: از بین بردن شخص مارشال تیتو با یک عملیات هوابرد.

    متن کامل این عملیات را از اینجا دانلود کنید و بخوانید.

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 1 اسفند 1398 08:23 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 28 آذر 1392 12:40 ب.ظ نظرات ()
    حالا که بحث شیرین چتربازی هست گفتم شاید بد نباشد با نشانهای واحدهای چتربازی دنیا آشنا شویم.

    تیپ چهارم چترباز ارتش آرژانتین

    File:Fallschirmschützenabzeichen der Luftwaffe.jpg
    لشکر چترباز نیروی هوایی آلمان هیتلری
    File:Insigne 1°CEPML.jpg
    یکی از واحدهای چترباز لژیون خارجی فرانسه
    File:Insigne3REP.jpg
    یکی دیگر از واحدهای چترباز لژیون خارجی فرانسه
    File:Insigne du 1° REP.jpg
    بازهم لژیون خارجی فرانسه
    File:Tag shfifonN.jpg
    تیپ چترباز ارتش اسرائیل

    هنگ چهلم چترباز آلمان شرقی سابق
    S.A.S emblem.svg
    (هنگ)سرویس ویژه هوابرد بریتانیا
    CoA of the Folgore Brigade.svg
    تیپ هوابرد ایتالیا
    Большая эмблема Воздушно-десантных войск России.png
    نیروی هوابرد روسیه (ظاهرا یک نیروی مستقل در کنار نیروی زمینی و هوایی و دریایی)
    1Bn 44 2.jpg
    گردان یکم چترباز آفریقای جنوبی
    Parachute Regiment cap badge.jpg
    هنگ هوابرد ارتش بریتانیا
    RAFRegtbadge.png
    هنگ نیروی هوایی سلطنتی
    82 Airborne Patch.svg
    لشکر 82 ام هوابرد ارتش امریکا
    18 ABC SSI.svg
    سپاه هجدهم هوابرد ارتش امریکا
    US 101st Airborne Division patch.svg
    لشکر 101 ام هوبرد ارتش امریکا
    Le 11e.B.P..jpg
    تیپ 11 چترباز ارتش فرانسه

    تیپ 65 نوهد ارتش جمهوری اسلامی ایران
    Bdainfpqdt.gif
    تیپ چترباز ارتش برزیل
    UtJR flag.gif
    هنگ نیروی مخصوص فنلاند
    http://www.bmlv.gv.at/abzeichen/truppen_abzeichen/galerie/vollbild/dsc_0168.jpg
    نیروهای ویژه ارتش اتریش
    Insigne de La Brigade des forces spéciales terre.gif
    تیپ نیروی مخصوص ارتش فرانسه
    Formation sign of 26th (Saarland) Airborne Brigade
    تیپ 26 هوابرد ارتش آلمان
    DLO.svg
    لشکر متحرک هوابرد ارتش المان
    LBwglBrig 1.png
    هنگ اول متحرک هوابرد ارتش آلمان
    Raider Forces Emblem Greece.jpg
    تیپ چترباز ارتش یونان
    71st Airmobile Brigade Emblem Greece.jpg
    تیپ 71 متحرک هوابرد ارتش یونان
    ParasIndia.JPG
    تیپ چترباز ارتش هندوستان
    Italian GIS 01.jpg
    گروه واکنش سریع ژاندارمری ایتالیا
    JGSDF 1st Airborne Brigade.svg
    گردان اول هوابرد ارتش ژاپن
    Canadian Airborne Regiment.png
    هنگ هوابرد ارتش کانادا
    Singapore Guards Emblem.png
    گارد سنگاپور
    16th Air Assault.svg
    تیپ 16 تهاجم هوایی ارتش بریتانیا
    CoA mil ITA rgt alpini 004.png
    هنگ چهارم چترباز آلپی ارتش ایتالیا
    Nec Temere Nec Timide
    تیپ 11 متحرک هوابرد ارتش هلند
    FSK-HJK-logo.gif
    نیروهای ویژه ی ارتش نروژ
    Mjklogowiki.JPG
    نیروهای ویژه ی نیروی دریایی نروژ
    Insignia of Jægerkorpset.jpg
    سپاه هانشتنمن ارتش دانمارک

    Sztandar 1 SBS.jpg
    تیپ یکم مستقل هوابرد لهستان(جنگ جهانی دوم)
    Russian 76th Airborne Division patch.svg
    لشکر 76 گارد هوایی ارتش روسیه
    Russian 45th Separate Reconnaissance Regiment patch (new).gif
    هنگ 45 شناسایی عمیق ارتش روسیه
    Russian 7th Airborne Division patch.svg
    لشکر هفتم گارد هوابرد ارتش روسیه
    Russian 98th Airborne Division patch.svg
    لشکر 98 ام گارد هوابرد ارتش روسیه
    Russian 106th Airborne Division patch.svg
    لشکر 106 ام گارد هوابرد ارتش روسیه

    تیپ 31 گارد هوابرد ارتش روسیه
    63rd. parachute battalion.png
    گردان 63 ام هوابرد ارتش صربستان
    Coat of Arms of the BRIPAC.svg
    تیپ چترباز ارتش اسپانیا
    Insignia
    سپاه چتربازان رنجر ارتش سوئد
    Försvarsmaktens specialförband.svg
    نیروهای ویژه ارتش سوئد
    25 Airborne Brigade.jpg
    تیپ 25 هوابرد ارتش اوکراین

    Rafdz.jpg
    اسکادران دوم هنگ نیروی هوایی بریتانیا
    93d Air Ground Operations Wing - Emblem.jpg
    وینگ 93 ام عملیات هوا-زمینی نیروی هوایی آمریکا
    USAF - 18th Air Support Operations Group.png
    گروه 18 ام پشتیبانی هوایی نیروی هوایی آمریکا


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 27 آذر 1392 08:07 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 21 آذر 1392 06:35 ق.ظ نظرات ()


    File:Awm 128387 nadzab.jpg

    هنگ 503 چترباز نیروی زمینی آمریکا در حال فرود در گینه ی نو 1943

    چتربازان نقش قاطعی در جنگ جهانی دوم بازی کردند. آنها در حمله آلمان به جزیره کرت، حملات آغازین در نرماندی و حمله نافرجام به پل آرنهایم نقشی حیاتی داشتند. چتربازان به عنوان نیروهایی نخبه توسط دو طرف درگیر در جنگ توسعه یافتند. شجاعتی که چتربازان انگلیسی در آرنهایم نمایش دادند به تقویت این تصویر -حتی در هنگام شکست حملات هوابرد- کمک کرد. حمله چتربازان آلمانی به جزیره کرت نیز همان اثر را بر روی دیدگاه آلمانها داشت. آرزوی ارسال سربازان به پشت خطوط دشمن، پیشینه ای چندصدساله دارد.


    Waves of paratroops land in Holland.jpg

    پیاده شدن چتربازان متفقین در عملیات مارکت گاردن برای تصرف پل استراتژیک آرنهایم

    در جنگ جهانی اول، وینستون چرچیل پیشنهاد کرد که ستونهای پرنده را برای نابود کردن پلها، کارخانه ها و وسایل ارتباطی از آسمان فروریزند. یک افسر آمریکایی به نام سرهنگ بیلی میچل نقشه ای کشید بر این پایه که سربازان را توسط چتر از بمب افکنهای هندلی-پیچ انگلیسی بر روی شهر متز بریزند. این طرح به خاطر ظهور نشانه های متارکه جنگ کنارگذاشته شد.


    File:Paras hamminkeln 25 march 1945.jpg

    چتربازان انگلیسی در عملیات ورسیتی

    File:GLIDER TROOPS AFTER LANDING NEAR WESEL (Operation Varsity).jpg

    پیاده شدن با گلایدر توسط آمریکایی ها در کنار رودخانه ی راین

    در فاصله بین دوجنگ، تمام قدرتهای نظامی جهان با فکر عملیات هوابرد مشغول بودند. روسها در این حوزه پیشگام بودند. در سال 1936، 1200سرباز ارتش سرخ در طی مانوری درنزدیکی کیف با چتر فرودآمدند. وابسته های نظامی کشورهای خارجی کاملا تحت تاثیر قرارگرفتند. روسها این سربازان را "ملخهای جنگجو" می نامیدند. به صورتی طعنه آمیز، با وجود پیشگامی روسها در دوران قبل از جنگ در استفاده از چترباز، آنها در جنگ به سختی از نیروی چترباز استفاده کردند. روسها در جنگ بر علیه فنلاند از چتربازان در پشت خطوط دفاعی فنلاند استفاده کردند، هرچند که عملیات نظامی ارتش سرخ در فنلاند فاجعه ای بیش نبود.  پس از آن، افرادی که برای هدایت پارتیزانهای روس انتخاب شده بودند در پشت خطوط آلمان فروریخته شدند. اسطوره های ارتش سرخ بیان می کنند که سربازان را بدون چتر و در ارتفاعی کم از هواپیما به میان توده برفها پرتاب می کرده اند!



    File:Paratroopers jumping from Tupolev TB-3.jpg

    چتربازان روسی در حال پرش از توپولوف تی.بی-3 در سال 1930

    هنگامی که صدای طبل جنگ بلندشد، بریتانیا و ایالات متحده هیچکدام دارای نیروی چترباز نبودند. هر دو کشور روش خود را بر پایه حمل کامل واحدهای نظامی، سربازان، توپخانه وتدارکات توسط هواپیما بناکردند. این روش را پیاده سازی از طریق هوا نام دادند. فرانسوی ها یک گردان چترباز را در سال 1939 سازمان دادند اما به زودی آن را منحل کردند.

    اما این آلمانها بودند که ایده استفاده از توان بالقوه نیروی چترباز را قاپیدند. این چنین نیرویی در دیدگاه گودریان از جنگ برق آسا به خوبی دیده می شد.

    گورینگ -که فرماندهی لوفت وافه را بر عهده داشت- اولین هنگ چترباز را در سال 1935 سازمان دهی کرد. آنها با یک گردان چترباز شروع کردند و در سال 1938 استعداد نیروهای چترباز خود را به یک لشکر و بعدتر به یک سپاه افزایش دادند. سپاه چترباز لوفت وافه شامل چتربازان، سربازان گلایدرسوار و پیاده های نخبه بود. این سپاه مستقل تاکتیکها و تکنیکهای جدیدی را توسعه داد که بعدها تاثیر خود را نشان دادند. یک سرتیپ لوفت وافه به نام کورت اشتودنت وظیفه آموزش و سازماندهی نیروی چترباز را برعهده گرفت.

    در طی جنگهای داخلی اسپانیا، آلمانها تجربیاتی در مورد حمل و نقل هوایی -ابتدا با یونکرس-52- انجام دادند. این هواپیما اسب کاری نیروهای چترباز آلمان شد. هر هواپیمای یونکرس-52 می توانست 17 نفر چترباز را با خود حمل کند یا یک فروند گلایدر که قادر به حمل 1 تن تجهیزات سنگین تربود به دنبال خود بکشد.

     

    آلمانها حمله ای را که آن را می توان اولین حمله هوابرد تاریخ نامید در دوازدهم مارس 1938 انجام دادند. چتربازان آلمانی در آن روز یک فرودگاه در واگرام اطریش را -در طی اشغال بدون خونریزی اطریش- تصرف کردند.

    در سپتامبر 1939، هنگامی که آلمانها به لهستان یورش آورند و دنیا اولین نگاه خود را به تاکتیک حمله برق آسای آلمانها انداخت، چتربازها جز شایعه اینکه اشغال چند نقطه از لهستان توسط آنها قرار است انجام شود نقشی بازی نکردند. به هرحال، آلمانها درحمله به نروژ -می 1940-  از چتربازان استفاده کردند و فرودگاه های اسلو و استاوانگر را تصرف کردند تا دیگر نیروها بتوانند به سلامت در این فرودگاه ها پیاده شوند.

    درحمله به هلند، چتربازان آلمانی نقشی مهم در جداکردن شهرها داشتند. در بلژیک نیز آنها چند پل حیاتی و دژ استراتژیک ابن مائل را تصرف کردند. این قلعه دارای 18 موضع توپخانه بود و 1000سرباز به همراه مواضع مسلسل، میدانهای مین، سیمهای خاردار، خندق از آن حفاظت می کردند. در روز10می 1940، 78 چترباز آلمانی بر روی سقف این دژ فرود آمدند و با منفجرکردن توپها و تیراندازی از بالا به سمت سربازان بلژیکی به مدافعین اجازه ندادند تا از امکانات دفاعی این دژ استفاده کنند. این چتربازان قبلا در یک ماکت به اندازه اصلی دژ، تمرینهای خود را انجام داده بودند. نتیجه حیرت آور بود؛ تلفات چتربازان تنها  6کشته و 20مجروح بود. روز بعد که نیروی زمینی آلمان سررسید صدها تن از مدافعین بلژیکی درون دژ مجبور شدند تسلیم شوند.


    چتربازان آلمانی در حال پریدن از یونکرس-52


    Para-Troopers jumping from Junkers Ju 52 - May 1944 - Photo by Kleiner - German Federal Archive

    یک سال بعد، آلمانها برای حمله به جزیره کرت از نیروی چترباز استفاده کردند. این برای اولین بار در تاریخ بود که چتربازان وظیفه حمله و نابود کردن دشمن و رسیدن به تمام اهداف حمله را برعهده می گرفتند. در آن زمان، این بزرگترین عملیات هوابردتاریخ به حساب می آمد. اگرچه کرت پس از نبردی سنگین سقوط کرد و این حمله به افسانه های نظامی پیوست اما آلمانها تلفات سنگینی دادند -در حدود25%- و بدین سبب هیتلر علاقه خود را به این روش تهاجم از دست داد. به دستور هیتلر، چتربازان آلمانی را به روسیه فرستادند تا مانند سایر نیروهای پیاده نظام بجنگند.


    File:Bundesarchiv Bild 141-0816, Kreta, Lastensegler DFS 230, Fallschirmjäger.jpg

    چتربازان آلمانی پس از پیاده شدن در کرت موضع گیری می کنند

    به هرحال، بریتانیا این نبرد را به دقت مطالعه کرد و با پشتیبانی چرچیل بریتانیا به زودی صاحب یک لشکر هوابرد شد.

    در ژوئن1940، چرچیل به کابینه جنگ نوشت:

    "ما باید نیرویی شامل حداقل 5000نفر چترباز داشته باشیم... من قبلا چیزهایی در مورد این نیرو شنیده ام اما من باور دارم که آنها در مقیاسی کوچک عمل می کنند. در تابستان با تمرین دادن به چنین نیرویی باید برتری بوجود آید که کسی نتواند آنها را نادیده بگیرد و در ضمن تکانی به نیروهای مدافع از وطن نیز وارد شود."

    سرگرد جان راک از گروه مهندسی رزمی سلطنتی موظف شد تا یک واحد هوابرد انگلیسی را بوجود آورد. برخلاف آلمانها، چتربازان بریتانیایی قسمتی از نیروی زمینی بودند. پایگاه واحدهای سرگرد راک در رینگ وی منچستر بود و او مجبور بود که با کمترین تدارکات کارخود را پیش ببرد. اولین هواپیماهایی که او از آنها بهره برد، بمب افکنهای وایتلی بودند که برجک مسلسل انتهایی آنها را برداشته بودند و چتربازان می توانستند از آنجا بیرون بپرند.

    بریتانیایی ها اولین نمایش چتربازان خود را در نوامبر 1940توسط 4 فروند بمب افکن وایتلی که 50 چترباز را حمل می کردند انجام دادند. درهمان ماه، ژنرال برونینگ به عنوان افسر فرمانده نیروهای هوابرد منصوب شد. درانتهای دسامبر1940، همه چیز آماده بود تا اولین لشکرهوابرد بریتانیا تشکیل شود. مشخصه آنها کلاه قرمز شان بود.

    در سال1939،در آمریکا بحث از ایجاد یک تیپ چترباز در سرفرماندهی پیاده نظام شروع شده بود. در ژوئن1940 یک آزمایش از چتربازان، تحت کنترل پیاده نظام انجام شد. سرگرد ویلیام لی هدایت آنها را برعهده داشت. در پاییز1940، یک گردان چترباز در ایالات متحده تشکیل شد و در فورت بنینگ جورجیا یک مدرسه چتربازی ایجاد شد. آمریکایی ها نیز مانند بریتانیایی ها استفاده از گلایدر برای رساندن چتربازان به منطقه پرش را تجربه کردند.


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 20 آذر 1392 09:48 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 6 اردیبهشت 1392 06:26 ق.ظ نظرات ()

    پیش زمینه

    در روز دهم می 1940 آلمان حمله خود را به کشورهای هلند و بلژیک آغاز کرد. فرمانده ی عالی ورماخت باور داشت که با این حمله می توانند خط دفاعی ماژینو را دور بزنند و با نفوذ به جنوب بلژیک جبهه ی شمال فرانسه را به دو نیم کنند و نیروهای اعزام شده توسط بریتانیا و قسمت عمده ای از سپاهیان فرانسوی را به دام بیاندازند. برای بهره  گیری از این فرصت آلمان مجبور بود تا نیروهای نظامی هلند و بلژیک را شکست دهد یا دست کم تعدادی از مواضع دفاعی این کشورهای را بی اثر کند. بعضی از این مواضع دفاعی بیشتر به منظور تأخیر در پیشروی دشمن ایجاد شده بودند تا اینکه بخواهند حمله ی دشمن را به راستی سدکنند. به هرحال، تعدادی از این مواضع دارای مواضع دفاعی پیشرفته تر به همراه سربازخانه و تعداد زیادی خدمه بودند. خط دفاعی گریب-پیل در هلند دارای تعداد زیادی استحکامات بود که در هماهنگی با عوارض زمینی ساخته شده بودند و می توانستند به راحتی به آب بسته شوند. مواضع دفاعی بلژیک شامل یک موضع تأخیری در طول کانال آلبرت بود که بندر آنتورپ و بروکسل را حفاظت می کرد. این موضع تأخیری به وسیله ی تعدادی از پستهای خط مقدم حفاظت می شد. بلژیکی ها به دلیل نزدیکی به مرز نمی توانستند استحکامات زیادی بسازند به همین دلیل یک لشکر پیاده را به 3 تیپ مجزا تقسیم کردند و آنها را در کنار 3 پلی که بر روی کانال وجود داشت مستقر کردند. پلها به وسیله ی استحکامات مجهز به مسلسل و توپخانه ای که در دژ ابن ایمائل مستقر شده بود پشتیبانی می شدند.  بلژیکی ها امیدوار بودند تا آنقدر بتوانند آلمانها را معطل کنند که فرانسوی ها به یاری شان بشتابند و در این زمان این لشکر را به سمت مواضع دفاعی نیروی مشترک فرانسه و بلژیک عقب بکشند. آلمانها با آگاهی از نقشه ی دفاعی بلژیکی ها نقشه کشیدند تا هر سه پل را تصرف کنند و آنها را حفظ کنند تا نیروهای مهاجمشان بتوانند با عبور از آنها به سمت فرانسه پیشروی کنند.

    آماده سازی ارتش بلژیک

    لشکر هفتم پیاده ی ارتش بلژیک مأمور حفاظت از 3 پل نصب شده بر روی کانال آلبرت بود. حفاظت هر پل برعهده ی 4 سنگر بزرگ در سمت غربی کنال بود که 3 سنگر به مسلسل و یک سنگر به توپ ضد تانک مجهز شده بودند. سنگر آخری نزدیک جاده قرار داشت. یکی از مواضع مسلسل بلافاصله در پشت پل و دو موضع دیگر در فاصله ی کمی جناح های پل را پوشش می دادند. در سمت غرب هر پل یک موضع به ظرفیت یک گروهان و در سمت شرق پلها یک پست دیده بانی کوچک وجود داشت که می توانست به سرعت فراخوانده شود. هر سه پل خرج گذاری شده بودند و آماده ی انفجار در موقع لزوم بودند.

    دژ ابن ایمائل ، با ابعاد تقریبی 200×400 متر در طی دهه ی 1930 ساخته شده بود و در سال 1935 به اتمام رسیده بود. دیوارهای بتنی این دژ تا 1.5 متر ضخامت داشتند. درون این دژ 12 قبضه توپ 120 میلیمتری (با برد 10 مایل)، 17 قبضه توپ 75 میلیمتری، 12 قبضه توپ ضد تانک 60 میلیمتری، 25 قبضه برجک مسلسل و تعدادی توپ ضدهوایی مستقر شده بود. یک طرف دژ به موازات کانال بود و 3 طرف دیگر آن به وسیله ی میدان مین محافظت می شد. یک خندق عمیق، یک دیوار 6 متری مجهز به آشیانه ی مسلسل و 15 نور افکن نیز حفاظت از دژ را تأمین می کردند. برجک توپها به وسیله ی شبکه ای از تونلها به مقر فرماندهی و انبارهای مهمات متصل شده بودند. ابن ایمائل دارای یک درمانگاه و تعدادی آسایشگاه به علاوه مولد برق اختصاصی خود بود. قرار بود که با پیش آگاهی از حمله ی آلمان نیروهای مدافع سمت شرق کانال عقب کشیده شوند، پلها منفجر شوند و مدافعین مستقر در دژ یک عملیات تأخیری را آغاز کنند. پس از آن مدافعین باید به بدنه ی اصلی نیروهای دفاعی در طول رود دایل می پیوستند.

    File:Eben-Emael.jpg

    دژ ابن ایمائیل و محل قرارگیری آتشبارهای توپخانه. خط آبی سمت راست کانال آب است.

    http://www.blogandgo.co.uk/A55A21/BlogAndGo.nsf/5758DAA0BF38929F8025750C00068C25/$file/mEben6.jpg
    تونلهایی که سنگرهای مختلف و سربازخانه ها را به هم وصل می کنند.

    آماده سازی آلمان

    حمله ی هوابرد به ابن ایمائل ،و 3 پلی که  پشتیبانی از آنها برعهده ی این دژ بود، قسمتی از نقشه ی بزرگتری بود که آلمانها برای اجرا در نظر گرفته بودند. نیروهای عمل کننده عبارت بودند از لشکر هفتم نیروی هوایی و لشکر 22 هوابرد. لشکر هفتم شامل 3 هنگ چترباز و یک هنگ پیاده بود و مأموریت داشت تا تعدادی از رودها و پل هایی که اطراف مواضع دفاعی روتردام و فرودگاه والهاون قرار داشتند تسخیر کند. لشکر 22 از دو هنگ پیاده و یک گردان تقویتی چترباز تشکیل شده بود و وظیفه داشت که تعدادی از فرودگاه ها را در منطقه ولکنبرگ، اکنبرگ و یپنبرگ اشغال کند. هنگامی که این فرودگاه ها توسط چتربازان تأمین می شدند بقیه ی لشکر باید پایتخت هلند را اشغال کرده و هیئت دولت، خانواده ی ملکه و نظامیان عالی رتبه ی ارتش این کشور را بازداشت می کردند. آنها باید همچنین تمام خطوط راه آهن و جاده ها را مسدود می کردند تا جلوی تحرکات ارتش هلند گرفته شود. آلمانهای قصد داشتند تا با استفاده از این دو لشکر هوابرد یک دالان درست کنند که ارتش هجدهم بتواند بدون درگیری یا معطل شدن در عوارض زمینی سرزمین هلند را از طریق این دالان درنوردد. ژنرال کورت اشتودنت ، فرمانده نیروهای چترباز هیتلر، استدلال می کرد که حرکت آنها سبب عدم دخالت نیروهای ذخیره ی هلند و متفقین فرانسوی شان می شود. 400 فروند هواپیمای باری یونکرس-52 در اختیار این تهاجم قرار گرفته بودند.

    نیروهایی که مسئول حمله به دژ ابن ایمائیل و پلهای اطراف آن شدند ترکیبی از لشکر هفتم و بیست و دوم بودند و به عنوان واحد هجومی کخ شناخته می شدند. این واحد در نوامبر 1939 تشکیل شد و هسته ی اولیه از چتربازان هنگ اول چترباز و مهندسین رزمی لشکر هفتم نیروی هوایی و تعدادی از خلبانهای نیروی هوایی تشکیل شد. اگرچه نیروهای این واحد همگی چترباز بودند قرار شد تا فرودشان به وسیله ی گلایدر انجام شود. در آن زمان بلژیکی ها شبکه ی راداری نداشتند و با رها کردن گلایدرها در نزدیک مرز هلند امکان داشت تا مدافعین بلژیکی را غافلگیر کرد. 50 فروند گلایدر باری دی.اف.اس-230 برای این حمله اختصاص داده شدند. ماکتی از دژ و منطقه ی اطرافش برای تمرین واقعی تر چتربازها در خاک آلمان ساخته شد ودر بهار 1940 تمرینهای عملی شروع شد. روشها و تاکتیکهایی که قرار بود در جریان تهاجم اجرا شوند در طی این تمرینها بهبود یافتند. برخی از چتربازان به شعله افکن مجهز شدند و عده ای از آنها کار کردن با مواد منفجره را فراگرفتند.

    آلمانها برای لو نرفتن نقشه ی خود تمهیدات زیادی را به اجرا گذاشتند. گلایدرها پس از کامل شدن تمرینها از هم جدا شدند و به وسیله ی کامیون به فرودگاه های مورد نظر برده شدند. واحدهای درگیر عملیات بارها و بارها تغییر نام دادند و از پادگانی به پادگانی دیگر منتقل شدند. نشانه ها و علامات واحدها برداشته شدند و مرخصی چتربازان لغو شد.

    File:DFS 230.jpg

    گلایدر آلمانی که بر زمین نشسته است

    هاپتمان کخ نیروهایش را به چهار گروه حمله تقسیم کرد. گروه گرانیت تحت فرمان ستوان رودولف ویتزیگ شامل 85 چترباز بود و قرار بود با استفاده از 11 فروند گلایدر به دژ ابن ایمائل حمله کند. گروه فولاد تحت فرمان ستوان گوستاو آلتمان بود و از 92 چترباز و 9 فروند گلایدر برای حمله به پل ولدوزلت استفاده می کرد. گروه بتن تحت فرمان ستوان گردهارد شاخت بود و وظیفه داشت با 96 سرباز و با استفاده از 11 فروند گلایدر پل ورنهوون رو تسخیر کند. آخرین دسته گروه آهن نام داشت و فرمانده ی آن مارتین شاختر به همراه 90 سرباز خود قرار بود پل کانس زا تصرف کند. زمان حساسترین عنصر برای گروه حمله کخ،و به ویژه گروه گرانیت، بود. باور عمومی بر این بود که با استفاده از حمله ی ناگهانی گلایدرها ،و اینکه قرار نبود آلمان رسما به بلژیک و هلند اعلان جنگ کند، حمله با عنصر غافلگیری همراه باشد. به هرحال، آلمانها تخمین زده بودند که مدافعین بلژیکی در عرض یک ساعت بر علیه نیروی کوچک چتربازها وارد عمل شده و حتی شاید بتوانند از نیروهای ذخیره شان هم استفاده کنند. بنابراین، آلمانها باید در عرض این یک ساعت تا آنجا که امکان داشت مواضع ضدهوایی و توپخانه را از بین می بردند و به هر قیمت که بود توپهای دور برد مستقر در ابن ایمائل را از کار می انداختند. منفجر کردن این توپها ده دقیقه زمان می گرفت. در طی این زمان چتربازها باید از گلایدرهایشان پیاده می شدند، راه خود را به سمت توپها باز می کردند و منطقه را تأمین می کردند، خرجها را بر روی لوله ی توپها کار می گذاشتند و آنها را منفجر می کردند. تمام این عملیات باید زیر آتش توپخانه ی دشمن انجام می گرفت.

    آخرین اصلاح ها بر روی نقشه انجام گرفت و قرار شد که گلایدرها در ساعت 5:30 روز دهم می در مناطق درنظر گرفته شده فرود بیایند. گروه هایی که به پلها حمله می کردند باید مدافعین بلژیکی را عقب می زدند، خرجهای انفجاری را از روی پلها باز می کردند و آماده می شدند تا پل را در برابر ضدحملات دشمن حفظ کنند. 40 دقیقه بعد سه فروند یونکرس-52 بر فراز هر پل پرواز می کردند و 24 چترباز دیگر را به عنوان نیروی کمکی بر روی پلها می ریختند. این هواپیماها وظیفه داشتند تا مهمات و چند قبضه مسلسل را نیز با چتر رها کنند. همزمان، نیروهای مهاجم به خود دژ باید فرود می آمدند و مدافعین را گیر می انداختند و توپهایشان را از کار می انداختند. با رسیدن به اهداف اولیه، چتربازان باید از مواضع خود دفاع می کردند تا اینکه نیروی زمینی آلمان وارد منطقه شود و منطقه عملیاتی را تحویل بگیرد.

    نبرد

    به دلایل امنیتی واحد هجومی کخ در چند موقعیت مختلف در  منطقه ی راینلند پخش شده بود. فرمان حرکت در روز نهم می به واحد ابلاغ شد و واحدهای پراکنده حرکت به سوی منطقه ی تجمع از پیش تعیین شده را آغاز کردند. در ساعت 4:30 روز دهم می 42 فروند گلایدر به همراه 493 چترباز به آسمان برخواستند تا با حرکت به سمت جنوب به محل رهاسازی برسند. سکوت رادیویی خلبانها را مجبور می کرد تا برای ارتباط از گلوله های منور استفاده کنند. این سکوت رادیویی سبب شد تا فرمانده های آلمانی نفهمند که یکی از گلایدرها از هواپیمای یدک کش خود جداشده و ناچار در خاک آلمان فرود آمده است. خلبان دیگری گلایدرش را زودتر از موقع رها کرد و به هدف خود نرسید. هر دو گلایدر سربازان گروه گرانیت را حمل می کردند که در نتیجه سبب تضیف این گروه شدند. فرمانده ی گرانیت ،ویتزیگ، در یکی از این دو گلایدر بود و ناچار در زمان حمله جانشینش مجبور بود که حمله را هدایت کند. بقیه ی گلایدرها در حدود 20 مایلی اهدافشان و در ارتفاع 7000 پایی جداشدند. پس از اینکه یونکرسها گلایدرها را رها کردند و به سمت داخل آلمان چرخیدند ضدهوایی های بلژیکی آنها را کشف کردند و به سوی آنها آتش گشودند. همین آتشباری سبب هشیاری مدافعین بلژیکی شد.

    http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcRWJOif20VhGFCNZMSYOnHYtkjaybVaIzYBUbgt3VdhG6hx8mnI

    چتربازان آلمانی پس از پیاده شدن از هواپیمای گلایدر به سمت هدف یورش می برند.

    پلها

    هر 9 فروند گلایدری که گروه فولاد را در خود حمل می کردند در ساعت 5:20 در نزدیکی هدفشان بر زمین نشستند. چتربازها با نارنجک و مسلسل دستی به مواضع مدافعین هجوم بردند. در سنگر توپ به وسیله ی خرج انفجاری از جای کنده شد و این موضع تسخیر شد. همزمان آلتمان چتربازانش را برای بازکردن خرج های انفجاری ،که بلژیکی ها بر روی پایه های پل نصب کرده بودند، هدایت کرد. بلژیکی ها فرصت منفجر کردن پل را از دست دادند اما هنوز در برابر چتربازان مقاومت می کردند. گروه حمله نتوانست بر دو قبضه توپ صحرایی که در پانصد متری پل مستقر شده بودند فائق شوند و آلتمان ناچار شد که درخواست پشتیبانی هوایی کند. چند فروند بمب افکن شیرجه روی اشتوکا ،که در آسمان منطقه بودند، توپها را از کار انداختند. نیروی زمینی در ساعت 21:30 به منطقه وارد شد و گروه فولاد را رها کرد. در اثر مقاومت بلژیکی ها 8 کشته و 30 زخمی بر روی دست آلتمان گذاشته شد.

    10 فروند گلایدری که گروه بتن را حمل می کردند درساعت 5:15 در کنار پل ورونهوون بر زمین نشستند و چتربازان را پیاده کردند. یکی از گلایدرها طعمه ی توپ ضدهوایی شد و مجبور شد تا در خاک هلند فرود بیاید. گلایدرها بلافاصله پس از فرود زیر آتش قرار گرفتند و یکی از آنها در هوا دچار واماندگی شد. این سانحه سبب شد تا 3 چترباز زخمی شوند. یکی از گلایدرها نزدیک استحکاماتی که کلید خرج انفجاری پلها در آن قرار داشت فرود آمد. چتربازان به این سنگر هجوم بردند و سیمهایی که به چاشنی خرجهای انفجاری وصل می شد را قطع کردند. دیگر دست بلژیکی ها به پل نمی رسید. البته مدافعین چند بار با ضد حمله سعی کردند تا پل را دوباره تصرف کنند اما به وسیله ی مسلسلهایی که از طریق هوا برای چتربازان ریخته شده بود به عقب رانده شدند. در ساعت 21:40 یک گردان پیاده ی آلمانی به پل رسید و چتربازان نفس راحتی کشیدند. تلفات گروه بتن 7 کشته و 24 مجروح بود.

    9 فروند از 10 فروند گلایدر گروه آهن در نزدیک اهدافشان بر زمین نشستند. آخرین گلایدر به دلیل اشتباه ناوبری در منطقه ای اشتباه بر زمین نشستد. زمانی که چتربازان از هواپیماهایشان پیاده شدند دریافتند که چند دقیقه قبل مدافعین بلژیکی پل را منفجر کرده اند. ستون مکانیزه ی آلمانی که قرار بود پل را از چتربازها تحویل بگیرد 20 دقیقه زودتر از برنامه حرکت کرده بود و مدافعین بلژیکی را نسبت به فعالیتهای نظامی آلمان هشیار کرده بود. عنصر غافلگیری از دست رفته بود. یکی از گلایدرها در زمان فرودآمدن سقوط کردن و بیشتر سرنشینانش کشته شدند. چتربازان به مواضع بلژیکی ها هجوم بردند و آنها را نابود کردند.

    File:Bundesarchiv Bild 146-1971-011-31, Belgien, Eben Emael, gesprengte Brücke.jpg

    پلی که منفجر شد و به دست آلمانها نیفتاد. سنگر توپ در جلوی تصویر دیده می شود.

    در ساعت 5:50 چتربازهای آلمان اهداف مورد نظر خود را تصرف کرده بودند. ضدحملاتی که برعلیه آنها صورت گرفت به وسیله ی اشتوکاها دفع شد ولی بلژیکی ها تا شب دست از حملاتشان برنداشتند. تلفات گروه آهن از بقیه ی واحدها سنگین تر بود: 22 کشته و 26 مجروح. یکی از چتربازان به دست بلژیکی ها اسیر شد اما بعدتر در زمان عقب نشینی متفقین از دانکریک آزادشد.

    دژ

    9 فروند گلایدر باقیمانده گروه گرانیت را با موفقیت بر سقف دژ ابن ایمائل پیاده کردند. این هواپیماها برای توقف سریع به چتر مجهز شده بودند. چتربازان به سرعت پیاده شدند و شروع کردند به نصب خرجهای انفجاری بر روی توپهای دوربرد. در قسمت جنوبی دژ یک آشیانه ی توپ 3 قبضه توپ 75 میلیمتری منفجر شد. یک برجک توپ که 3 قبضه  توپ 75 میلیمتری بر روی آن نصب شده بود توسط چتربازان منفجر شد اما یکی از توپها از کار نیافتاد و مدافعین آن را برعلیه چتربازان بکار گرفتند. چتربازها ناچار شدند تا دوباره به این برجک حمله کنند و توپ را نابود کنند. توپهای نصب شده بر روی یک برجک آنچنان بزرگ بودند که چتربازان دو گلایدر برای منفجر کردن آن مجبور شدند با همدیگر وارد عمل شوند.

    File:Kasematte Maastricht 2.jpg

    بازمانده استحکامات دژ ابن ایمائیل

    در ضلع شمالی دژ همین الگو در حال پیاده شدن بود. چتربازان یا توپها را از کار می انداختند یا استحکاماتی که توپها در آن نصب شده بودند را منفجر می کردند. برای از کار انداختند یک برجک مسلسل ،که ضلع غربی دژ را پوشش داده بود، چتربازها از آتش افکن استفاده کردند. توپهای 75 میلیمتری که در هدف شماره 23 نصب شده بودند چنان مشکل آفرین شدند که چتربازان درخواست پشتیبانی هوایی کردند. یک اسکاداران اشتوکا این برجک را بمباران کردند. اگرچه بمبها مستقیما به برجک اصابت نکردند اما خدمه ی توپها مجبور شدند تا موضع خود را تخلیه کنند. خروجی های آسایشگاه ها توسط مواد منفجره تخریب شد تا سربازان بلژیکی نتوانند ضدحمله ی مؤثری را سازماندهی کنند. توپهایی که ممکن بود با آتش خود عملیات تسخیر پلها را با مشکل مواجه کنند همگی از کار افتادند اما چتربازها هنوز با تعدادی آشیانه ی مسلسل که آنها را زیر آتش خود گرفته بودند درگیر بودند.

    http://www.blogandgo.co.uk/A55A21/BlogAndGo.nsf/48B491E756A409CB8025750C0005B33D/$file/mEben4.jpg

    خوابگاه سربازان در داخل دژ ابن ایمائیل. این مکان امروزه به صورت موزه بازسازی شده است.

    در حین درگیری ها یک گلایدر بر روی سقف دژ نشست و ستوان رودولف ویتزیگ را پیاده کرد. او پس از فرود اجباری در آلمان با بیسیم درخواست کمک کرد و به همراه افرادش توسط یک فروند گلایدر دیگر به منطقه ی عملیاتی آورده شد. مدافعین بلژیکی ضدحملات خود را بدون هماهنگی با یکدیگر و بدون پشتیبانی توپخانه انجام می دادند. تعدادی آتشبار صحرایی و استحکامات کوچکتر در منطقه وجود داشت که چتربازان را زیر آتش گرفته بودند اما پراکندگی آتش آنها سبب شد تا چتربازان حملات پیاده نظام بلژیک را دفع کنند. آلمانها مراقب بودند تا سربازانی که در آسایشگاه به دام افتاده بودند ضدحمله ای را اجرا نکنند. تمام راه های خروجی آسایشگاه توسط چتربازان مسدود شده بود و هر سرباز بلژیکی که جرأت می کرد از آسایشگاه خارج شود به گلوله بسته می شد.

    طبق نقشه قرار بود که پس از تصرف دژ گردان پنجاه و یکم مهندسین رزمی جانشین گروه گرانیت شوند اما آنها تا ساعت 7 صبح فردا سر وکله شان پیدا نشد. مقاومت سرسختانه ی بلژیکیها و منفجر کردن چند پل بر روی رودخانه موز سبب شد تا این گردان برای خود یک پل موقت نصب کند و دیر به محل دژ ابن ایمائل برسد. اندکی پس از گردان پنجاه و یکم، یک هنگ پیاده هم به منطقه رسید و حمله ی نهایی آلمان جهت تسلیم کردن سربازان درون دژ آغازشد. بلژیکی ها با به جای گذاشتن 60 کشته و 50 مجروح در ساعت 12:30 تسلیم شدند. تلفات گروه گرانیت 6 کشته  19 مجرح بود.http://www.blogandgo.co.uk/A55A21/BlogAndGo.nsf/913027D3E05FAFB08025750C00049E54/$file/mEben3.jpg

    ننمای بیرونی سنگرهای توپخانه دژ ابن ایمائیل

    پس از نبرد

    تهاجم هوابرد به پلها و دژ ابن ایمائل برای گروه حمله ی کخ یک موفقیت تمام عیار بود. توپهای مستقر در دژ از کار افتادند و نتوانستند از مدافعین پلها پشتیبانی کنند. دو پل از 3 پل سالم به دست آلمانها افتاد و در نتیجه ارتش هجدهم توانست به راحتی تا قلب بلژیک پیشروی کند و نقشه ی دفاعی بلژیکی ها ناکام بماند. ژنرال اشتودنت پس از پایان جنگ درباره ی این عملیات نوشت:"این عملیات سندی از شجاعت و تصمیم گیری قاطع بود... من تاریخ آخرین جنگ و نبردهای آن در تمام جبهه ها را مطالعه کرده ام. اما قادر نیستم تا در میان عملیاتهای مشعشع این جنگ ،چه به وسیله ی خودمان چه به وسیله ی دشمن، عملیاتی را قابل مقایسه با موفقیت گروه حمله ی کخ بدانم." تعدادی از افسرانی که در این عملیات شرکت داشتند به مدال صلیب شوالیه دست یافتند. گروه حمله ی کخ پس از این عملیات تا استعداد یک گردان گسترش یافت و تبدیل به گردان یکم هنگ تازه تأسیس اول هوابرد شد. این هنگ شامل 4 گردان بود که به وسیله ی گلایدر در محل عملیات فرود می آمدند. خود کخ به درجه ی سرگردی رسید و فرماندهی گردان یکم به وی واگذار شد.

    File:Bundesarchiv Billd 146-1971-011-27, Belgien, Eben Emael, Fallschirmjäger.jpg

    سربازان آلمانی پس از فتح دژ ابن ایمائیل عکس می گیرند.

     مترجم: رضا کیانی موحدپ

    منبع:en.wikipedia.org/wiki/Battle_of_Fort_Eben-Emael


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 08:46 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 27 بهمن 1389 11:36 ب.ظ نظرات ()

    با شتاب، اجراشده به همراه شجاعت و خراب شده به وسیله اتفاقات، عملیات مارکت گاردن یکی از ناامیدکننده ترین نبردهای نظامی جنگ جهانی دوم بود. خیالات بهترین ژنرال ارتش بریتانیا ، فیلدمارشال مونتگومری، به آنجا منتهی شد که نقشه ای برای نفوذ سریع به عمق خاک دشمن کشیده شود تا نیروهای متفقین کمتر با ارتش آلمان مواجه شوند. به نظر می رسید که جنگ در چند ماه آینده و حتی شاید قبل از آغاز سال نو به پایان برسد و مردم انگلستان از 6 سال جنگ خونین رهایی یابند. نقشه مونتگمری به بزرگترین عملیات هوابرد تاریخ منجر شد. 10000 چترباز آموزش دیده از لشکر یکم چتربازانگلیس آرزو داشتند که در جشنهای پیروزی بیشتری شرکت داشته باشند. 25000 چترباز آمریکایی و تعدادی چترباز لهستانی نیز در کنار چتربازان انگلیسی در این عملیات شرکت کردند.
    استراتژی مونتگمری مبنی بر 2 حمله موازی بود. حمله اول یک عملیات هوابرد بود با استفاده از 35000 چترباز موجود و عملیات دوم یک تهاجم زرهی توسط ارتش دوم انگلیس که قرار بود 65 مایل به داخل خاک هلنداشغلی نفوذکند. قسمت هوابرد عملیات مارکت و قسمت زرهی آن گاردن نام گرفتند و درنهایت تمام عملیات مارکت-گاردن نام گرفت.

    تصویر

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 1 اسفند 1397 10:51 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic